مهتاب من که اینهمه بالا نمی شود

ارسال شده در تاریخ : 20 خرداد 1394 | شماره ثبت : H94429

...

وقتی کسی درون دلم جا نمی شود
یعنی بیا که بی تو دلم وا نمی شود
/
هر چاله ای که یوسف کنعان نمیدهد
هر دیده ای که چشم زلیخا نمی شود
/
دیگر فریب هیچ نگاهی نمی خورم
یعنی نگاه غیر ، فریبا نمی شود
/
جامی ببخش در شب تنهاییم که هیچ
گل در کویر سینه شکوفا نمی شود
/
بانو بتاب قافیه ها را طلسم کن
شعرم بدون وصف تو زیبا نمی شود
/
دستم به دامنت نرسیده ست نازنین
مهتاب من که اینهمه بالا نمی شود

حسین دلجووو

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 2 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 213 نفر 335 بار خواندند
طارق خراسانی (22 /03/ 1394)   | حسین دلجویی (22 /03/ 1394)   | محمد دهقانی هلان (22 /03/ 1394)   | بهناز علیزاده (22 /03/ 1394)   | مینا آقازاده (23 /03/ 1394)   | اصغر چرمی (23 /03/ 1394)   | زهرا نادری بالسین شریف آبادی (23 /03/ 1394)   | روح الله اصغرپور (26 /03/ 1394)   |

رای برای این شعر
طارق خراسانی (22 /03/ 1394)  محمد دهقانی هلان (22 /03/ 1394)  بهناز علیزاده (22 /03/ 1394)  مینا آقازاده (23 /03/ 1394)  
تعداد آرا :4


نظر 9

  • طارق خراسانی   22 خرداد 1394 14:51

    با سلام و درود


    تمام ابیات بیت الغزل و بی نظیرند

    دستمریزاد جناب دلجویی


    در پناه خداوند سبحان شاد زی

    applause applause applause applause applause
    applause applause applause applause applause
    rose rose rose rose rose

    • حسین دلجویی   22 خرداد 1394 15:23

      درود جناب طارق گل و سبز اندیشم...
      بی نهایت سپاسگزار حضور سبز و نگاه مهتابی تانم
      سپاسگزارم ، استادم...

      rose rose rose
      broken heart broken heart broken heart broken heart broken heart

      باز خوشحالی بدل بیحد رسید
      در هوایش شادی ممتد رسید
      /
      چشم مهـتابم که جادو میکند
      دست ما پیش هـمه رو میکند
      /
      باز شب شد سینه ام بیتاب شد
      مثنوی مان همدم مهتاب شد
      /
      شهد لب هایش شکرخند منست
      عشق او دنیای «میمند» منست
      /
      تا نگاهش با دلم پیوند خورد
      طوطی شعر از مرامش قند خورد
      /
      کاش بود و کوه غم ها غم نبود
      کاش بود و قفل غم ها میگشود
      /
      تا که دستی بر قلم وا می کند
      عشق را در جمع رسوا می کند
      /
      تا به یادش چشم دل وا میکنم
      گونه هایم رنگ دریا می کنم
      /
      خسته ام وامانده ام ، آواره ام
      نیست غیر از حسرت دل چاره ام
      /
      آفرین ها گفت تا بر کار من
      وای من، شد سخت تر اشعار من
      /
      در نگاهی گرم مسخم کرد و رفت
      پشت پایش ، می پرستم کرد و رفت
      /
      رفت و دل با غصه ها آمیختم
      آب پشت آبرویم ریختم
      /
      رفت و از دشت نگاهم تاب رفت
      از سرای سینه ام مهتاب رفت
      /
      در غزلهایش چو نام عشق برد
      دست ما بالای بام عشق برد
      /
      تا نگاهش در نگاهم پا گرفت
      حافظش شیراز جانم را گرفت
      /
      با دلم یک آشنایی داد و رفت
      شعله ها در جان ما افتاد و رفت
      /
      هر کجا رفته است جامش پر گهر
      چشمه ی کورد دلش جوشنده تر
      /
      هر کجا رفته است قلبش شاد باد
      شور شیرینش پر از فرهاد باد
      /
      راه خود را با دلم کج کرد و رفت
      افتخارش را سنندج کرد و رفت...
      /
      هر کجا رفته ست جامش پر شراب
      چشمه ساران مریوانش ، پر آب
      /
      نازنینم ، هر کجا دل می بری
      ماه مهـتاب منی ، جادوگری

      حسین دلجووو

  • بهناز علیزاده   22 خرداد 1394 20:50

    درود بر شما جناب دلجویی ارجمند مثل همیشه زیباست، rose rose rose rose rose

    • حسین دلجویی   22 خرداد 1394 21:36

      درود بانو علیزاده بزرگوارم...
      خوش امدید و صفا بخشیدید و سپاسگزار مهتاب حضور مهرافشانتانم..
      یا حق...

      rose rose rose rose rose rose


      تو از کجای زمین آمدی که شور آمد
      تو از کجای زمان آمدی که نور آمد
      .

      تو ازکدام افق ، با کدام اسب سپید
      رسیده ای که به جان ودلم سرور آمد
      .

      تو از کجای غزلهای حافظی که چنین؟
      دوباره شاهد و شمع و شراب و شور آمد

      .
      تو از زلال کدامین ستاره می نوشی؟
      که باز خاطره هایی ز راه دور آمد
      .

      برای ماهی پاشوره ، آب لازم نیست
      خبر دهید که چشمی شبیه تور آمد
      .

      ببین غزال غزل های چشم آبی من
      چه ناصبور و چه پر شور و پر غرورآمد

      .
      دوباره شور جوانی دوباره کوره عشق
      دوباره شعله خوابیده در تنور آمد
      .
      خوش آمدی، که مرا انتظار شاعر کرد
      تو از کجای زمین آمدی که شور آمد


      حسین دلجووو

  • اصغر چرمی   23 خرداد 1394 11:06

    بانو بتاب قافیه ها را طلسم کن
    شعرم بدون وصف تو زیبا نمی شود

    • حسین دلجویی   25 خرداد 1394 10:55

      درود گرامی یار ادب
      ممنونم...

      ساقی بریز آتش غم در سـبوی من
      تا درد عشق شعله کشد از گلوی من
      .

      ما را درین میانه نمانده است آب رو
      آبی بریز پشت سر آبــروی من
      .

      ما را نه دلبری است نه سودای دلبری
      پایان ببر حدیث من و گفتگوی من
      .

      بازی چه میکنی به تنی مرده درقفس
      بازیچه می کند دل من ، بازجوی من
      .

      با او فراز عشقم و بی او فرود درد
      کاشم برد زمین سیاهم فروی من
      .

      با این امید دامن دل آب داده ام
      شاید دمی نشست لب آب جوی من
      .

      تنها خطای زندگیم دیدن تو بود
      بانوی من قشـنگترین آرزوی من


      حسین دلجووو

  • زهرا نادری بالسین شریف آبادی   23 خرداد 1394 17:53

    لذت وافری میبخشد اشعا رروح نوازتان استادعالیقدر پیوسته پویا بادقلمتان وشاد دلتان که محظوظ میکنید دلها را rose rose rose

    • حسین دلجویی   25 خرداد 1394 10:56

      سلام و سپاسگزارم بانو زهرای گل و مهرپرورم..
      حضور مهتابی شماهایی باعث دلگرمی و ساپورت ادامه راه ما میشود

      تو به یک لحظه هوای غــزلی دل دادی
      دل ما بردی و خود نیز چه مشـکل دادی
      .

      ناز کردی و دلی بردی و در آخــر کار
      دل دیوانه گرفـــتی دل عاقل دادی
      .

      موج گیسوی تو سبزینه یک مزرعه داشت
      که به دست طلــبم برکت حاصل دادی
      .

      دل طوفان زده ام خسته ی دریای تو بود
      جان فــدای تو که امنـیت ساحل دادی
      .

      ماه عشق تو لب پنــجره ام غنچه کشید
      به صــفای قدمت عطر به منزل دادی
      .

      انعکاس گل خورشیدی و از چشمه عشق
      آسـمان غزلـــم جلوه ی کامل دادی
      .

      بی غـــزال تو هزاران غزلم باطله بود
      ای که بر روح غزل مسـند قابل دادی
      .

      این همه شور غزل از سر شیراز تو بود
      که به شعر خوش حافظ صفت هل دادی
      .

      من به یک عمر هوای نگـهی جان دادم
      تو به یک لحظه هوای غـزلی دل دادی

      =====
      دلجووو

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس