آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :
بیوگرافی حسن مصطفایی دهنوی
جنسیت مرد
تاریخ تولد -
کشور ایران
شهر اصفهان
بیوگرافی زنده یاد حاج حسن مصطفایی دهنوی در سال 1295 هجری شمسی در قریه دهنو واقع در شمال شهر اصفهان دیده به جهان گشود. پدر او حاج علی مصطفایی معروف به « علی مصطفی » مصدق و معتمد دهنو بود و در محل همه ی مردم او را به مردی امین ، راستگو و درستکار می شناختند .حاج حسن از کودکی راستی و صداقت و درستکاری را آموخت . همان گونه که در اشعار ایشان نیز این امر نمایان است . او با حضور در کلاسهای قرآنی قدیم ، روخوانی قرآن مجید را همراه با نوشتن و خواندن و رسم الخط قدیم آموخت . ایشان با طبع خدا دادی شعری که داشت شروع به سرودن ابیات معنوی ، مذهبی و عرفانی و مدایح ائمه معصومین (ع) نمود . همچنین با حضور در انجمن های شعری و ادبی اصفهان و خمینی شهر با شاعران معاصر خود آشنا گردید و هر هفته در این انجمن های شعری حضور فعال و چشم گیری داشت .
حسن ،آن خدا طبع شعرت بداد بفهم ، این که باشد خدا مهربان
٭٭٭
این شاعر شیرین سخن در بیست و هشتم اسفند ماه سال 1371 در سن 76 سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت . ثمره ی 76 سال زندگی این شاعر گرانقدر اشعار بسیار زیبا و دلپذیر است که از ایشان به جای مانده است . اشعار ایشان به صورت دوبیتی، غزل ، قصیده ، مثنوی ، ترکیب بند و ترجیع بند و مدایح ائمه معصومین (ع) می باشد .
حسن زِ نقش عمر تو ، اگر به یادگار ماند همین فضائل علی(ع) ،گر از تو یادگار شد
٭٭٭
کتاب (نسیم گلشن)برگزیده ای از دوبیتی های ایشان است که در مضامین اخلاقی، عرفانی ، ارشادی ومذهبی می باشد .این مجموعه در سال 1387 به چاپ رسید و در اختیار شعر دوستان و جامعه ادبی کشور قرار گرفت و اینک دیوان اشعار این شاعر گرانقدر
دیوان اشعار حسن مصطفایی

شامل غزلیات و قصاید و مثنویات و قطعات و ترکیب بند و ترجیع بند و مدایح ائمه معصومین (ع) را که مدت نه سال گردآوری آن طول کشیده است را به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و
تمامی دوستداران شعر و ادب فارسی و جامعه ادبی تقدیم می نمایم و امید وارم که مورد رضایت حق تعالی نیز قرار گیرد .برای زیر نویس ها از لغت نامه های دهخدا و معین استفاده گردیده است و سعی شده معانی نزدیک به کلمه به کار رفته توسط شاعر ،برای زیرنویس نوشته گردد مصطفی مصطفایی دهنوی 1396
٭٭٭
حسن  مصطفایی دهنوی

« مجلس رندان »
در مجلس رندان سخن از جور و جفا نیست
آنجا بجز از صحبت پُـر مهر و وفا نیست
در جلسه ی آنها ، سخن از علم و ادب هست
غیر از ادب و علم ،در آنها ...

ادامه مطلب
حسن  مصطفایی دهنوی

« نقش »
آن خدا گر به من مهربونس
پس چرا این دلم غرق خونس
آتش اندر دلم شعله ور شد
شعله ی دل ز سوز درونس
این دلم ...

ادامه مطلب
حسن  مصطفایی دهنوی

« درگه قرب »
ما را به آستانه ی قربت1 ، پناه نیست
دربار شاه ، منزل خواب گداه2 نیست
حُسن تو پادشاه ، اگر دعوتم نمود
مسکین افتاده ، مثلث3 به ...

ادامه مطلب
حسن  مصطفایی دهنوی

« نگین سلیمان1 »
حافظ ، نگین دستِ سلیمان به دست توس
دیو زمانه ، آن نه حریف شکست توس2
دیو آن زمان ،نگین سلیمان به دست گرفت
جهل این زمانه دیوس ودر دست بست توس
هر شاعر...

ادامه مطلب
حسن  مصطفایی دهنوی

« خوی »
خوی بدخود،تو رها کن دراین روزگار
خوی نکویت بُوَد از کردگار
طبعت اگر در ره حق مایل است
طبع2 تو بهتر شود از کردگار
ای بشر آن فطرت ...

ادامه مطلب
ورود به بخش اعضا