تولد اعضا
مهناز نصیرپور

نیایش خداوندا به یاد تو گشودم پلک خود را باز که خورشید جهان از مهر آغوشت گرفته نور و گرما را ... مرا در بر بگیر هردم که طاقت آرم این کابوس سرما را... خداوندا مبادا دستهایم را رها سا...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

ما را نفسی بود که التماس کنیم خواهان توام چرا که جفا کنیم در شب های رقصنده خاطراتم ماه روی من توئی و من وفاکنم...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

نبض دریا را گرفتم طوفانی بود قایقم خسته فریادم در مه گم شد خود را گم کردم در این عصر یخ زده رو به ماندن نوشتم قصه هایم را باز تو نبودی تا من را بفهمی زندگی را تقسیم می کنم مابین خودم ...

ادامه شعر
محسن احمدیوسفی گیومردی

یا رب در این ظلمتکده،فانوس نومیدی بکش روشن چراغ دیده را ، با آب آهنگین نما ناگه به تیر غمزه ات ، نه مرحمی بر زخم دل یا با شرار قهر خود ، خاموش کن خورشید را دانم چو از روی کرم ، مهرت بجنبد،در...

ادامه شعر
abolfazl effati

به نام خداوند قمری و سار خدواند زیبایی لاله زار خداوند ابرام خداوند لوط درود بر معمار دانه بلوط

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

آغوش تو ... از فاصله ها که راه می پویم من دل از گذرگناه می شویم من از حوصله ها پرت شدن باکم نیست آغوش ترا پناه می جویم من...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

دل مزار عشق است و دیوانگی سرخوش و مستانه و بیچارگی دل به دامن می زند پروانه را شمع می سوزاند دل دیوانه را

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

لعنت بر این دل که حیا نمی کند با من سر لج داردو حاشا نمی کند خواب خوش اختیار دیوانگی بود بیچاره آدمی که کاری نمی کند فرمان عقل بردن اشتباه و حرام بود از این طبیب بپرس که دوایی نمی کند با هر که گ...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

( تقدیم به محضر مبارک مدافعان حرم ) * در آزمون و امتحانِ حرم ستاره میشوند باز نخبگانِ حرم چه اتّفاقِ عظیمی! چه رمز و رازِ حیرت انگیزی! گرفته سبقت از زمین و آسمانِ حرم سپاهی از مدافعانِ حرم ...

ادامه شعر
محمد جوکار

"هر که در این حلقه ، مقرب تر است جام بلا ، بیشترش می دهند " باده گساران شراب الست باده ی خونین جگرش می دهند هر که در این عرصه ، چو سیمرغ شد معرفت و بال و پرش می دهند هر که شود ، محرم اسرار...

ادامه شعر
علی سپهرار

ساقی درِ شب وا کن ، مطربْ تو تماشا کُن بین هیبتِ سازش را ، دیروز وُ تو فـــردا کُن ما مَملو مهتـــابیم ، ما می زده بیتـــــــــــابیم گر از سَلَفِ نوحی ؛ کشتی سوی دریا کن ! هنگامۀ تلقی...

ادامه شعر
علی سپهرار

آدمی از نفوسِ حیوانست
فرقِ او از سر و دل و جانست
قصۀ جبر و اختیار از اوست
رخش پس خادمی ز دستانست
***
بوف مجنون سه دفعه هو هو کرد
هوی ســــوّم فســــانه را رو کرد
ک...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 191- محصول * بذری اگر کاشتی در پی اش امّیدِ درو داشتی «داشت»،چون بوده خیالات و فقط آرزو کار، همی سهل تر انگاشتی میوه نبرداشتی * 192- قدر زمان * عیبِ خود از خویش دان! رازِ گشایش قـ...

ادامه شعر
hossein yousefirazin

با ما بمان تو ای شقایق صحرای ابگیر ازبرگ سبز شاخ تو این دشت عارفان سّجاده ای کند گشاده به پهنای این جهان بگذار تا که علف های هرزتو با جان زنیم بیل جاری کنیم زیر قدمهات رود نیل نا خوش بُود که...

ادامه شعر
دادا بیلوردی

* 181- آزادی خرمشهر * گر عشقِ خوزستان نبود اینک نشانی از قم و تهران نبود جایی که خالق واردِ میدان رزم و جنگ گشت، دلداده هایش خالی از ایمان نبود وابسته بر شیطان نبود * 182- ایمان * ایمان ک...

ادامه شعر
محمد جوکار

وسوسه یعنی نگاه تو ، طناب دار عشق مثل تالاب عطش ، لبریز از اقرار عشق حسرت پروانه گی ، در کوچه ی دلواپسی سیل اشک انتظار و هق هق تبدار عشق ردپای دلخوشی ها ، مثل ردپای گرگ روی برف خاطره ، با و...

ادامه شعر
مریم موسوی

دنیای رنگی رنگی (1) رنگی نشوی درین دنیای رنگی رنگی جانا تو بمان با کمی راستی یک رنگی پ.ن: از سری حکایت های شهر فرنگ وزن: مفعول فعلن فاعلن فاعلن مفعولن ...

ادامه شعر
محمد جوکار

عشق ، آتشکده ی بغض غزلگویان است عشق ، بی تاب ترین برزخ بی پایان است عشق ، آیینه ی حیرانی دلسوختگان عشق ، دیباچه ی پروانگی مستان است عشق ، اندوه عظیمی ست ، پر از دلتنگی عشق ، بازیگر خلوتکده...

ادامه شعر
معصومه عرفانی

من آن شمعم که میسوزم ببین تنهای تنهایم که می بارم خدارا هردمی داغ فراقم من گرد باد گرد بادی که همه گرد مرا برد نگفت منکه بادیه نشین بودم وویرانم کرد ناله نالم از بخت سیاهم که در این ویرانه غیر ...

ادامه شعر
حنظله  ربانی

#رمضانیه : هیهات که خود را بفروشم ای عشق ! با نفس بداندیش بجوشم ای عشق ! تو خاطرت آنقدر عزیز است که من از هر چه بدی چشم بپوشم ای عشق ! #حنظله_ربانی...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا