تولد اعضا
سعید فلاحی

محبوب من به یاد بیاور سوگواری‌هایم را برای چهارشنبه‌ در پنجشنبه های خاکستری در خیابان‌های سردِ بی تو بودن را که بارها از آن عبور کرده‌ام محبوب من به یاد تو شعرهایم را در باغچه در صحرا...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

در دستان سرد مرگ ماهی کوچکی هستیم که زنده بودن را زندگی میکند

ادامه شعر
سعید فلاحی

یادِ تو دردی است مچاله! میان قفسهٔ سینه‌ام لبریز از یک تنهایی مظطر! و تمام روز بی تو کارِ من است شانه کردنِ موهای سیاهِ تنهایی، و لاک زدنِ ناخن های کبودش شاید فراموشم شود این تنهایی پر ا...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

بوسیدمش ، لحظه ای ثانیه ها ایستادند وَ من خوشبختی را نَفَس کشیدم. ابوالقاسم کریمی_فرزندزمین

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

در مکتب سرد روزگار جز غم نیاموختم. چراکه مادرم مرا در پایتخت اشک زایید. ابوالقاسم کریمی - فرزندزمین

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

بازندگان دنیا آدم های بدی نبودند ، تنها نتوانستند دروغ را ، به خوبی بیاموزند.

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

خمپاره آنقدر در شهر تو بارید که استخوان سربازان مرده خاکستر شد اما تو آنقدر در مدار دلدارت چرخیدی که دیوار برلین فرو ریخت. ابوالقاسم کریمی(فرزند زمین...

ادامه شعر
سعید فلاحی

من که می دانم این پاییز به این سادگی ها از سر دلتنگی هایم دست بر نمی دارد، شاید از انبوه برگ‌های خزان بر تن کوچه های عریان شهر این را تو فهمیده باشی که اینچنین عاشقانه از آن سمت خیابان دس...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

تمام شهر شاعر می شود وقتی من زیر پلک های عاشقت پرسه میزنم

ادامه شعر
سعید فلاحی

محبوب من تن تو دشتی پوشیده از سبزه است که بر دامنت اطراق کرده‌اند پروانه‌ها چشمانت ابری است پر از ترانهٔ باران و آغوشت پنجمین فصل سال است مطبوع تر از بهار گرم چون تابستان رنگین چُنانْ...

ادامه شعر
محمد تقی  محمد قلیها

سوار چرخ فلک که می شوی چقدر خوب است با چرخش آن،بالاکه می روی چقدر خوب است از آن بالادر ارتفاع پَست هرچه ببینی ریز است گمان مبر اوضاع همیشه اینچنین کوک است...

ادامه شعر
بردیا امین افشار
بردیا امین افشار
سعید فلاحی

این صدا چیست در دل کوه ای گل سرخ؟ شاید نغمه ی چوپانی در تنهایی… شایدم تن زخمی ز تیر آهویی است در دل دشت که به خیال بره ی گشنه اش می میرد… شاید نغمه رودی است که ره می پوید یا که شا...

ادامه شعر
ساعده همه کش

تبعیض خاطراتِ تلخ کودکی وحشت از قیچی و تیغ تو نخند! شعر نخوان دیر نیا! زود نرو عیبِ زشتِ گناست فرق کجاست؟ نصفِ چون جنسش هواست...

ادامه شعر
سعید فلاحی

مترسکی هستم در جالیزاری دور و بی ثمر همه ی کلاغ ها با لبخند به کنارم می نشینند گاهى خیره مى‌شوند به دکمه های پیراهن پر از دلتنگی ام و گاه می کوبند منقار بر کلاه پوسیده ام و من فارغ از چیستی ام...

ادامه شعر
عباس جوخواست

بانوی رویاها ؛ بوی آغوشت اعجاز می کند حرارت لب هایت طوفان ... وعشق متلاطم می شود وقتی از چشم هایت استعاره می گیرد...

ادامه شعر
نادر مسلمی

1) زخم کاری خوردگان را نیست گویا مَرهّمی زخم نامردی ز دوست پاسخش بی حرمتی است آن حریفانی که پیمان بسته بودند از ازل نیمه راه از روی خصم یک شبی پیمانه بشکستند و بر پیمان زدند گوییا چون تشنگا...

ادامه شعر
مهتاب  ایزدسرشت

شاعران برعرصه دیوان شعر مفتیان هردم سلامت می کنند شعر دیوان امینی هرنظر برسرقطره بردیده مقامت می کنند حاصل این زندگی دیدارنیست بردرحافظ امینت می کنند نیست این شعر این همای زندگیست تا نظرداری رد...

ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

آنان هبوط کردند تا تو به آغوشم سقوط کنی وَ این بهترین اتفاق زمین است ابوالقاسم کریمی (فرزند زمین)...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا