ابراهیم سبحانی

ابراهیم سبحانی

امتیاز اعضا:

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

پشت این شیشه

ارسال شده در تاریخ : 21 اردیبهشت 1394 | شماره ثبت : H94234

 

پشت این شیشه که ها کرد دل من لرزید

حرف خود را که دوتا کرد دل من لرزید

دست دردست گرفتیم به ساحل رفتیم

دست من را که رها کرد دل من لرزید

در بدر در پی ویرانی خود می گردم

عشق با عقل صفا کرد دل من رنجید

سایه افتاد لب پنجره ی کوچیدن

دختر ایل نگاه کرد دل من لرزید

گندم وسیب بهشتی که گناه هست ونیست

آدم آن روز خطا کرد دل من لرزید

چشم درچشم نگاه بود ولی دستش را

تا رها کرد ووداع کرد دل من لرزید

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 232 نفر 378 بار خواندند
عبداله رشیدی (22 /02/ 1394)   | هومن حسین زاده (22 /02/ 1394)   | منوچهر منوچهری(بیدل) (22 /02/ 1394)   | نگار حسن زاده (22 /02/ 1394)   | اله یار خادمیان (22 /02/ 1394)   | کرم عرب عامری (22 /02/ 1394)   | علی اصغر اقتداری (22 /02/ 1394)   | طارق خراسانی (23 /02/ 1394)   | محمد جوکار (23 /02/ 1394)   | سمانه تیموریان (آسمان) (23 /02/ 1394)   | دادا بیلوردی (24 /02/ 1394)   | ابراهیم سبحانی (25 /02/ 1394)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :3


نقد 1

  • علی اصغر اقتداری   22 اردیبهشت 1394 23:19

    درود بر شما
    شعر زیبایی بود ولی دربیت آخر سکان وزن را رها کرده اید
    نگاه و وداع بدون حرف آخر می توانند حضور داشته باشند
    چشم درچشم نگاه بود ولی دستش را

    تا رها کرد ووداع کرد دل من لرزید
    چشم در چشم نگا بود ولی دستش را
    تا رها کرئد وودا کرد دل من لرزید

نظر 9

  • منوچهر منوچهری(بیدل)   22 اردیبهشت 1394 12:43

    سلام جناب سبحانی همیشه از قلم زیبایت لذت میبرم دویت عزیز rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose

  • نگار حسن زاده   22 اردیبهشت 1394 15:08

    سلام و عرض ادب و احترام

    غزلی بسیااار عالی بود با ردیفی فوق العاده جذاب

    لذت بردم

    فقط جسارتا در مصرع:
    عشق با عقل صفا کرد دل من رنجید
    ردیف رو اشتباه نوشتین که صدالبته اشتباه تایپی بوده

    موفق باشید و سعادتمند
    rose

  • اله یار خادمیان   22 اردیبهشت 1394 19:20

    درود سلام بر شما طیب الله انفاسکم قابل ستایش و تقدیر است بر فراز و عزیز باشی rose rose rose

  • کرم عرب عامری   22 اردیبهشت 1394 20:31

    آفرین شیرین زبان
    rose rose rose

  • طارق خراسانی   23 اردیبهشت 1394 00:29

    با سلام و درود بی حد

    rose rose rose rose rose
    applause applause applause applause applause
    applause applause applause applause applause

  • محمد جوکار   23 اردیبهشت 1394 01:18

    همیشه درود بر استاد مهرم جناب سبحانی عزیز
    لذت میبرم از خوانش کلام زیبایتان و می آموزم از مکتب بزرگتان
    آفرین بر شما و هزاران آفرین بر خامه توانایتان
    rose rose rose

  • سمانه تیموریان (آسمان)   23 اردیبهشت 1394 07:47

    با سلام خدمت استاد گرامی
    چقدر این غزلتان زیبا و دلنشین بود
    و چه قافیه و ردیف ناب و زیبایی
    برای من تداعی کننده شاه غزل جناب فاضل نظری بود

    به نسیمی همه راه به هم میریزد
    کی دل سنگ تو را آه به هم میریزد

    در یکی از ابیات میانی از ردیف رنجید استفاده کردید
    آیا اشتباه تایپی بوده با تعمدی در کار بوده؟

    البته بنده قدری سنت شکن هستم و خودم گاه ردیفها رو در یکی از ابیات میانی و خصوصا بیت پایانی عمداتغییر میدهم که بنظرم به زیبایی کار اضافه میکنه و این کار رو میپسندم
    تا نظر اساتید چه باشه
    در پناه حق rose rose rose

  • دادا بیلوردی   24 اردیبهشت 1394 20:13

    درود بر جناب سبحانی
    محتوای شعرتان زیباست rose applause

  • نگار حسن زاده   26 اردیبهشت 1394 09:49

    چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
    که نبی شد پسر آمنه ماه عربی
    بعثتی کرد که ابلیس طمع کرد به عفو
    رحمتی کرد که خاموش شود هر غضبی

    سلام و عرض ادب و احترام

    عیدتان مبارک
    rose

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس