آخرین مطالب وبلاگ
امروز با صدای شاعر
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:980
  • تعداد اشعار:8,131
  • تعداد نظر:45,248
  • تعداد بازدید:1,981,574
کاربران آنلاین
مهمان
  • 1 نفر
  • 1 نفر
  • 26 نفر
  • 12 نفر
در حال حاضر 40 میهمان و 0 عضو آنلاین هستند.
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 06/ 12 /1398 به سایت شعر ایران خوش آمدید با ارسال و ثبت اشعار خود از سرقت ادبی آثارتان جلوگیری کنید  | 
  • 06/ 12 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس با مدیریت دکتر مینا آقازاده دوشنبه 28 بهمن ماه 98 از ساعت 16در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
حسین خیراندیش

نور خدا

نور از عرش خدا آمده بیدار شوید
به تماشای رخ احمد مختار شوید
هر که دارد هوس جنت فردوس برین
به زمین آمده است مایل دیدار شوید
آخرین ختم رسل تکیه گه جن و بشر
نور قرآن خدا از او خریدار شوید
همه اسرا...

30
ادامه شعر
حمیدرضا مقیمی

فلسفه بی فلسفه

چی بگم از همه خوبیت چی بگم؟
تو شرابی
تو گلابی
تو پر از لحظه نابی
تو همون نور کتابی
که تو تاریکیه شب
به من می تابی
چی بگم از همه خوبیت چی بگم؟
تو یه باغ پره از تاک
تویی بوی خاک نمناک
لطیفی مث...

18
ادامه شعر
علی میرزایی

مشکل کار

مشکل کار
مشکل کار کمی از تو،همه از ما بود
چون تمنای تو کردن به دلم بیجا بود
بود تقصیر تو چشمان بلاخیز سیاه
جرم من حسرت آن چشم و قد و بالا بود
"قیس" عاشق شد و آواره به صحرای جنون
جرم مجنونی ِ مجن...

24
ادامه شعر
سعید فلاحی

پنجمین فصل سال

محبوب من
تن تو دشتی پوشیده از سبزه است
که بر دامنت اطراق کرده‌اند پروانه‌ها
چشمانت ابری است
پر از ترانهٔ باران
و آغوشت
پنجمین فصل سال است
مطبوع تر از بهار
گرم چون تابستان
رنگین چُنانْ...

20
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی دوازدهم (آوای کلاغ)

در همهمه ی غروب و هنگامه ی راز
دانی که چرا کلاغ دارد آواز

گوید که به آهی گذرد عمر دراز
در شصت و نود سرای فرعون مساز...

29
ادامه شعر
بابک وهابی

دوران عوضی

جدا ببین زمانه و دوران عوض شده
اوضاع زندگی که دوچندان عوض شده
تزریق شد اسید به قلب سگان شهر
افسوس!جای آدم و حیوان عوض شده!
دزدی با نقاب و چراغ و یواشکی
با اختلاس دانه درشتان عوض شده!
انگشتر عقیق...

22
ادامه شعر
محمد تقی  محمد قلیها

چرخ فلک

سوار چرخ فلک که می شوی چقدر خوب است
با چرخش آن،بالاکه می روی چقدر خوب است
از آن بالادر ارتفاع پَست هرچه ببینی ریز است
گمان مبر اوضاع همیشه اینچنین کوک است...

21
ادامه شعر
بردیا امین افشار
علیرضا نیک نفس

هدیه بنزینی کارتی

امروز همه مهر و صفا در فوران است
شادی غلیان است
در عرش همه هلهله زن رقص کناند
میلاد مهان است
دراین همه شور و ش...

18
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

ارکان جهان

« ارکان جهان »
در منطق ارکان جهان ، نطق خدا هست
این نطق ببین منطقی است درهمه جا هست
در منطق ارکان جهان ، نام خدا هست
این نام بزرگ است و بی چون و چرا هست
ای بی خ...

19
ادامه شعر
علی معصومی

کافی نیست

کافی نیست
برای مستی جانم شراب کافی نیست
به جرم عیب نهانم عذاب کافی نیست

اگر چه کوله بر شهری از گناه ام لیک
بباع جنت و رضوان صواب کافی نیست

مرا بخوان به فراسوی هرچه می دانی
به شرح نام و نشان...

16
ادامه شعر
sabere moheb

ضامن آهو


الا ای ضامن آهو الا ای سرور دنیا من آن ماهی بی بالم که دارم چون تو یک دریا
مجالم ده که از جانم برایت حرف دل گویم که دیگر نیست جز جانان کسی حلال مشکل...

19
ادامه شعر
بردیا امین افشار
حنظله  ربانی

رباعی دعات مقبول افتاد

ای نیم تو سنگ و نیم دیگر آهن
با این همه غم ببین چه کردی با من
پاییز شدم ... دعات مقبول افتاد
حالا دل تو بهار ؛ چشمت روشن !

حنظله ربانی...

19
ادامه شعر
مرجان آزرم

نام من مرجانست

نام من مرجانست
دختر ایرانم
زاده کوه بلند البرز
و نوای لار مر سامانست
زنم از جنس بلور
متولد به دی و فصل سپید
و دلم دریاییست
چون خزر آبی و بی پایانست
درد دلها به شقایق گفتم
همه اسرارم را
گل ع...

21
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

تقدیر حق

« تقدیر حق »
زُلف یار ما ، در این عالم که بی تعبیر نیست
زلف تکمیلش در این عالم که بی تدبیر نیست
زلف پُـر تدبیر آن ،صد شوخ چشمی می کند
صد کشش دارد،یکی آنها به صد ز...

25
ادامه شعر
سعید فلاحی

خلق جهان

این صدا چیست
در دل کوه
ای گل سرخ؟
شاید نغمه ی چوپانی
در تنهایی…
شایدم تن زخمی ز تیر
آهویی است
در دل دشت
که به خیال بره ی گشنه اش
می میرد…

شاید نغمه رودی است
که ره می پوید

یا که شا...

25
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

رباعی شانزدهم (کولبر)

سوگ است نصیب کوشش پروانه
فریاد ترین سکوت آزادانه

فرهاد تمام قصه ها کول بر است
تا مُهر شود تقدس آزادی

29
ادامه شعر
مهناز نصیرپور

چایی دم کرده

مثلِ یک چایی دم کردۀ داغ،
در هوای دی ماه،
یاد تو
گرمی لبخندِ تن و شعر من است...

مهناز نصیرپور
دلنوشته

17
ادامه شعر
علی معصومی

دامان سحر

دامان سحر

تا که بر لطف و عطای تو نظر داشته ام
دست از هر چه بجز مهر تو برداشته ام

آسمان محرم راز است و خودت میدانی
همه شب دیده به دامان سحر داشته ام

داده ام در پی سودای تو ای عشق ببین
همه ی...

14
ادامه شعر
ساعده همه کش

تبعیض

تبعیض
خاطراتِ تلخ کودکی
وحشت از قیچی و تیغ
تو نخند! شعر نخوان
دیر نیا! زود نرو
عیبِ زشتِ گناست
فرق کجاست؟
نصفِ چون جنسش هواست...

14
ادامه شعر
علیرضا همتی فارسانی

حاج قاسم سلیمانی

تصویرگر شکوه ایرانی بود

معنای حقیقت مسلمانی بود

پرواز در آغوش شهادت بی شک

زیبنده ی قاسم سلیمانی بود



علیرضا همتی فارسانی



...

18
ادامه شعر
مرجان آزرم

محرم اسرار

شامگاهی دگرو لب به سخن باز کنم
ساقیا نوش بده تا غزل آغاز کنم

دل گرفتار شده محرم اسرار شده
جمله ی دلشدگان گشتم و پرواز کنم

سالیانیست که عمرم پی غم آمدو شد
چند روزی بر دلدار فلک ناز کنم

حض...

18
ادامه شعر
حنظله  ربانی

رباعی سردار

به کوری چشم دشمن بدخواهت
پررهروتر از همیشه باشد راهت
سردار ! برو که ما کماکان هستیم
سردار ! برو ، برو ، خیالت راحت

***

یک عمر اگر چه چید بال و پرتان
پوشاند اگر چه ترس بر پیکرتان
شلیک شهادت ...

18
ادامه شعر
ندا عبد حق

راز شکفتن

ز گل راز شکفتن را بیاموز
نه چون هر دست، چیدن را بیاموز.

مکن پرهیز از عشق و محبت
به قلب خود تپیدن را بیاموز.

پر از عشق است عالم ،یک نظر کن
به چشمت خوب دیدن را بیاموز.

در این دوران که افسرده...

24
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نام بلند

« نام بلند »
نام بلند توست ،که به جسم آشکاره نیست
در نام تو ، حدودی و مرز و کناره نیست
نام بلند توست ، که به طبق شعور ما
بهـر رضای ما بُوَد و ناگواره ...

21
ادامه شعر
حبیب رضایی رازلیقی

چله نشین

( چلّه نشین )
.
منزل کنم بعد ار تو در ویرانه ها
مجنون شوم همراه با دیوانه ها
.
آتش به جان افتاده از دوریِ تو
خود را کُنم رسوایِ در میخانه ها
.
در انتظارم باز آیی از سفر
وانگه رها گرد...

17
ادامه شعر
سعید فلاحی

مترسک

مترسکی هستم
در جالیزاری دور و بی ثمر
همه ی کلاغ ها
با لبخند به کنارم می نشینند
گاهى خیره مى‌شوند
به دکمه های پیراهن پر از دلتنگی ام
و گاه می کوبند
منقار بر کلاه پوسیده ام
و من فارغ از چیستی ام...

17
ادامه شعر
مهناز نصیرپور

شال نارنجی پاییز

شال نارنجی پاییز، سپید
فصلها گم شده اند
مثل شیرینی شادی
به لب تشنه ی ما...

پ.ن:
خبرنداشتن بعضیا از گرونی بنزین مثل اینه که آدم نفس بکشه و بگه من نمی دونستم هوا وجود داره ...

مهناز نصیرپور
د...

17
ادامه شعر
علی معصومی

ترانه ای امیدوارتر

ترانه ای امیدوارتر
من بی قرارم و دل بی قرارتر
بس غصه دارم و غم بیشمارتر

از جرعه های سبویت خدای را
پر کن پیاله دمی پر عیارتر

بگشا نقاب رخی تا ببینم ات
ای آفتاب حسن دمی آشکارتر

کی میشود که ...

13
ادامه شعر
مریم ناظمی

پرواز

فریاد هر شب با گلویم شرط می بندد
غمنامه ها را می برم در خلوت سینه
کم می شوم از خود به ضرب ِشست ساعتها
هر روز می بازم به تصویرم در آیینه

مبهوت یعنی این من ِبیزارِ از بودن
گنگی که خواب هر شبش د...

16
ادامه شعر
حسین خیراندیش

گنج حکمت

نه یاس و سوسن و سنبل به من پروانه می بخشد
نه شمع آن روشنایی بر دل دیوانه می بخشد
مراعاتم نخواهد کرد مجازاتم نخواهد کرد
نهدل رامی کند از او نه بر من دانه می بخشد
نه از دریا تقاضایی کهبا من همنوا گر...

23
ادامه شعر
بردیا امین افشار
نیلوفر اسفندیاری

پاییز

پاییز می آید از او احوال میگیرم
باران ببارد در هوایش بال میگیرم
بر روی ایوان مینشینم شعر میخوانم
حافظ به دامانم به عادت فال میگیرم
دستان سرما میفشارد استخوان هایم
آن سوز شیرینش به بر با شال میگیر...

22
ادامه شعر
محمد علی رضا پور

سروشی تازه

راهِ راهب، دراز و جانکاه است/
کسی از راه بهتر آگاه است؟/
- تا خدا، راه، گاه، کوتاه است/
قدر یک شاخه گل، دو لب، لبخند.//

سروش، قالبی تازه و توانمند در شعر پارسی است.
...

20
ادامه شعر
عباس جوخواست

بانوی رویاها ...

بانوی رویاها ؛
بوی آغوشت اعجاز می کند
حرارت لب هایت طوفان
... وعشق
متلاطم می شود
وقتی از چشم هایت استعاره می گیرد...

20
ادامه شعر
مریم حقیقت

فریادْشعر

در سرم لخته لخته فریاد است

در گلویم غزل غزل خفقان

دلم از دست زندگی خون است

توی رگ های خسته از جریان



می نویسم به نام آزادی

می زند زیر گریه ام آواز

می پرد یک پرنده ی زخمی

از قفس...

14
ادامه شعر
محمد علی رضا پور

ژن های خوب و

(آغازین:)
ایرانِ این زمانه و یک چیزِ رایگان؟! _ آری؛ ژنِ فلانی و صد میز رایگان
(بدنه:)
هر روز، سخت تر شده از قبل، سخت تر بعضی تبر ترند و بقی...

19
ادامه شعر
نادر مسلمی

ای دریغ از نام دوست


1)
زخم کاری خوردگان را
نیست گویا مَرهّمی
زخم نامردی ز دوست
پاسخش بی حرمتی است
آن حریفانی که پیمان بسته بودند از ازل
نیمه راه از روی خصم
یک شبی پیمانه بشکستند و بر پیمان زدند
گوییا چون تشنگا...

15
ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

ای سر فراز

.


ای تک درخت در وزش باد رهگذر
بالیدنت به ظاهر نا پایدار بود
باشد که عابرانی از فصل های سبز
بر کاروان رفته و آینده بنگرند
اقرار می کنند تو را برگ و بار بود
بیرون از این...

25
ادامه شعر
پژمان خلیلی
علی ناصری

مثنوی آه

یاد یاران ام ،به دل سدی زدم
دربساط حادثه، نقدی زدم
اشک گشتم درشب این سالها
شرح هجران گشته ام درآه ها
سوزماندن درشب پروازها
چشم هجران میشودآوازها
اشک وسوزم سخت ویران می کند
آه سرداین خانه زندان ...

14
ادامه شعر
مهناز ابهری

هجران

هجران

اگر سوزم به هجرانی که من زان مهربان دارم
چه سازم با غمی کز سوز عشقش در نهان دارم
هزاران چشمه گر جوشد کجا بیند فلک بر خود
چنین خونابه سیلابی که من بر دیدگان دارم
چو مجنونی که از رخسار...

10
ادامه شعر
علی معصومی

بی قرار

بی قرار

دل به آیینه سپردی و ز ما یادت رفت
ای بسا دل که پی خاطره شادت رفت

کوچه در کوچه خریدار تماشایت بود
بی قراریکه پی قامت شمشادت رفت

جلوه ای کن که بمقصد بر ساند خود را
آنکه با بیم و امی...

14
ادامه شعر
قاسم پیرنظر

جاماندم

دیدار قیامت ماند

درساحل نقش ات
کارم شده مشق ات
جاماندم از عشق ات
دیدار قیامت ماند

یک لحظه خوابم برد
هشیاری ام پژمرد
غفلت توان افزود
دیدار قیامت ماند

عمری از او خواندم
درسینه گنجاندم
د...

16
ادامه شعر
ندا عبد حق

باران

کافیست باران بزند ؛

خیال تو
خیس تر از همیشه

می چکد
از آسمان چشم من ؛


و من بلندترین شعر نبودنت را


می بارم ....ندا...

16
ادامه شعر
مهتاب  ایزدسرشت

شاعران

شاعران برعرصه دیوان شعر
مفتیان هردم سلامت می کنند
شعر دیوان امینی هرنظر
برسرقطره بردیده مقامت می کنند
حاصل این زندگی دیدارنیست
بردرحافظ امینت می کنند
نیست این شعر این همای زندگیست
تا نظرداری رد...

14
ادامه شعر
علی اصغر رضایی مقدم

کودک تقدیر من!

کودک تقدیر من! پاکم نکن
"واژه ای" از جمله ای ناخوانده ام
اندکی هم شرح حالم را بخوان
حال که در دفترت جا مانده ام
در میان جمله بندیهای خود
آنزمان که جمله ها میساختی
گرچه تقدیر مرا چون واژه ای
ساخ...

14
ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

کام دل

با‌اینکه روزگار به کام دلم نشد
اما هنوز دست دعایم بسوی توست

16
ادامه شعر
ابوالقاسم کریمی

شعر:شماره104

آنان

هبوط کردند

تا تو به آغوشم

سقوط کنی





وَ این بهترین

اتفاق زمین است







ابوالقاسم کریمی (فرزند زمین)...

17
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران