آخرین مطالب وبلاگ
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:887
  • تعداد اشعار:7,256
  • تعداد نظر:44,392
  • تعداد بازدید:1,648,833
کاربران آنلاین
مهمان
  • 1 نفر
  • 7 نفر
  • 92 نفر
اعضا
  • ایران 1 نفر
در حال حاضر 100 میهمان و 1 عضو آنلاین هستند.
علی احمدی
سایت های دیگر
اخبار
  • 04/ 1 /1398 فرخنده باد بر همگان مقدم بهار **** نوروز، جاودانه ترین جشن روزگار  | 
  • 04/ 1 /1398 روزگارتان بهـاری و لحظه هایتان پر از شکوفـه باد ** سال نـو مبارک **  | 
  • 04/ 1 /1398 در آغاز سال نو، سلامتی، شادی، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندیم.  | 
  • 04/ 1 /1398 حلول سال نو و بهار پرطراوت را به تمامی اعضای فرهیخته سایت شعر ایران تبریک و تهنیت عرض می نماییم .  | 
  • 04/ 1 /1398 «شعر ایران» متعلق به هیچ سازمان، دسته، نهاد، گروه و یا حزبی نیست و برخاسته از تلاش دوستداران ادبیات است که قصد دارند برای اعتلای شعر و ادبیات کشور تلاش کنند و انگیزه‌ای برای اعضا و علاقمندان بیافرینند.  | 
  • 04/ 1 /1398 **** اعضای محترم سایت میتوانند با مراجعه به صفحه ی شخصی خود در سایت ، نسبت به تهیه دفتر اشعارشان به صورت pdf اقدام نمایند ****  | 
  • 17/ 7 /1395 *** با افتخار بر خود می بالیم که در کنارمان هستید و همراهی مان می کنید امید که کم و کاستی ها را بر ما ببخشید و همراهمان باشید. ***  | 
  • 17/ 7 /1395 *** خیر مقدم به اعضای جدید و ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻗﻠﻢ ***  | 
  • 17/ 7 /1395 **** از حضور سبز اعضای فرهیخته ی سایت سپاسگزاریم ***  | 
  • 17/ 7 /1395 *** مقدمتان گلباران ***  | 
ناصر عبدالحسین پور

«آمیزش»

«آمیزش»

صدای باران
سکوت تنهاییم را شکست
مرا به جشن زمین دعوت نمود
زیر رقص نور آسمان
خود را در باران رها کردم
بوی نم خاک مرا با خود برد
آمیخته شدم
یکی گشتم
چنانکه نور چشمم را
...

42
ادامه شعر
یاسر رشیدپور

سفرۀ شب

شب همه شب، چشم به در داشتم
چاره به جز صبر ، مگر داشتم

سفرۀ شب پهن شد و ، آن میان
آینه ی مهرِ تو بر داشتم

تا بگذاری به سرِ شانه ، سر
حسرت یک ، شانه به سر داشت...

32
ادامه شعر
سعید فلاحی

آیه نور

¤ آیه نور

قطره ای ناچیزم و توصیفِ دریا مشکل است
صحبت از شأن تو «یا عالیِ أعلیٰ» مشکل است
آیه آیه نوری و ختم قرآن العظیم
«هل أتیٰ» می خوانمت! تفسیر «أسرا» مشکل است
دردها دارم به سینه یا علی درما...

31
ادامه شعر
پژمان خلیلی

باید از حجره دنیا تب و تابی بر بست

باید از حجره دنیا تب و تابی بر بست
لا که این برکه شب، مردابی ست

32
ادامه شعر
روح الله اسدی

خورشیدعدالت

می درد

موچ حوادث

استقامت

صخره هارا

نشسته 

به تماشا

ناامیدانه ساحل

غرق شده

درسکوت

دریای دانش

تکه تکه شده 

صدف محبت

بلعیده

هچوم وحشیانه زمستان

انسان ازاده را

...

22
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

بچه های ایران

« بچه های ایران »

مـا بچه های ایران

در پیـروی زِ قرآن

تا حقِ خود نـگیریم

سازش نـمی پذریم

مـا بچه های ایران

همراه چون دلیرا...

31
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

آب بقاء

« آب بقاء »
جان من گر نظرت هست ، سخن بـشنیدن
چشمِ دل باز نما ، بهـر حقیقت دیدن
دانه سبزی که بـبینی ، زِ خداوند بزرگ
وز4 همان دانه ، تحمل ...

43
ادامه شعر
عارف ایمانی

پاییز

پاییز را با گذر زمان از مشکلات
با فکر کردن به تو گذراندم
اما می خواهم زمستان را
با خودت باشم
تا مرهمی باشد بر زخم هایم

آذر ماه 1395...

31
ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

«خورشید نگاه»

«خورشید نگاه»

در گذرگاه دوراهی چشمان خاموشت
به تردید ایستادم
پرده‌دار خورشید نگاهت
" آن حریر پلک‌هایت "
به ظرافت گشوده شد
من ناگهان غرق روشنایی شدم
تردید را با پوزخندی رها ...

49
ادامه شعر
مریم ناظمی

جنس دوم


مرا از ابتدای فصل گندم دوست داری
مرا درحد رویا وتوهم دوست داری

میان شهر پرجمعیت قلب بزرگت
مرا هرجا که درخود میشوی گُم دوست داری

کنار پچ پچ خاله زنک های زمانه
مرا در لابلای حرف مردم دوست د...

38
ادامه شعر
شقایق رضازاده

رباعی۱

آرام و متین است، سَوای چشمش
امواج خزر نشسته جای چشمش

یک روز مرا غرق خودش خواهد کرد
با توطئه های ناخدای چشمش

54
ادامه شعر
مهدی صادقی مود

اعتدال گریز

قلمِ شاعران به روز شده...
واقعیت سُرا، خیال گریز

از همه جای عشق می گویند!
ولی از چشم و زلف و خال گریز

مردهای میانسال و جوان
اکثرا هرزه و عیال گریز

دختران دوازده ساله
عاشق اند و رسیده، کال...

52
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

طریق سادگی

« طریق سادگی »

رموز فکر سرم را کسی نمی داند

که فکرم از سر خود نیست،این یقین باشد

تفکرم اگر از راه و رسم دین باشد

هزار مرتبه بِـه زآنکه...

30
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

بذر نکو

« بذر نکو »

خدای لم یزلی3، خوش بُوَد پرستیدن

نمی توان که ز امرش ، سری بـپیچیدن

برادرا ره توحید ما همین باشد

هر آنچه امر خدا م...

35
ادامه شعر
طارق خراسانی

نسرینِ ستوده را خدا بستوده

تقدیم به بزرگ بانوی مسلمان
خانم نسرین ستوده

 

گر عقل، تمامِ راهِ دل را بسته
از چیست ستوده راهِ دل پیموده؟!

من کمتر از آنم بستایم وی را
نسرینِ ستوده را خدا بستوده

۷ دی ۱۳۹۷...

55
ادامه شعر
علی میرزایی

سنگ صبور

سنگ صبور
شدی سنگ صبورم با تو امشب گفتگو کردم
مصیبت های دل گفتم حکایت مو به مو کردم
نبود ایام حتی لحظه ای هم بر مراد من
کشیدم پای در دامن و حفظ آبرو کردم
به شهر خود غریبم دور از احباب و دلتنگم
تو...

45
ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

واقعه

به سال نود,پنج رفته زان
جفا پیشه کردش چرخ زمان
جهانم ,جهان افرین فرد کرد
لبانم زخنده بسی ترد کرد
چوعمرم به گیتی همی تیره شد
خزان بر بهارم همی چیره شد
مرا جام غم داد ,چرخنده چرخ
لبالب زپیما...

43
ادامه شعر
همایون فتاح

بازارشرر

گویند بفردوس نکوکار رود
بدکار بدوزخ شرربار رود
چون نیک نگه کنی ببازار شرر
گرمست ودراو چه خیل بسیار رود

30
ادامه شعر
سعید فلاحی

مرا بطلب...

¤ مرا بطلب...

دلم گرفته برای ماتمی که میدانی
برای وسعتِ آن غمی که میدانی
نشد باشم به کربلا و شرمنده ام
دچار حال بد و مبهمی که میدانی
چقدر گریه کنم تا به من محل بدهی
قبول کن! منم آن محرمی که می...

31
ادامه شعر
اردشیر بزرگ نیا

تا که تو هستی و غزل

عاشقی و توان من گرچه هماهنگ نیست
تا که تو هستی و غزل پای دلم لنگ نیست

تا دل من قصیده ی چشم تو را میتپد
قطع یقین قوافی شعر دلم تنگ نیست

هرچه تو با نگاه من ساز مخالف زنی
شور نمیزند دلم، قح...

27
ادامه شعر
پژمان خلیلی

چگونه ِ پِنهان گَشته

تَخیلی شکاک،
سرگرمِ
التهابی ماسیده بر،حِسِ انسان دوستی زودگُذر
کِه اغتشاشی،
شریکِ، تن سپردنی تا پُختِگی
فَرارِ ره آراییِ تَعقیب وَ گُریز،
غریبه ای، در انجامِ دیگرانُ
وُ
حَقآرتی سر انجامِ،دیگر...

29
ادامه شعر
عارف ایمانی

هم قصه

ای یاور ، ای هم قصه
تا کی گریه با این دل پر غصه
تا کی ز غم اغیار دل خسته
و پا بسته برخیز ز نو
آ غاز کنیم یک قصۀ بی غصه ...

31
ادامه شعر
مهناز نصیرپور

شمیمِ نارنج 5

1-
و خیالِ تو
بهارِ نارنج
حال احساس مرا خوب کند

2-
تو همان بستر گرمی که
در این سردیِ دی
نتوانم ز تو راحت گذرم...

3-
از خیالِ تو
فقط کوک شود
سازِ احساس و غزل...

4-
بانوی احساسم
...

25
ادامه شعر
بردیا امین افشار

سال نو

در گشت و فرگشت سالها ،
می شوند انسانها از هم دور
کجاست رقص شباهنگ ،
تا به پا کند در زمان شور
کی می بارد از آسمان ،
غنچۀ مریم و قلب لاجورد ؟
در بزم اشباح شب ،
فواره میکند رنگ سپید نور ؟
---...

32
ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

پرستش خدایان

«پرستش خدایان»

خدایان
چه شگفت‌انگیز و عریان
خانه کرده‌اند
در معبد وجود تو
و خدای عشق را
چه پرشکوه و موزون
راهبری می‌کند
...

39
ادامه شعر
پژمان خلیلی

سیاهی ست، اِحآطه ای هر چیزی که نیست...

دستها می شکنند
تو دستی برای به دست آوردن نخواهی داشت
سیاهی ست، اِحآطه ای هر چیزی که نیستی را، به چیستی هَستی می کَشآند؟
بَدلها تو را محتاط می کنند
تو، بَدلها را اِحآطه می کنی،
کُنشی مَعقول، کهِ ع...

39
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نبرد سخت

« نبرد سخت »
خوشا آنان ،که ترک کام کردن
نکو کاری بـه هـر ایام کردن
زِ جهل و خود پسندی رستن آنها
سمند جهل خود را ، رام کردن
حقایق را از این دنیا بـجست...

32
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

فطرت نیک

« فطرت نیک »
آدم اگر از فطرت دیوی، به در اُفتد
با فطـرت آدم ، بتوانـد بشـر افتد
آدم که به دنیاس ، چه راهی بـتوان رفت
تا راه که رفته ، به بشـ...

37
ادامه شعر
سعید فلاحی

برای حسین گریه می کنم


¤ برای حسین گریه می کنم

بارِ دگر برای حسین گریه می کنم
با یاد کربلای حسین گریه می کنم
با جمع سوگوار ز اعماق روح خویش
با شرحِ ماجرای حسین گریه می کنم
در جمع کودکانِ پدر مرده ی فقیر
همچون یتی...

37
ادامه شعر
محمد جوکار

نبض وفاداری

کسی می آید و شولای غم پوشیده انگاری
کسی در سوت و کور شهر و آدمهای تکراری

کسی می آید و در کوره ی تردید می سوزد
بدنبال فقط یک واژه تا ابراز بیزاری

دلش در اعتراف گریه ی بی اختیار شب
شراب ناب می...

49
ادامه شعر
دادا بیلوردی

مرا به خانه بخوان


مرا به خانه بخوان!
و بـا صدای خـود ترانـه بخوان
دلم گـــرفتـه از ایـن روزگــــارِ تنـهـایــی
چو دیدی اشک من روانه، بخوان!
از این زمانه بخوان
*
اگــر ز دل نگری
به سوگِ من نشسته د...

45
ادامه شعر
شقایق رضازاده

هیچ مهتابی با گلوله نمرده است

مهتاب را

سر و کاری نبود با تفنگ

حتی اگر قرار بود خاموشی بزنند؛

آن صداها

فقط انگشتان پدر را

محکمتر روی مهره ها میلغزاند و

شیر را

می پراند توی گلویم

تا دست بینداز...

43
ادامه شعر
عارف ایمانی

ای سایه

ای سایه
بی تو چه کنم ؟
چه چیز بگویم ؟
چه چیز توانم سرود بی تو ؟
چند برگ از یلدای زمس تانیت گفتی
مرثیۀ جنگل سرودی با تمام غمت
از تو ماند یادگار خون سرو
زمین از آ مدنت خوش بود
راهی در پ...

31
ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

همدم غمها

مصلحت نیست که تودردل من جابشوی
بعد من گریه کنان راهی صحرا بشوی
دوستت دارم وبااینکه ستمگر بودی
من دلم نیست که تو همدم غمها بشوی...

40
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

دلیل راه

« دلیل راه »

از ما کسی نگفت به تو آیا دلیل راه

آیم به همره تو و وامانده ام به راه

بر نام رهنمایی تو آمدم به راه

در نیمه راه ، گر بگذاریم...

36
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

ره ایمان

« ره ایمان »

خدای را نـتوان دید با چنین چشمان

ولی خدا را بـتوان دید از ره ایمان

بشر که عاجزس از دیدن خدا و بشر

خدای خود بتوان بـیند از ره قرآن
...

32
ادامه شعر
ناصر عبدالحسین پور

«باران چشم»

با باران چشمم
غسل می‌دهم
تن تو را
تا واژگان شعر من
محرم شوند
باغ تو را
می‌سپارم به غزل
حال مرا، رقص تو را
می‌...

58
ادامه شعر
علی میرزایی

ماه را گم کرده ام

ماه را گم کرده ام
ای دریغا در جوانی راه را گم کرده ام
کشتی ام بشکست و لنگرگاه را گم کرده ام
چاه ها کندم برای جرعه ی آبی ولی
در مسیر تشنگی ها چاه را گم کرده ام
روزگاری روز ما تاریک و بی رونق گذشت
...

44
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

ابوالقاسم کریمی/مبتلا به ریا

آسمون رفاقت یه مدته سیا شده
یه اتفاقی افتاده یه چیزی کم بها شده
قشنگ تو چشم بضیا رنگ خیانت میبینم
چون میدونم خدافظی سلام خیلی یا شده
نماز بارون نخون فایده ای نمیکنه
مسلمونی تو این کویر فقط یه ادع...

34
ادامه شعر
پژمان خلیلی

آغازت را ابتدایی نیست

کوچِ ذهن را، آنقدر کوُد پاشی کرد ه ای،
تابوی تعَفنِ تَفکُر، نَگیری؟

قی کن، تا حال بیایی،
-فریاد ِ احساسِ ضدِ عُفونی!
بَخیه را نیز، حالی به حالی می کنی

فراموش کردن را بپذیر
سکوت را در به در ...

33
ادامه شعر
سجاد حبیبیان

نجات عشق

الا ای مرغک وحشی زدی آتش تو بر گلها
خدا را در نظر نگرفته میتازی تو بر دلها
بسان ابر باران خیز میبارم،خبر داری
چو بردی طاقت از این دل بسی افتاد مشکلها
دو چشم مست تو عقل از سر هشیار میدزدد
در این ...

25
ادامه شعر
شقایق رضازاده

فقط عاشق شده بودیم

اما ما
عشق را
توی سیاهچاله ای که نفسهایمان را به شماره می انداخت هم
از یاد نبرده بودیم و
در گرگ و میشِ سنت هایشان
دستهای خود را یافته بودیم
تا خروارِ یاوه های گندیده را
بکوبیم توی سرشان

ما ع...

43
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

خط فرمان

« خط فرمان »
ما که سر در خط فرمان تو داریم ، همان
وادی حیرتمان بیشترس ، از دیگران
ما که بر خاک درت جبهه بسودیم1 ، چرا
تیر عشق تو همان جبهه ی2 ما کرد نشان
...

30
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

خدای مهربان

« خدای مهربان »

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

که آن آفرید، آدم از جسم و جان

خدایی که آگاهس از قلب ما

چه می توان نمائیم از آن نهان

درِ حکمتش ...

31
ادامه شعر
علیرضا آرین مهر

هیمالیا

در کنــــارِ جنگــلِ سـرسبــزِ چشمـــانِ شمــا
مــی پرد آهـویِ احسـاس از میــان واژه ها
.
پــایِ دره بـودم امـا خوانـدم از چشمانِ تان
شــــــوقِ پـــرواز از فــــراز قلــهء هیمــالیـا
.
روحِ من ...

39
ادامه شعر
اردشیر بزرگ نیا

تشنگان نان پسند

در هر زمان سر شکن نهروان پسند
بشکسته فرق عشق زقوم اذان پسند

آنجا که آیه های بهار آذر است با
پژمرده برگهای درخت خزان پسند

در آن زمان که عشق به تاراج میرود
از سوی صوفیان سراپا جهان پسند

اسطو...

32
ادامه شعر
طارق خراسانی

دامن آلوده به دنیا نبرد راه به دوست...

در بخیلان طمعی هست و وفا نیست که نیست
یکنفر اهل حسد ، اهل وفا نیست که نیست
زاهد ار ملک خرید و به سیاست پرداخت
ظاهرا مسلم و او مرد خدا نیست که نیست
دامن آلوده به دنیا، نبرد راه به دوست
این خطر ک...

54
ادامه شعر
محمد علی رضا پور

وایکینگ ها، دزدان دریایی!

شعر نو- وایکینگ ها، دُزدان دریایی!
وایکینگ ها، دُزدان دریایی! /
تبریکِتان مردان چشم آبی!/
در آب ها تنها نه، بلکه در زمین کُلّا/
اسکاندِناوی(اسکاندیناوی)، صدرِ این سیاره، جا دارد/
ای مردمِ...

40
ادامه شعر
بردیا امین افشار

سکون

دیشب افتاد ، گلدان قدیمی از دستم
نگریستم حزین ، بر گلدان شکسته
تکه هایش گذر زندگی من بودند
گذری که غبارش ، بر گونه نشسته

یادم آمد که تو بودی و من و حسی نو
آن روز که گرفتم ، گل سرخ تو را از دستت...

35
ادامه شعر
سعید فلاحی

سه گانی ها 1

سه گانی


1. پیشه ام عاشقی،
یار من محبوب است؛
حال من خوب است.


2. دم به دم دل هوایت می‌کند،
میتپد در سینه ام؛
یعنی صدایت میکند!


3 - برای دخترم رها:

دخترم، مثل فرشته ها هستی،
نازنی...

32
ادامه شعر
برو به صفحه:
ورود اعضا

تولد اعضا
آخرین حضور کاربران
بازدید ویژه
آخرین شاعران