تولد اعضا
رحمان گراوندیان

شهر ما خاموش است شاید این خاموشی در تمام شب های پاییز در دو صد شهر دگر سایه افکنده به سر! چه هیاهوی مهیبی است زمین دل چه مشکوک به بیراهه رود طرد و متروک، در این ذن زمانه پای در بستر این جاده ...

ادامه شعر
عظیم صوفی

یک، دو،چهار، هفت،... پلکان را کنار میزنم پلکهایم بالا می مانند یک ،دو ،سه، چهار ،... از روزی که ستارها را پس وپیش کردی دیگر نتوانستم مرتبشان کنم. ...

ادامه شعر
رکسانا اعتمادی

تو دورتر از جغرافیای من، جانم را به جنون علاقه می بَری و من بی دست و پا تر از یک تاریخِ خیس همیشه دلتنگِ توام ؛ کاش نام مرا در کتاب فاصله ها نمی خواندی ......

ادامه شعر
علیرضا صادقی

باز میری و دو چشمم از عقب خون میکنی ناجـوانـمردانـه دل را بـاز دلخــون میکنی . بـا سـر زلـف تـو بسـتندم چـرا ای نـازنین ایـن قـضای آسمـانی را دگـرگـون میکنی . ماروش من ای طبیب ازدرد میپیچم به خود ...

ادامه شعر
فرزین خورشیدوند

خورشید رسوا گفتم که عشقت ماه من شبها به رویا میرود گفتا تمام منظرش ، بی پرده رویا می شود گفتم چراغ چشم او ، دیگر نمی بیند تو را گفتا کدامین عاشقی از دیده شیدا میشود گفتم که هر شب میرود در...

ادامه شعر
جابر ترمک

غزل ترانه ترین احتیــــــاج تنهایی ست  تمام ذوق بشـــــــر در رواج تنهایی ست  جهان گذشته و خواهد گــذشت بعد ازاین زمان همیشه به میل و مزاج تنهایی ست پرنده باش که پروانگی خطــــــــ...

ادامه شعر
محبوبه  طاری دشتی

یلدا در انتظار تو نشسته بود که اینقدر بلند شد ، کوتاه بیا سخت دستخوش تکاملم. محبوبه طاری دشتی

ادامه شعر
علی حاتمیان

امروز برمیگردی... صدایم را جلو آینه صیقل میدهم و گل رز خواب رفته را از درون کتاب بیدار می کنم... تو امروز برمیگردی و من بی درنگ تو را در آغوش خواهم گرفت؛ تو با احساست مرا سخت می فشاری ...

ادامه شعر
مهری خسرو جودی

طاقتم بیشتر از تشنگی های جدایی شده تلخی فاصله ها خمارتر از هرویین شده انتهای کار من گریه در آغوش باران شده آخر سفرنامهی من مردن در آعوش تنهایی شده .... زمان انگار مرده است عقرب های س...

ادامه شعر
علی صمدی

آمد و در آینه تا جا گرفت شورش بالای تو بالا گرفت آینه تصویر تو را دید و گفت میشود اینگونه چوگلها شکفت با عطشی زلف تو از پشت سر ریخته احساس تو را تا کمر گم شده در جنگل گیسوی تو سوزن اندام تو در ...

ادامه شعر
جابر ترمک

زخم این فاصله یک بار ... کــــــــــــــه باور بکنی تو مرا جای (تو) بگذار ... کـــــــــــــــه باور بکنی منظره مبهم و من با غـــــــــــــــــــــزلم درگیرم خط بزن آینه ی تار ... کـــــــــــــ...

ادامه شعر
رکسانا اعتمادی

بی تو شبانه های من، خمیازه وار شرم سپیده دارند؛ کاش می آمدی تا برای آرزوهایم خواب ها را به آتش می کشیدم

ادامه شعر
امین محمدحسن زاده

برف ببارد یا سنگ جاده بسته باشد یا لغزنده انتهای این راه در انتظارت زانو بغل کرده ام امین محمدحسن زاده

ادامه شعر
ندا پیرنظر

یادم نبود حوض ماهی ها بی آب مانده و تنها تکه ای از یادبود روزهایمان کف کاشی ها جان میدهد! وقتی با ثانیه های نبودنت فراموش میکنم که کیستم ! و چه زیباست آئین یادهای رفته ی خیالی وق...

ادامه شعر
سمانه حاتمی

کمی بی بهانه، چقدر عاشقانه... پر از شِکوه و غصه و بی کسی... دلم پَر کِشد سویِ تو ... ای دریغ!! چه کس را بدانی تو یار غیر من؟؟ چه کس می شود یارِ تو؟، یارِ من؟؟ چه کس ماهِ تو می شود یا...

ادامه شعر
حامد بهنام

شاعری از نفس افتاد گفت: ای قلم نمیخواهم دیگر از قلب من سخن گویی دیگر از شوق و آرزوی عشق بر لب سرد این خسته قصه ای گنگ و بی هدر گویی حسرتی هست در دلم یک عمر بغض پنهانی گلویی که باورش بود عطر و ...

ادامه شعر
جابر ترمک

چشم هایت چغاله ی عشقند گونه ات شیرمال سمنانی گیسوان شرابی ات دارد طعم یک آسمان پریشانی شانه ام تکیه گاه بی تابی در نسیم سواحل چشمت موج می پروری به رقص تنت می توانی کمی بلرزانی رشته کوه تنم پ...

ادامه شعر
مهری خسرو جودی

یه قاب عکسو دنیای خاطره از برفو تو فصل پاییزی تو خونه ام جا گذاشتی شکستی غرورم.... میون حرف های که بهت تکیه کرده بودم گذاشتی خیس شه چشمم وقتی به عشقت ایمان داشتم دیدی وفاتو... همش حرف ها...

ادامه شعر
محمد جوکار

در قنوت خالی از تو ، من غروب جمعه ی پاییزم و
لحظه ی افتادن برگم و پایانی ملال انگیزم و
در حوالی انارستان چشمت ، پرسه میزد بغض من
در هوایی که پر است از گریه ها و شرجی تب خیزم و
مث...

ادامه شعر
حامد برزگر

نیمه شب ها توی چهارشنبه هر هفته می میرم خواهرت را پست مدرن می بوسم برای قبرعاطفه روز بعدش گَل می گیرم جای جمعه هایم را هفت شنبه می گیرد صبح های بعد جای کمر وطنم درد می گیرد نعش...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا