دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

فیروزه

ارسال شده در تاریخ : 17 امرداد 1394 | شماره ثبت : H94958

دست هایت که رفت بی وقفه
یک عصای سپید جاش آمد
دلخوشی هام پرزدند و به جاش
نام تو در کنار کاش آمد

رفتی و ساک را سبک بستی
حلقه و هدیه هام جاماندند
از بلایی که بر سرم آمد
باخبرهای قصه واماندند

روزها در مسیر رفتن تو
می نشینم به پای غربت ریل
درد من را کسی نمی فهمد
جز سرانگشت بغض و خط بریل

هرشب از مادرم بپرسی کاش
کنج دیوار هق هقم از چیست؟
پدرم رو گرفته از دنیا
از زمانیکه خنده هایم نیست

مثل مردابِ دور از دریا
در جهانی سیاه محبوسم
قدرِ "دنیا" از عشق من دوری
از خدا قدرِ عشق مأیوسم

گفته بودی که چشم های من
بهترین اتفاق "دنیایند"
مثل فیروزه های نیشابور
با اصالت،نجیب و زیبایند

گفته بودم که چشم هایم را
بی تو روی زمانه می بندم
با تو دنیای من فقط زیباست!
پس به قولم همیشه پابندم

چشم هایم که نذر عشق تو شد
زندگی شد عصا و ریل و "نگار"
.
.
.
.
برنگشتی....ندیدم و....گم شد.....
جیغ من......
در صدای صوت قطار........



ببخشید که این روزها با تاخیرزیادی شعر منتشر می کنم

شاعر نمی خواهد که این شعر را نقد کنید.

تعداد آرا : 5 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 341 نفر 819 بار خواندند
طارق خراسانی (18 /05/ 1394)   | روح الله اصغرپور (18 /05/ 1394)   | دادا بیلوردی (18 /05/ 1394)   | علی اصغر اقتداری (18 /05/ 1394)   | بهناز علیزاده (18 /05/ 1394)   | عرفان ویسی (هستیار) (18 /05/ 1394)   | پویا نبی زاده (19 /05/ 1394)   | نگار حسن زاده (19 /05/ 1394)   | علی اکبر سلطانی (19 /05/ 1394)   | کمال حسینیان (20 /05/ 1394)   | فاطمه اکرمی (20 /05/ 1394)   | سمانه تیموریان (آسمان) (20 /05/ 1394)   | مرضیه فریدونی (22 /05/ 1394)   | مرتضی فصیحی (24 /05/ 1394)   | کرم عرب عامری (26 /05/ 1394)   | حسن عباسی (29 /05/ 1394)   | الهه دهقان (02 /06/ 1394)   | فرامرز فرخ (10 /06/ 1394)   | سلیمان حسنی (18 /06/ 1394)   | دانیال سمیعی (02 /07/ 1394)   | davood ahari ahari (17 /07/ 1394)   | نسرین قلندری (14 /09/ 1394)   | شعر چشتی (19 /09/ 1394)   | ندا پیرنظر (22 /09/ 1394)   |

رای برای این شعر
طارق خراسانی (18 /05/ 1394)  روح الله اصغرپور (18 /05/ 1394)  بهناز علیزاده (18 /05/ 1394)  کمال حسینیان (20 /05/ 1394)  فاطمه اکرمی (20 /05/ 1394)  سمانه تیموریان (آسمان) (20 /05/ 1394)  کرم عرب عامری (26 /05/ 1394)  حسن عباسی (29 /05/ 1394)  الهه دهقان (02 /06/ 1394)  دانیال سمیعی (02 /07/ 1394)  ندا پیرنظر (22 /09/ 1394)  
تعداد آرا :11


نظر 51

  • طارق خراسانی   18 امرداد 1394 15:24

    چشم هایم که نذر عشق تو شد
    زندگی شد عصا و ریل و "نگار"
    .
    .
    .
    .
    برنگشتی....ندیدم و....گم شد.....
    جیغ من......
    در صدای صوت قطار........

    applause applause applause applause applause
    applause applause applause applause applause

    سلام بر اعظم الشعرای شعر ایران

    به به

    دوباره شاهکاری بی مانند

    به وجودت افتخار می کنم

    واقعن مایه افتخار هستی


    در پناه حق



    rose rose rose

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 09:40

      سلام و عرض ادب بابایی عزیزم

      خیلی خیلی خوش اومدین

      ممنونم از بزرگواری و دلگرمی تون

      باعث افتخارمه که پدر نازنینی چون شما دارم که همیشه درکنارم هستید و تشویقتون شوق سرودنمه

      ممنونم بابای عزیزم
      سپاس از خوبی های بی پایانتون
      بمانید و بتابید همیشه
      rose

  • روح الله اصغرپور   18 امرداد 1394 16:42

    سلام
    درود نگار بسیار زیبا بود معصوم و پاک و بی بدیل . applause applause applause applause rose rose rose rose rose

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 09:42

      سلام و عرض ادب
      خیلی خوش آمدین

      ممنونم از محبت و بزرگواریتون
      سپاس که خواندید
      rose

  • دادا بیلوردی   18 امرداد 1394 18:25

    درود بر شما عزیز
    بهزه مند شدم از احساس لطیفتان rose

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 11:12

      سلام و عض ادب و احترام استاد بیلوردی

      خیلی خوش آمدین

      بی نهایت سپاس از محبت و بزرگمنشی تون
      rose

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 11:14

      سلام و عرض ادب و احترام استاد بیلوردی

      خیلی خوش آمدین

      بی نهایت سپاس از محبت و بزرگمنشی تون
      rose

  • بهناز علیزاده   18 امرداد 1394 22:05

    درود نگار عزیزم rose rose applause applause
    عالی مثل همیشه بود rose rose rose applause applause

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 13:49

      سلام بهناز بانوی نازنین

      خیلی خیلی ممنونم از محبتت بانو

      بسیاااار سپاااااس
      rose

  • علی اصغر اقتداری   18 امرداد 1394 22:19

    من همیشه به شعر های شما با چشم احترام نگریسته ام که حقتان است اما در شروع این شعرتان کمی حرف دارم
    دست هایت که رفت بی وقفه
    یک عصای سپید جاش آمد
    بی وقفه عصای سپید آمد؟ از طرفی من خواننده در همان ابتدا می مانم که مخاطب شما کیست
    دست های او رفتن با عصای سپید چه ارتباطی می تواند داشته باشد باید مقدمه چینی می کردید که من از
    داغ تو این قدر گریه کرده که کور شدم وحالا به نشانه ی کوران عصای سپید دردست می گیرم
    دلخوشی هام پرزدند و به جاش
    نام تو در کنار کاش آمد

    رفتی و ساک را سبک بستی
    حلقه و هدیه هام جاماندند
    از بلایی که بر سرم آمد
    باخبرهای قصه واماندند
    واماندن هم نمی تواند منظور شاعررا برساند
    روزها در مسیر رفتن تو
    می نشینم به پای غربت ریل
    درد من را کسی نمی فهمد
    جز سرانگشت بغض و خط بریل

    هرشب از مادرم بپرسی کاش
    کنج دیوار هق هقم از چیست؟
    پدرم رو گرفته از دنیا


    بقیه ی ابیات در کمال زیبایی بیان شده اند

    • طارق خراسانی   19 امرداد 1394 10:28

      درود بر جناب اقتداری عزیز

      بنده بنا به مجادله این نکات را نمی نویسم که اگر نفس کار مجادله باشد بدون شک از تبار افراد نادان خواهم بود زیرا شما را ادیبی بزرگ خوانده و دلسوز جامعه ی شعر و اهالی ادب.
      حضرت استاد شاعر مانند فردوسی و یا نظامی داستانی بلند را بیان نمی کند که بیاید تمام نکات را مو به مو توضیح بدهد شعر هم با نثر فرقش در همین خلاصه گویی ست بقول حضرت سعدی کم گوی و گزیده گوی چون دُر... شاعر اگر خواسته باشد نام مطلوب خود را بیاورد که دیگر چرا چهار پاره بگوید خب یک مثنوی بلند بالا می سراید.
      واماندن یک واژه ی مرسوم و عمومی و در فرهنگ امروز محاوره ای مردم ما بسیار استفاده می شود .
      از توجه حضرتعالی به اشعار جوانان سپاسگزاری می کنم.

      در پناه خدا شاد و تندرست باشید

      rose rose rose rose

      • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 14:12

        سلام نازنین بابای مهربونم
        بی نهایت سپاس ازمهر شما
        فرمایشتون زیبا بود و به درستی منظور بنده رو فرمودید
        بزرگترین پشتوانۀ نوشتنم خوشحالم که کنارم هستید

        بازهم از محضر هردواستاد فرهیخته و بزرگم عذرخواهی می کنم
        امیدوارم هردو عزیز جسارتم رو ببخشند
        rose

      • کمال حسینیان   20 امرداد 1394 00:45

        درود بر شما بزرگواران، عصای سفید و خط بریل از نماد های نا بینایی و کوریست و جزو واضحات است ، مثل واژۀ «بند» در شعر، که هیچ کس از شنیدنش به یاد بندِ کفش یا چیزی شبیه آن نمی افتد و همه ، بندِ بندیان و بند زندان خطور معنای ذهنی اولشان خواهد بود، این ذات شعر است که ایماء و استعاره و اشارات بعید داشته باشدو از اصول صنایع لفظی و معنوی است
        همه می دانند که اگر مثلاً نامی از یعقوب کور بیاید، بی درنگ به ذهن هر خواننده ، چشم انتظاری بی پایان و چشم به راه دوختن و کور از هر کس به جز معشوق شدن است
        در این جا عصای سفید و خط بریل هم به اندازۀ کافی نماد چشم انتظاری مطلق هست و بیانگر آن
        سپاس تان باد :

        rose

        • نگار حسن زاده   20 امرداد 1394 14:25

          درود بر شما استاد بزرگمهرم

          بسیار سپاس از بیان دیدگاه زیباتون

          با افتخار آموختم

          بی نهایت ممنون

          rose

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 14:00

      سلام و عرض ادب و احترام استاد بزرگوارم

      خیلی خوش آمدید

      باعث افتخار بنده ست که موردتایید استاد بزرگواری چون شما باشم و از این بابت بسیار خوشحالم

      ولی راستش درمورد عیوب مطرح شده نمی دونم چی بگم...نحوۀ سرایش این شعر خطی نبود و راوی براثرگریه کور نشده...تو دوبند ماقبل آخر دلایل انتخاب نام و همچنین کلیت شعر مشخص میشه...این شیوۀ سرایش رو تو آثار شاعران بزرگ امروزی مثل استاد کاظم بهمنی و دیگر اساتید زیاد دیدم و شاید من نتونستم اونطور که باید و شاید دربیارم
      و درمورد واماندن هم از مبحث مردم گرایی که از نقاط قوت اشعار امروزی به شمار میاد استفاده کردم

      از جسارتم عذرمیخوام
      پدر نازنینم استاد خراسانی که باشند من به خودم اجازۀ جسارت نمیدم
      عرایضم فقط در حد درس پس دادن بود

      بسیار سپاس از بزرگمنشی شما
      متشکرم
      rose

  • عرفان ویسی (هستیار)   18 امرداد 1394 23:42

    سلام و درود بانو
    حقا که زیبا قلم میزنید.لب مریزاد
    rose

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 14:06

      سلام و عرض احترام

      خیلی خوش آمدید

      بی نهایت ممنونم از بزرگواری تون

      سپااااااس
      rose

  • پویا نبی زاده   19 امرداد 1394 01:33

    سلام نگار بانوی خوشیل و موشیل آبجی خوبم خوبی مهربون؟

    چه خبرا؟

    عجب شعری گفتی خدایی حال کردم عجیب غریب

    یه چی تو نوشته های حاجی درویش دیدم

    حرف زدن؟ واقعا؟

    حس بدی هست و کامل کامل کامل کامل درک میکنم هزار بار


    واز خدا میخوام که هیچ چشم حسودی دوروبرت نگرده که چشم نخوری

    سپاس بابت شاعر بودنت اعظم بوندت نگار بودنت مهربون بودنت آبجی بودنت همه چی تموم بودنت
    حرف های دلگرم کنندت شعرای پر احساست کلمات زیبات ووووو



    سپاس واقعا


    rose

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 14:17

      سلام داداش پویای مهربان
      خیلی خوش آمدی داداش کوچیکه
      ممنونم از محبتت
      حرف که زیاده..راستش میخواستن باباطارقمو اذیت کردن که خب نتونستن
      برات یه میل فرستاده بودم بی جواب موند...در رابطه باشعرت جیغ در گندمزار
      اون حرفامو حتما بخون...چن روز پیش فرستادم
      سعی کن هیچ وقت به حواشی صفحه ات جواب ندی
      بازم منبر نشین شدم

      از لطف داداش کوچیکه ممنونم
      بی نهایت سپاس
      موفق وسربلند باشی همیشه
      rose

  • علی اکبر سلطانی   19 امرداد 1394 19:39

    سلاااام خواهر بزرگوارم ....

    نظرمو راجع به اشعارت میدونی
    پس چیزی نمیگم ...
    اگه بگم کیفور شدم دروغ نگفتم ..
    ماشالله ...بزنم به تخته ..
    دعا سلامتی و سربلندی ات را دارم
    امید که از گزند نااهلان بدور باشی ""آمین"
    rose rose rose happy applause applause applause

    • نگار حسن زاده   19 امرداد 1394 21:40

      سلام و عرض ادب و احترام برادر خوب و بزرگوارم

      خیلی خیلی خوش آمدید

      خوشحالم بازهم حضور مهربانتون رو دارم

      درمورد لطفتون به دلنوشته های کوچکم هم کاری جز تشکر ازم برنمیاد...
      متشکرم

      نااهلان رو هم خدا به راه راست هدایت کنه

      سپاس از مهر شما
      rose

  • کمال حسینیان   20 امرداد 1394 01:01

    درود بر استادم بانو حسن زاده
    این دایی و بابا طارق تان آن قدر کامنت های زیبا می نویسند و منِ فضول تک تک شان را می خوانم ، و الان می خوام خودم کامنت بذارم، همۀ داستان اصلی شعر یادم رفت
    خب چاره ای نیست باید دوباره بخوانم
    البته این مجازاتِ منه که دیر برای خواندن این اثر عالی تر از عالی آمدم، و هنوز ها باید دوباره خوانی کنم تا شاید نکته ای از این مکتب، عایدِ منِ کُند ذهن شود
    به گمانم تا صبح پنج، شش بار حداقل باید این زیبایی را مرور کنم
    خیلی دوست داشتم که بداهه ای بر این چهارپارۀ زیبا بیارم ولی جلسۀ امروز ققنوس، ذهنم را اشباء کرده و توان جمع و جور کردن کلمات را ندارم

    عصایت راهِ نیلم بست چنان مرداب بی روحم
    به اعجازت رهی بگشا که اشکم می کند غوغا

    مجبور شدم از همین اشعار ماسیدۀ قبلی ، یک بیت بنویسم، یک غزل در حد توان قلمم، بدهکار شما هستم، سعی می کنم که زود آماده کنم
    البته یه نقد منفی هم من دارم از عملکرد شاعر که اگه ناراحت نمی شوید و اجازۀ نقد شاگرد از استاد را داشته باشم، خدمت تان خواهم نوشت
    پاینده باشید

    rose

    • نگار حسن زاده   20 امرداد 1394 14:17

      سلام و عرض ادب و احترام استادحسینیان بزرگوار

      خیلی خوش آمدید

      حضورتون افتخار بزرگی برای بنده است

      ولی استاد بزرگمهرم شاگردنوازی شما خیلی خیلی بیشتر از لیاقت بنده است

      صمیمانه ممنونم و خداروشکر می کنم لطف و بزرگمنشی شما شامل حالم شده ولی من حتی شاگرد هم نیستم و برای من زوده که بتونم درمحضر شما شاگردی کنم وفعلا باید بنویسم و تجربه کنم تا به شعری در حد یه شاگرد برسم

      می دانم که می دانید صمیمانه واز سر صدق عرض کردم خدمتتون

      پس بنده رو شاگرد بدونید تا من هم از ناقصی طبع و قلمم خیلی معذب نباشم و بیش از این خجالت نکشم

      باعث افتخارم بود که سیاه مشقم مورد تاییدتون قرار گرفت و این یعنی یه دلگرمی بزرگ برای ادامۀ مسیر
      و چیزی که خوشحالترم کرد نکته ای درمورد نقد شاعر بود...خوشحالم و مشتاقانه منتظر حضور مجددتون

      سعادتیه که بتونم نکته ای ازتون بیاموزم و در پی اصلاح اشتباهات باشم و خواهش می کنم همیشه هرنقدی بود بزرگوارانه و استادانه گوشزد بفرمایید که ان شاالله با کمک استادان خوبی چون شما مسیر شعریم هموار بشه

      سپاس از بزرگواری استاد گرانمهرم

      rose

    • کمال حسینیان   20 امرداد 1394 23:55

      سلام و درود بر شما اعظم الشعرای گرامی
      همانگونه که عرض کردم ، فقط نقد شاعری داشتم و آن هم به جهت اینست که شاعر تا زمانی که شعرش را به عموم ارائه نکرده، به اندازه ی کافی فرصت رفع ایراد یا تقویت شعر خود از لحاظ معنایی داشته و اکنون هر خواننده ی شعر حق دارد که خودش را در فضای شعر تصور کند و تصمیم بگیرد که این فضای شعری با آمال درونی و منیات ذهنی اش منطبق هست یا نه و شاعر نمی تواند خودش به دنبال شعرش باشد و کشف معانی کند برای خواننده هایش
      به قول یکی از اساتیدم : هیچ شاعری را به شعر سنجاق نمی کنند تا توضیح معنایی ارائه دهد و فقط این خود شعر هست که باید از خودش دفاع کند ( که به حق شعر شما ااز خودش به خوبی دفاع می کند ) حال نقد ارائه شده مثبت باشد یا منفی
      باز عرض پوزش دارم از حضور شما نگار بانوی گرامی که به حق، سروده هایتان به مراتب از قدرت نوشتن من بالا تر و دست نیافتنی تر است و حقیقتا می آموزم ااز مکتب و گلستان خانه ی شاعرانگی تان
      پاینده باشید

      rose

      • نگار حسن زاده   24 امرداد 1394 14:46

        سلام و عرض ادب و احترام استاد بزرگوارم

        فرمایش شما کاملا صحیحه

        بله فقط خود شعر می تونه از خودش دفاع بکنه و شاعر حق توضیح و تشریح شعر رو نداره

        این نکته رو قبلا از استاد بنیامین پورحسن هم آموختم ولی جوانیه و آلزایمر

        آلزایمر این دوران بدتره و خدا نصیب نکنه

        بی نهایت سپاس از محبت و بزرگمنشی تون

        بسیار خوشحالم کردید استاد

        بی نهایت سپاس

        rose

    • کمال حسینیان   21 امرداد 1394 00:01

      نگار بانوی گرامی
      غلت های املایی ام رو ببخشید که با گوشی مبایل وارد سایت شدم و نوشتن با این چشم های کم سو و کم سوادی باعث این اشتباهات تایپی میشه

      rose

      • نگار حسن زاده   24 امرداد 1394 14:48

        بزرگوارید استاد

        ممنونم از کوچکنوازی تون

        شرمنده کردید
        rose

  • فاطمه اکرمی   20 امرداد 1394 07:50

    سلام ابجی گلم
    شعرت زیبا
    میخوانم زیبا
    ولذت می برم از خواندن ان
    نوشتم روزگارم رو تایید کنن خوشحال میشم میهمان لحظه های دلگیریم بشید

    تا تنها نباشم

    ممنونم که همراهم هستید

    تا بیاموزم
    مهربانی

    دوستی
    شاعری
    دنیاتون همیشگی بهاری

    زیبا نویس زیبا نگار rose rose rose rose rose rose rose

    • نگار حسن زاده   20 امرداد 1394 14:20

      سلام و عرض ادب بانوی مهربانی ها

      شما تجسم مهر هستید و حضورتون همیشه خوشحالم میکنه

      سپاس که آمدید و منور فرمودید ... ممنونم از بزرگواری شما

      و تشکر از دعوت به خانۀ مهرتون

      باعث افتخارمه در خدمت باشم

      متشکرم بانوی مهر
      rose

  • سمانه تیموریان (آسمان)   20 امرداد 1394 21:07

    سلام
    مثل همیشه بسیار عالی بود عزیزم
    همیشه شاعر باشی rose rose rose rose

    • نگار حسن زاده   24 امرداد 1394 14:49

      سلام آسمان نازنینم

      خیلی خوش اومدی

      بی نهایت ممنونم
      rose

  • مرضیه فریدونی   22 امرداد 1394 13:15

    دردوها rose
    خیلی زیبا بود بانو

    هرشب از مادرم بپرسی کاش
    کنج دیوار هق هقم از چیست؟
    پدرم رو گرفته از دنیا
    از زمانیکه خنده هایم نیست


    احسنت rose rose rose rose

    • نگار حسن زاده   24 امرداد 1394 14:49

      سلام غزل بانو

      خوش آمدید

      بی نهایت ممنونم

      سپاااس
      rose

  • مرتضی فصیحی   24 امرداد 1394 10:59

    درود بر نگار زیبا نگار applause applause applause applause
    هرشب از مادرم بپرسی کاش
    کنج دیوار هق هقم از چیست؟
    پدرم رو گرفته از دنیا
    از زمانیکه خنده هایم نیست applause applause applause applause applause

    • نگار حسن زاده   24 امرداد 1394 14:50

      درود بر شما جناب فصیحی بزرگمهر

      خیلی خوش آمدید

      بی نهایت ممنونم

      سپااااس
      rose

  • مرضیه فریدونی   27 امرداد 1394 10:18

    باز هم خواندم
    احسنت applause rose

    • نگار حسن زاده   28 امرداد 1394 18:26

      سلام غزل بانو

      خیلی خیلی ممنونم از مهربانی تون

      شرمنده کردید

      بسیاااااار سپاااااااس
      rose

  • حسن عباسی   29 امرداد 1394 08:22


    سلام نگار گرامی مهربان شاعره ی سایت شعر ایران و .....

    سروده ی زیبا و قابل تاملی سروده ای دوست دارم از هر که می خوانم آنقدر با دقت بخوانم و ظریف نگاه کنم تا ریزها را ببینم

    البته آدم زیاد نکته سنجی نیستم اما حیفم آمد این شعر به این قشنگی یک جاش ریتم و ضرب آهنگ شعرتو گم کردی و الان برات میگم کجا بوده البته عذر خواهم که فضولی می کنم ولی باور کن بس که شعرت قشنگ بود دلم نیومد این نکته رو نگم البته چیز مهمی هم نیست فقط یک جابه جایی در کلمات یک مصرع



    گفته بودی که چشم های من
    بهترین اتفاق دنیایند

    وقتی به تلفظ هی در انتهای مصرع میرسیم به خاطر اینکه ریتم و ضرب آهنگ به هم نخورد مقداری های را بکشیم که اگر اینگونه می نوشتید اصلا نیازی به این کار نبود مثلا به جایش مینوشتید که
    چشم های مرا تو گفتی که
    بهترین اتفاق دنیایند

    به نظر من این زیباتر میشه البته این در حد یک نظره و هیچ کار دیگه ای انجام نمیده اما اینارو نوشتم که بدونی با دقت خوندم و بعد از خواندن حکمران قبیله ی نورتان این هم یک اثر زیبای دیگر بود


    درود بر شما


    عذر خواهم بابت حرفهایی که شاید نباید زده میشد یعنی شاید فضولی تلقی بشن






    applause applause applause applause applause

    • نگار حسن زاده   29 امرداد 1394 22:42

      سلام و عرض ادب و احترام استاد عباسی گرانقدر
      خیلی خوش آمدید
      بی نهایت ممنونم که به دیدۀ اغماض به دلنوشتۀ کوچکم نگاه کردید و بسیار بسیار خوشحالم که بی تفاوت رد نشدیدو این یه اتفاق بسیار خوب برای منه که شعرم با تمام ضعف ها تونسته در حد توجه مخاطب گرانقدر و استادی چون شما باشه

      راستش استاد اصلا از اشتباه پیش اومده خبر نداشتم و اگر پیشنهادتون رو نمی فرمودید متوجه اشتباه نمی شدم چون حس می کردم میشه از تشدید اینجاهم استفاده کرد و "م" رو در "من" مشدد خوند که وزن به هم نریزه
      چون دیدم که اساتید بزرگی فرضا امید رو با میم مشدد به کار می برند
      و به خاطر همین فکر نمی کردم مشکلی باشه

      نکتۀ خوب و مفیدی ازتون آموختم
      بی نهایت ممنونم از مهر استادانه تون
      لطف کردید

      بسیاااار سپاااااااااس
      rose

  • الهه دهقان   02 شهریور 1394 11:27

    درودها نثارقلمتان بانو
    عالی بود

  • فاطمه اکرمی   07 شهریور 1394 07:51

    سلام عزیزم
    اومدم شعرنازت وکه خونده بودم بازم بخونم
    نگار مهربونم خیلی دوستت دارم

    همه محبت تو نوشته هات واضح دیده میشه
    چون پراز مهری خواهرم درودها
    راستشو بگم خیلی دلم میگیره میام توسایت
    خوب داداش درویش که نیست ببخشید همه خیلی خوبن ولی داداش که نیست غمم میگیره میام توسایت
    اصلا واقعا میخوام باش دعوا کنم اون که میخواست بره چرا بامن حرف زد چرا اومد که بشناسمش

    من خیلی دلم میگیره هربارکه میام توسایت دلگیر میشم ببخشید اومدم اینارو نوشتم ها
    مامان بدی هستم دیگه ببخشید عزیزم rose rose rose rose rose rose crying

  • کرم عرب عامری   16 شهریور 1394 14:51

    بخاطر فامیلی نه همینطوری دوست داشتنی هستید

    دوباره درود بر شما

    rose rose rose

  • سلیمان حسنی   18 شهریور 1394 15:21

    سلام سرکارخانوم؛درپناه حضرت پروردگار/جانتان لبریزازعطربهار/زیبابود.خدایارتان rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose

  • کرم عرب عامری   04 مهر 1394 21:51

    بیکفش بدنیا آمده ام
    موقع رفتن کسی کفشم را قایم نمیکند
    چی شد؟ پس
    rose rose rose

  • نسرین قلندری   14 آذر 1394 13:43

    درود

  • ندا پیرنظر   22 آذر 1394 08:28

    درود نگار جان
    لذت بردم از خوانش احساس زیبا و پرشورت
    برقرار باشی عزیزم rose love struck

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس