تولد اعضا
بردیا امین افشار

می سازد ، سازه هایش را ، به ارتفاع قرنها غارت ، به نیابت سالها سکوت . خاکش ، خاکستر هیروشیماست رودش ، خون آفریقاست می رقصد ، بر سر نعش مردارها تمدنی که گورستانش ، از دیروز ، تا فرداست . ...

ادامه شعر
موسی ظهوری آرام

درکارزار سیطره بر باغ هزاران ساله ام در تمرد ناگزیر نهالها و غنچه ها باغبان پیر و فرتوت را یارای ایستادگی نبود تو آمدی با دهانی پر از فریاد هرس دستهایت اما دستهایت دریغا بوی تبر میداد...

ادامه شعر
کرم  عرب عامری

انگشتانتان را بیاورید من برایتان می شمارم همه ی موفقیتهایتان را در مقابل این همه هیاهو این همه بگیرو ببند وجنگلی کشتار اما می دانم که این حماقت ادامه خواهد یافت ...

ادامه شعر
کرم  عرب عامری

با خیالت به آسمان می روم یک اقیانوس باران می آورم

ادامه شعر
کرم  عرب عامری

در جایانی تنها تن ها می شود درین جایان تن ها تنها چرا؟

ادامه شعر
مینا آقازاده

تا شهریور روزهای سبزش را در تقویم می گذرانَد ، تو هم بیا می ترسم ورق برگردد ، روزگار آن روی زردش را زودتر نشان بدهد وَ تو هنوز راهِ رفته را کوتاه نیامده باشی ! بیا که بادها دست فصل ها را...

ادامه شعر
آرزو نوری

به روزهای بهتر فکر می کنم با اینکه می دانم کسی نخواهد آمد آب را به چشمه برگرداند درخت را به جنگل نان را به سفره ما ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

☑️ #روز: روزگارم را اگر نیایی روزمرّگی خواهد کشت ☑️ #گونه هنوز گونه ام تَر است از گونه ای که رفته ای ☑️ #خیال: خیس از خیال تو ام برگرد روزی من و این خانه مدتهاست که آمدنت...

ادامه شعر
سعید فلاحی

☑️ #گیسویت: چشم تو در گیسویت جاری است و شب گیسویت در دل تنهایی من ☑️ # نخ: پیراهن نخی ات را، نگه دار برای من تا روزی که صدای من نخ نمای دوری ات شود ☑️ #اقیانوس: جا گذاشته ام...

ادامه شعر
سعید فلاحی
سعید فلاحی

☑️ #صبح: آسمان خواب الوده دم صبح با عشوه شیرین نگاهت می کند تو ستاره‌های پیراهنش را یکی یکی باز می‌کنی در آغوشش می‌کشی او گرم‌تر می‌بوسدت و ناگهان صبح می‌شود ☑️ #دست: دست سکوت را می...

ادامه شعر
سعید فلاحی
بردیا امین افشار

هی ..... می دانی قلبم گرفت می دانی پاره گشتند کفشهایم تو سواری اما من پیاده می دانی به شماره افتاده نفسهایم هی ..... به کجا می کشانی مرا خسته ام از دنبال تو گشتن ها از بوئیدن گل و کرشمه خار ...

ادامه شعر
محبوبه  طاری دشتی

در جستجوی باد بودم که شاید بتوانم بیابان را بفهمم شاید بتوانم دریا را بفهمم شاید بتوانم باران را بفهمم و چنان برگوار برقصم پای این درخت که تمام روز را زیر سایه ام بمانی و شب بر شاخه هایش ب...

ادامه شعر
سعید فلاحی

☑️ #عذاب: عذاب است نبودن ات تاب نمی آورد خانه بی تو اینهمه عذاب را ☑️ #شب: نخوابیدم همه شب‌ را تا که از راه برسد صبح عاشقانه ی من به آمدنت بودن ات را تا سحر اشک ریختم که باورت شود ...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

بود جائی خالی در دلم من تو را خیلی کم داشتم اندیشیدم و حست کردم طرحت را در مغز انگاشتم ساختم در لبت غنچه دوختم بر پیکرت شرم و حیا نشاندمت در ورای ابر ندیدم در گفتارت بغض و ریا بر گُلت نشا...

ادامه شعر
سعید فلاحی

☑️ # دیدنت: دیدنت را اجابت بفرمایید در من منتظر است سال ها چشمانی برای دیدنت ☑️ #همیشه: شعر هایم همیشه برایت دست تکان داده اند اما تو به پنجره ای که خیال باز شدن ندارد همیشه چ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

☑️ # دیوار: ساعت دیواری لکنت گرفته است دقیقه ها در حال دق کردن هستند بیا و زمان را جلو ببر آفتاب بر چهره ی حوض بتابان قندیل بسته است تن شمعدانی های کنار دیوار ☑️ #دل: دلتنگ ات که می ش...

ادامه شعر
سعید فلاحی

شعر ایران ❇️ #سقف: آوار شد سقف آسمان ام بغض ها عاشقانه می‌چکد از سقف آرزوهایم ❇️ #بهار: بهار من بویی دیگر دارد وقتی عطر تو در تن بهار جاری است ❇️ #تنها: تنهایی یعنی ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

◇ #انتظار به کوه طور انتظار دوخته ام چشم های بی سو شده از داغِ فراغت ای خداوندگار همیشه غایب موسی شده ام و پیله کرده ام اینجا تا وعده ی دیدار دهی انتظار را ◇ #ستاره ستاره از دامن شب می چ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا