آخرین مطالب وبلاگ
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:910
  • تعداد اشعار:7,679
  • تعداد نظر:44,906
  • تعداد بازدید:1,760,854
کاربران آنلاین
مهمان
  • 1 نفر
  • 4 نفر
  • 25 نفر
  • 77 نفر
در حال حاضر 107 میهمان و 0 عضو آنلاین هستند.
سایت های دیگر
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 04/ 6 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس بیست و پنجم شهریور 98 از ساعت 17 در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
  • 28/ 6 /1398 به شعر ایران خوش آمدید  | 
رسول رشیدی راد

حلوای تولد


حلوای تولد
مرگ است تولدی دگر، خوش مضمون.
با مرگ اگر رسد به لیلی، مجنون.

حلوای تولد مرا عزرائیل.
خیرات کند میانِ ارواح اکنون.

رسول رشیدی راد(مجتبی) 1398/05/25


پی نوشت:

حدیث معروفی اس...

21
ادامه شعر
علی روح افزا

جای دمپایی هات


مغرور شدی اگر به زیبایی هات
یادی بکن از زمانِ تنهایی هات

امروز به روی قلبِ من افتاده
آثارِ کبودِ جای دمپایی هات
...

19
ادامه شعر
محمد علی رضا پور

شعرسروش(همراه با توضیحات قالب)

سروش نخست
لحظه ای ماند و تا همیشه گذشت
دل به تاراج بُرد و بازنگشت
درد شد سرگذشت
نگُذشت
عشق، سلطانِ عالمِ درد است .
سروش دوم
غزلی بود و در زمین می گشت
درپیِ بیتِ بی قرین می گشت
گشت و می گشت و...

16
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

رمز قیامت

« رمز قیامت »
حاجی به کعبه رفتنـت ،از خود سری بُوَد
دستـت دراز و علم تو در کوتهـی بُوَد7
ابله به راه کعبه گر از خود پسندی است
نَـبْود پسند حق ، اگـرش ابله...

15
ادامه شعر
قاسم پیرنظر

غاز نادان

غازنادان

روزی غازی در پروازی
دل می بُردش با آوازی

بازی درپروازی را دید
از نادانی بر وی خندید

عُقابی  پیدا شد ناگه
ازخشمش شد ناگه آگه 

اندیشیدش بررفتارش
وحشت کرد ازکج منقارش

بال قشنگ...

13
ادامه شعر
رسول رشیدی راد

هوهوی ذوالفقارت

هوهوی ذوالفقار
پیچیده بین میدان، هوهوی ذوالفقارت.
برپا نموده طوفان، هوهوی ذوالفقارت.

در سینه ها نفس ها، محبوس گشته وقتی.
گردیده گرم جولان، هوهوی ذوالفقارت.

سر گرمِ یکهِّ تازی، آورده در گلو ب...

15
ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

ترانه های کوتاه

"امشب"
نمیدونم بارون میباره یا چشم من تره
امشب دل من از همیشه تنهاتره
تنهاییامو چه چاره ای کنم
فقط میخوام با تو زندگی کنم


" لحظه ها"
قبل رفتن اگه یه بار دیگه تو چشات خیره بشه
میدونم بیشتر ...

30
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

ای وطن کشور گشا ایران زمین


ای وطن کشور گشا ایران زمین
مونس جان های ما ایران زمین

آرزوی من وطن دانی تویی
لطف و رحمت را عطا ایران زمین

ای وطن مهرت به سینه ماندنی
خاک تو پاینده با ایران زمین

ضربه شمشیر مردان دست به د...

34
ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

بهار

بهار شکوفایی واژه هاست
تکرار واژه
بازی با واژه ها
بهار شکوفایی لبخند است
از پس یک نگاه آشنا
بهار تبسم غنچه ای است
که رو به زیبایی میگشاید
بهار شکوفایی حیات
شکوفایی زیبایی ها
سلام دوباره زندگ...

21
ادامه شعر
محمد علی رضا پور

سروشی به نام عاقبت...


شیر، گیرِ کمین نمی مانَد/
دست در آستین نمی مانَد/
کاشغر، اهل چین نمی مانَد/
تا ابد، این چنین نمی مانَد/
عاقبت، مال ماست.//



قالب شعری سروش، دارای این ویژگی هاست(البته ممکن است در بعضی سروش...

18
ادامه شعر
سینا علی زاده

انتظار

دانــــی در انتظارت آخـر چه ها کشیدم
با روی ماه و خونت صد بوم ها کشیــدم
می خواهـــی بدانی چقدر دورم از تــــو
آنقدر از تو دورم که شاخــو پر کشیـدم
دانی چقدر سخت است درد فراق دیدن
بعدپرواز با دو...

22
ادامه شعر
طارق خراسانی

شده عید و نیست در دل، غمی و غمی فضا...

1
شده عید و نیست در دل، غمی و غمی فضا را
بربوده عشق و جانی، همه موجِ غم فزا را
به زمین، ز آسمان ها، شنوی تو این صدا را:

« علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را؟!
که به ماسِوا فکندی همه سایه‌ی هما ...

25
ادامه شعر
آرزو نوری

روزهای بهتر


به روزهای بهتر فکر می کنم
با اینکه می دانم
کسی نخواهد آمد
آب را به چشمه برگرداند
درخت را به جنگل
نان را
به سفره ما
...

20
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی پنجم (رمضان)

در هر رمضان ماه رخ یار خوش است
در نیمه ی شب ظهر پدیدار خوش است

لب تشنه ی روزه ایم و محتاج از آن
لعل لب آتشین که افطار خوش است...

18
ادامه شعر
سعید فلاحی

سپکو ۰۶

☑️ #روز:

روزگارم را
اگر نیایی
روزمرّگی خواهد کشت



☑️ #گونه

هنوز گونه ام تَر است
از گونه ای که رفته ای



☑️ #خیال:

خیس از خیال تو ام
برگرد روزی
من و این خانه
مدتهاست که آمدنت...

24
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نیک و بد

« نیک و بد »
خطکش از دستم بِدر رفته اس، نمی دانم چرا
خط خود را کج کشیدم، وان نمی دانم چرا
رشته از دستم برون شد ،در کجا جویم وِرا3
فکر من بیرون شد از سر،از که پ...

11
ادامه شعر
مریم ناظمی

قرعه

قرعه این بار به نام من بدنام افتاد
از همان ثانیه در طالع من دام افتاد

مطمئن باش که رسوایی ام از بام نبود
تشت من از لب دیوار تو آرام افتاد

بسکه هی تکه و پاره دل ما را بردند
بین عشق من و تو وصل...

18
ادامه شعر
محمد علی رضا پور

چه بگویم؟

بسم الله الرحمن الرحیم
سروشی به نام بعدِ استعفا ش

از زمانی که عینکش گم شد/
باز، آرام و بی تلاطم شد/
و نگاهش به سوی مردم شد/
رنج را دید بعدِ استعفاش.//

سروشی به نام چه بگویم؟

تا هنرپیشه، ...

22
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

خبردار امّتی گشتند یاران

کبوتر ابیضی با خون مؤلا
به خون آغشته پروازی به بالا

چه مرغانی میان شاخی درختان
به نجوا سوگواری کُنج میدان

که صد وا بر شما باشد مسلمان
به دنیا روی آوردید شادان

میان گرمی هوا افتاده بی کس
ن...

31
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نقش خدا

« نقش خدا »

زین زندگانـی ، پروردگارا

مُردن برایم ، باشـد گوارا

رحمی نیامد ، از تو بر من

افزون نمودی، جور و جفا را

دردم بدادی ، سرتاسر عمر ...

16
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

پیرمردی که به غم در انتظار

باز افتادم به یاد نخل و چاه
از ضمیر دل کشیدم آه آه

یاد آن مردی که میزان بود و عدل
در حکومت آشنای جمله عقل

چاه می کند و زمین آباد بود
دست او یکسر به دست داد بود

حامی ایتام بود و هر ضعیف
ن...

30
ادامه شعر
سام زمانپور

عاشقانه ها

عاشقانه ها
***
حضور واژه ها
در پیچ و خم جاده ها
بر موج ها
***
رّد بوسه ای
گُل کرد ترانه ای
که بر لبانم کاشتی
***
سام زمانپور
۱۳۶۹
۱۹۹۱(میلادی)...

15
ادامه شعر
سعید فلاحی

سپکو ۰۵

☑️ #گیسویت:
چشم تو در گیسویت
جاری است
و شب گیسویت در دل تنهایی من



☑️ # نخ:

پیراهن نخی ات را،
نگه دار برای من
تا روزی که صدای من
نخ نمای دوری ات شود



☑️ #اقیانوس:

جا گذاشته ام...

12
ادامه شعر
رسول  مهربان

راوی

دست رد بر عشق من هر روز بدتر میزنی
بی بهانه بی جهت بر سیم آخر میزنی
من نمی پرسم از این بد عهدیه دیوانه وار
هر چقدر بر سینه ام با کینه خنجر میزنی
عهد را با هر کسی غیره من پا بندی
با تمسخر بر من و...

20
ادامه شعر
علیرضا آرین مهر

مونالیزا

کنـارِ پنجــره بنشین و بــاران را تماشا کن
فضای عـاشقـانه در خیـابــان را تماشا کن
.
نگاهـت را ببـر تـا عمـقِ لبخـندِ مـونــالیزا
شکـوهِ چهـرهء مرمـوزِ انسان را تماشا کن
.
میانِ درّه های خسته از...

17
ادامه شعر
سعید فلاحی
حبیب رضایی رازلیقی

حسرت دیدار




( حسرت دیدار )

گوزلریم نن یاش آخور ئوز سر و سامانیم نن
جانا گلدی ئورگیم حالی پریشانیم نن


ای منیم طالعی آشفته سنه واردی گله م
چوخلو گوردیم آجی لیق همدم جانانیم نن

ئورگیم تنگه گلو...

21
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

آتش قلب

« آتش قلب »
آتشی در قلب من ، مشهور بود
از همان آتش ، دلم مسرور بود
آتش قلبـم نـمی آمد به دست
گوییا چون آتشـی زآن طور1 بود
یارب این آتش که در قلبم ف...

17
ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

ای انکه نگار دوست داردت ولی نداردت

"به نام پروردگاری که مرا به ستاندن عزیزی ازمود تا ازمون دهم هرچه به غیر از اوست از من
گرفته شود ...........متن زیر را درقالب نثر اهنگین سرودم اما بدلایلی مجبور به ارسال ان بعنوان شعر شدم ....
اما ...

18
ادامه شعر
علی اصغر رضایی مقدم

سخت نیست

در میان خانه ما دزد بودن سخت نیست
مثل سلطان،مال مردم را ربودن سخت نیست
در کمال شاه دزدی،تحت فرمان امیر
شاه دزدان را به نام حق ستودن سخت نیست
بر سر منبر،شب و روز از قناعت گفتن و...
در میان سکه های...

13
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

منبع حکومت

« منبع حکومت »
گر منبع حکومت ما را ، طراز4 بود
دست تمام ملت ایران ، که باز بود
گر تابعیتی همه کردن ، زِ حکم حق
ایران ملتش به جهان ، سر ...

16
ادامه شعر
علیرضا همتی فارسانی

غزل: نگذاشت

تا آمدم حرفی بگویم درد نگذاشت
یا بغض راه گریه را سد کرد نگذاشت
گاهی سکوت من شبیه گریه می شد
احساس می کردم غرور مرد نگذاشت
دیگر مجال زمزمه یا گفتگو نیست
دیوار هم ما را جدا می کرد نگذاشت
تفسیر من ...

14
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

عشق ازل

« عشق ازل »
مبنای عشق ، مبداء جسـم بشـر بُوَد
عشق است ،نیرویش به سرم غوطه ور بُوَد
عشق ازل که آدمیـان را ، بنا نهاد
عشق آفرید ، آنچه به دنیا ...

15
ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

یاضامن آهو

.
یا ضامن آهو
.
دارم هوایِ مرقدت ای شاهِ من
دل می طپد در سینه ام ای ماهِ من
.
از کودکی نامت شده وردِ زبان
عشقت در این دنیا شده همراهِ من
.
کمتر زِ آهو نیستم مولا بیا
تا بنگری بر محبسِ جانکا...

19
ادامه شعر
علی معصومی

چشم جهانبین

چشم جهان بین
شکوه دارم از تو ای تقدیر بی سامان ما
کی به آخر می رسد اندوه بی پایان ما؟
زان شبی کز بوستان آواره میکردی دگر
نشنود گوش فلک جز نغمه ی سوزان ما
بر سر راه نخستین روزهای سر خوشی
دانه ا...

16
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

هوای بهشت

« هوای بهشت »
نام خدا ، همیشه مرا بـر زبان بُوَد
فکرم همیشه ، در ره توحید آن بُوَد
فکر از من است، یا برسد یا نمی رسد
آن رهبری فکر من است،این...

20
ادامه شعر
یاسر رشیدپور

شعر شورانگیز

عشق تو بر مُلکِ دلم فرمانروایی می کند
شرم  نگاهت  بر حیای  من  خدایی می کند

هر تاب گیسویت توانم را به یغما می برد
حرف از دهانت مثل باران دلگشایی می کند

اشعارِ شورانگیز دارد نازنی...

18
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

پیمان عشق

« پیمان عشق »
پیمان عشق و عهد حقیقت ، زِ جان بُوَد
پیمان شکن ، مقلد2 وِرد زبان3 بُوَد
دارم امید ، عهد و وفایـت عیان شود
آنجا که محتوای عمل در ...

12
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی ششم (آزادی)


احساس قریب و لخت مادر زادی
چون شیون و اشک و عشق و شرم و شادی

آدم بر و باغ عرش یزدان بفروخت
تا مُهر شود تقدس آزادی...

16
ادامه شعر
علی معصومی

نبض جهان هستی

یک شب
یکشب زکویم ای گل باری گذر نکردی
فکر من خراب شوریده سر نکردی
هرلحظه شور عشقی در خاطرم نهادی
درمان حال زار این بی خبر نکردی
بر گرد شمع رویت پروانه ام ولیکن
جز آتش فراغت در بال و پر نکردی
...

12
ادامه شعر
حسین خیراندیش

بشارت

هر چه بود در نظرم رفته دگر پیدا نیست
سالها می گذرد ما را شب یلدا نیست
کاسه و کوزه ما را کسی بر هم زد و رفت
من که مجنون شده ام هیچکسی را پروا نیست
سپر و خنجر تیزم شده آلوده به زنگ
برق شمشیر چ...

24
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نوزاد بشر

« نوزاد بشر »
این نسل نوزاد بشر،در کار خود حیران4 بُوَد
حیرانیَـش امروزه نیست، از پیشتر دوران بُوَد
نوزاد آدم کی توان ،کاری کند بی کشمکش
از اول این درکشمکش،درسطح...

15
ادامه شعر
جواد صارمی

بی نام

تا صبح بیدارم , نفس تنگ و دلم تنگ
بغضی گلو را نیمه شب ها می فشارد
یاداوری کردن عجب احساس شومی ست
رحمی میان ضربه های خود ندارد

پهلو به پهلو می شوم, خوابم نبرده
هر شب شبیه برزخی پر اضطراب است
و...

14
ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

قربان

جانش از جامه ی تن یکسره عریان شده است
هر کسی خیره بدان چاه زنخدان شده است

بر نگردان نظر لطف خود از او که اگر
روی برتافته است از تو پشیمان شده است

عاشق روی تو از بس که جفا دید، عیان
زده از سین...

24
ادامه شعر
ویکتوریا  اسفندیاری

ان شب

ان شب که دیدم روی تو
ان چهره مهروی تو
احوال من شوریده شد
بنیان من ویرانه شد
سیلی بدامانم زدی
ابی به چشمانم زدی
عشقت که شد مهمان من
زخمی زده برجان من
چون گنج من درخاک شد
قلب مرا صد چاک شد
...

16
ادامه شعر
سعید فلاحی

دوبیتی ۰۱



- کابوس پاییز:
به سوی غصه ها کردی روانم
به پیری رفته است بخت جوانم
رهایم کن از کابوس پاییز
بکش رنگ بهاری بـر خزانم

- بی تو:
منم بی تو خزان زرد رنگ
نمانده از من هیچ شوخی و شنگ
که کرده...

16
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

کاخ جلیل

« کاخ جلیل »
در راه کعبه تا که بلندس، صدای ما
تجدید عهد می کند ، آن خدای ما
عهدی است میکنم و ره کعبه می روم
بر عهد آنکه بوده زِ اول خدای ما
از ما به عهد ...

14
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

ره حج

« ره حج »
در مرحله اول که بشر ، جانب حج رفت
آیا چه سبب شد،که دگر باره به کج رفت
با صدق و صفا ، هرکه بـپوید به ره حج
از صدق وصفا بود ،که آن در ره حج رفت
هـر فرد ک...

15
ادامه شعر
حسین خیراندیش

فریاد

سحرگاهی که فریادم برآمد
ز در فریاد دیگر برتر آمد
که ای خاکی بی صبر و تحمل
مدارا کن که بوی عنبرآمد
ز بی صبری خجالت می کشیدم
مرا آرامشی در بستر آمد
به مرگ خود شدم غرق تماشا
مرا خوفی ز روز محش...

25
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

قلمی کشم به سینه که انیس دل بگردد

چه شود دوباره امشب غم دل کنم به غایت
قلمی زنم به کاغذ که بود شریک نایت

بر دوستان عنایت دل دوستان شکایت
چه نویسم از دل درد که شود حریم پایت

به زبان نگویمت کن به عمل شکفته بینی
ره کاروان روی تو...

19
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران