کار جهان تو بین که به عکس گشته آدمی

ارسال شده در تاریخ : 18 شهریور 1398 | شماره ثبت : H947993

شوری کنم به شوقِ وصالت چنان که خون
از پیکرم ، برون شود و کُشته در جنون

غوغایِ رستخیزِ زمین ، آن زمان که بود
بر فرقِ تشنه لب ، بزدند ، تیغِ زهر گون

کارِ جهان ، تو بین که به عکس گشته آدمی
بر ملک و تخت ، تکیه زده ، فسق ها عیون

واجب شود که امر کند نهی را ، ولی
تا بارگاهِ قدس ، نباشد ، دلا ، زبون

ولی اله بایبوردی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 3 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 37 نفر 44 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس