تولد اعضا
    شعر ایران تولد 1نفر از شاعران سایت را تبریک می گوید
  • #

    علیرضا رشوند

ابراهیم  حاج محمدی

مادمازل امیلی ساژه هم که باشی، از خودت وحشت خواهی کرد! وقتی که، به وضوح ببینی در جِلدِ تو، کسی دیگر، جای تو را تنگ کرده است. و تو، او را، از خودت تشخیص نمی دهی! دنیای عجیبی است! پر از شگف...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

آسمانا که به هرشب ز ره دور به تماشای منی چشم درچشم پراز ژاله بی تاب منی اسمانا ماه لرزان شده از گریه دلسوز من است عکس افتاده به جامیست که آن جان من است اسمانا! آه دانی بغض فریاد من است! ل...

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

عنوان: تنهایی دلگرم به خیالت شده ام اندکی.. از آن شبی که فهمیده ام تنهایی شلوغ ترین جای دنیاست آن جایی که هزاران نفر شبیه من تو را ندارند. عنوان: تاوان من برای دوست داشتنت چه تاوان سخ...

ادامه شعر
کرم  عرب عامری

دیرگاهیست پگاهان دمیده است دیگر نمی شود کوره ی خورشید را گِل اندوده کرد

ادامه شعر
آرزو نوری

خیابانی که از دیدار تو باز می گشت به باغهای گریه رسید

ادامه شعر
زیبا  آصفی (آمین)

۱ــ "اسارت" منطق خورشید هم کُور میشود وقتی، در اسارت نامشروع شکنجه میشویم ــــــــــــــ ۲ــ "بی عدال...

ادامه شعر
زیبا  آصفی (آمین)

مرثیه خوانیِ آزادی پشت تابوت اندیشه با خیزش طوفان حسرت و بارش بی منطق دردها در پژواک زایش آه ها و افسوس ها تارِ عنکبوتی ست که بر چشم ها و دل ها می کشیم در جنگ با عفریت غم مسخ منبریان سود...

ادامه شعر
زیبا  آصفی (آمین)

۱ ـــ " درد" قلم بدست روی کاغذ گاهی از هر طرف درد را میکشم نقاش نیستم ولی این روزها درد کشیدن را حرفه ای یاد گرفته ام ـــــــــــــــــــــــــــــ ۲ ــــ " هیچ" کجاست؟ هیچ هیچ ...

ادامه شعر
زیبا  آصفی (آمین)

۱ــــ " پرواز" بی بال و پر بربلندای کوهی ستبر به همآغوشی آسمان پرواز میکنم... ۲ــ "عشق" بال سیاه خیانت به زنجیر کشیده سپیدیِ بال عشق را... #زیبا_آصفی_آمین #شب_و_سکوت 20 تیر97 t.me/zi...

ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

ای وجودی که برون از دل من می باشی سایه رنج بروی رخ من می باشی ای توغارت گرآرامش من در هستی تو فریبنده این جام بلورین هستی زندگی خون شفق در دل من می ریزد باده ناب غمم ژاله به رخ می ریزد ...

ادامه شعر
فاطمه(مریم) باغ شیرین

خیابان حقیقت تلخی است در نگاه هزارتکه ی احساسم در میان دست های سیاه رنگش صدای رفتن کسی می آید و ثانیه ها در حال رقصیدن عقربه ها از نفس افتاده شعرهایم کوتاه و سردرگم در عبوری هجووانگیز میمیرند ...

ادامه شعر
حمیده  منصوری

به عَزای انسان منشین فانوسی بــیار دَستـی پیداست نـور می کارَد حمیده منصوری

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)

گاه گاهـی که دلـم می گیـرد سرک می کشم کودکـانه بر دیـوار دلت تا ببینم تصویـرم در حوضی که عاشـق است و بچینم گلبـرگی از نگاهت تا شکوفـا شوم چون یـاسی بر سر دیـوار...

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)
بردیا امین افشار

می پراکند ، باد برگ ها را می نشست بر رخسار بهار ، رنگ زرد برگی می رقصید ، فارغ از خزان برگی که داشت بر دل ، موج درد نمی بست دمی ، چشم را بر دنیا می خواست ببیند ، بازی پائیز را با رنگ در تیک تا...

ادامه شعر
فرزانه مظلومی( سبحان)

از کنج دلم به باغ می نگرم ‌؛ کامم به میوه ی امید گلشن کن

ادامه شعر
روح الله اسدی

نسیم بهار دستانت مرگ خزان غم را حتمی کرده ویرانه ی دل گلستان شد می بارد باران امید ازکلامت تراوش میکند چشم سیاهت عشق را و نغمه سرایی می کند گیسویت درباد میوه ی عشق رسیده چه فصلی ...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

نغمه ها در چنگ این سیلابها دیده گان در آهِ آن خوش خوابها پنجه ها بگشوده در هر سو تا بگیرد قلب پاکی را به دست تا که از آن جام زهر مشروب کند حلق پاک حق گفتارها دل ز دریا ، اُف ز طوفان ...

ادامه شعر
سامان جابری

گل یا پوچ چه فرقی میکند؟؟ یک طرف بازی که توباشی هردودستم پراست

ادامه شعر
حمید خداویسی

بوی خاک دلم را به دریا سپردم ..... آهی کشید میان من و ماه ، دیواری کشید توگویی که دریا .... قطره ایست بسان نم باران... زندگیست ! صدای رعد ، ساحل سنگ سخت چو طوفان ، به دریا .... نشست به...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا