تولد اعضا
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

با یک دل دل شکسته باز آمده ام چون مرغک بال بسته بازآمده ام در ساحل امن حرمت دراین ماه ای حضرت حق نشسته بازآمده ام *** دل داده به این حریم مهمان شده ایم بر مائده ای عظیم مهما...

ادامه شعر
سیدعلمدار ابوطالبی نژاد

یک کاسه آش عشق دردستانم بگذاشته آن عزیزتر از جانم یک ماه نموده است دعوت افطار بر سفره عاشقانه ای مهمانم

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

جانا گهر ناب نهانی عشق است سرچشمه ی پاک زندگانی عشق است در رهگذر عمر چه پیر و چه جوان هشدار که اکسیر جوانی عشق است در گردش ایام و ز دادار حکیم یک هدیه ی ناب ناگهانی عشق است گر طالب زهدی ...

ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

می درخشی...... . می درخشی میان خیالم درشکوهی که بی کران باشد وسعتش ابتدای تماشا تا به اندام آسمان باشد . کاش می شد دو باره بر گردی دورت آن قدر شعر می چیدم تا به سقف یقین می رسیدی که این نگ...

ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

می زنم بر خودم نهیب از بس، شده ام مبتلا به دردی که کس مبادا شود دچارش تا،گویمش با خودت چه کردی که رفته در هم سگرمه هایت چون، زن ذلیلی که می دهد دشنام بر زمین و زمان و خود را نیز، کرده نفرین شبی...

ادامه شعر
سجاد صادقی

پدرم گفته سفارش بکنم برگردی باز هم ، از تو که خواهش بکنم برگردی لحظه ها بی تو غریب اند خدا می داند غزلی گفته و خوانش بکنم برگردی عصر ما درد فراموشی مفرط دارد ذهن ها را که نوازش بکنم برگردی اسم ت...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

برادر سربلند است هر آنکس که برادر دارد چون صدف در بَرِخود دانه ی گوهر دارد تکیه دارد به دل کوه و امیدش چو درخت در دلِ باغ به هر شاخه ی خود بَر ،دارد نهراسد زهیاهوی کَس و ناکس دهر در شبیخونِ ...

ادامه شعر
مهران اسدپور

با نامِ او که نامَش ؛ تعبیرِ نابِ عشق است آن حضرتی که تنها ؛ عالیجنابِ عشق است در جانِ عاشقانش ؛ جاریست مثلِ یک رود او جلوه ای نهان است، چون درحجابِ عشق است از سرنوشت و تقدیر ؛ هرگز نباش ، دل...

ادامه شعر
مهران اسدپور

( به نام خدا ) من از اعماقِ وجودم ، به تو ایمان دارم با همه تارم و پودم ، به تو ایمان دارم در کنارت غمی از ؛ بود و نبودنها نیست ای همه بود و نبودم ، به تو ایمان دارم مثلِ فوّاره ، که در او...

ادامه شعر
عبدالرضا فاطمی

رحمتً للعالمین رحمتً للعالمین ، یعنی محبت را خدا عاشقانِ رویِ زیبایت همه ، حتّی خدا لایقِ وصلِ خدایی ، دَم به دَم معراجِ تو در نمازت پر کِشَد روحَت زِ مسجد تا خدا در عُلُوِّ مرتبت بالاترینی یا نب...

ادامه شعر
حسن کریمی

«گیر نگاه» افتاده باز ، گیرِ لبانت ، نگاه من شادم که از نهاد ، بر آورده آه من بینا شدم دوباره، منِ پیرِ کور ، چون افتاده باز، یوسف حُسنت،به چاه من کریمی...

ادامه شعر
حسن کریمی

« بیابه خلوت من » بیا بخلوتِ من ، جانِ من ، ز ِمن نهراس بیا که بوی ِ تنت را ، گلُم ، کنم احساس مراست شوکت ِ نادر ، توئی غنائمِ هند بیا به قابِ نگاهم ، چو کوهی از الماس به کِبر روی مگرد...

ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

ساقی بیا که سعد فلک مرغ بام ماست دیباچه‌ ای ز عشق و محبت مرام ماست بخت بلند و اختر رخشان زُهروی بر ما ملازم و سندش خوش به نام ماست امشب ز حسن عاطفت یار دلنشین شیر و عسل مساعد و شکّر به کام ما...

ادامه شعر
مرتضی برخورداری

آتش نه فقط سوخت ز پروانه پری را سوزاند از این غصه زعالم جگری را زینب شبی از مادر خود قول گرفته ست دیگر نرود باز کند هیچ دری را...

ادامه شعر
یعقوب سلامت

عمری در پی پاکی دویده ام پاکم ولی زمردم دنیا گزیده ام این رسم مردمان دنیست ای فلک تهمت زنند به من ها که عابدم من راه او می روم وعاقبت خوش است بگذار اهل زمانه ، به مثل ها ملامتم تاآن زمان که ن...

ادامه شعر
محمد علی رضا پور

با خودروی اشعار خود در جاده¬ی عشق توام در تونل تاریک غم، نوراده¬ی عشق توام عشق توام ره می¬شود. عشق توام ره می¬برد عشق توام ره می¬زند. در جاده¬ی عشق توام بی¬خود چو می¬باید که شد، با...

ادامه شعر
مهناز نصیرپور

نیایش خداوندا به یاد تو گشودم پلک خود را باز که خورشید جهان از مهر آغوشت گرفته نور و گرما را ... مرا در بر بگیر هردم که طاقت آرم این کابوس سرما را... خداوندا مبادا دستهایم را رها سا...

ادامه شعر
علی ناصری

بی بال وپرم توان پروازم نیست بی زاد ره ام امید آغازم نیست غافل شدم وزاد ره ام دزد به برد بی ساز من ام، امید آوازم نیست علی ناصری ...

ادامه شعر
علی ناصری

از سرشب تا به سحر بارش یک ریز بود درتن شب جان ومن از شوق تولبریز بود اشک شبم حاصل یک بوسه وپیوندبود چشم نگر عین هلال شب شب ،ریزبود ...

ادامه شعر
حسین  حاجی آقا

ما را نفسی بود که التماس کنیم خواهان توام چرا که جفا کنیم در شب های رقصنده خاطراتم ماه روی من توئی و من وفاکنم...

ادامه شعر
ورود به بخش اعضا