تولد اعضا
دادا بیلوردی

برف میبارید و من مات و حیران بر سپیدیِ چمن می شدم غـرقِ تـماشـای جهـان ِ خـویشتـن بیگمان پوسیده خواهد گشت تن روزگاری در کفن * برف می بارید و باز غنچه می نالید از سوز ِ اَیـاز موی...

ادامه شعر
غلامحسین خورشیدی

به نام خدا (یعنی این صنم) شادم ز لبخند تو من، مسرور یعنی این صنم دیوانه خوانندم کسان، مشهور یعنی این صنم من از شراب لب تو را، عمری است بیخود گشته ام کس را بصیرت ار بود، مخمور یعنی این صنم در گوش...

ادامه شعر
غلامحسین خورشیدی

به نام خدا (توبه) اگر می خواری و مستی رها کردم ، خطا کردم! وگر با ساقی و شاهد جفا کردم ، خطا کردم! دلم گر سوی واعظ شد گناهم بود و می دانم جماعت هر چه من با او به پا کردم ، خطا کردم! اگر بیرو...

ادامه شعر
نسرین سادات(نغمه) غضنفری

همین یک قطره اشک پژواک آرامش خاطرم شد قطره جان بخش عشق او ستاره قلبم ربود بارش قطره چو آئینه بر دل نشست ********** او می آید با شبنمی من با دریایی از سوز به استقبالش ********* ا...

ادامه شعر
محسن  بیاتیان

اگر دروغ ،صدای مرا تباه کنید مرا اسیر شب نا امید چاه کنید به قبر گم شدگی های باد ،باد فنا صدای جسم مرا ناگهان تباه کنید دلم برای شما قرن ها ست می سوزد به قدمت تب این شعرها نگاه کنید ...

ادامه شعر
احمد البرز

به چشم هدیه میدهی ، بهانه های خیس را
شکوه قطره ها کجا؟ برد نم خسیس را
نیازریشه آب شد، تبر به ساقه میخورد
جوانه شکوه میکند ، کنایه های هیس را
به شاخه چنگ میزنند، کجاست موی دلبران...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* بسم ربّ ِ العالمین با سپاس و شکر بر اهلِ یقین با درودی بیــکران بــر خاتـمِ پیغمبـران (ص) بــا سلامـی داغ بـر آلِ امیـن مـردمِ کلّ ِ زمیـن * صحبت از یک راز بود عــاشقی در عـالمِ اعجـاز بــو...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* ای گل که به گلدانی وَز جملــه ی گلهـای بهــــارانی دانم تو هم از غربتِ خود در قفسی نالی دلتشنــه تـریـن عــاشـقِ بارانــی در داخلِ زنــدانـی * آن ریشه کـه پیچانـدی وآن تـارِ غمی...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا