آخرین مطالب وبلاگ
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:922
  • تعداد اشعار:7,859
  • تعداد نظر:45,049
  • تعداد بازدید:1,843,232
کاربران آنلاین
مهمان
  • 3 نفر
  • 35 نفر
  • 56 نفر
در حال حاضر 94 میهمان و 0 عضو آنلاین هستند.
سایت های دیگر
اشعار با امتیاز بیشتر
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 22/ 8 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس با مدیریت دکتر مینا آقازاده بیست و هفتم آبان ماه 98 از ساعت 17 در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
  • 22/ 8 /1398 به شعر ایران خوش آمدید  | 
سعید فلاحی

دوبیتی ۰۵

- سال تنهایی:
نیمه شب با سایه ی تنهای خود
ولگرد کوچه های خاموشی ام
چون دود در دل شب های سیاه و سرد
رو به عدم و سال ها تنهایی ام.


- پایان:
افیون مرگ در تن و جانم دویده است
شاید که کار من به...

26
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

زیان و سود

« زیان و سود »
گر راحتی به نیکی اهل زمان رسید
یک زندگی راحت و بهتر شود پدید
هر کار راحتی و نکویی کنند خلق
فیضش به کار مردم دیگر شود پدید
هر صنعت نکویی ...

24
ادامه شعر
حمیدرضا عبدلی

شعر

دیگرگذشتم ازاین شعروشاعری

شعرمرابه‌قیمت کاهم نمی خرند

26
ادامه شعر
کرم  عرب عامری

هیاهو




انگشتانتان را بیاورید
من برایتان می شمارم
همه ی موفقیتهایتان را
در مقابل این همه هیاهو
این همه بگیرو ببند
وجنگلی کشتار
اما می دانم که این حماقت ادامه خواهد یافت ...

32
ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

صحرای بی کران



مردی زره رسیده چرا بسته راه او
می کو چد از کجا و چه بو ده گناه او
در از دهام فتنه هیو لای تیره رای
درعهد نا توانی و ار عاب جانگزای
آن عدل و آن مروت وآن روزگار کو
فصل خزان دین است آن نو بهار ...

38
ادامه شعر
بردیا امین افشار

مهتاب

چون به سحر افتد گذرت
خالی می شوی از شب
می درخشد آفتاب در بهار
می نشیند لبخند بر لب

چه رازی هست در شب
که خورشید از او می گریزد
چه میکند با فردای شیرین
که دل به جنگ بر میخیزد

از کجا می گیرد...

31
ادامه شعر
سعید فلاحی

رباعی های علوی

- نام علی:
با نام علی زبان ما گویا شد
از نور علی دیده ی ما بینا شد
از بوته ی محمد، علی گل کرده
دل ها همه بر روی علی شیدا شد

- مهر علی:
از عشق محمدی جهان شیدا شد
با مهر علی کامل دین خدا شد
ش...

31
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

خضر با آن عظمت سجده بر آن خاکی زد

در دلم حک شده ای دوست دو صد دفتر عشق
سرِّ یار است ، کشش می بردم ، کشورِ عشق

خسته یِ دوری راهم ، نکند همچو خلیل
پشت پایی بزنم بر خود و بر آذر عشق

از خودی یاد نیارم که ز خود بی خود شد
هر که یک...

32
ادامه شعر
حسین خیراندیش

امام بر حق

ای وای امام برحق سر از تنش جداشد
دریای خون شناور به دشت کربلا شد
نور دو چشم حیدر بر خاک و خون فتاده
اشک عزا و ماتم در چشم مصطفی شد
عالم عزا گرفته بر شاه تشنه کامی
سیلاب خون جاری از عرش کبریا شد
...

17
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

باغ جنان

« باغ جنان »
گر عمر من و چرخ کهن سرنگون شود
ناید خدا به چشم ،که بر من عیان شود
نام خدا ،که دور بشر انتشار یافت
تا هر بشر به نام خدا ، مهربان ...

24
ادامه شعر
مرتضی برخورداری

سوز حسینی

این گونه اگر دور و برت آمده اند
با تیر به دنبال پرت آمده اند
دیدند سری میان سرها داری
یک کوفه به دنبال سرت آمده اند
****
در کوفه تب گندم و جو امده است
بیماری کهنه باز نو آمده است
روئیده به ری،...

28
ادامه شعر
علی روح افزا

خورشت قیمه

پیراهنِ مشکیِ عزا پوشیدیم
در هیئت و دسته ها کمی کوشیدیم
از حرصِ گرفتنِ غذای نذری...
مانندِ خورشتِ قیمه می جوشیدیم
...

22
ادامه شعر
مریم ناظمی

دولتی ِ سر محرم

با یادحسین هر نفس غم داریم
ما چشم برای گریه ها کم داریم
انسانیت و شعور و آزادی را
ازدولتی سرمحرم داریم

#مریم_ناظمی...

46
ادامه شعر
محمدعلی ساکی

جشن رقص با خنجر

هجوم خویش را از سر بگیرید
که جشن رقص با خنجر بگیرید

به خونم دین احمد پای برجاست
مرا ای تیغ ها در بر بگیرید

محمدعلی ساکی







...

28
ادامه شعر
سید محمد حسین شرافت مولا

دریای سرخ


بسمه تعالی






جمله کوتاه من :










عباس (ع) فخر حسین (ع) شد که فانی ِ فی الله گشت








نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا


...

25
ادامه شعر
سعید فلاحی

سرِ پدر

❆ سرِ پدر:

دل زینب ز غصه گشته سرشار
حسین هست بین اشقیا گرفتار
رقیه از عمق جان فریاد می زد:
سرِ پدر چرا رفته سرِ دار!؟


#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
#دو_بیتی
#انجمن_شعر_و_ادب_میخانه...

28
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

عبور حضرت عیسی از کربلا

که با حوّاریان می کرد سیری
عبور از کربلا ، دیدند شیری

چه علّت شیر این جا هان نشستی
که راهِ عابرانی را ببستی

ندایی کرد تا لعنت نباشد
ورودی لا از این جا دور باید

که بر قاتل حسین لعنت فرستند...

32
ادامه شعر
سلیمان حسنی

عاشوراییم


افتخارم هست،عاشورائیم
عاشـــقِ عبــــاسم و مولائیـــم
در تمـــامِ لحظه‌های زنـــدگی
پُرشــده از مِهــرشان،تنهائیم
بادلی لبریز از عشقِ حسین
بانگاهی خیـس ازرســـوائیم
کوفیان‌راازچـه‌لعنت‌م...

19
ادامه شعر
کرم  عرب عامری

خیالت



با خیالت
به آسمان می روم
یک اقیانوس باران می آورم

25
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

باد هوس

« باد هوس »
در هر زمان که باد هوس2 کینه جو شود
کبر و هوس دوباره به هم روبرو شود
فریاد از آن زمان که زِ دانش نمی توان
صحبت نمود، گر دو جهان زیر و رو شود
...

21
ادامه شعر
علی میرزایی

سراپا مهربانی

سراپا مهربانی
رفتی و در حسرت تو اشک شب ها مانده است
در فراق تو دلم شیدا و رسوا مانده است
آمدی اما نپاییدی چو باران بهار
شد بهار من خزان درد و غمت جا مانده است
عشق طاقت سوز تو ای اختر شب های تار
...

28
ادامه شعر
محمدعلی ساکی

حی علی عشق

محرم آمد و حی علی عشق
طنین هل من و لبیک یا عشق

برای حفظ آیات الهی
علم بر نیزه شد در کربلا عشق

محمدعلی ساکی

21
ادامه شعر
سعید فلاحی

چشمان لیلا


آبی چشمان سیاهت لیلا
بارانی تر است از ابرای پاییز
وی خورشید نگاهت روشن تر از
روشنای همه صبحِ دلاویز
ای دلیل لحظه های خرابم
وی دغدغه ی شب های سیاهم
خواهی بمیرانم یا که دهی جان
ای باعث خنده و ...

30
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

ابر فیض

« ابر فیض »
من زِ صحرای تو، یک خوشه بچینم چه شود
از نباتات تو یک میوه ، بچینم چه شود
بی تو یکدم نـتوانم ، بـنشینم چه شود
سایه ی ابر لطیفـت ...

25
ادامه شعر
ابراهیم  حاج محمدی

عدیم النّظیر

شیرخواری و سلک پر‌وازت، منطق الطّیر شیخ عطار است
چشمت از دیدن تباهی ها، هیچ تردید نیست بیزار است

گریه کن گریه بی محابا چون، گریه ات گونه ای رجز خوانی است
با رجز خوانی آفتابی کن، شیوه ات خط مشی اب...

28
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

کار جهان تو بین که به عکس گشته آدمی

شوری کنم به شوقِ وصالت چنان که خون
از پیکرم ، برون شود و کُشته در جنون

غوغایِ رستخیزِ زمین ، آن زمان که بود
بر فرقِ تشنه لب ، بزدند ، تیغِ زهر گون

کارِ جهان ، تو بین که به عکس گشته آدمی...

31
ادامه شعر
ابوالحسن  انصاری (الف. رها)

رفتند....

ذکر مصیبت عاشورا
.


رفتند عاشقان همه ساقی نمانده بود
در بوستان سروی با قی نمانده بود
آن گلشن فسرده ی طوفان خصم بود
آن سر و ها فکنده ی دیوان خشم بود
ویرانه گشته میکده مستی به پای نیست
ب...

28
ادامه شعر
سعید فلاحی

رباعی ۰۰۱


- سودای تو:
باغ عمرم بی گل رویت هیچ صفایی ندارد
گل زیاد است ولی گل چون تو که زیبایی ندارد
چون تو باشی، به من بیم تنهایی هیچ نبود که
جز هوای کویت که دل دگر سودایی ندارد.

- عسل لعل لب تو:
اند...

28
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

علی اکبر (ع)

« علی اکبر (ع) »
لیلا2 تو بیا ، مادر به بَرَم
بنگـر زِ برت رو در سفرم
لیلا من اگر بهرت پسرم
اما چه کنم، بهر پدرم
اکبر تو بیـا ، بـنشین ...

25
ادامه شعر
کرم  عرب عامری

تنها



در جایانی
تنها
تن ها می شود
درین جایان
تن ها
تنها
چرا؟

21
ادامه شعر
مینا آقازاده

شهریور

تا شهریور
روزهای سبزش را
در تقویم می گذرانَد ، تو هم بیا
می ترسم ورق برگردد ،
روزگار آن روی زردش را
زودتر نشان بدهد
وَ تو هنوز راهِ رفته را کوتاه نیامده باشی !
بیا که بادها
دست فصل ها را...

63
ادامه شعر
سعید فلاحی

حور بهشتی

❆ حور بهشتی:

تو ای بانو چَنی شیرین سرشتی
چاو شین ترین حور اهل بهشتی
مِن خوم پِرِم له پاییز و له حسرت
توو عروس مانگِ اردیبهشتی

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)...

31
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

نطفه ی پاک

« نطفه ی پاک »
نطفه ی ناپاک ، نتوان پاک چون مرجان1 شود
نطفه ی پاکس که همچون لُؤلؤ و مرجان شود
سنگ خارای سیه2 ، را قابلیت کی بُوَد
لعل و گوهر، یا صدف یا چون دُر ...

24
ادامه شعر
نیلوفر اسفندیاری

خاطره

آنچه تاریکی شبهای مرا پروین است
خاطراتیست به جا مانده که دل آذین است

دل پذیرای هر آنست که در خانه ی مهر
سفره ی خالی احساس به آن رنگین است

موج غم ریخت به دامان و پریشانم کرد
و دل آرام به آن خا...

45
ادامه شعر
محمدعلی ساکی

محرم

محرم ماه سوگ آل طاهاست
نوای یا حسینم در تکایاست

سرهر کوچه ی ماتم گرفته
به یاد کربلا یک خیمه برپاست


اگر سبزیم مرهون حسینیم
ویا سبزیم مدیون حسینیم

اگر دنیا سراسر کوفه گردد
مطیع امر و قانو...

26
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

هر صباح از دور خوانم آرزوی کربلا

اشک خون از خاک جاری ساخت طفل کربلا
سنگ را گریاند ، آن زخمِ گلویِ نینوا

نرگس چشم حسین است جمله مردان خدا
در جگر دیدند داغی داغ تر از صد نوا

ای مسافر گریه کن تو بر عزای تشنه لب
بوسه زن بر تربت ...

29
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

اگر آن روز خدا پرده اسرار کشد

نقص ما نیست که الله ز ما مستور است
عقل بگشا و ببین کلِّ جهان خود طور است

مگر الله نشد باعث خلقِ من و تو
پس سخن چیست بدان حُکم خدا دستور است

لاف کم می زنم از بس که ببینم جلوه
هیچ حی نیست که اق...

46
ادامه شعر
حسین خیراندیش

محرم

آمد محرم و عالم حباب شد
می در پیاله و مست شراب شد
ساقی به آتش عشقش حواله داد
قربان آن دمی که جان در شتاب شد
کون و مکان به تماشا نشسته اند
دریای پر خروش چرا قطره آب شد
از آسمان و زمین جمله یک ص...

38
ادامه شعر
سعید فلاحی

بت ناون

❆ بُتِ ناوَن:

بُتِ ناوَن فِدایِ رقص و لَرزِد
وه قوروانِ قد و بالای بَرزِد
نهاون و وروگرد که دی هیچِن
کُلِ لورستانگَم کَم وه نَذرِد.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)...

28
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

خداوندِ نکوکار

« خداوندِ نکوکار »
خداونـدا ، خداوندِ نکوکار
چرا داری دلم را ، غرق آزار
خداوندی که باشد حی و ستّار6
چرا عیب مرا ، آرَد به بازار
خداوندا ، تو ...

24
ادامه شعر
سینا علی زاده

تنهایی

در غــم تنــهایی اَم ، به هچــل فتاده ام
هچل که سهل است! من به گنه فتاده ام
طبیـبم ، زخم دل آشــفتـه را تیــمارکن
با صدای نازنین خود، دیوانه را آرام کن
در وصف تنهایی اَم،هرقلمی عاجز است
روشنـی من...

32
ادامه شعر
سعید فلاحی

رباعی ۰۰۰


آخر ﺗـﻮ ﻧﯿﺎﻣﺪﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻡ
ﺍﺯ داغ ﺗـــﻮ ﺳﯿﻨــﻪ‌ ﺭﺍ ﻟﺒﺎﻟﺐ ﮐﺮﺩﻡ
ﻓﺮﯾـــﺎﺩ ﺑﻠﻨﺪ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ" ﺑﻮﺩ
آن ﺳﮑﺘﻪ‌ی‌ناﻗﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺸﺐﮐﺮﺩﻡ.

ای کاش مرا پیر کنی در بغلت
از عشق، مرا سیر کنی در بغلت
...

31
ادامه شعر
ولی اله  بایبوردی

سر در سنان ندا داد ما راست عشق الله

آن غنچه لب نگارم خوش گفت این حکایت
گر دردمند عشقی ، بشنو ، تو این شکایت

در آستان جانان هر خدمتی که کردم
مزدی گرفتم از حق این است آن عنایت

در راه عشق دیدی ، تشنه لب دلاور
با یار و یاور خود ر...

29
ادامه شعر
رسول رشیدی راد

خشمِ داس ها

با خونِ دل نفس زده ام درهراس ها.
با آبرو زدم به زمان التماس ها.

پرتم ز مرحله، اگر از روی سادگی.
افتاده ام زِ چشمِ همه بی حواس ها.

دائم به گوشم از سرِ نیرنگ خوانده اند.
با من حدیث سبزِ رفاقت، ...

24
ادامه شعر
علی  نصر آزادانی

من

من آن لک لک خوش زبان بی ادب هستم که در پیریم یه نفر را به لگد بستم
همان کس که یاری به فردی نکرد ز هیچ کس برایش کاری نکرد
منم آن شرمسار همیشگی ...

24
ادامه شعر
علی میرزایی

خاطرات رفته

خاطرات رفته
وقتی همیشه ظلم و ستم حرف می زنند
پژمرده مردمند و ز غم حرف می زنند
شادی که کیمیا شود و آب زندگی
از خاطرات رفته، به هم حرف می زنند
"سیل است و قرض و هم وطنان واجب الزکات"
از قرض و وام و...

31
ادامه شعر
سعید اعظامی

نردبان

گرتو رانظرکنم،آشنازخود کنم
،میل غریبان مگرت هست
چون پری دل برده بوداز آشنا
گفتم این فریبان مگرت هست

چون شود این قاعده شهرشما
نظر ز دیده بان مگرت هست
پای گر نهی ز پشت بام عاشقی
دگرفکر نردبان...

25
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

معیار حق

« معیار حق »
روزی که حق سخن گفت: آدم که آشنا شد
شیطان چرا در آن روز ،از حرف حق سوا7 شد
شیطان و آدمیزاد ، آن هـر دو در تکاپـو
آدم چرا بر آن حرف،مبهوت8 و کم...

32
ادامه شعر
طارق خراسانی

این ستم ریشه در تمرد داشت


1
همه ی ذرّگان این هستی…،
می زده…، نازِ شستِ ساقی بود

اهلِ باران رسیده بود از راه،
مَشک!! تنها که هسـتِ ساقی بود

کودکان چشم شان به آبادی…،
کربلا…، می پرسـتِ ساقی بود
2
کهکشان در کفِ نگاه...

37
ادامه شعر
عباس جوخواست

پناه بی پناهان

محرم آمدو شوری به پا شد
حقیقت های عالم بر مَلا شد

محرم آمدو مهدی :ع: نیامد
پناه بی پناهان کربلا شد

26
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران