تولد اعضا
علی احمدی

ناز کم کن...... عشق می خواهد دلم، قلب تو کاری می کند؟ از برای بوسه لب های تو ، یاری می کند؟ همچو ایّام گذشته ، بهر دیدارم دلت شور دارد؟ دم به دم ، لحظه شماری می کند؟ گر بخواهم بار دیگر و...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« بنده ی من » ای بنده ی من، بر تو نمودم کمکم را تحمیل نکردم ، به تو ضرب کُتکم را این نکته خودت ، پیش خود در نظر آور طاقت نَـبُوَد ، ضربه ی چوب و فلکم ...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

تبعید شبانه بیا که شب شد و تبعید من به صورت ماهت بیا که از تو بگویم از آن دو چشم سیاهت بیا که متهمم من به جرم و حکم غیابی که تا سحر بنشینم در آرزوی پگاهت قسم به لشگر گیسو به آن حریم مقدس ...

ادامه شعر
علی میرزایی

عِقد ثریا بودم در انتظار که فردا ببینمت با آن دوچشم نرگس شهلا ببینمت فردا نبود شام فراق مرا دریغ دارم امید تا شب یلدا ببینمت یلدا گذشته است به دون تو هر شبم یک شب نشد به خواب سراپا ببینمت موجم ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« فکر مردان » برادر بـبین فکر مردان بدکار را یکی دیده بنّا و معمار را نـمی بیند آن مهر و مقدار را نه کردار نیک و نه بدکار را ریاضات دا...

ادامه شعر
علی احمدی

آیه سی و چهارم سوره مبارکه اعراف : (إِذَا جَاءَ اَجَلُهُم لاَ یَستَأ خِروُنَ ساعَةً وَ لا یَستَقدِموُن ) همانا زمانی که مرگ فرا رسد ، ساعتی پس و پیش نخواهد شد. خطّ پایان....... عمر ما هم عاق...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« زُلف یار » ظلم ُزلف3 یار ما را ، هیچ زنجیری نکرد هر چه نالیدم بَـرش، بر آنکه تأثیری نکرد زلف پُـر پیچ و خمش را هر کسی از دور دید جز بخون خوردن، برآن زل...

ادامه شعر
علی احمدی

شیدایی پرده اَفکن تا برایت ماه، شیدایی کند قلبم از تو ،،عشق را دایم گدایی می کند آنچنان بر مِهر تو،،بستم دل شوریده را لحظه ای هجران مرا،،غرق تباهی می کند نیستم کافر ولی ،،در سرزمین...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« مناجات » الهی ، شکـرت ای پـروردگارا ببینم حِکمتـت ، را آشکارا نـمی دانم چـرا این حکمـت تـو چرا با مـن نـمی سـازد مــدارا نمیدانم تو را حکمت چه رنگ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

بارالها مرا تعالی ده به نداران توانِ مالی ده هرکه دین را نموده ابزارش چوب! نه... خوب گوشمالی ده یال و کوپالِ شیرِمان دادی لااقل روزیِ شغالی ده عیدها فرشِ نو نمی خواهم قوّتِ شستشوی قالی ده...

ادامه شعر
Ebrahim Hadavand

"بخت از دهان دوست نشانم نمی دهد" دردا! سوارِ عمر عِنانم نمی دهد از چشمه ی خیال تو می جوشدم امید این خامِ سر گرفته امانم نمی دهد گلگونِ رخ نمودی و یکباره ره زدی این شعرِ پر ز شور زیانم نمی دهد...

ادامه شعر
ندا عبد حق

همچو کشتی در میان موجها می روم اما نمیدانم کجا . رو به هر سو میکنم آنجا تویی پس خیالی نیست از طوفان مرا. میزند هر موج بر من صد نهیب من صدایت میکنم یا ربــــــــــنا.... ای که آتش را گلستان کرده ...

ادامه شعر
علی میرزایی

سپاهی کرده ام پیدا خوشا کز مال دنیا قرص ماهی کرده ام پیدا به پای قصر زرین تو راهی کرده ام پیدا به عمری بوده ام سرباز صفر صحنه ی شطرنج سرت نازم که مانند تو شاهی کرده ام پیدا زلیخایم اسیرم،...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« رمز هنر » آن دیده که بر نقش جهانـش ، نظری نیست بیچاره زِ نقش جهانـش ، خبری نیست هـر دیده زِ حیرت ، نگرد جانب عبرت بـیند که ابص3 کودکی اش، بی ...

ادامه شعر
علی احمدی

میوه ممنوعه اَز عشق تو من سیرم، اِصرار مکن دیگر دریای جفای خویش ،، اِنکار مکن دیگر . نیرنگ تو بخشیدم، با اینکه دلم خون است این خفته دلِ خون را ،، بیدار مکن دیگر . هر چند زِهجر تو ...

ادامه شعر
علی احمدی

گُل مهشید.............. پریشان گشته ام از عشق تو امّا، پشیمان نه پُر از تشویش گردیدم ولی ،خالی ز ایمان نه همه عمرم ز فقدان مَه روی تو آخر شد.. شدم آواره کوی تو امّا ، خانه وی...

ادامه شعر
طارق خراسانی

شعرِ سپید فامِ مرا یک غزل کنید دردم به عشق آمد و ضرب المثل کنید زنبورِ طبع من، نزند نیش بر دلی دل ها بیاورید و همه پُر عسل کنید ظالم به زعمِ خویش که کارش مقدس است حیف آن، بر او سِتاده و خود...

ادامه شعر
یاسر رشیدپور

روزگاریست نفس دمخورِ غم ها شده است شعله ای با نفس تازه تری ، ها شده است "نفس این است!" ببین شرح زمستان مرا آتشی سخت، به هر گوشه مهیا شده است تَرکِ تنهایی و با سایه نشستن !.... دیریست ...

ادامه شعر
علی احمدی

کاش ............................ کاش می شد با خیال عاشقی،،باز گردی و گُل افشانی کنی رَمز و راز سَر به مُهرِ عشق را،،با نوای رازقی معنی کنی کاش برگردیم ،آن دوران ع...

ادامه شعر
علی میرزایی

دل ز درد نالیده عاشقم بر پری رخی زیبا، اشک چشمم ز گریه خشکیده عمر من رفت عشق او در دل، روز و شب دل ز درد نالیده گشتم آواره از دیار و وطن، نیست در دل هوای باغ و چمن سر من زیر پر به کنج قفس، مانده...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا