آخرین مطالب وبلاگ
آمار فعالیت سایت
  • تعداد کاربران:910
  • تعداد اشعار:7,679
  • تعداد نظر:44,906
  • تعداد بازدید:1,760,857
کاربران آنلاین
مهمان
  • 1 نفر
  • 3 نفر
  • 24 نفر
  • 1 نفر
  • 43 نفر
در حال حاضر 72 میهمان و 0 عضو آنلاین هستند.
سایت های دیگر
آخرین حضور کاربران
شاعران جدید
اخبار
  • 04/ 6 /1398 جلسه بعدی انجمن ادبی ققنوس بیست و پنجم شهریور 98 از ساعت 17 در مجتمع فرهنگی هنری نور واقع در تهران بلوار آیت الله کاشانی بعد از تقاطع ستاری جنب شهر کتاب برگزار می شود  | 
  • 17/ 7 /1395 سایت ادبی شعر ایران ، فرصتی است برای حضور آنانی که در شعر و ادبیات حرفی تازه برای گفتن دارند  | 
  • 28/ 6 /1398 به شعر ایران خوش آمدید  | 
محمد جوکار

کاش پایان یابد

کاش پاییزترین فاصله پایان یابد
درد این شاعر بی حوصله پایان یابد

چشمت آرام کند خستگی قلبم را
باز با خنده ات این غائله پایان یابد

بوسه باران کنم آن چشم پر آشوبت را
سلطه ی بغض در این سلسله پایا...

40
ادامه شعر
پرستش مددی

گلبرگ اشک من

( سالروز کوچ مادرم )

بگذار بر دوشم سرت را گرچه بی تابی
این شانه میخواهد نگاهی غرق مهتابی

لبریز بغضی خسته ام اما نمی فهمم
احساس دریا را میان رقص گردابی

بی تو تمام شهر با من تا ابد قهرند
وقت...

42
ادامه شعر
علی میرزایی

شراب جوانی

شراب جوانی"تک بیت"
چنان شراب جوانی رقیق بود مرا
که حاصلی نه ز مستی نه از جوانی بود.
علی میرزائی"رها"

28
ادامه شعر
یاسر رشیدپور

بهار عاشقی

خاطرات خوبمان را می گذاری می روی
روی پیمانت چرا پا می گذاری می روی؟

خانه ای ابری بَنا کردی ، مرا یک گوشه با
آسمانی ابر ، تنها می گذاری می روی

سهم من در قلب تو یک ارتباطِ ساده بود
زیر...

20
ادامه شعر
سعید فلاحی

سپکو ۰۲

■ #دست
- برای دخترم، رها:
دستانت را به بابا میدهی
سرمست می شوم
دست از دنیا می کشم

■#دعا:
- برای سیل زدگان:
دعاهایمان
استجابتی نشد
خانه را آب برد
کدامین نوح
دست به دعا برده است

■ #س...

28
ادامه شعر
سیده مریم جعفری

Agreement/توافق


Agreement
Agree ! agree
Other degree,between true minds
?why disagree
Yes ,yes ,Daniel
?You know !angry
,Calling us ! subject
?What about Hungary

April
Seyedehmaryamjafari
.
ترجمان ...

24
ادامه شعر
علی معصومی

لالایی رود

لالایی رود
دل دیوانه همان به که کباب ا‌‌‌َش بکنند
سر شوریده نیکوتر که بخوابش بکنند
خانه ای را که به ویرانه شباهت دارد
بهترین شیوه همانست که خرابش بکنند
فتنه ی نرگس شهلای شب خاطره را
قسمت آن بوده...

24
ادامه شعر
علی رضایی پور مشیزی

قاسم

کی شود خاموش انوار خدا با افترا؟
تا خدا باشد ولی و آن علی هم مقتدا
قاسم ما هم چو مالک خار چشم دشمنان
با امامش می رساند وعده ها را انتها
سروده :علی رضایی پورمشیزی تخلص ناظر
درود بر مجاهدان راه خد...

37
ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

دنیای بی تو



از عشقمون گذشتی
تو سرد و بی تفاوت
قلبم شکست و چیزی نمی گفت
من موندم و زندگی بی تو
دنیای بی رحم ، دنیای بی تو
همه جا بهار شد
اما زمستون قلبم چه زود از راه رسید
قلب من رنجید و خشکید ...

22
ادامه شعر
پردیس میرزاحسین کاشی

دیار آشنایی



روزگار چه می گوید
این دقایق از من چه می خواهند
از که اجازه بگیرم
برای عبور قایقی می خواهم
بادبان را برافراز
من تنها
دریای بیکران فاصله ها
جزیره تو
چگونه اوج بگیرم
به کجا پروا...

31
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

بخشش

« بخشش »
خداوند دانا ، که نامش خوش است
صفاتـش همه نیکی و بخشش است
تو را نیـرو و عقل و عفّت بـداد
که عفت برایت چه پُر ارزش است
صفات خـدا ، ب...

17
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

مکان ابدی

« مکان ابدی »

فطرت دیو در این مرحله ، از بی خِردی است

فطرت آدمی از فطرت دیو است ، بری است

آدم از مرحله اول به ره دیو رَوَد

فطرتش گر نـشنا...

19
ادامه شعر
پرستش مددی

شب عُُُُشاق


به واژه ها بگو دست از بهانه بردارند
که شهر از دل غمگین من خبر دارند

چه روزهای غریبی گذشته بر دل من
پس از تو مردم این شهر گوش کردارند

شنیده ام که پس از من به بغض دلبستی
پرنده ها غم داغ تو زی...

29
ادامه شعر
مهرداد نصرتی(مهرشاعر)

آهای.... های....

آهای!
های!
سلام!
منم، مهرشاعر،
صدایم را می‌شنوی؟
اینجایم!
کمی اینسوتر،
آری، همان جای همیشگی،
پشت سوراخ جن‌ها نشسته‌ام.
مهم نیست که نمی‌بینی‌ام،
ولی خوب گوش کن!
گذشته گذشته است.
زلزله، سیل ...

25
ادامه شعر
آرزو نوری

آغاز


با صبح چشمهای تو آغاز می شوم
خورشید من بتاب

25
ادامه شعر
سعید فلاحی

سپکو ۰۱

◇ #یک
فرشتگان یکی را گم کرده اند
سراغ ات را
یک به یک از من می گیرند

◇ #آرزو
به آرزوهای من نمی رسید
آن راهی
که او دنبال آرزوهایش می رفت.

◇ #لب
جان به لب شدم از نبودنت
خاطرهایت قدم میزن...

21
ادامه شعر
پژمان خلیلی

زمان استمراری

سیمها وَ خوارها می پیوندند
_ ابعاد ماضی استمراری را
می طولانند در حال جاری ِ اَحوالاتم
به تثبیت،

_می خَماند گُرده ای آیندگان وُ آمدگانی را،
وَ نِگاه ناب، احتیاج می شود،
بعد از این
...

25
ادامه شعر
نیلوفر اسفندیاری

گل اشک

اشک را کاشته بودم
که از آن کینه بروید
گل داد !!!!!
گل بی نام که ناخواسته اینجاست
ساده تردستی دنیاست
این گلِ بُهتِ من از کینه مبراست
حاکمِ مِهر به ته مانده نفس ، گوشه ی دنیاست
و گلی هست ، به ه...

32
ادامه شعر
رسول  مهربان

افتخار

افتخارم زندگی در کشوریست که تماماً عشق را معنی کند

مردمی دارد که در ویرانی می تواند زندگی سازی کند

دشمنان ما بدانند مردم این سرزمین حرف ناممکن ممکن میکند

امنیت یعنی که در مرزهای ما شیر مردی...

28
ادامه شعر
علی میرزایی

تک بیت

ز سیل خانمان سوز بهار امسال شد معلوم
اگر خیری ز حدش بگذرد شر می کند بر پا
علی میرزائی"رها"
19/1/1398

21
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

یک نفس

« یک نَفَس »
یک کُله تاج کوچیکم زِ تو گر بُد ،چه خوشس
هر کس این از تو ندارد ، به یقین در قفسس
بستن دست من از دست تو ، راه نفسس
آنکه از دست تو بگریخت، رهش د...

22
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

راه دنیا

« راه دنیا »
ای برادر ، فکر من بر تو یقیناً یاری است
فکر من از بهر خود وَز بهر تو غم خواری است
کار ما بی دانشـی نَبْود ، برادر یاد کن
گر تو را با دا...

17
ادامه شعر
ندا عبد حق

تاوان

کنون یادم ترا در جان گرفته،
به یادت چشم من باران گرفته.

همه آشفتگی های خیالم،
میان شعر من سامان گرفته.

مکن تو سرزنش شیداییم را،
به دریا بودم و ،
تــــــــــــــــوفان گرفته.

اگر دل شد به...

32
ادامه شعر
طارق خراسانی

صحبتِ لیل و نهار است سپاه

حاملِ بوی بهار است سپاه
حاصلِ مهرِ نگار است سپاه

ماه و خورشید غلامانِ رَهَش
صحبتِ لیل و نهار است سپاه

طارق خراسانی
کربلا_ 23 فروردین 1398...

29
ادامه شعر
محمد ترکمان(پژواره)
سعید فلاحی

رهایی ۰۱۰

▪معابد آغوشت:
آه لیلا
برای عبودیت
در معابد آغوشت
راه ام را
از راه پدرانم کج کردم
من در دین تو
به تمام شریعت ها مشرک شده ام.

▪طلا بانو:
طلاست بانوی من
تنها طلایی
که برای مرد
ضرر ندارد....

23
ادامه شعر
سعید فلاحی

رهایی ۰۰۹

■ مانند شام
بعد از سقوط داعش
جا مانده رد پایت
بر ویرانه هایم!


■ هی نپرس که دردت چیـست؟
چشمانِ توست...


■ آغوش کوچک ات
برای اندوههای بزرگ من
سرزمین بی مرزی است
که در آن دروغ نمی گویند...

23
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

قبای کوته

« قبای کوته »

قبای کوته ما نزد حق ، چه کوتاه است

ریاستی زِ ما نزد آن ، پَـر کاه است

هر آنچه ما نـشناسیم و خود نـمی دانیم

مُدللس بر آن ، بر ...

17
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

بهار نوجوانی

« بهار نوجوانی »

خداوندا غمم بـر غم ، فزون شد

دلم از جور دنیای تو ، خون شد

نهال صبـر من ، بُـبریده گشته

عنان4 صبرم از دستم ، برون ...

22
ادامه شعر
ابراهیم کشاورزپور

عقاب زخمی

بر باد داده عشق تو خاکسترم را
حقا که بر هم دوختی روز و شبم را

من آن عقاب زخمی ام تو آن طبیبی
باید کمی بهتر کنی بال و پرم را

روشن تر از روزست با من سردِ سردی
این سردیت بدتر کند حال بدم را

گ...

19
ادامه شعر
سارا عبداللهی فر

اشتباهی

همه دل بستنم بود اشتباهی
ندارم حال و روز روبراهی
چو بوده از گذشت روزگاران
نصیبم خواب غفلت یا تباهی
امان از دوستان کفر مسلک
که اندازد مرا در قعر چاهی
و رنگِ دردهای من سیاه است
شبیه دره ها...

23
ادامه شعر
ایمان اسماعیلی

یک بوسه

یک بوسه هوس کرده ام از چین لب تو
یک لحظه بغل در دل پستوی شب تو

هرآنچه ملامت شنوم از همه عالم
ارزد به همان بوسه ی گرم طرب تو

موهای تو و دست نوازش طلب من
چندین اثرو قصه ودیوان طلب تو

برخیز د...

29
ادامه شعر
بردیا امین افشار

قطره

این بار چون می درخشید رعد
فرو می افتاد از میانِ انبوهِ ابر
غلط زنان می بارید بر زمین
می نشست بر لبِ خشکِ صبر

می بخشید جان بر گلهای سرخ
می نهاد خنده بر رخسارِ کویر
خاک را می کرد عجین با خود
تا...

20
ادامه شعر
سید محمد مبین محمودی

حواسم....



حواسم
پرت شد
از بام خیالت
بعد حواسم پرت شد که در کجای زندگی دست وپا میزنم
دراشکهای خودم
یا چشم های تو......

18
ادامه شعر
علی میرزایی

تک بیت

چنان ز خاطره ها پاک گشته ام که دگر
سراغ خانه ی ما مرغ شب نمی گیرد
علی میرزائی"رها"

22
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

دشمن بینایی

« دشمن بینایی »

آثار ظلم بین ، که پیشانـی من است

بنگـر که ظلم ، دشمن پنهانـی من است

تاریخ ظلم را ورقی چند از آن بخوان

بین ...

19
ادامه شعر
مهدی صادقی مود

سیلاب

با اینکه نصفِ مملکت را آب برده

اما کماکان بوووقِ ما را خواب برده


در وضع بحرانی، ستادِ رفع بحران

بر سفره ی بی نانِ شان بشقاب برده


جایی که مرد و زن اسیرِ چکمه هایند

امدادِمان محموله ی...

33
ادامه شعر
سعید فلاحی

رهایی ۰۰۸

■ قدم زدن من
فرقی با ایستادن تو
پشت پنجره ندارد
هر دو در انتظاری فرو رفته ایم
که به آن معتادیم.

■ از حضور طالبان غربت
یک افغانستان،
درد دارم.

■ من هرگز از دهانت نشنیدم
جمله ی
دوستت دا...

24
ادامه شعر
صدرالدین  انصاری زاده

سرود گرگ چشم های تو

سرود ام
سرود گرگ چشم های تو
ترانه ی غمگینی
که از فلوت می چکد
بازوی هیچ پل شکسته ای را به رنگین کمان آیا پیوند کرده اند
که روزی
گل مهتاب بروید از آن؟!
هر کس دلی از آینه ی ماشین آویزان می کند
و ...

23
ادامه شعر
عباس جوخواست

باغ و باران

زندگی خشکیده !!
وعشق ؛
بااندوهی ....
پریشان تر از پریشان
دلش هوای باغ و باران می کند
هوای تو ....
هوای سیلابه ی محبت...

24
ادامه شعر
محمد جوکار

باران نبار !!!

دوباره آسمان ، فرمان باران داد
باران نه !!!
بارش غم بر زمین خفته در سمفونی مرگ شکوفه
ابر غرید و بلا را بر سر یک شهر نازل کرد
رود طغیان کرد و جاری شد بناگه سیل ویرانگر

یکنفر فریاد میزد :
فاجع...

45
ادامه شعر
محسن  بیاتیان

پا بکش از این خراب ، این شهرویران ،...


به یاد همه آنها که این در این چند روز خاطره شدند

پا بکش از این خراب ، این شهر ویران ، رود من !
گریه ات بس نیست ، پر کرد آسمان را دود من
این که می بینید روی آب ، آبادی ماست
با تلاطم بافتند ا...

34
ادامه شعر
طارق خراسانی

جرم بی جرمی


جُرمِ بی جُرمی ست جُرمت ای صنم
رفته ای زندان و در ماتم منم
ای ستوده راه تو  بستوده دل
وای اگر بر ضدِّ راهت دَم زنم

۱۸ فروردین ۱۳۹۸...

33
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

تعرض

« تعرض »

ای که دستگاه تعرض طلبی ، جاه من است

پیـرو راه تکامل ، نظـر شاه من است

گـر تعرض بکند کس بـرِ قانون شهـی

علتش بی خبری هست،که ف...

21
ادامه شعر
حسن  مصطفایی دهنوی

عهد خدا

« عهد خدا »
ای خلق خدا ، من به کجا رو بگذرام
عهـدی بـگرفتنـد و بِـبُردنـد قرارم
آن عهد ، که از عهد خدا بود بر آدم(ع)
نـتوان که سر از عُهده ی، عهدش بد...

28
ادامه شعر
شقایق رضازاده

بهار

و تاریخ
بی اهمیت ترین موضوع دنیا بود
وقتی هزاران شکوفه را
در تنم
به رقص در آورده بود
بهارِ دوستت دارم گفتن هایش...

28
ادامه شعر
ایمان اسماعیلی

مرگ تدریجی


غم تو از نگهم طالب باران دارد
آه برگرد که دل میل فراوان دارد

روز را با چه امیدی به سرانجام برم
تیغ شب را چه کنم چون هدف جان دارد

با من از خنده ی لبهات کمی حرف بزن
دل من سخت به لبهای تو ایما...

38
ادامه شعر
ایمان اسماعیلی

کویر تنهایی

در کویری که درد می تابید
شاعری خسته جان قدم می زد

باز درگیربا خودش تا بغض
بین شعرو غزل قلم می زد

گاهی از واژه ها شکایت داشت
گاهی اما سری به غم می زد

چوب حسن صداقتش می خورد
در نگاهش کویر ...

36
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

قمر نسل آفتاب


ای پرچم شجاعت و ای اصل دلبری
آیا مرا به سوی ابالفضل می بری

آخر منم چو کودک شش ماهه تشنه ام
پر کن سبوی ما ز می ناب حیدری

بوی وفای تو نشِنیدم از این جهان
منشور پر فروغ کدامین پیمبری

ماهی ب...

42
ادامه شعر
ایمان کاظمی (متخلص به ایمان)

ایران استوار


ما راست قامتانِ دل از دست داده ایم
موجیم و از خلیج خروشنده زاده ایم

دردیم و در کشاکش بی رحم روزگار
بی سقف و خانمان به بیابان پیاده ایم

شایستگان بارش مسعود نوبهار
افسوس اگر به خشم زمستان فتا...

39
ادامه شعر
برو به صفحه:
کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس
ورود اعضا

تولد اعضا
بازدید ویژه
آخرین شاعران
آخرین حضور کاربران