تولد اعضا
احمد ودودخواه

دل به زنجیر محبت زود عادت می کند دوست با رفتار دل حس سعادت می کند هر چه محکم تر شود، محکم محبت می شود جان دمادم قصه های سخت حکایت می کند خسته چون بر چشمه و سوز بیابان می رسد جرعه ای نوشیده اح...

ادامه شعر
علی میرزایی

تو بریز خون ما را به سرم هوای عشق تو اگر که یک خیال است به خیال خود بسازم که وصال تو محال است غم عشق در دل من چو درخت ریشه دارد تو گمان نکن که نوپاست و مثل نو نهال است من و سیل اشک و دامان،تو ون...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

می خواهم تا سحر قدم زنان بینم گل خورشید را که می روید می دود تا دوردستهای جنگل قلبهای یخ زده را می جوید می خواهم ذوب کند یخ را در برکه برکشد شمشیری از ستیغ نور تازیانه زند بر پادشاه شب روشن ...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

us,other meaning of love Between through us ?enemy was trust ?tell me dan ! why she was ?E _ ne_me, do the boss !you,me,never ! cross when she shakes the toss I was in true base when you say ...

ادامه شعر
یاسر رشیدپور

یارب چه کنم دیده به راهش نگران شد ایام بهارم به غمش رنگِ خزان شد ای عشق بیا تا که بگویند رقیبان هرآنچه خدا خواست به عُشاق همان شد طوفان به دلِ اهلِ خرابات شد امشب ...

ادامه شعر
مریم ناظمی

انکارکن ،انکارکن ،انکار لطفا دیگر نکن این قصه را تکرار لطفا اعصاب من تاب دویدن را ندارد روی خطاهایت نکن اصرار لطفا نگذاردر کابوس خود تنها بمانم با این جنون پست لاکردار لطفا در را به روی ...

ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

بگذار باد در میان گیسوان بپیچد و چون پرندگان رها آنان را در آسمان شهر به پرواز آورد تا هوای خفه نامطبوع شه...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

Be shape! in "y"es Be sick ! In eyes and my !your pies in jack !yeah ! buys de ,dan !your guys then du! one rise Love ! me ! your bay's in text ,your ties 2019 Seyedehmaryamjafari بار...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« صبح صادق » آفتابِ صبح صادق5 ، از جماران سر بِـزد نور دانش ، شعشعش سرتاسر کشور بِـزد تا خمینی(ره)6 بانگی از الله اکبر بـر کشید بانگ تکبیرش،...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

از خودش راند مرا سوی دیار دگری تا که بر باد دهد دار و ندار دگری چشم من تار شد از اینکه شنیدم زهمه دل بریده زمنو وگشته قرار دگری چون زمین لرزه به یک صبح زمستانی و سرد بر سرم ریخت خرابی حصار دگ...

ادامه شعر
علی معصومی

باید برای اینهمه خوبی دعا کنم دستی بسوی قبلگه کبریا کنم اول به نام حضرت دادار آسمان عرض ارادتی به صفای شما کنم دوم بخاطر دل شوریدگان عشق لختی هجای زمزمه هل اَتی کنم آهی به رسم بندگی از دل برآورم...

ادامه شعر
علی میرزایی

محبت پنهان در انتخاب تو ای ماه اشتباه نکردم دو روز مانده ی عمر خودم تباه نکردم در انتظار تو ماندم و بی قرار تو بودم هزار درد کشیدم ولی گناه نکردم مرا نوید تو دادی ز عشق خانه بر انداز خوشا که در ...

ادامه شعر
Ebrahim Hadavand

نفسی گُذر که بینی چو غبار سر برارم که به دامنت نشینم ز مزارِ انتظارم نه به عقل اعتباری نه دگر به دل قراری به از این چه یادگاری که ز یادِ دوست آرم به هزار حیله گفتم که حذر ز عشق کردم نشود نهان...

ادامه شعر
احمد ایرانی نسب

دیدم وسط باغچه پرپر شدنت را پامال لگدهای مکرر شدنت را بین در و دیوار گلاب از تو گرفتند زهرا ، همه دیدند معطر شدنت را با کشتن یک سوم سادات ، گرفتند از چهره ی تو لذت مادر شدنت را یا مُنْهَد...

ادامه شعر
اردشیر بزرگ نیا

وقتی خیالم میرود در بیکرانی که نیست میجویمت در حیطه ی هر لامکانی که نیست در لا به لای ذهن و پرواز خیال خودم می یابمت در لاله زار بوستانی که نیست آنوقت با دستان خود میچینمت بی امان در پیش...

ادامه شعر
قاسم پیرنظر

ازخاک این سیاره ام کشورم جنگ است ، من آواره ام بیمناک از هیبت خمپاره ام هرطرف را بنگری درداست ، درد گردغم پاشیده بر رخساره ام آب و خاکم را تصرف کرده اند تکه ای از موطن سی پاره ام آشیانم...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

پلی بک / play back تخته نردت حسود می دارد بازی من که مود می دارد دائما از شبی که دل دادی قصه ی من ورود می دارد دسته دسته حسود بر منظر شکل ماهی متود می دارد قصه ی من که عشق شد حالا دائما ا ...

ادامه شعر
مرتضی فصیحی

دست ازل سررسید خانه مارابسوخت لحظه رفتن هم چشم به یاران ندوخت گرچه آندم بگفت یاورویارم تویی روز ازل گر برسد چاره کارم تویی راز دلم جابمانددردل نالان من کوکجارفته اند یاورویاران من آنکه ازاو داش...

ادامه شعر
علی میرزایی

ساکنان باغ گر ساکنان باغ به سرو سمن خوشند آوارگان باغ به شعر و سخن خوشند از سیلی زمانه جلاء وطن شدند باور نمی کنم که جدا از وطن خوشند با این امید تا که بیایند از سفر در انتظار مانده به سوت ترن خ...

ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

من و تو و این باغستان مشترک که پر شده از درختان پر ثمر در کنار علفهای هرز از آمیزش پرنده هایی که فقط در ذهن ما آشیان می کنند و میدانند چگونه از سیاهی پر باز کنند تا روشنایی گشوده شود و نیز از زا...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا