آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

گل اشک

ارسال شده در تاریخ : 25 فروردین 1398 | شماره ثبت : H947698

اشک را کاشته بودم
که از آن کینه بروید
گل داد !!!!!
گل بی نام که ناخواسته اینجاست
ساده تردستی دنیاست
این گلِ بُهتِ من از کینه مبراست
حاکمِ مِهر به ته مانده نفس ، گوشه ی دنیاست
و گلی هست ، به هر نام ، که زیباست

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 38 نفر 59 بار خواندند
نیلوفر اسفندیاری (28 /01/ 1398)   | محسن بیاتیان (30 /01/ 1398)   | محمد جوکار (31 /01/ 1398)   | حسن مصطفایی دهنوی (31 /01/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :1


نظر 3

  • محسن بیاتیان   30 فروردین 1398 23:42

    سلام
    شعرتان موضوع خوب و بکری دارد
    اگر ویرایش خوبی از آن بشود
    شعر جانانه ای می شود
    نیمه راه را آمده اید کاملش کنید

    موفق باشید applause applause applause applause applause applause

  • محمد جوکار   31 فروردین 1398 00:37

    "اشک را کاشته بودم که از آن کینه بروید ، گل داد !"
    بغض من بشکند و هق هق آیینه بروید ، گل داد!

    خواستم پنجره را باز کنم ، سمت غروبی بی تو
    اشک جولان دهد و درد در این سینه بروید ، گل داد! ... بداهه

    درود و مهر و ادب مهربانو اسفندیاری عزیز
    خرسندم که مجالی برای عرض ادب و ارادت و خوانش شعر زیبایتان یافتم
    بداهه ای بر احساسم نشست که با مهر تقدیمتان نمودم
    رقص قلمتان ماندگار
    rose rose rose rose rose

  • حسن مصطفایی دهنوی   31 فروردین 1398 07:37

    درود بانو اسفندیاری
    زیبا سرود ه اید rose rose rose rose

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس