تولد اعضا
علی احمدی

الهه زیبایی.............. منم اسیر نگاهت، الهه زیبایی مست شدم ازاین همه شکوه و شیدایی شبی بیا به خراباتِ این منِ مجنون دَمی نشین تو کنارم که گشته ام دل خون بیا و بب...

ادامه شعر
بهاره میرشفی
علی میرزایی

بهار آمد بهار آمد و یاران ز شهر ها جستند* به روی دوست در خانه های خود بستند به قسط و وام پریدی خریده و رفتند به زیر چادری اطراف جاده بنشستند گروه اندکی از دوستان ِپورشه نشین کنار بحر خزر رفته شا...

ادامه شعر
طارق خراسانی

جهان بپا شده محضِ گلِ لَقای محمد درود و تهنیت حق ، بود سزای محمد مَقام ذرّه چه دانی؟ شکوهِ دانش و حکمت نهـاده سر به ارادت ، ز جان، به پای محمد به سرسرای بزرگان ، چنین نوشـته به نامش که هست شأ...

ادامه شعر
علی میرزایی

صدای من و تو عاشق هم شدن ماست صفای من و تو درد عشق من وتو بود دوای من و تو گر چه فرهادم و شیرین منی یاس سفید بیستون سد بزرگی است برای من و تو عشق ما گر چه خیالی است ولی جان سوز است روی موجی...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« نو عروس » عید نوروزی بیامد ، موسمی از شادی است نو عروس حُسن گُل،در حجله ی دامادی است موسم فصل خزان رفت و بهار آمد به عید هر گیاهی روید اندر این به...

ادامه شعر
سیدمحمد مهدی فقیه

آن شـــورقشنـــگ شـــب نـــوروز تــو هستـــی یک جــام فـــریبــا ز جـــم امـــروز تــو هستـــی چـــون چـلچـلـــه بــر شاخـــه خبــر دار نشستــی دادی خبـــری خــوب ،که هـــر روز تــو هستــی ...

ادامه شعر
عباس جوخواست

نه دراین برهه و این بادیه ایمانی هست نه که وجدان بلند و تبِ قرآنی هست همه گفتار شعاری ، همه میثاق دروغ زاهد آباد خرابی شب ویرانی هست...

ادامه شعر
طارق خراسانی

راکت ها از غزه به پرواز در آمدند ، از گنبد آهنین حکومت غاصب صهیونیستی گذشتند و باب تازه ای را در مبارزه با جنایتکاران کودک کش باز کردند. درود بر مقاومت اسلامی. دست ها ، در خانه ی راز آمدند سنگ...

ادامه شعر
مهدی دقایقی  (شَه راز)

عمرم همه هیچ و پوچ و بی ثمر می گذرد افسوس که این غافله عمر عجب می گذرد رفتند و ما نیز زین گذر خواهیم رفت کج دار و مریز ساقی، خوب و بد می گذرد یک لحظه تامل درخویش، عبادت است درگی...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

دلم نشسته در مسیر سبز کوچه سارها هوا گرفته در حوالی شکوفه زارها نوید عید می دهد شمارش شکوفه ها یکی دو لحظه مانده تا تبسم بهارها لطافت از زمین و آسمان نشسته بر چمن چمن کشیده دست سبز خود به روی...

ادامه شعر
رسول  مهربان

زمین سبز میشود اما نکته ها دارد بهار می آید و در دلش قصه ها دارد قصه های بهار همیشه پر از شادیست حس شادی هم در خودش غصه ها دارد درخت نفس میکشد و به انسان ها میدهد نفس زمستان می رود و فصلش دلبسته ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« امید » یا حیّ و یا مجید2، ما به تو داریم امید تا اثر نیک و بد ، لطف تو آرَد پدید در دو جهان شاد شد ،هر که صفاتت شنید لطف صفات تو را ، هرکه بدی...

ادامه شعر
محسن  بیاتیان

غزل نان پسرم روزگار نامردی است ،پّر ِ شالت همیشه نان باشد تا نبینی ز دوستان زخمی، خنجری پشت آن نهان باشد اگر این نان که قیمت رنج است بخوری و به دوستان بدهی سفره ات داستان شود در شهر، شادیت جشن...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

از مردمِ این زمانه دوری، دوری... دندان به روی جگر، صبوری، دوری.. یک لحظه -اگر نیاز شد! - نزدیکی؛ هفتاد هزار سالِ نوری دوری... ************************ از منظرِ چهره، بینِ انسان و پری.. ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« شاه و گدا » در دایره ی مُلک خدا ، کار خطا نیست هر کار خطا هست،که با رأی خدا نیست کار بشری جمله خطا باشد و پوچ است با رأی خدا ،کار بشر جور و جفا نیست...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« پناهگاه » مکن تو معصیت آن،بِدان که رضایش نیست چو معصیت بکنی،جز جحیم راهش نیست گدای کوی رضایش بُدن ، شهان به رضا که هر گدا و شهی را ،بجز رضایش نیست رضایتـش ب...

ادامه شعر
علی میرزایی

صفا کردم من آن مرغم که عمری در قفس تنها صفا کردم اگر هم ناله ای کردم به یاد آشنا کردم درون سیل اشکم سوی دریایی ز غم هایت ز هجرانت امید زندگی هر شب شنا کردم امانت دار عشق آتشینی بوده ام عمری قسم ...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

جانم ز جا دوباره پرید و صفا گرفت بیمار محتضر ز طبیبی شفا گرفت افتاده بودم و قلم از خط نمی گذشت روی تو دیدم و شب شعرم جلا گرفت من آدمم نه خضر و نه ایوب منتخب سیب بهشت روی تو این مبتلا گرفت ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« هوس » هزاران مرتبه گفتم:که آدم این اگر دانست که دانش را اگر جوید، نگهداری آن بایست اگر دانش بدست آری،رها منما نگهداریش اگر بر دست خود داری، نمودا...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا