تولد اعضا
پرستش مددی

در چشم تو پلنگ غزل آرمیده است یعنی غزل به کوی غزالان رسیده است در باغ عشق مرغ قناعت نگاه را تا کوچه های تنگ نگاهت کشیده است در ما پرنده های تنت سِیر می کنند از چشم آسمان تو باران چکیده است ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دل آدم » طراز حکم حق ، از آن اول همین رنگ است زِ اول تا الی آخر، خدا دارای فرهنگ است خدا آن فرد تنهای است و حاکم برهمه مخلوق نظام و تخت وتاج آن،پُر از مبنای اور...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« آیینه ی ما » ای پسر طعنه مزن ، بر من و آیینه ی ما عکس آن لطف خدای است،در آیینه ی ما گنج باقی قناعت بِـه2 ،که حماقت3 باشد آن فراوان و بزرگ است، به گنجینه...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

در قالب شعری(نوین) سروش-1 بسم الله الرحمن الرحیم اشعاری در قالب شعریِ ابتکاریِ سروش 1- دل گدازنده، دلنواز آمد باز با ناز و سرفراز آمد کاشکی داشتم دلی، دلکی . 2- آفتاب غروب و کشتی و آب موج ب...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 221- تمسخر * دل، خر نمی شود بـر مثلِ تو نوکـر نمی شود تو عاطفه را هم به تمسخر گرفته ای! از تو به عشق سر نمی شود دلبر نمی شود * 222- قهر * غمناک می شوم کم کم ز خنده پاک می شوم قهرم ...

ادامه شعر
پرستش مددی

من پرتگاه آخرین احساس پروازم در لشکر لیلائیان خود را نمی بازم آهوی خوش نقش همین جنگل که میبینی در لابلای شاخه های غم سرافرازم بیراهه ها هرگز نمی فهمند شعرم را آئینه ها را در غزل یک عمر می ت...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

امید دیدنت . درلحظه های تلخ و ملال آور غروب وقتی که چشم دو زم بر ساحل غروب دریای بی کرانه ی دامان آسمان درکام هولناک فرو می برد مرا....... من دیگر آن جوانی دیروزیم نماند اکنون نش...

ادامه شعر
پرستش مددی

تصنیف چشمت یک غزل از عمق جان است دستان تو با دست هایم مهربان است این زخم ها با شعر من مانوس هستند احساس من مرز زمین و آسمان است پرواز یعنی شاعری در اوج حسرت درگیر احساسی که با غم هم زبان است ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« گمرهی خلق » از گمرهی خلق ، چو فریاد کشیدم در راه دیانـت ، قدمی چند دویدم مردم همه راه غلطی پیش بـرفتند من ماندم و فریاد که در ...

ادامه شعر
فرشید افکاری

کلیشه| من مانده ام و کلیشه هایی مبهم در زندگی ِ همیشه هایی مبهم رویا و امید و آرزوهایم ؛ هیچ! روحی شده پشتِ شیشه هایی مبهم ... از قصّه ی خیر و شر؛بشر شد آغاز ابلیس و لباس ِ نور! شر شد آغاز جا...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

به قد و قامت خود گرم تابشم امشب پر از هوای تو ، لبریز خواهشم امشب چو نرمی پر پروانه و لطیفه ی صبح حریص حس غریب نوازشم امشب چنان پُرم که به شادی شبیه تر شده ام غمم نهفته و غرق نیایشم امشب ...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

زود آمده بودیم ولی دیر شدیم آزرده زکینه های تقدیر شدیم دردِ دل ما گرسنگی نیست دگر دیریست که از بودنمان سیر شدیم...

ادامه شعر
طارق خراسانی

پیر دردی کش ما گفت به درسِ سحری تا ابد گفته ی او را که زیادت نبری عملِ صالح اگر نیست ، عبادت به جوی از تو هرگز نخرد مردمِ صاحب نظری هان میازار دلی را و دلِ خود خوش دار بهترین توشه همین است به گا...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شبی در پنجه ی سرد زمستان لب دیوار قربانگاه زندان به زیر سایه ای مبهم تر از غم گلی دیدم ، اسیر تیغ طوفان

ادامه شعر
حامد سنگچولی

"منم تنها ترین تنهای تنها" در این سرمای جان سوز نفس ها منم بیکس ترین نُت واژه ی غم بر این دشت غزل شیدای شیدا من آن آهوی دشتِ هولناکم شدم صیدِ شغالانی چه رسوا به خونِ دل از آنجا می رمیدم ب...

ادامه شعر
پرستش مددی

چشمان تو شیرازه ی دیوان جهان است احساس تو طعم نفس خسته دلان است در شاهرگ هر غزلم عشق تو جاریست یعنی که غزل خون دل لاله رخان است تا موی تو در چنگ نسیم است غمی نیست آوخ به زمانی که گرفتار خزا...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

اصول واژه های ِ شعرم را _ پَس دهید! شما برایم، مُرده اید وُ من نیز! می میرم _ برایتان ...

ادامه شعر
محسن شریف زادگان

نگاهت لمس وسوسه های پریدن شاپرک است و نگاهم لبریز آرامش سکوت وصال. پلک نزن نگذار حتی لحظه ای سیاهی چشمانت،پنهان ثانیه ای فراموشی شوند....

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

اگه دشمن به دستانش تفنگه دل دریایی ما مرد جنگه قسم بر قامت سرو شکسته در و دیوار زندان هم قشنگه

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

چیزی که نماندست که از دست دهیم آزادیِ مشروط... گرونی هم روش ما مردمِ صبرپیشه ی بانمکیم تهدید به حبسِ توی گونی هم روش از اولِ کودکی که بدبخت شدیم این دوره ی کوتاهِ جوونی هم روش تحریمِ دلار ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا