آخرین مطالب وبلاگ
رای اعضا
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:939
  • تعداد اشعار:8,039
  • تعداد نظر:45,148
  • تعداد بازدید:1,933,846
کاربران آنلاین
مهمان
  • 7 نفر
  • 29 نفر
  • 1 نفر
  • 11 نفر
اعضا
  • ایران 2 نفر
در حال حاضر 48 میهمان و 2 عضو آنلاین هستند.
hossein fathi
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 06/ 11 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس با مدیریت دکتر مینا آقازاده دوشنبه سی ام دی ماه 98 از ساعت 17 در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
  • 06/ 11 /1398 به شعر ایران خوش آمدید  | 
علی میرزایی

کاسه ی صبر

کاسه ی صبر
گفته بودم که حال من خوش نیست،تا بهارم شبیه پاییز است
خانه ویران روزگار منم،چه نیازی به قوم چنگیز است
مانده در وصف چشم مست تو ام،که به توصیف تو کم آوردم
یاس خوش بوی من شدی از غیر،سهم من ...

ادامه شعر
حسین خیراندیش

جان فدای عشق (حاج قاسم)

بستم زبان و شنیدم بیان تو
گفتم درود به روح و روان تو
تو جان فدای مکتب عشق و ولایتی
خوشحال نموده امام زمان تو
مولا حسین شهیدم بغل گرفت
خواندم تمام زندگی جاودان تو
روح تو در کنار مه و ماه نشسته بو...

ادامه شعر
علیرضا همتی فارسانی

آتش به جانم می زنی

با نگاه سرد یا آتش به جانم می زنی

یا خطابم می کنی زخم زبانم می زنی

روی لب جایی برای واژه ی لبخند نیست

جای یک لبخند مشتی بر دهانم می زنی

کاش بگذاری که حرفم را بگویم لااقل

ساکتم کردی چرا ...

ادامه شعر
سجاد وطنخواه

انتظار آقامیز(۱)

آﻗﺎ ﭘﯿﺎده ﮔﺰن ﻟﺮ ﺳﻮاراوﻟﺪی ﮔﻞ.
رﯾﺎاﻫﻠﯽ ﻓﮑﺮ رﯾﺎﺳﺖ ده دی
ﺑﺸﺮﮔﯿﺪو ﺑﻨﺪ اﺳﺎرﺗﺪه دی
ﺑﻮ ﺗﺒﻌﯿﺰﯾﺪن ﺳﯿﻨﻪ زار اوﻟﺪی ﮔﻞ.
ﺑﯿﺮی آﻟﺪﯾﺮﯾﺮ ات، اﯾﺘﻪ اﺗﻤﺎﻗﺎ
ﺑﯿﺮی ﯾﺮ ﺗﺎﭘﺎﻣﯿﺮ ﮔﺠﻪ ﯾﺎﺗﻤﺎﻗﺎ
ﻋﺪاﻟﺖ ﺟﻬﺎﻧﺪا اوﻟﻮﺑﺪور آ...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

آغوش مهر


می دهم جانم شبی آخر به جانان نوش تر
پر زنان از کوچه ی دلدار ها خاموش تر

با نسیم کوی لیلی می روم همراه باد
در همان حال و هوا شاید کمی مدهوش تر

می گشایم در فراغ بال آغوشی به شوق
اشتیاقی از تب...

ادامه شعر
مروت خیری

یادگاری

از تو در من،
جا مانده یک لبخند
مثل ترکش بر تنِ
سربازِ برگشته از جنگ

ادامه شعر
میثم قره باغی

بی قراری

انقدر روز را گریه کرده
چشم بند بسته اند برای چشمانش

دیگر اعتمادش را
بهِ
ستاره
خورشید
حتی
حتی
ابرها ازدست داده است
گمان می کند
آنها برداران یوسف هستند
همان قدر بی رحم
همان قدر فقیر محب...

1
ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

دوری تو


از تو دورم
آنقدر که بودن با تو
برایم ترس و وحشتی می آورد
که مبادا خواب و خیالی بیش نباشد
و بیش از لحظه ای کوتاه نینجامد.
آن قدر از تو دورم
که این دوری بودن با تو را هم برایم آزار دهنده می س...

ادامه شعر
نصراله شبانکاره

پاییز که می رود

پاییز که می رود
هوای آلوده اش را جا می گزارد
و هزاران کشته برگ زرد
در این درازنای خیابان
و انتظاری بی جا از ابرهای خسیس
و سنگین بادهای خسته
چه امید عیش از این پاییز
چه باید کرد با این یاغی ...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

تفهیم

شعری از پژمان : 02/11/1398
=======================

مفاهیم جُز کلام ی زاده شده نیست،
_ که ابعاد در آنان راهی جز فراموشی را به ارمغان نمی آورند

هوایی دگرگون را دگر گونی ی باید وُ تِمامی دیگر را...

ادامه شعر
علی احمدی

قلّه های نور


قلّه های نور

داستان حقیقی درد دل دختر بچه ای با مادرش که از روزهای تلخ اعتیاد پدر خود می گوید

برگرفته از کتاب آتش به دشت نیلوفر:



صدا میاد،صدا...

ادامه شعر
ندا عبد حق

مسیحا

از دست دلم تا به سحر ناله کنانم
هرشب برسد تا به فلک آه و فغانم.

در گوشه ی آن چشم قشنگش نشدم جا
انگار ندارد خبر از راز نهانم.

او کیست که گاهی برد از من دل و جان را
گاهی چو مسیحا بدمد بر تن و ج...

ادامه شعر
سینا علیزاده

همچو فرهادم

رسوای جهانم کن..
وصــــف شعر ، در نامــــت خالاصه
شوق من دو چندان کن
نور دیـــده ی من شو
کردی همچو فرهادم...
سر به روی شانه ام بگذار ، تا
یادی از ما کرده باشی
نور دیده ی من شو !
ای مهربان جان...

ادامه شعر
علی معصومی

تماشای تو

تماشای تو
تا بمضراب دلی نام خوشت ساز کند
گره از کار من و غنچه ی گل باز کند

مانده ام با سر شوریده که بار دگری
نفسی از دم عیسی ی تو اعجاز کند

ایمن از حادثه تا منزل مقصود بّرّد
هر کسی را که سفر...

ادامه شعر
نیلوفر اسفندیاری

غریبانه

هوای دوست کرده ام در این غریبانه
نشسته جغد خستگی به بام این خانه

به دام آن شبم  که از سیاه دالانش
نمیرسم به صبح دم مگر به پیمانه

زمین زبانه میکشد ستاره می سوزد
که ماجرای خشک و تر نباشد افس...

ادامه شعر
hossein fathi

نماز

نماز
بیا ای نازنین، وقت نماز است
گرفتار چه هستی، درب باز است
نماز رکن دین ،جلای روح است
نماز پیوند هیچ با همه چیز است
تو ای فتحی بدان ، تا که نه بازی
به هر نماز که پذیرند در نمازی
نماز رمز مع...

1
ادامه شعر
سعید فلاحی

محبوب من!


محبوب من
به یاد بیاور
سوگواری‌هایم را برای چهارشنبه‌
در پنجشنبه های خاکستری
در خیابان‌های سردِ بی تو بودن را
که بارها از آن عبور کرده‌ام

محبوب من
به یاد تو شعرهایم را
در باغچه
در صحرا...

11
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شعر:شمار102

در دستان سرد مرگ
ماهی کوچکی هستیم
که زنده بودن را
زندگی میکند

9
ادامه شعر
سعید فلاحی

تنهایی مضطر

یادِ تو
دردی است
مچاله!
میان قفسهٔ سینه‌ام
لبریز از یک تنهایی مظطر!
و تمام روز
بی تو
کارِ من است
شانه کردنِ
موهای سیاهِ تنهایی،
و لاک زدنِ
ناخن های کبودش
شاید فراموشم شود
این تنهایی پر ا...

9
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

وحی خدا

« وحی خدا »
سر رشته ی وحی خدا،بر آدمی شیدا که نیست
نزد خداوندش بُوَد ، آنجا بُوَد اینجا که نیست
سر رشته ی وحی خدا،بر هوش ما سر می زند
گر هوش ما نشناسدش،بیجا بُوَد برجا ...

13
ادامه شعر
پژمان خلیلی

ایمان تمام دار و ُ بیاموز

با دست بازو دلی خوش نیوش اَرکُنی خوش است
ایمان تِمام دار و ُ بیاموز/ [دل گِروُ] شَوی ،خوش است



بازار را فروگذار، / رُو / هِجر ِعاشقانه شُو ،
تدبیر هر کس و ناکس شدن، چه_ بی اَمان خوش است ...

13
ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

شکفته است آنچنانت ایمان به جانِ گست...

شکفته است آنچنانت ایمان به جانِ گسترده پر در آتش
که شعله ای هم نمی تواند در آورد چون تو سر در آتش

گدازه طاقت سرشتت افکنده رشک بر دل سپند ها را
ندیده اند از تو چون که هرگز تلألؤ آکنده تر در آتش
...

20
ادامه شعر
پژمان خلیلی

زمان شِکنان! همیشه مفهومی را پیشاپی...

زمان شِکنان! همیشه مفهومی را پیشاپیش از اذهان درک می کنند و به نُدرت خُوی کِسالت بار را دنبال می نمایند، .

پرهیز کارانی عاری از اخلاق خلقیده اند که مانند لخمی/ تَر، وَ تازه و نآب هویدا می گردانند
...

11
ادامه شعر
مروت خیری

یاد تو

زیاد پیش امده
فراموش کنم
خودم را
اما نشده
حتی یک بار
تو را

8
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

فرزندهای ناخلف


در سرزمین ناله ها فریاد را گم کرده ایم
آن سوی این ویرانه ها آباد را گم کرده ایم

ما وارثان کوروش و یعقوب لیثیم و کنون
در شوکران حاکمان شهداد را گم کرده ایم

گرگ است در تندیس میش افتاده در زنجی...

23
ادامه شعر
مجید شفق

تو سلاله گلهایی!

تو سلاله ی گلهایی !


زچشم روشن تو آفتاب می بارد
ز ساق یاس تنت پیچ و تاب می بارد

سرم به سینه بنه تا دمی بیاسایم
ز باغ سینه ی تو عطر خواب می بارد

دلم قرار نگیرد به پیش چشمانت
از این دو...

13
ادامه شعر
علی روح افزا

بعضی ها

نفرین به بقا و هستیِ بعضی ها
بر طینتِ زشت و پستیِ بعضی ها

شیّادی محض است عبادتهاشان
لعنت به خداپرستیِ بعضی ها
...

24
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

منزل امن

« منزل امن »
در مذهب رِندان ، خبر از غیر خدا نیست
آنجا خبری هست ،که جز امر خدا نیست
در مذهـب حق ، لذت دنیا نـدهندش
آنجا دیگر از گفتن یک چو...

17
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شعر:شماره 106


بوسیدمش ،
لحظه ای ثانیه ها ایستادند
وَ من خوشبختی را
نَفَس کشیدم.



ابوالقاسم کریمی_فرزندزمین

13
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نقش نصیحت

« نقش نصیحت »
هر که را پا و قد سروت،نظر خوش بِـبری است
از فراق5 قدِ تو ، تا دَم آخر بگریست
آنکه دل بر قد زیبای چو شمشاد ، تو بست
دید بهتر به جهان، از ...

17
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

شیاطین

« شیاطین »
بسا بودن از این مردم ، غلطها سر زد از آنها
که دایم در غلط بودن ، زمانهایی و دوران ها
زِحق صحبت همی کردن،نه برحق کارشان آنها
به جهل خود فرو رفتن ،خدا گمر...

17
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

ره نجات

« ره نجات »
تا دین در ارتباطـس ، دینـدار را حیاتـس
دین سود این جهان نیست،سودش پس ازمماتس
تا دین در ارتباطـس ، دیندار گیج و ماتـس
سودش در این جهان نیست ، زین حی...

12
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شعر شماره 107

در مکتب سرد روزگار
جز غم
نیاموختم.

چراکه مادرم
مرا
در پایتخت اشک
زایید.


ابوالقاسم کریمی - فرزندزمین

12
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

فیض حق

« فیض حق »
هر که از فیض حق بی نصیبـس1
در برِ قوم و خویشان غریبـس
فیض2 حق هر که را یاورش نیست
از همه کهنه تر آستینـس
گر شود ...

9
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

تابش خورشید

« تابش خورشید »
در تابش خورشید، اثری رو به جهان هست
در جمله نباتات ، اثر آن به عیان هست
آن خالق خورشید و همه عالم و آدم
لطفش به همه عالم و برکون ومکان هست
بر...

12
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شعر:شمار101

بازندگان دنیا

آدم های بدی نبودند ،

تنها نتوانستند

دروغ را ،

به خوبی بیاموزند.

10
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی چهاردهم (سرآغاز)

آغاز کنم به نام حق بسم الله
تکرار کنم به هر ورق بسم الله

تا باز شود جوی سخن بر خط عشق
از حمد نخوانده تا فلق بسم الله...

29
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

دانه خردل

« دانه خردل6 »
ای آنکه نطق آدمیان ، نقش پای توست
سرتاسر سماء و زمین، در بنای توست
با آنکه آدمی ، نـشناسد رضایتـت
نطق و امید آدمیان ، بر رضای ...

10
ادامه شعر
علی ناصری

می دانی

تقدیمی به شهدای مدافع حرم
من پرده ی آخر شده ام می دانی
فریاد براین در شده ام می دانی
دردشت عمل شقایقی تنهایم
چون عاشق بی سر شده ام می دانی
من نسل ضمیر عشق در راه ولا
گمنام به پیکرشده ام می دانی
...

11
ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

امام حسن مجتبی ع

.
ترکی
(امام حسن مجتبی ع)
.
پور علی زاده یِ زهرا حسن
شمسِ عرب قامتی رعنا حسن
.
بیرباخیشی گوزدن آتار یوسفی
صورته باخ ماهِ دل آرا حسن
.
حُسنِ جمال ، حُسنِ کمالاتی وار
ماه جبین صورتی زیبا حسن
...

18
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شعر:شماره105

خمپاره
آنقدر در شهر تو بارید
که استخوان سربازان مرده
خاکستر شد

اما تو آنقدر
در مدار دلدارت چرخیدی
که دیوار برلین
فرو ریخت.



ابوالقاسم کریمی(فرزند زمین...

11
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

پیاله

« پیاله »
گویند کتاب فضل وِرا1 یک پیاله اس
کآن یک پیاله شربت آن، صد پیاله اس
فصل بهار و هر چه گُل و لاله می بُوَد
آب بقای آن همه ، از آن پیاله اس
هر سبزه در ...

12
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

طاعت

« طاعت »
گفتن بلند پایه ی تو را همتی از اوست
آثار علم آن ، تو عمل گر کنـی نکوست
آن را گـر آرزو نَبُوَد بر وفای دوست
ما را به مهـر و ...

10
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی سیزدهم (ماه و نگاه)

یاری و نگاری و قراری و لبی
معشوقه ی دیگری و تابی و تبی

هر کس به هوای خود کناری و مرا
ماهی و نگاه گاه گاهی و شبی

20
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نصیحت

« نصیحت »
خـداوند دانـای فـرد غـفور
به دستـش بُـوَد گردش این امـور
تسلـط نـداد آن به دست کسـی
نه بر بچه مـوری، نه بهرام گـور
نصیحـت نـمودم به جمع ب...

11
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

دیار یار

« دیار یار »
اندر دیار یار ، مرا جای کار هست
جای تمام جامعه ، در آن دیار هست
اندر دیار یار، جامعه را جایگهی هست
آن را که بهره ای است ،درآنجا قرارهس...

11
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

آخرین گزینه

شب دل انگیز و ماه شعله پرست
و دل از شوق یار دیوانه
با نگاهی به مشعل مهتاب
پر کشیدم دوباره از خانه

بار و بندیل عشق را برچین
باید امشب کنار هم باشیم
ساز و خودکار و یک ورق کاغذ
نیمه شب را حریف غ...

28
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

حیله باز

« حیله باز »
آنکس که تکیه کرد ، به دنیای حیله باز
کوته بُد آستینـش ، دستـش بُدی دراز
صحبت مکن زِ گردش دنیای کج مدار
واضح بگو، که چرخ نگردد به یک فراز
...

8
ادامه شعر
سعید فلاحی

پاییز دلتنگی

من که می دانم
این پاییز
به این سادگی ها
از سر دلتنگی هایم
دست بر نمی دارد،
شاید از انبوه برگ‌های خزان
بر تن کوچه های عریان شهر
این را
تو فهمیده باشی
که اینچنین عاشقانه
از آن سمت خیابان
دس...

9
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی پانزدهم (دادگاه ویژه)

گر ظلم به دست عدل اعلام شود
مظلوم ، به حکم تازه اعدام شود

تا سر ننهد کسی دگر بر سر ظلم
اندیشه چرا و تا به کی خام شود

ستم پذیری خود گناهی نابخشودنی است....

22
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران