تولد اعضا
لیلا طیبی

کاش یکی بیاید و بگویدم چرا لبخندهای تو؛ اینقدر بی رنگ است!؟ و من همه چی را بیاندازم گردن تنهایی... لیلا طیبی

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ دلتنگتم مثل دانش آموزی که تنها رفیق مدرسه اش امروز را غیبت کرده باشد. ■ من خواهم مُرد نه با تفنگ نه با تصادف نه چاقو و نه از پشت بام لا به لای همین شعر وقتی تو آن را نمی خوانی. ■...

ادامه شعر
بردیا امین افشار

رهایت می کنم و خواهم رفت در یکی از این شبها که میرسند از پس غروب نمی کِشم پرده ای تاریک بر روی رویایت نمی کُنم بر جداره های دل زیبایت ، رسوب چشمانت نیست دیگر مشتاق دیدارم فردا روزیست که میشوم ب...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

همه ی عمر را هدر دادم ؛ می دهم باز هم بهایش را باز توفیق اگر خدا بدهد، می خرم عشوه و ادایش را عشق، انگیزه داد پاس کنم چند واحد خداشناسی را بارها لحظه ی تماشایش، دستخوش گفته ام خدایش را غزلم عر...

ادامه شعر
علی احمدی

مُهر صدارت.............. گر بگویند که عشق تو شرارت باشد بوسه چیدن ز لَبَت عین رذالت باشد خیره گشتن به دو چشمان پُر از آتش تو به زمین و به زمان همچو اِهانت باشد وضع گردد چو دگر بار...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ بوی کودکی می دهد؛ دوست داشتن هایم هنوز تو را، من دوستت دارم! اندازه ی انگشتان دو دستم.   ■ ‏بیا پیدایم کن گُم ام میان ازدحام دردهایم. ■ مواظبِ بودنت باش مواظب باش که همیشه باشی ...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

بی محابا از خاطرم رفتی پیچیدم ناگاه ،زظاهرم رفتی اشکم قطرات شبنم بود اینک ، ز باورِ طاهرم رفتی من و صدای اشکِ آه مهتاب بی جور ،آتش زدی به دلم رفتی من بودم و کوچه ی انتظار لاله ی مصًور به رخ...

ادامه شعر
علی احمدی

ناز کم کن...... عشق می خواهد دلم، قلب تو کاری می کند؟ از برای بوسه لب های تو ، یاری می کند؟ همچو ایّام گذشته ، بهر دیدارم دلت شور دارد؟ دم به دم ، لحظه شماری می کند؟ گر بخواهم بار دیگر و...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ همه کوچه ها بی تو ختم می شوند به بن بست دلتنگی ■ خاصیت خود را از دست می دهد همه چیز؛ تو که نباشی مثل همین شعرهای خیس که دیگر چتری نمی شود بر سر دلتنگی هایم. ■ بی تو تنها نیستم خیا...

ادامه شعر
لیلا طیبی

■ مرا ببوس و دست‌هایت را در کمرگاهم حلقه کن! تا به محاصره ات در آید شهرِ تن ام. #لیلا_طیبی

ادامه شعر
علی احمدی

افسانه راستین این که میگم قصّه و افسانه نیست حدیث جعلی یا که یک نامه نیست عین حقیقته ،خدا شاهده همون خدایی که میگن واحده حکایت شکست قلب مرده صداقته آره یه ریزه سرده توی محلّه گلهای لا...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

تبعید شبانه بیا که شب شد و تبعید من به صورت ماهت بیا که از تو بگویم از آن دو چشم سیاهت بیا که متهمم من به جرم و حکم غیابی که تا سحر بنشینم در آرزوی پگاهت قسم به لشگر گیسو به آن حریم مقدس ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ بانوی هزار ساله، اردیبهشت بر تن کن زمستانم!. ■ هیچوقت برایت نگفته ام حال دلم خوب می شود وقتی در آغوشت محاصره ام می کنی. ■ عاشق که می شوی نگاهت، نگاهش را می بوسد. ■ رفتی و قلب ام...

ادامه شعر
علی میرزایی

عِقد ثریا بودم در انتظار که فردا ببینمت با آن دوچشم نرگس شهلا ببینمت فردا نبود شام فراق مرا دریغ دارم امید تا شب یلدا ببینمت یلدا گذشته است به دون تو هر شبم یک شب نشد به خواب سراپا ببینمت موجم ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ زیر چشمی نگاه به دلتنگی هایم نکن بغض کرده ی دیدارت اند شعرهایم. ■ خودت که نمیگویی، حداقل صدایت را به مردم شهر قرض بده، کمی دوستت دارم بشنوم. ■ از نفس افتادم بس که پیِ عشقت دویدم. ...

ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

« زُلف یار » ظلم ُزلف3 یار ما را ، هیچ زنجیری نکرد هر چه نالیدم بَـرش، بر آنکه تأثیری نکرد زلف پُـر پیچ و خمش را هر کسی از دور دید جز بخون خوردن، برآن زل...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ لب هایت نان و شراب دارند! به بوسه ای لب هایم را تعمید کن. ■ لب بستی و رفتی حالا مدت هاست قلب ام تیر می کشد و لب هایم بهمن. ■ از نفس افتادم بس که دنبال عشقت دویدم نفس. ■ خیالت تخ...

ادامه شعر
علی احمدی

شیدایی پرده اَفکن تا برایت ماه، شیدایی کند قلبم از تو ،،عشق را دایم گدایی می کند آنچنان بر مِهر تو،،بستم دل شوریده را لحظه ای هجران مرا،،غرق تباهی می کند نیستم کافر ولی ،،در سرزمین...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ از همه ثروت جهان تو را میخواهم تنها، فقر نداشتن توست. ■ روشن بگذار چراغ را وقتی می‌روی از خانه ام؛ از تاریکی می ترسد خانه، تا وقتی که بیایی. ■ دوستم داشته باش به فعلی تازه!...

ادامه شعر
علی احمدی

میوه ممنوعه اَز عشق تو من سیرم، اِصرار مکن دیگر دریای جفای خویش ،، اِنکار مکن دیگر . نیرنگ تو بخشیدم، با اینکه دلم خون است این خفته دلِ خون را ،، بیدار مکن دیگر . هر چند زِهجر تو ...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا