تولد اعضا
رسول  مهربان

مادره عالم تویی ای نوره چشم مصطفا (ص) همسری والا تویی بهره علی مرتضا (ع) دین احمد با وجوده دخترش پاینده شد با دعاهایت به امت درد ها کردی دوا مادری را بر پدرکردی تمام یا فاطمه (س) ذکر تسبیحت بگوین...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« اعلا ملک حق » در اعلا ملک حق،گر ما توان رفت نـمی شاید به فکر ناتوان رفت در اعلا ملک حق ، با آن رفعت5 زِ فکر کوته ما ،کی توان رفت در اعلا ملک حق ، ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

- به حضرت زهرا(س) نسیم عطرِ یاسِ تنِ توست وقتی نفس میکشی و بهار ادامه ی لبخندهای توست آن زمان که جهان را مهمان خوان پر خیر و برکت شفاعت ات می کنی... سعید فلاحی...

ادامه شعر
سعید فلاحی

بقیع پنجره هایت تشنه ی کدامین دیدارند؟! سکوتت از چه روست؟ چه گم کرده ای در خود که دیدنش را کعبه آمال شیعیان کردی؟! چه در دل داری که زبان گفتنت لال است! کبوترهای خسته ی نگاه عاشقانت دنبال چیدن...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

شب است آبستنِ شرّی و بر خود موج می پیچد. درنگی مات،  در آئینه بهت آمیز، چون کابوس پا برجاست! چه نیرنگی مگر دژخیمِ خون آشام ِ خوک آیین به سر دارد؟ که بر می خیزد آه از سینه ی تفتیده ی مهتاب از ماتم...

ادامه شعر
سعید فلاحی

ای ام ابیها... - پیشکش به مادر شیعیان عالم. ای ام ابیها ای یعقوب فراق ها؛ ای یوسف جفاها؛ ای صولت پر ابهت؛ ای جاری محبّت؛ تو چشمه ی طهارت؛ ای جلوه ی خدایی ای نورِ ای شکیبایی ای آفتاب سفر...

ادامه شعر
رسول  مهربان

جان ما پیش کشِ راهِ شهیدان حسین ع مال ومکنت همگی فدای ایمان حسین ع مشق تاریخ همه غربت دوران حسین ع ذکرِ هرشب همگی روضه ی رضوان حسین ع ماتم کرب و بلا عزت مردان حسین ع هرچه داریم در عالم همه قربان ...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

........................... 1 ازهمان آغاز بعثت با نبی همدل و همگام شد در زندگی درمهالک بود دایم پیشتاز در همه دشوار ها او چاه ساز هر که خواهد خاطر یزدان پاک از چه تر سد وا...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

درباره ی مو لا علی .............. 2 .............. مظهر عترت شده خانه نشین از که آموزند خلق اجرای دین آن سر افرازان و همرزم قدیم جنگجو یان فدا کار و ندیم از چه بر پایند رو یا روی او حمله ک...

ادامه شعر
پژمان خلیلی

آن روز که تَرکش را بر تیر تنت راندی کاروان جَرس جنباند،جانان دگر راهی خاموش روی جانان غافل که چراغی تو گر قصد خَموش رفتن، این یاد چه می رانی ای کاش زبان می سوخت بر نمی شد این بیتی دُردانه ای ما...

ادامه شعر
سعید فلاحی

¤ نام نامی علی... خیرست علی رقم زند تقدیرم خوشحال شود خدا ازین تعبیرم حاجی لک لبیک کنان رفت طواف من ذکردخیل یا علی میگیرم من شیعه ام و نام علی تسبیحم من بی دل و بی آل علی میمیرم جز نام علی ذ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

¤ اربعین شد شد اربعین حسین سید شهدای دینِ مبین وا حسین و وا حسین و وا حسین چه دلگیرم چه دلتنگم چه بی‌تاب برایش دل سنگ شده آب از این نالۀ جانکاه از این دوری ناگاه شوم مویه‌کنان، خسته، شکست...

ادامه شعر
سعید فلاحی

¤ آیه نور قطره ای ناچیزم و توصیفِ دریا مشکل است صحبت از شأن تو «یا عالیِ أعلیٰ» مشکل است آیه آیه نوری و ختم قرآن العظیم «هل أتیٰ» می خوانمت! تفسیر «أسرا» مشکل است دردها دارم به سینه یا علی درما...

ادامه شعر
سعید فلاحی

¤ مرا بطلب... دلم گرفته برای ماتمی که میدانی برای وسعتِ آن غمی که میدانی نشد باشم به کربلا و شرمنده ام دچار حال بد و مبهمی که میدانی چقدر گریه کنم تا به من محل بدهی قبول کن! منم آن محرمی که می...

ادامه شعر
سعید فلاحی

¤ برای حسین گریه می کنم بارِ دگر برای حسین گریه می کنم با یاد کربلای حسین گریه می کنم با جمع سوگوار ز اعماق روح خویش با شرحِ ماجرای حسین گریه می کنم در جمع کودکانِ پدر مرده ی فقیر همچون یتی...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« ره ایمان » خدای را نـتوان دید با چنین چشمان ولی خدا را بـتوان دید از ره ایمان بشر که عاجزس از دیدن خدا و بشر خدای خود بتوان بـیند از ره قرآن ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« دیو و انسان » روزی که سلیمان(ع) زِ بـرِ قادر سبحان در مُلک جهان آمد و شد رهبر ایمان داود (ع) پیمبر ، پدرش رهبر مخلوق وآن رهبریَـش را بـسپرد ...

ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

نظری کن به من ای روشنی چشمانم
نظری کن که من از گم شدنم حیرانم
گرچه غافل شدم از آن همه لطف و احسان
چه بگویم که از این غفلت خود گریانم
به خدا، هر که پناه از بدی و پَستی بُرد...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« میزان عدل » ای پسر خوش سِیـر6،گوش بکن این کلام ظلم و تجاوز نکن ، تا بشوی نیک نام صحبت قرآن شنـو ، حکمت خلاق بین حکمت خلاق بود ، صحبت قرآن به نام ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« فاتح خیبر » علی (ع) مرد دانای با علم و هوش زِ علمش به دنیا بر آرَم سروش علی (ع) عالمِ علم دانایی است بیانش فزون از دُر2 است کن بگوش ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا