تولد اعضا
سعید فلاحی

■ فراموشکار شده ام بگذار هر شب؛ بوسیدن، و بغل ات را مرور کنم نکند بروند از یادم. ■ در شلوغ ترین خلوت روزهایم حضور داری در شهری که آلزایمر گرفته اند؛ کوچه هایش. ■ پاک کن این خط ممتد ن...

ادامه شعر
علی احمدی

گُل مهشید.............. پریشان گشته ام از عشق تو امّا، پشیمان نه پُر از تشویش گردیدم ولی ،خالی ز ایمان نه همه عمرم ز فقدان مَه روی تو آخر شد.. شدم آواره کوی تو امّا ، خانه وی...

ادامه شعر
سیده مریم جعفری

Separation writer is a person actor to be mentione I , you , separation Why ,we ,navigation! in a revolution To a corporation yes yes to be nation February_2019 seyedehmaryamjafari ترج...

ادامه شعر
سعید فلاحی

۱. به آتش میکشم خاطراتت را با سیگاری تو که می سوزم در آتش فراقت. ۲. زندانی بیهوده به آزادی می اندیشد خبرش نیست آنان که بیرونند سرگردان در زندان خویش اند. ۳. بریدی تمام باورهای سب...

ادامه شعر
علی احمدی

کاش ............................ کاش می شد با خیال عاشقی،،باز گردی و گُل افشانی کنی رَمز و راز سَر به مُهرِ عشق را،،با نوای رازقی معنی کنی کاش برگردیم ،آن دوران ع...

ادامه شعر
علی میرزایی

دل ز درد نالیده عاشقم بر پری رخی زیبا، اشک چشمم ز گریه خشکیده عمر من رفت عشق او در دل، روز و شب دل ز درد نالیده گشتم آواره از دیار و وطن، نیست در دل هوای باغ و چمن سر من زیر پر به کنج قفس، مانده...

ادامه شعر
سعید فلاحی

۱. در آغوشم که می کشی، مردی بیست ساله میشوم شکوفا از جوانه های عشق... ۲. آدم بودن را بر گزیدم تا تنها تو را حوا ببینم. ۳. خیال انگیز ترین خواب ها را خواهم دید اگر شبی بخوابم بیایی ! ...

ادامه شعر
سجاد حبیبیان

توجانا ماه تابانی که از بهرت چو ساحلها تجلی گشت روی تو همه شب از من تنها چونان یک گل که در باغی نمایی روی خود بر من که روی خود بگردانم نشینی در بَرِ تنها بدان ای دوست صبح و شام کردم ارزویت را ...

ادامه شعر
علی احمدی

دمای عشق..... وقتی که دمای عشق تو سرد می شود حال و هوای خانه پر از درد می شود وقتی تو رنج می کشی،بهار مُهمَل است گُل هی شکوفه می کند،،و،،زرد می شود در کوچه باغ دلم با شک قدم نزن جز تو هر...

ادامه شعر
علی احمدی

داغ هجران به سفر می روی و باز هوا دل گیر است چشم خورشید به شب،ناله عالم گیر است تو به عشق دگری،،او به تمنّای دگر من، اسیرِ تو ،و، این مفسده تقدیر است مرغ مینا که نداری خبر از ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ محبسی است از عشق؛ دست‌هایت شیطانی در خود نهفته چشمانت بازیگوش! و لب هایی که می شکند سکوت را پر از گنجشک هایی که به عشق خوشبین می سازند مرا. ■ به دست‌هایت حسودی می‌کنم، و تمام چیزها...

ادامه شعر
علی روح افزا

می بینمت در خواب و گاهی هم به بیداری شاید که در رؤیا تو هم مشغولِ دیداری دیشب که رویایت به سر زد ، با تَشَر گفتم آخر چرا دست از سرِ من برنمیداری ؟ هر وقت با احساس پیشت آمدم ، دیدم عشقم شده ، ...

ادامه شعر
محمد جوکار

خیره ام در شعله های سرکش افسوس ها در وجودم می خزد ، بی تابی ناقوس ها می خرامی گاه پاورچین درون لحظه ها با شکوه و ناز مغرورانه ی طاووس ها رازهای سر بمهر آیه های بوسه ات نسخه های ویژه ای از طب ...

ادامه شعر
علی احمدی

وداع عاشق (قسمت اوّل) بر مزارم جای حلوا جام می قسمت کنید دوستان زینهار کز این ماجرا غفلت کنید روزگارم با عزا و ماتم و حسرت گذشت پیکرم را با نوای نی کمی رحمت کنید دور گردانید از جس...

ادامه شعر
سعید فلاحی

■ نیستی و وقت به تو فکر میکنم جای خالی ات جایی در سینه ام تیر می کشد. ■ پیرهن ام را تن صندلی می کنم می نشینم روبه‌رویش، و می پرسم: خوشبخت هستی یا نه؟ آستین هایش پاره و یقه اش چرک؛ او ه...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

آن یار بلند است و دو دستم کوتاه از وصل نمانده جز غم و حسرت و آه ای سرو که قامتت رسد بر لب ماه یک بوسه از آن بگیر و صد غصه بکاه...

ادامه شعر
علی میرزایی

چه می شد چه می شد آن که شبی در کنار من باشی؟ تو مرهمی به دل بی قرار من باشی سر قرار،تو در کوچه ی محله ی خود به راه مدرسه در انتظار من باشی گذشته ها که گذشته طمع نمی بندم کنون به غنچه لب ها بهار ...

ادامه شعر
علی احمدی

سخن عشق.......... از صدای سخن عشق ،،جنون می گیرم بیخود از خود شده ،آتش زِ درون می گیرم بر سر کوی نگارم روم و از لب او بوسه با قیمت یک کاسه خون می گیرم سرکِشَم جام پ...

ادامه شعر
مهدی صادقی مود

با واژه به سمتِ عشق مَعبر زدن و... با خاطره اش وقتِ سحر پر زدن و... تا نیمه ی شب به شعر، آلوده شدن رو سمتِ خدای آسمان، عَر زدن و.. از حالتِ گیسوی پریشان گفتن با قافیه سر به خالِ دلبر زدن و.. ...

ادامه شعر
حامد سنگچولی

طعم ناب بوسه ات را به سُخره میگیرد سنجاب خیال صدای آب رودخانه میشلاقاند دردش را در گوش ماهیانی که بر نعششان درد یخ بسته گرسنه درخت است که بخواب زمستانی تن داد در مروری دیگر فصل سرد بر...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا