آخرین مطالب وبلاگ
رای اعضا
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:923
  • تعداد اشعار:7,859
  • تعداد نظر:45,050
  • تعداد بازدید:1,851,629
کاربران آنلاین
مهمان
  • 27 نفر
  • 43 نفر
در حال حاضر 70 میهمان و 0 عضو آنلاین هستند.
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 30/ 8 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس با مدیریت دکتر مینا آقازاده بیست و هفتم آبان ماه 98 از ساعت 17 در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
  • 30/ 8 /1398 به شعر ایران خوش آمدید  | 
دادا بیلوردی

بهار ائل گؤلی تبریز ( در وصف ظهور ل...


در بـهـاران لالـــــه ی اردیبـهشت
ائـل گؤلی را کـــرده مانند بهشت

آری ایـنـجا عشق جـولان می کنـد
می توان گل های رنگارنگ کشت

می توان در صفحـه ی گلبـرگ ها
بـر خـدای عاشقان احسن ...

364
ادامه شعر
هومن حسین زاده

2

می گویند سرخ که می شود گونه هات ،
چند متر بر مجذور ثانیه
به جاذبه ی زمین اضافه می شود
حالا تو هِی بگو
تهران درخت سیب ندارد ...!...

225
ادامه شعر
حامد  زرین قلمی

شعشعه

غــمِ دل دارم و دانم که غــم آباد ، تویی
مَبَر از یاد مــرا ای که مــرا یاد ، تویی

شادی از مهر و وفا آید و تـنها صَنمی
کز جفا هم بکند خاطر من شاد ، تویی

ظلمات است در این ورطه و شمعی که هنوز
...

454
ادامه شعر
ابراهیم سبحانی

جنگل شمشاد

 

اولین جمعه ی سال ست بیا یادم کن

بعد ویرانی آن زلزله آبادم کن

دوست دارم که ترا سیر ببینم امسال

باز پیغام بده  در رهی ی و شادم کن

توبیا تا   برهم   از قفس دلمردن

ازتب تند وغم وخستگی ...

197
ادامه شعر
محمدرضا حلاج

نفس بانو (3)

نفس بانو
نفس اندر نفس
در خاطرم هستی

نگاه مهربانت را
به دنیای دلم بستی

ولی ای کاش می شد
تا که در آغوش شیرینت
در این دنیای رویایی
به یک دم می کشیدم آخرین دم را
و از دل می زدودم غصه و غم ر...

257
ادامه شعر
فاطمه  لشکری "راحیل کرمانی"

منطق عشق

مکتب عشق جدا وسخن عقل جداست
سنجش عشق،به سنگ محک عقل خطاست
عشق سنگ محک معرفت آدمی است
معرفت ،آنکه ندارد،ره او راه جداست
نه توهم زدگی هست،نه رویا بافی
مسلک آنکه نظرگاه دلش سوی خداست
دل ، حریمی است...

934
ادامه شعر
قاسم پیرنظر

گلبرگ تنم


گلبرگ تنم
پژمُـرده ام از باد خــزان تــاب نــدارم
آزرده ام از درد نهـان خـــواب نــدارم

یـارب کرَمی تا شوم از درد ، رها من
غـیر از تـو بجـان خودت ارباب ندارم

دامان تـو مـأوای چو من دلــشُد...

255
ادامه شعر
احمد الماسی

سرانجام هایم

اکنون های بی کرانه
همان دیروزهای پربهانه ای است
که قاموس فرداهای نادیده را
ابهام بیشتری می دهد
تا همچنان
بستر خشک این رود
دل به خیسی این دشت بی ترحم ببندد
در گذرگاهی که انسان
جویای خوشبختی می ...

236
ادامه شعر
آتنا کوچکی

گرگ بز قندی

یکی بود
یکی نبود
بز قندی رفته بود
گرگ قصه پشت در نشسته بود
مشغول خوردن تخمه پسته بود
از لای پنجره شنگول چایی پولکی می داد
گرگه هم
با شکلکاش
با اداهاش ... برّه ها رو
از خنده روده بر می کرد
و...

207
ادامه شعر
حسن اسدی

عشق است

ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺩﺭﯾﺎﺩﻝ ﺍﺩﺏ: ﮐﻤﺎﻝ ﺣﺴﯿﻨﯿﺎﻥ
ﺑﯽﺍﺑﺮﯼِ ﭼﺸﻢِ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
ﺑﯽﭘﺮﺩﮔﯽِ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ‏«ﮐﻤﺎﻝ ‏» ﺁﺑﯿﺎﺭ ﮔﻞﻫﺎﺳﺖ
ﺩﺭﯾﺎﺩﻟﯽِ ‏«ﺣﺴﯿﻨﯿﺎﻥ ‏» ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ
ﺷﺒﺪﯾﺰ...

341
ادامه شعر
تبسم عبداله زاده

یورقون آتام

اورک دولو درد و غم دی آغلاما قا گوزو م یوخ
آتام یاتیب ایللر بویو توپرا قینا سوزوم یوخ
آیری دوشدوم اوندان سونرا آنا یوردوم تبریزدن
منی سسله یورقون آتام سن سیز منده دوزوم یوخ.
قلبم پراز درد ...

420
ادامه شعر
نرگس  دوست

یک عاشقانه کوتاه


می ترسم
وقتی تو
و عریانی ماه را
در حوض ببینم
سرم بالای دار باشد!!

263
ادامه شعر
آرش بهاری

اردیبهشت


بانوی اردیبهشتی من
خنده ات وقتی شکوفا می شود
بهار هم از راه خواهد رسید

232
ادامه شعر
مهناز چالاکی

وسوسه گندم


هرنیمه شب
آسمان را به زمین می کشم
پلک ماه را می بندم
چشمهایت را می بوسم
تجسم می کنم شکوه اندامت را
درچارچوب در
بدون این که تورا از دستان زنی بدزدم
در آغوش می گیرم
آه........ای هوای تنه...

256
ادامه شعر
سید محمد  میرسلیمانی بافقی

زلف را تا وا کنی، لب هم بغل وا می ...


ولادت مولای متقیان وروزپدر مبارک باد
" زلف"
زلف را تا وا کنی، لب هم بغل وا می کند
گونه های مست تو ،کم کم بغل وا می کند
حالت چشمت که می آید به استقبال من
لرزه های سی...

497
ادامه شعر
هومن حسین زاده

1

" ناتو " است چشمهات ؛
ائتلاف کند ،
سرزمینی را به آتش می کشد ...!

243
ادامه شعر
محمد اخباری

حسی گنگ


چه ساده ‏، و چه پیچیده
میشود از حسی گنگ،
حرفها زد ،
واژه ها چید ،
و کلام را بستوه آورد.
حسی گنگ ، که بوی کهنگی اش .
...

235
ادامه شعر
زهرا خدابنده

احتمال

رودخانه های قهوه ای
هیچگاه با زمین
رو راست نبوده اند
شاید سال بعد
ما در بستر خشکیده اش
چادر زدیم

280
ادامه شعر
پویا نبی زاده

ستمگر



ساده ام پنداشتی باز آمد نازی کنی
با دل پاکم که سادست آمدی بازی کنی

در شگفتم کاین چنین با سن کم هم قادری
دلفریبی بشکنی پیمان سخن سازی کنی

با صدای نازخود اول بَری هوش وحواس
بعد با شیرین زبا...

252
ادامه شعر
مهدی  یوسفی لولی وش

سادیسم 1

وقتی که بند بند ِ دلت پاره پاره است
رفتن همیشه ساده ترین راه چاره است
رفتی که بندهای دلت را رفو کنی
با عطر ِ تازه ی بدنی گفتگو کنی
رفتی و پشت خاطره ها از وسط شکست
رفتی خزر به گوشه ی چشمان من...

375
ادامه شعر
دانیال ظهرابی

دار

خنده هایم را به دار کشیده ام

تا خنده دار شود.

258
ادامه شعر
محمد ترکمان(پژواره)

آن مرد . . .

مردی که، درد مرا
میداند، رفته است!

- زرد - نه این مرد
که از اسب افتاده!

کویی مرد؟
با تبر دوباره برگرد!...
* * * *
- پژواره -...

247
ادامه شعر
محمدرضا حلاج

نفس بانو (2)

عزیز من تو بیایی ، شبم چراغانیست
برای دیدن چشمت ، نگاه بارانیست

نیامدی به سرایم ، مگر پریشانی ؟؟؟
چه جای شکوه ، به خوابم بیا به مهمانی

تو میهمان شب و خوابهای گنگ منی
بخواب دلبر خوبم ، گل ...

270
ادامه شعر
علیرضا امیرخیزی

تطهیر

آنچه بخشیده نمی شود
گناهان تو نیست
هوس های من نیز
قطره اشکِ حسرتی است
که از بالهای خموش
بر زندگی چکید
خرافه را ترانه خواند
و عشق را
به باورِ ایل شکست !

آنچه جاودانه می شود
فریاد...

227
ادامه شعر
تبسم عبداله زاده

آجی گولومسه لر

سوسموش دوداقلاریمدا
قوروموش، آجی گولومسه لر
چیینلرین...
داغ سایاقی،سایاقدی دردلریمه
قورسا دووار کیمی اوچاجایام
ببر گون...
سن اولماسان.
برلبان ساکتم خشکیده ، تبسم های تلخ
شانه هایت...مثل کوه ت...

319
ادامه شعر
طارق خراسانی

شده عید و نیست در دل غمی و غمی فضا...


1

شده عید و نیست در دل غمی و غمی فضا را

بربوده عشق و جانی، همه موجِ غم فزا را

به زمین، ز آسمان ها، شنوی تو این صدا را:


« علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را؟!

که به ماسوا فکندی همه...

308
ادامه شعر
عباس خوش عمل کاشانی

روزگاران

روزگارانی دلــــم آیینـــــه بــاور بود
نـــــور در آیینه ی شعرم شنــاور بود

روزگارانی کـه بــــا پیــری سحرسیما
در دلم شـــــور جوانی شعله ورتربود

چشمه ی اندیشـــه ام سرشار از ماهی
آسمــــان...

264
ادامه شعر
کمال حسینیان

تقدیم به استادم جناب حسن اسدی(شبدیز...


به اوج مســتی افتـــادم در آن شب های پائیزی

که تاباندی به بخــتِ من فروغِ ماهِ شبـــــدیزی



خزان اینک بهاری شد ز شوق نرگسِ چشمت

خمـــار آلــوده را گوئـــی ز لب هایت قدح ریزی



ز...

437
ادامه شعر
امیرحسین مقدم

ای دلبر ناز نازک اندام

غــــــــزل


ای دلبر ناز نازک اندام
ای عشوه گر بزرگ ایام

معنای حقیقی کرشمه
مفهوم طبیعی دلارام

صد کشته به پشت سر نهادی
صد چشم چرانده ای به هر گام

صد راز نهفته در نگاهت
صد رمز برای ح...

304
ادامه شعر
علی فیروزکوهی

شکوه عشق

شکوه عشق تو بر قامتم لعاب دهد
به باغ عطر بهاران به گل عتاب دهد.
من عاشق توام و سرنوشت دست خداست
به جای آب اگر، زندگی سراب دهد.
خدا بداند و دل، می پرستمت ای گُل
مباد آن که دلم دسته گل برآب دهد ....

325
ادامه شعر
ابراهیم سبحانی

سرسبزتر برگ

 

سرسبز تر از برگ شدم تا که رسیدی

بسیار صدایت زدم اما نشنیدی

برشاخه ی تنهایی  این نخل تکیده

خاموش نشستی ، وچه هم زود پریدی

برخاکِ  سرشته زگلم ، بی نظرشوق

آهسته گذرکردی و روحی ندمیدی...

180
ادامه شعر
حسن اسدی

بهشت شاعران

بهشت ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ
ﭼﻪ ﺗﻮﻓﺎﻧﯽﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽِ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ؟
ﮐﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﻕ ﺁﺷﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻏﻮﻏﺎﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
ﻧﻤﯽﺗﺮﺳﯽ ﺯ ﺩﺍﻣﻨﮕﯿﺮﯼِ ﺧﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺭﯾﺰﺩ؟
ﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﮎﺍﻓﺘﺎﺩﮔﺎﻥ، ﺩﺭ ﭘﺎﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
ﺳﯿﻪﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﻧﺸﯿﻨﯽ، ﺗﻦ ﻧﻤﯽﺩﺍﺩﻧ...

425
ادامه شعر
طارق خراسانی

در پس پرده ای و این همه غوغا بشود؟

در پس پرده ای و این همه غوغا بشود؟

چون درآیی چه شود؟!زلزله بر پا بشود



آنچه در شام وعراق است به ما میگوید

هر که خود طالبِ یار است، مهیا بشود



منتظر هستم و دانم که گُهر مردِ خدا
...

281
ادامه شعر
قاسم پیرنظر

طاعات تو مارا بس


طاعات تو مارا بس

پُر کن ز خُـم ای ســاقی پیـــمانه جــانم را
بر سجده خود بنــشان اجــــــزاء تــوانم را

ارکان وجــودم را سرمنـشأ غــــوغــا ساز
تا عشـــــق شـود محــرم اسـرارنهــانم را

...

230
ادامه شعر
محمد ترکمان(پژواره)

سلام . . .

... اما
روزی اگر بال هایم به بار نشینند
دوردست ها تا سرزمین های بکر
پرواز می کنم. . .
هیچگاه دیگر باز نخواهم گشت!
* * * *
پ.ن:
به مدیریت و اعضا گرانقدر تبریک می گویم. . .
پژواره...

233
ادامه شعر
کرم  عرب عامری

مهر تو

فقط سوزن مهرتو

بارگ قلبم سازگارست
انرا بدست هر پرستار ناآشنا مسپار

ب.ع

244
ادامه شعر
نگار حسن زاده

ارس جان داده

زیر یک شال زنی قد نفس جان داده
عشق بعد از دوسه تا پک به هوس جان داده

ماه در مردمک خانه نشین مرداب
مثل زندانیِ در کنج قفس جان داده

چه شکستی !!که عجیب است همه ابعادش!
فرض کن که قره سو توی طبس ج...

429
ادامه شعر
زهرا خدابنده

ارث

پدرم
به چاه عمیقی افتاد
آنقدر عمیق
که عمرش کفاف سقوطش را نکرد
مادر
پس از آن
نه بوریایش را
بافت
نه گیسوان خیس از بارانش را
مادر
پس از آن
یکسر طناب می بافت
طناب...

327
ادامه شعر
طارق خراسانی

اقامه راز


رنگِ خود را اگرچه می بازند
ذرِّه ها...، در مسیرِ اعجازند

تا جهان را ز هم فرو ریزند
درد و غم وحشیانه می تازند

من به حیرت میانِ این غوغـا
تار و پودم، سرود و آوازند

ناله هـا بی شمار و ققنوس...

349
ادامه شعر
محمد جواد  صابری

کاش آسمان

کاش آسمان صدای پای مرا در گوش می سپرد
تا دوباره در نزنم
تا دوباره دستم به ان زنگ،زنگ خورده نخورد
دست هایم را باید بشویم
با اشک چشمانم تا پاک شود
تا خاک های نشسته روی زنگ روحم را آزار ندهند
دلم ...

229
ادامه شعر
امیرحسین مقدم

باز بیرزد

در مهر تو گر جان بدهم ، باز بیرزد
صد جان غزلخوان بدهم ، باز بیرزد

حتی اگر از روی تشکر بتوانم
یک سوم تهران بدهم باز بیرزد

تهران که نه حتی گر از این بیش
باغات لواسان بدهم ، باز بیرزد

تا دی...

237
ادامه شعر
دانیال ظهرابی

یادت

اتاقی دارم از یادت ..

پُر از کاغذهای مچاله .

221
ادامه شعر
منوچهر منوچهری(بیدل)

بی من شب میشود

در کدامین دریا
به طول تنهائی من
بی من شب میشود
وعریان ترین مردمان
سلامم را پارسخ نمی دهند
ورنگ آبی آب روحم را آرام میکند
به تو می اندیشم
که عشق را نشانم دادی
ومرحمی بر زخمهای
تنهائییم گذاشتی
...

193
ادامه شعر
مهناز چالاکی

می خواهم ، باشی


لبخندی که طرح لبهایت را داشت
کجاست ؟
خاطره لبخندت که در آواز ِ رازهای جهان
برهنه می دوید ، کجاست ؟
می خواهم ، باشی
نگاهم کن
غربت در تنهایی
غرور درسکوت
این باقی مانده ی تراژدی ِ فریاد...

256
ادامه شعر
طیبه طه تهرانیان

هوش از سر رفنه

هوش‌ از سر رفته‌

وقتی‌ از عشق‌ حرف‌ می‌زنی‌،

نقطه‌ها یکی‌ می‌شوند.
آدم‌ها از روی‌ ابرها انگار عبور می‌کنند.
هنوز یاد لرزیدن‌
دلم‌ را می‌لرزاند.
انگار عکس‌ها سخن‌ می‌گویند.
...

260
ادامه شعر
ابراهیم سبحانی

خورشید درخشان

با حوصله ی عابر این کوچه چه کردید
این بار دماوند دلم یکسره لرزید
هم شهد رطب داری و هم شرجی ِ ساحل
پروانه اگر برلب کندوی تو چسبید
با ذکر اذان قدمت کوچه قرق شد
داری به دلت باز مگر هم شک وتردید
یک ...

197
ادامه شعر
قاسم پیرنظر

یارکل اندام هست


یارگل اندام هست

او که جهـانـبان و خـوشــــــــنام هست
شـــعــروشــعوروهمه الــــــهام هـست

عـطر وجودش هـمه عـــــالــم چــشان
باغ وبرش بســــــــتری آرام هـــسـت

حّس غـــریـبـی ز درَو...

215
ادامه شعر
زهرا خدابنده

دشواری

درد
هجّی کردن احساسی ست
که خدا نیز
تمی تواند
تلفظش کند

265
ادامه شعر
محمد جهانگیری

حیرانی

حس آن دارم که انگـــاری نگاهم می کنی

با نگاه ِ نافذت هــــر لحظه آبـــــم می کنی

پای من خورده نشان ِ ((این گزینه نادرست))
ب
از... می آیی سراغم ، انتخـــــابم می کنی

از تو خواهش می کنم نز...

299
ادامه شعر
تبسم عبداله زاده

خنده

جذاب ترین لحظه از

این خلقت فانی

وقتیست که تو بر لب خود

خنده بریزی.

معصومه عبداله زاده ( تبسم)

266
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران