دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

کلاغ های سیاه از نگات می ترسند

ارسال شده در تاریخ : 05 خرداد 1394 | شماره ثبت : H94322

نهال قلب تو پیوند سیب بود و انار
که ریشه زد وسط دست های گندمزار

و قد کشید و زمین زیر سایه اش چرخید
و قد کشید و شد آغازِ رازِ جاذبه دار

خدا که باخبر از روزگار دنیا بود
کنار اسم تو حک کرد "اسوۀ سردار"

و سمت حجرۀ فیروزه های نیشابور
کسی به نام تو میخواند نغمه ای با تار

برای یوسف چشمت چه چاه ها کندند
عزیزهای زلیخا حوالی بازار

شکوه سلطنتت ماه را هوایی کرد
که بی صدا بشود از ندیمۀ دربار

"""کلاغ های سیاه از نگات می ترسند
شدند پشت سرت گرم پچ پچ و پیکار"""

اگرچه وسعت دنیا برات کافی نیست
"پدر" شدی که بمانی برای قلب "نگار"

بداهه ای ناقص پیشکش به قلب مهربان بابای عزیزم

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 8 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 315 نفر 706 بار خواندند
طارق خراسانی (09 /03/ 1394)   | علی اصغر اقتداری (09 /03/ 1394)   | کرم عرب عامری (09 /03/ 1394)   | کمال حسینیان (09 /03/ 1394)   | سمانه تیموریان (آسمان) (10 /03/ 1394)   | منوچهر منوچهری(بیدل) (10 /03/ 1394)   | کریم لقمانی سروستانی (10 /03/ 1394)   | نگار حسن زاده (10 /03/ 1394)   | بهناز علیزاده (11 /03/ 1394)   | سید محمد میرسلیمانی بافقی (11 /03/ 1394)   | دادا بیلوردی (12 /03/ 1394)   | خدیجه زینالی (مهربانو) (12 /03/ 1394)   | اصغر چرمی (18 /03/ 1394)   | ندا پیرنظر (21 /03/ 1394)   | محمد دهقانی هلان (21 /03/ 1394)   | هما تیمورنژاد (24 /04/ 1394)   | سعداله مسلمی (29 /08/ 1396)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :8


نقد 4

  • نگار حسن زاده   10 خرداد 1394 22:29

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت سروران و استادان و دوستان عزیزم

    بی نهایت خوش آمدید

    عذرمیخوام که قادر نیستم تک تک پاسخگوی محبتتون باشم و امیدوارم دخترکوچکتونو به بزرگواری خودتون ببخشید

    راستش از طرفی قطعی و ضعیفی اینترنت و از طرفی نگرانی برای وضعیت دوستمون اجازه نمی ده که با آرامش خیال در خدمتتون باشم
    کاش این شعر زودتر منتشر می شد تا با میزبانی شایسته تر درخدمتتون باشم ولی متاسفانه با چند روز تاخیر منتشر شد یعنی همزمان با انتشار خبر بیماری آتنا کوچکی عزیز
    دیروز قرار بود آتنا برای سومین بار تحت عمل قلب قرار بگیره که چون ریسک عمل بابا بود فعلا با دارو تحت درمانه
    از همگی میخوام برای شفای کامل این دختر نازنین و دوست داشتنی دعا کنید
    این صفحه صفحۀ جالبی شد و من این شعرو به تمام پدران مهربان دنیا که دغدغۀ سلامتی و خوشبختی فرزندانشون رو دارند هدیه می کنم
    ضمنا از همگی خواهش می کنم با خوندن این شعر فاتحه ای نثار روح پدر آتنای عزیز بفرمایید که مطمئنا از اون دنیا دعاگوی دختر عزیزش هست

    و خدا باباطارق و دایی درویش و استاد حسینیان و باباحسین خودم که به جبر مسافرت ازم دوره و تمام پدران مهربون سایت ایران رو درپناه خودش حفظ کنه


    بازهم ممنونم
    بازهم بابت تاخیرم عذرخواهی میکنم
    ضمنا دایی خوبم تبریک می گم
    تا باشه خبرهای خوشی از این دست

    سپااااس بی کران از همۀ بزرگواران
    rose rose rose rose

    • کمال حسینیان   10 خرداد 1394 23:21

      سلام و درود بر نگار بانوی گرامی

      از خبر بیماری دوست و همکلام عزیزمان بانو کوچکی خیلی متأثر و متأسف شدم ، امید که به حق همین اعیاد شعبانیه ، خدای متعال برای عیدی ما و خانوادۀ آتنای عزیز ، سلامتی اش را عیدی ما و خانواده اش قرار دهد

      نگار بانو ، من زیاد دعای عربی بلد نیستم ، ولی خدا رو قسم می دم به تمام دلهای شکسته ، خدا رو قسم می دم به تمام نگاههای مضطرب ، خدا رو قسم می دم به اشک های مادرانه ، خدا رو قسم می دم به تمام درماندگی های پدرانه ، خدارو قسم می دم به حق تمام دوستی ها و دوست داشتن ها ، با شفا بخشیدن به آتنا ، چشم همۀ ما رو روشن کنه .

      خدایا تا حال بارها تا دم مرگ رفته ام ولی چیزی برای خودم نخواستم ، این بار هم برای عزیزی دیگر می خواهم و می دانم که این کمال به حزن نشسته ات را رد نمی کنی ،خدایا می دانی که با تو ندار بوده ام و با من راحت بودی ، راحت عذابم دادی راحت بندۀ بدی بودم ، راحت جدی بودی و راحت با تو شوخی کرده ام ، سربسر هم خیلی گذاشته ام ، و این نیست مگر عین دوستی با خدا

      این بار هم قبل از معرفت خدایی ، معرفت دوستی ازت می خوام و می دونم که با مرام ترین دوست تویی و روی دوستت را بر زمین نمی اندازی

      خدایا تمام بندگان بیمارت را لباس عافیت بپوشان.



      در صورت امکان نگار بانوی گرامی ما را از حال دوست کوچک مان بی خبر مگذارید

      سپاس

      rose

  • نگار حسن زاده   12 خرداد 1394 22:43

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت بزرگان

    میلاد ابرمرد زمان،بابای مهربانیها،قائم آل محمد(ع) رو خدمتتون تبریک عرض می کنم

    عید همگی مبارک

    یک هفته می شد شهر غوغا در سرش داشت
    بیتاب آقا بود و سودا در سرش داشت

    چشمش به چشم دیده بانان بود هر روز
    هر شب به یادش چند رویا در سرش داشت

    چشم انتظار مقدم مهتاب بود و....
    فکر وصالی خوب و زیبا در سرش داشت

    شعبان به گوشش مژدۀ تعجیل می داد
    ذکر اباصالح بیا...تا در سرش داشت

    از آن طرف مولا غریبانه در این شهر
    تنها و مظلومانه نجوا در سرش داشت

    وقتی بهانه جشن بود عصیانگری را
    افسوس...می دید و دریغا در سرش داشت

    آقا غریبانه دعامان کرد وقتی
    از خواب غفلت، شهر، لالا در سرش داشت

    تا آرزوهامان یکایک جان گرفتند
    فهمیدم او فرهنگ اعطا در سرش داشت

    او بود، شهر از غیبت خود ضربه می خورد
    هرچند تنها شوق اورا در سرش داشت

    rose rose rose rose rose

نظر 21

  • طارق خراسانی   09 خرداد 1394 14:27

    سلام بر اعظم الشعرا

    ممنونم از این هدیه ی کهکشانی ات

    نمی توانم برای این اثر قیمتی تعیین کنم بیشتر از جانم دوستش دارم چون می دانم از ته دل سروده ای، خب دل به دل راه دارد و من هم شما را چون دخترم از صمیم دل دوست دارم

    و از همه مهمتر افتخار می کنم در عصری زندگی می کنم که با پدیده بزرگ شعر و ادب زمان آشنا شده ام.





    در پناه ایزد منان شاد و تندرست باشی آمین



    rose rose rose rose rose

    applause applause applause applause applause

    applause applause applause applause applause

    applause applause applause applause applause

    rose rose rose rose rose

    • نگار حسن زاده   11 خرداد 1394 22:09

      سپاس پدر عزیزم
      برگ سبزیست تحفۀ درویش
      ممنونم که قابل دونستید
      rose

  • علی اصغر اقتداری   09 خرداد 1394 17:16

    درود بر شما
    تقدیمی زیبایی بود

  • کرم عرب عامری   09 خرداد 1394 19:42

    هرچه بود عشق بپدر دران فراوان بود

    موفق باشید وپدر که بشما افتخار میکند

    rose rose rose

  • کمال حسینیان   09 خرداد 1394 23:24

    درود بر اعظم الشعرای سایت


    به خداوندی خدا وقتی که این همه دوستی و مهربانی در بین اعضای سایت می بینم ، اشک شوق در چشمانم حلقه می زنه ، خوش به حال همۀ شما خوبان این قدر دلتان پر مهر و دریایی و زلال است


    افتخار می کنم که همکلامانی چون شما بزرگواران دارم


    نگار بانو ، به قدری اشعارتان عینی و صادقانه است که تمام احساسات پاک تان را می توان از آن خواند


    تبریک به استاد طارق عزیزم و شما بانوی بزرگوار بابت این زیبایی سرایش


    rose

  • سمانه تیموریان (آسمان)   10 خرداد 1394 09:07

    به به
    چقدر زیبا سرودی واقعااز خواندن این شعر نابت غرق لذت شدم نگار جان
    دستمریزاد
    و مبارکه بابای عزیز با داشتن چنین فرزند و نگاری
    در پناه حق rose rose rose rose rose

  • منوچهر منوچهری(بیدل)   10 خرداد 1394 11:41

    سلام بر تو نازنین دخترم همیشه زیبا ترین را از شما میخوانم این اشعارت چقدر زیبا وپر احساس است دوستش دارم باز میخوانم منو ببخش
    چند روزی نبودم دخترم rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose

  • کریم لقمانی سروستانی   10 خرداد 1394 19:17

    سلام خانم حسن زاده گرامی
    دست گلتان بی بلا
    سروده ای زیبا وتقدیمی ارزشمندبه پدربزرگوارتان
    لذت بردم
    شادزی rose

  • بهناز علیزاده   11 خرداد 1394 15:10

    درود بر نگار عزیز rose rose rose

  • سید محمد میرسلیمانی بافقی   11 خرداد 1394 23:33

    درودها سرکار عالی .....بسیارزیبا و بجا.ایول applause applause applause applause rose rose rose rose

  • دادا بیلوردی   12 خرداد 1394 14:05

    درود بانو
    زیباست rose

  • اصغر چرمی   18 خرداد 1394 09:28

    سلام
    شاعر بمانید ان شاالله
    برای یوسف چشمت چه چاه ها کندند
    عزیزهای زلیخا حوالی بازار

    • نگار حسن زاده   19 خرداد 1394 19:46

      سلام و عرض ادب و احترام
      خیلی خوش آمدید
      ممنونم
      سپاس
      rose

  • هما تیمورنژاد   24 تیر 1394 20:49

    سلام نگار جان

    تقدیمی ارزشمندی قلم زده ای

    مرحبا به قلم و دل مهربونت rose rose rose love struck love struck applause applause applause

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس