تولد اعضا
شقایق رضازاده

آرام و متین است، سَوای چشمش امواج خزر نشسته جای چشمش یک روز مرا غرق خودش خواهد کرد با توطئه های ناخدای چشمش

ادامه شعر
علی میرزایی

سنگ صبور شدی سنگ صبورم با تو امشب گفتگو کردم مصیبت های دل گفتم حکایت مو به مو کردم نبود ایام حتی لحظه ای هم بر مراد من کشیدم پای در دامن و حفظ آبرو کردم به شهر خود غریبم دور از احباب و دلتنگم تو...

ادامه شعر
عارف ایمانی

ای یاور ، ای هم قصه تا کی گریه با این دل پر غصه تا کی ز غم اغیار دل خسته و پا بسته برخیز ز نو آ غاز کنیم یک قصۀ بی غصه ...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

1- و خیالِ تو بهارِ نارنج حال احساس مرا خوب کند 2- تو همان بستر گرمی که در این سردیِ دی نتوانم ز تو راحت گذرم... 3- از خیالِ تو فقط کوک شود سازِ احساس و غزل... 4- بانوی احساسم ...

ادامه شعر
محمد جوکار

کسی می آید و شولای غم پوشیده انگاری کسی در سوت و کور شهر و آدمهای تکراری کسی می آید و در کوره ی تردید می سوزد بدنبال فقط یک واژه تا ابراز بیزاری دلش در اعتراف گریه ی بی اختیار شب شراب ناب می...

ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

با باران چشمم غسل می‌دهم تن تو را تا واژگان شعر من محرم شوند باغ تو را می‌سپارم به غزل حال مرا، رقص تو را می‌...

ادامه شعر
علی میرزایی

ماه را گم کرده ام ای دریغا در جوانی راه را گم کرده ام کشتی ام بشکست و لنگرگاه را گم کرده ام چاه ها کندم برای جرعه ی آبی ولی در مسیر تشنگی ها چاه را گم کرده ام روزگاری روز ما تاریک و بی رونق گذشت ...

ادامه شعر
شقایق رضازاده

اما ما عشق را توی سیاهچاله ای که نفسهایمان را به شماره می انداخت هم از یاد نبرده بودیم و در گرگ و میشِ سنت هایشان دستهای خود را یافته بودیم تا خروارِ یاوه های گندیده را بکوبیم توی سرشان ما ع...

ادامه شعر
سعید فلاحی

سه گانی 1. پیشه ام عاشقی، یار من محبوب است؛ حال من خوب است. 2. دم به دم دل هوایت می‌کند، میتپد در سینه ام؛ یعنی صدایت میکند! 3 - برای دخترم رها: دخترم، مثل فرشته ها هستی، نازنی...

ادامه شعر
عارف ایمانی

هر چه از تو دورم نه نامه ای و نه خبری نه حرفی و نه حدیثی فقط پیغام خندان میدهی

ادامه شعر
علی میرزایی

گنجینه ای که من دارم نشد عیان غم دیرینه ای که من دارم ز سوز سینه ی بی کینه ای که من دارم نرفت یاد تو و آن نگاه مهر آلود ز صفحه ی دل و آیینه ای که من دارم ز درد و غصه پُر و،از فغان بود لبریز دل ش...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

تمام راههای من به جای رم همیشه می‌رسد به شهر آغوشت... ♥ مهناز نصیرپور

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

نمی کند جز به اشتیاقش درون این سینه آه من گل مگر که چون صبح صادق آنی کند در آئینه ماه من گل کم از حیائش صفا ندزدد نگاه آئینه خوی قلبم چو می کند دمبدم از آن طُرّه  چون بهار انتباه من گل ببین که...

ادامه شعر
عارف ایمانی

شب های دلتنگی به سراغم آمد چشم شیرین نگاهت ، به سراغم آمد صدایت که به گوشم رسید مردم از حسرت دیدین حسرت به سراغم آمد خرداد 95...

ادامه شعر
سعید فلاحی

شعرهایی برای یلدا... شعر 1: لیلایم یلدا شد و در گیسوانت قصه های هزار و یک شب را میخوانم. شعر 2: یلدا شد بی تو دلم جای انار بغض می ترکاند. شعر...

ادامه شعر
سید علی اکبر کرباسی

آبی چشمان تو می شود در آبی چشمان تو پرواز کرد بالهای آرزو را در نگاهت باز کرد می شود با نور چشمانت طلوع صبح شد زندگی را بار دیگر با نشاط آغاز کرد می شود دریا شد و با دستهای آسمان موجهای ...

ادامه شعر
سعید فلاحی

همیشه دوستت دارم... 1. به شعر چشم هایت خرابم کن که تاتار چشم تو به تیر مژگانش سالهاست کشته است مرا ! 2. مشهور به کفرم و شرک و الحاد حالی که مومن به توام ، و خال سیاهت. 3. ضریح چشم های تو نی...

ادامه شعر
علی میرزایی

یلدا بر من این ایام تلخ بی ثمر خواهد گذشت از تو آیا این دل پر از شرر خواهد گذشت؟ آمدم تا روزگار تلخ ما شیرین شود بی خبر از این که غم هایم ز سر خواهد گذشت در سحر گاه حیاتم چون چراغ صبح دم می وزد...

ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

ثانیه ها درپی هم تند تند می گذرد هر روز نمی دانستم یک ثانیه تو با سارا انار دارد چه کرد یلدا!

ادامه شعر
علی میرزایی

سنتور می چسبد اگر عاشق شدی بر دلبری از دور،می چسبد و او هم عاشقت شد عاقبت،بد جور می چسبد تو را باشد اگر طبعی و اندک مایه ی شعری که بنشانی تو عشقت را به جای حور می چسبد ز شوق عشق زندان می شود بر ت...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا