آخرین مطالب وبلاگ
رای اعضا
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:915
  • تعداد اشعار:7,788
  • تعداد نظر:45,005
  • تعداد بازدید:1,796,043
کاربران آنلاین
مهمان
  • 1 نفر
  • 1 نفر
  • 38 نفر
  • 67 نفر
در حال حاضر 107 میهمان و 0 عضو آنلاین هستند.
سایت های دیگر
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 30/ 6 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس بیست و نهم مهرماه 98 از ساعت 17 در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
  • 28/ 7 /1398 به شعر ایران خوش آمدید  | 
طارق خراسانی

الا یا ایها الساقی اَدِر کَاسَاً و...



رها کردم دل و جان را ، به شوقِ مهرِ عاقل ها
شد از آن جمعِ عاقل ها، غم و دردی که حاصل ها
دلِ دیوانه ی عاشق، به خون رقصد زِ غافل ها

الا یا ایها الساقی اَدِر کَاسَاً وَ ناوِلها
که عشق آسان نم...

491
ادامه شعر
علی اصغر  اقتداری

شراب یاد

شراب یاد


وقتی شراب یاد تورا نوش می کنم
خودرا در این میانه فراموش می کنم

خورشید را که روشنی عالمی از اوست
پیش چراغ عشق تو خاموش می ک...

235
ادامه شعر
ابراهیم سبحانی

پشت این شیشه

 

پشت این شیشه که ها کرد دل من لرزید

حرف خود را که دوتا کرد دل من لرزید

دست دردست گرفتیم به ساحل رفتیم

دست من را که رها کرد دل من لرزید

در بدر در پی ویرانی خود می گردم

عشق با عقل صفا...

233
ادامه شعر
عبداله رشیدی

خیال

ای نسیم خیال ،که ز کوچه ی ذهنمان می گذری
چرا موقع نیاز ، از پس کوچه های آن می گذری
تا زبان به بیان پیچ و خمهایت می گشایم
لکنتم با تو چنان می کند که با نسیان می گذری...

209
ادامه شعر
محمد جوکار

میخواهد چکار؟

این کویر خشک ما ، خورشید میخواهد چکار؟
باغ بی برگی ، درخت بید میخواهد چکار؟

آسمان شعر ما ، حتی بدون یک شهاب
شهر خواب آلوده ها ، ناهید میخواهد چکار ؟

با کدامین سنگ ، شعری را ترازو می کنند
من...

320
ادامه شعر
اکبر توفیق ریحانی

پرسه در این خاک

تمام دردهایه دنیا با دل من آشناست

دل من همچو صوفی از خوشی های دنیا جداست

دل من.دلیل تمام بی کسی هاودردهایم

دل من بی تو قطعا که بی هواست

پایان دردهایه من کجا و کی است

و حس میکنم که دردها...

214
ادامه شعر
تبسم عبداله زاده

من سنی اونودا بیلمم

بیر قورخو سولوک تک
سومورو دویغومون قانین
سن هاااااااردا!!!!
من هاردا؟
توپور بوتون خاطره لری بو روزگارین اوزونه...
بیلمه سی گرک
دوشونمه سی گرک
سن دن آیریلماق ایمکان سیز
سن خیالیمده
...

230
ادامه شعر
سمانه تیموریان (آسمان)

غزل بغض

این روزها
چیزی شبیه غزل
بغض کرده در گلوی نگاهت

خوب که نگاه میکنم
خودم را میبینم
خسته
تنها
نشسته در هیاهوی غزلهای ناچیده چشمت

راستی نگفتی
آسمان چشمهایت را کجا جا گذاشتی؟؟؟...

334
ادامه شعر
طارق خراسانی

دلم تنگ است بانو، بی قرار است

دلم تنگ است بانو، بی قرار است
دلم را زد خـزان، فکـرِ بهار است

دلـــم از درد، دریـای سـیـه شــد
شمارم غـم؟ خدا را بی شمار است

دلـم تنــگ است بانـو، دیـدگـانم
ازآنروزی که رفتی سـوگوار است

از...

307
ادامه شعر
عباس خوش عمل کاشانی

رخصت دیدار

کیست ماننــد تـــــو هنگام غـــریبــی یارم
ای که از جان خــودم دوست ترت می دارم

یـادگار تــــو و یـاد تــــو و یــادآور تــــو
هـر کجا هست عزیز است چو جان بسیارم

وقت آن است کـــه دل بر سر راهت...

244
ادامه شعر
عبداله رشیدی

امین و طاها

ای دیدارتان ، سبب شمارش لحظه هایم
ای سیمایتان ، سبب آرامش گونه هایم
ای قامتتان ، به سان سروهای خرامان
ای نامتان ، سبب افتخار به داشته هایم...

240
ادامه شعر
منوچهر منوچهری(بیدل)

امید جان


امید جان هوایت میکند دل
شب هجران تو مارا چه حاصل
بکویت آیم و از نرگس راه
بیاد روی تو میگیرم ای ماه
به یاد چشم شوخ ناوک انداز
به یاد روی تو ای ماه تناز
درآن چشمت مرا میخانه ای هست
که صد عاقل ...

224
ادامه شعر
هومن حسین زاده

3

خیابانی که ما را به مدرسه می بُرد ،
بزرگ شده است حالا
و شرق و غرب تهران را به هم می رساند
و جای معلم تربیتی
دوربین کنترل سرعت نشسته است ...

196
ادامه شعر
دادا بیلوردی

پند زلال (5)



مـردانـه پـا بـردار
حتّی اگر خواهی رَوی بر دار
هـر روز انسانیّتِ خـود را شکـوفـا کـن!
بر نفسِ خـر، دیوار شو دیوار
جو را نبین خروار
...

317
ادامه شعر
اله یار خادمیان

شعله ی فا نوس

با طایفه ی روز سفر می کنم امشب
میخوانم و تضمین قمر می کنم امشب
باسایه پرستان نکنم صحبت روشن
نجوا همه در گوش سحر می کنم امشب
دارم سر دیدار گل خانه ی خورشید
از غیروخودی صرف نظر می کنم امشب
با...

254
ادامه شعر
محمدرضا حلاج

نفس بانو (4)

نفس بانو ،
نفس اندر نفس
در خاطرم هستی

تمام لحظه هایم گرم ،
از گرمای یاد توست

کجایی گنج آرامش؟؟؟
کجایی مهر بی پایان؟؟؟

دگر دل را امیدی نیست ،
بر پایان تنهایی
همیشه یاد تو در خاطرم ،
خ...

303
ادامه شعر
رضا شیخ فلاح لنگرودی

نذار دیر شه....

همیشه آخرین لحظه ،
می فهمی زندگی زیباس
اونی که زشته دنیا نیس
دلی که زشتِ نازیباس
خیال کردی که تا آخر
تو هم جاوید می مونی
ندونستی که بیهوده
به سمت مرگ می رونی
به دنیایی که دل بستی
فقط یک چیز...

233
ادامه شعر
کمال حسینیان

چند کوتاه



با پیکرِ خونین رها نکنیدم

لاأقل کمی ...!

گرگ بودن یادم دهید

=======================

روزی که دانست ...

دیگر به درد نمی خورم

یقینم شد

درد مرا خواهد خورد ...!

===============...

307
ادامه شعر
طارق خراسانی

مثل دریاچه ی ارومیه، حال و روزم چنا...

مثل دریاچه ی ارومیه، حال و روزم چنان مناسب نیست
چه کند این دل وفادارم؟ بوسه ای کودکانه کاسب نیست

از حقوق بشر بیا بگذر...، جبهه بودم، جنایتی دیدم
صحنه هایی که گفتنش امروز، نازنینم زیاد جالب نیست
...

390
ادامه شعر
عباس خوش عمل کاشانی

هنگامه

غــــــزل بــا نامــــت آغازی دگر داشت
شکـوهـی دیگـــر و رازی دگــــر داشت

سیـه مستـــــــان چشــم فتنــــه کوشت
نگـاه دل بــــــرانـــــدازی دگــر داشت

لبت بـــا بــــوســـــه ای احیــاگـــر ...

231
ادامه شعر
منوچهر منوچهری(بیدل)

یار سفر کرده

اگر از یار سفر کرده نشانی یابم

همچو خضر از لب او آب جوانی یابم

یار عاشق کش من رفت و ندارم خبری

کاش از خاک درش باز نشانی یابم

گر دوصد لشگر کین تیغ برویم بکشند

نیست باکم گر از ا...

193
ادامه شعر
احمد البرز

باد

نامه اش را باد می آورد، شبیه باد بود
قصه شیرینی شیرن تر از فرهاد بود ؟

بوی مهر و دوستی میداد،اما ای دریغ
ای دریغ و صد دریغ زخم دو صد فریاد بود

بوی گل های خوش یاس واقاقی می رساند ؟
گر چه ت...

184
ادامه شعر
نگار حسن زاده

ظهر شوم پاییزی

حس این روزهای روحم را ؛ کاش از سد لار می پرسید
بازی سنگ و پای لنگم را ؛ از غمی خنده دار می پرسید

سایه ام هم نفس کم آورده ؛ فکر تجدید کن در آمارت
غیرِ من حال کل دنیا را ؛ مثل یک سرشمار می پرسید

...

347
ادامه شعر
عباس خوش عمل کاشانی

غزلجوش

عشــــق تا پنجره وا کرد بـــه روی دل من
عطـــر صد خاطره گل کرد به بوی دل من

به نمـــازی شـرف آموز سحر قامت بست
تا شد از چشمه ی خورشید وضوی دل من

پا بـــه پای همـــه رنــــــدان خمارآلوده
عشقِ...

236
ادامه شعر
منوچهر منوچهری(بیدل)

مولا علی




امید من به جز عشق علی نیست
دلم جز بر فروغش منجلی نیست
همه نالم که ای مولای من گیر
زلطفت دست این خوار زمین گیر
چو من زادم به عشق تو به زادم
امید من توئی ای نور د ا د م
همه صورو صلات من بسوی...

186
ادامه شعر
طارق خراسانی

سوگند نامه


سوگند نامه


خدایا...، به ذراتِ عالم قسم

به آن اشرفِ خِلقَت، آدم قسم


به "نوترینو" هایی که پیغمبرند

به عالم... پیام تو را می بَرند


به "نترون"، "کوارک" و به ذاتِ خودت

به "لپتون...

303
ادامه شعر
امیرحسین مقدم

بمان

بمان



صد ناز کنی ، کشم تورا ناز ، بمان
ناز تو عروسک غزلساز بمان

صدسال چوبگذرد همین خواهم گفت
آنگونه که گفته ام از آغاز ، بمان

صد بار اگر بیفتم از قله کوه
امید تو آردم به پرواز ، بمان

...

167
ادامه شعر
نرگس  دوست

آغوش تو


اسم مرا
می توانی ازنام گلی بشناسی
که هر زمستان
زن زیبایی را
در پیراهنش صدا می کند!
صدا در برف آب می شود!
و بهار را
برگ برگ
در آغوش تو می ریزد!!...

296
ادامه شعر
آتنا کوچکی

دلم واسش کبابه

خور پوف نکن
یکی کنارت خوابه
هم اتاقیت...
دلم واسش کبابه
والا کنارت خوابیدن عذابه
عجیبه هرشبم پیشت می خوابه ...!!...

194
ادامه شعر
دادا بیلوردی

بهار ائل گؤلی تبریز ( در وصف ظهور ل...


در بـهـاران لالـــــه ی اردیبـهشت
ائـل گؤلی را کـــرده مانند بهشت

آری ایـنـجا عشق جـولان می کنـد
می توان گل های رنگارنگ کشت

می توان در صفحـه ی گلبـرگ ها
بـر خـدای عاشقان احسن ...

356
ادامه شعر
هومن حسین زاده

2

می گویند سرخ که می شود گونه هات ،
چند متر بر مجذور ثانیه
به جاذبه ی زمین اضافه می شود
حالا تو هِی بگو
تهران درخت سیب ندارد ...!...

221
ادامه شعر
حامد  زرین قلمی

شعشعه

غــمِ دل دارم و دانم که غــم آباد ، تویی
مَبَر از یاد مــرا ای که مــرا یاد ، تویی

شادی از مهر و وفا آید و تـنها صَنمی
کز جفا هم بکند خاطر من شاد ، تویی

ظلمات است در این ورطه و شمعی که هنوز
...

447
ادامه شعر
ابراهیم سبحانی

جنگل شمشاد

 

اولین جمعه ی سال ست بیا یادم کن

بعد ویرانی آن زلزله آبادم کن

دوست دارم که ترا سیر ببینم امسال

باز پیغام بده  در رهی ی و شادم کن

توبیا تا   برهم   از قفس دلمردن

ازتب تند وغم وخستگی ...

196
ادامه شعر
محمدرضا حلاج

نفس بانو (3)

نفس بانو
نفس اندر نفس
در خاطرم هستی

نگاه مهربانت را
به دنیای دلم بستی

ولی ای کاش می شد
تا که در آغوش شیرینت
در این دنیای رویایی
به یک دم می کشیدم آخرین دم را
و از دل می زدودم غصه و غم ر...

252
ادامه شعر
فاطمه  لشکری "راحیل کرمانی"

منطق عشق

مکتب عشق جدا وسخن عقل جداست
سنجش عشق،به سنگ محک عقل خطاست
عشق سنگ محک معرفت آدمی است
معرفت ،آنکه ندارد،ره او راه جداست
نه توهم زدگی هست،نه رویا بافی
مسلک آنکه نظرگاه دلش سوی خداست
دل ، حریمی است...

914
ادامه شعر
قاسم پیرنظر

گلبرگ تنم


گلبرگ تنم
پژمُـرده ام از باد خــزان تــاب نــدارم
آزرده ام از درد نهـان خـــواب نــدارم

یـارب کرَمی تا شوم از درد ، رها من
غـیر از تـو بجـان خودت ارباب ندارم

دامان تـو مـأوای چو من دلــشُد...

251
ادامه شعر
احمد الماسی

سرانجام هایم

اکنون های بی کرانه
همان دیروزهای پربهانه ای است
که قاموس فرداهای نادیده را
ابهام بیشتری می دهد
تا همچنان
بستر خشک این رود
دل به خیسی این دشت بی ترحم ببندد
در گذرگاهی که انسان
جویای خوشبختی می ...

231
ادامه شعر
آتنا کوچکی

گرگ بز قندی

یکی بود
یکی نبود
بز قندی رفته بود
گرگ قصه پشت در نشسته بود
مشغول خوردن تخمه پسته بود
از لای پنجره شنگول چایی پولکی می داد
گرگه هم
با شکلکاش
با اداهاش ... برّه ها رو
از خنده روده بر می کرد
و...

200
ادامه شعر
حسن اسدی

عشق است

ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺩﺭﯾﺎﺩﻝ ﺍﺩﺏ: ﮐﻤﺎﻝ ﺣﺴﯿﻨﯿﺎﻥ
ﺑﯽﺍﺑﺮﯼِ ﭼﺸﻢِ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
ﺑﯽﭘﺮﺩﮔﯽِ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ‏«ﮐﻤﺎﻝ ‏» ﺁﺑﯿﺎﺭ ﮔﻞﻫﺎﺳﺖ
ﺩﺭﯾﺎﺩﻟﯽِ ‏«ﺣﺴﯿﻨﯿﺎﻥ ‏» ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
ﺷﺒﺪﯾﺰ...

333
ادامه شعر
تبسم عبداله زاده

یورقون آتام

اورک دولو درد و غم دی آغلاما قا گوزو م یوخ
آتام یاتیب ایللر بویو توپرا قینا سوزوم یوخ
آیری دوشدوم اوندان سونرا آنا یوردوم تبریزدن
منی سسله یورقون آتام سن سیز منده دوزوم یوخ.
قلبم پراز درد ...

409
ادامه شعر
نرگس  دوست

یک عاشقانه کوتاه


می ترسم
وقتی تو
و عریانی ماه را
در حوض ببینم
سرم بالای دار باشد!!

262
ادامه شعر
آرش بهاری

اردیبهشت


بانوی اردیبهشتی من
خنده ات وقتی شکوفا می شود
بهار هم از راه خواهد رسید

227
ادامه شعر
مهناز چالاکی

وسوسه گندم


هرنیمه شب
آسمان را به زمین می کشم
پلک ماه را می بندم
چشمهایت را می بوسم
تجسم می کنم شکوه اندامت را
درچارچوب در
بدون این که تورا از دستان زنی بدزدم
در آغوش می گیرم
آه........ای هوای تنه...

251
ادامه شعر
سید محمد  میرسلیمانی بافقی

زلف را تا وا کنی، لب هم بغل وا می ...


ولادت مولای متقیان وروزپدر مبارک باد
" زلف"
زلف را تا وا کنی، لب هم بغل وا می کند
گونه های مست تو ،کم کم بغل وا می کند
حالت چشمت که می آید به استقبال من
لرزه های سی...

495
ادامه شعر
هومن حسین زاده

1

" ناتو " است چشمهات ؛
ائتلاف کند ،
سرزمینی را به آتش می کشد ...!

239
ادامه شعر
محمد اخباری

حسی گنگ


چه ساده ‏، و چه پیچیده
میشود از حسی گنگ،
حرفها زد ،
واژه ها چید ،
و کلام را بستوه آورد.
حسی گنگ ، که بوی کهنگی اش .
...

232
ادامه شعر
زهرا خدابنده

احتمال

رودخانه های قهوه ای
هیچگاه با زمین
رو راست نبوده اند
شاید سال بعد
ما در بستر خشکیده اش
چادر زدیم

267
ادامه شعر
پویا نبی زاده

ستمگر



ساده ام پنداشتی باز آمد نازی کنی
با دل پاکم که سادست آمدی بازی کنی

در شگفتم کاین چنین با سن کم هم قادری
دلفریبی بشکنی پیمان سخن سازی کنی

با صدای نازخود اول بَری هوش وحواس
بعد با شیرین زبا...

248
ادامه شعر
مهدی  یوسفی لولی وش

سادیسم 1

وقتی که بند بند ِ دلت پاره پاره است
رفتن همیشه ساده ترین راه چاره است
رفتی که بندهای دلت را رفو کنی
با عطر ِ تازه ی بدنی گفتگو کنی
رفتی و پشت خاطره ها از وسط شکست
رفتی خزر به گوشه ی چشمان من...

370
ادامه شعر
دانیال ظهرابی

دار

خنده هایم را به دار کشیده ام

تا خنده دار شود.

254
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران