هم امیر عشق بودم ، هم امیر کوچه ها

ارسال شده در تاریخ : 22 خرداد 1394 | شماره ثبت : H94443

......
بعد او گردیده ام هر شب اسیر کوچه ها
همچو مجنونی غزلخوان در کویر کوچه ها
.
هر شبم باید حساب چشمهایش پس دهم
در سکوت حس و حال سخت گیرکوچه ها
.
رفته ای دارم که از امواج گیسویش هنوز
قصه ها مانده به جا در بادگیر کوچه ها
.
رفته است و میرود این چشمه شاید گل کند
روزگاری در ضمیر آبــگیر کوچه ها
.
یاد دارم نیمه شبهایی که در مــیعاد دل
هم امیر عشق بودم ، هم امیر کوچه ها
.
شیخ صنعانم که زیر چشم ترسایش شدم
فانی ی یک باره ی تقدیر تیر کوچه ها
.
عاقـبت یک روز می آید که امضا می کند
یاس ها در پیچ پیچ دل پذیر کـوچه ها
.
مولوی وارم که عمری درهوای شمس خویش
چون نسیم آواره گشتم در مسیر کوچه ها


حسین دلجووو

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 258 نفر 454 بار خواندند
طارق خراسانی (23 /03/ 1394)   | حسین دلجویی (24 /03/ 1394)   | محمد دهقانی هلان (24 /03/ 1394)   | بهناز علیزاده (24 /03/ 1394)   | روح الله اصغرپور (24 /03/ 1394)   | اصغر چرمی (24 /03/ 1394)   | زهرا نادری بالسین شریف آبادی (24 /03/ 1394)   | علی اصغر اقتداری (26 /03/ 1394)   | فاطمه خواجویی راد (26 /03/ 1394)   | مهدی حسن زاده (17 /05/ 1394)   | ستاره اسفندیاری (07 /05/ 1395)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :2


نظر 13

  • طارق خراسانی   23 خرداد 1394 22:30

    شیخ صنعانم که زیر چشم ترسایش شدم
    فانی ی یک باره ی تقدیر تیر کوچه ها
    .
    عاقـبت یک روز می آید که امضا می کند
    یاس ها در پیچ پیچ دل پذیر کـوچه ها
    .
    مولوی وارم که عمری درهوای شمس خویش
    چون نسیم آواره گشتم در مسیر کوچه ها


    applause applause applause applause applause applause
    applause applause applause applause applause applause
    applause applause applause applause applause applause


    سلام حضرت دلجویی گرانمهر


    به به حظ کردم

    لذت بردم

    قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری

    الحق جایگاه شما روی چشم هنر شناسان هنرمند است.

    درود


    در پناه حق


    rose rose rose rose

    • حسین دلجویی   25 خرداد 1394 10:42

      جناب طارق عزیز..
      سلام و درود بر شما نازنین دوست والاگهر جدیدم...
      میگن هر چیزی جدیدش خوبه و نسخه اورجینالش
      ولی شما جدیدین و روی قدیمی هایی که سال ب سال پرسمون نمیکنندو برامون همان ستاره ی هالی شدند ،،سپید کردید.

      خلاصه ممنون وسپاسگزارم از اینهمه تشویق
      از اینهمه دلگرمی برای ادمه ی راه
      الحق ک شاگردنوازی را خوب آموزش میدهید
      تا اگر روزی بزرگ شدیم بدانیم راه و روش تشویق و شاگرد نوازی را...
      یا علی..


      rose rose rose
      applause applause applause applause

      چـشم تو آمد دل ما را گرفت
      عشق شد و محـفل ما را گرفت
      .

      پونه صفت غنچه زد و پا گرفت
      سبز شد و وا شد و دنیا گرفت
      .

      بس که به چشمان تو دل دوختم
      بعد غزل مثنوی آموختم
      .

      بازکه دل خواست شود روبراه
      دید شده بسته ی چشمی سیاه
      .

      وای چنین شانه به گیسو مکن
      دست دلم پیش کسی رو نکن
      .

      تا نکشی زورق دل سوی خویش
      موج مینداز به گیسوی خویش
      .

      ما که در این شهر غریب توایم
      گم شده در چشم نجیب توایم
      .

      کاش من گم شده پیدا کنی
      کاش دری سوی دلم واکنی

      .
      چشم تو عشقست پناهم بده
      باز در آن میکده راهم بده
      .

      آمدی و خـیمه زدی بر درم؟
      یا که رسیدی که شوی باورم؟
      .

      آمده ای رحـم به حالم کنی؟
      یا به ره عـشق حلالم کنی؟
      .

      حال که تو آمده ای، خوب من
      غنچه بزن پونه ی محبوب من


      حسین دلجووو

  • بهناز علیزاده   24 خرداد 1394 12:13

    درود بر جناب دلجویی ارجمند مثل همیشه عالیستrose rose rose rose rose

    • حسین دلجویی   25 خرداد 1394 10:50

      بانو علیزاده گرامی و مهرافشانم
      بی نهایت ممنونم...
      تو آن غــزال غریبی که بد گریزانی
      همان که دشت دلم کرده ای گل افشانی
      .

      تمام خاطره های جوانی تلـــــخم
      رسیده ای که به گیسوی خود برافشانی
      .

      اگر چه عاقبت از این گداره خواهی رفت
      اگر چه در دل این دشت هم نمی مانی
      .

      اگر چه نور خود از دشت سینه خواهی برد
      ولی فراز قافیه هایم همیشه مهمانی
      .

      بگو غزال گــریزان چشم خرمایی
      همیشه در شب شعرم به شور میمانی
      .

      من و فروغ دوچشمی همیشه رویایی
      تو و شرابی شرمی هـمیشه پنهانی
      .

      بیا و دست قشنگت بکش به چشمانم
      بیا ببین که به پا کرده ای چه طوفانی
      .

      نشد به ناز غزل رام وحشی نگهت
      تو آن غزال غریبی که بد گریزانی

      ====
      حسین دلجووو

  • اصغر چرمی   24 خرداد 1394 15:45

    قصه ها مانده به جا در بادگیر کوچه ها

    • حسین دلجویی   25 خرداد 1394 10:52

      سپاسگزارم گرامی مرد ادب//

      rose rose rose rose
      ساقی بریز آتش غم در سـبوی من
      تا درد عشق شعله کشد از گلوی من
      .

      ما را درین میانه نمانده است آب رو
      آبی بریز پشت سر آبــروی من
      .

      ما را نه دلبری است نه سودای دلبری
      پایان ببر حدیث من و گفتگوی من
      .

      بازی چه میکنی به تنی مرده درقفس
      بازیچه می کند دل من ، بازجوی من
      .

      با او فراز عشقم و بی او فرود درد
      کاشم برد زمین سیاهم فروی من
      .

      با این امید دامن دل آب داده ام
      شاید دمی نشست لب آب جوی من
      .

      تنها خطای زندگیم دیدن تو بود
      بانوی من قشـنگترین آرزوی من


      حسین دلجووو

  • زهرا نادری بالسین شریف آبادی   24 خرداد 1394 16:02

    فوق العاده است متمتع شدم استاد بزرگوار
    applause applause applause
    rose rose rose

    • حسین دلجویی   25 خرداد 1394 10:51

      سپاسگزارم مازنی مهربانوی آب و آیینه و افتاب ملک مهر و شعر و عشق و ادب..
      خوش آمدید دختر گلم..

      دخترم چون نــسیم ، آزادی
      یاکه گیـــسوی بید در بادی
      .

      قریه های شمال سبز دلی
      نیل گون جـــنوب آبادی
      .

      اشک شبنم به چشم پروینی
      یاس صبحی به پنجه ی بادی
      .

      ابتدای طلــــوع تدبیر و
      انـــتهای نشاط فریادی
      .

      در تفاخر همیشه بی رنگی
      در تواضع همیشه استادی
      .

      لحظه ی دلـــنواز دیداری
      صحنه ی خوشگوار میعادی
      .

      قصه ی چشم های شیرینی
      مظهر عشق های فرهادی
      .

      مثل سیبی که جاذبه فهمید
      توی دستان عشق افتادی
      .

      آمدی در ضــمیر تار دلم
      واژه هایی ز نور بنهادی
      .

      تو همان هدیه ی خداوندی
      تو همان عطر خوب میلادی
      .

      تو بمان تا همیشه با لبخند
      تو بمان تا همیشه با شادی

      =====
      دلجووو

  • علی اصغر اقتداری   26 خرداد 1394 12:55

    درود جناب دلجویی

    خوش حالم که زیارتتان می کنم

    • حسین دلجویی   26 خرداد 1394 13:26

      درود جناب اقتداری گل و بزرگوارم
      امید بخشیدید و صفا اوردید بزرگوارم
      بی نهایت سپاسگزارم....

      rose rose rose rose rose
      applause applause applause applause



      ناز چشـمانت ببین با ما چسان تا میکند
      خویش را می بندد و مشت مرا وا میکند

      .
      عشق پایین می نشیند تا تو بالاتر شوی
      بزم دل اله کلنگ اینگونه معـنا میکند
      .

      گرچه پایین تر نشستم بازدرسکوی عشق
      دست من را رتبه ی چشم تو بالا میـکند
      .

      باز هـم آیینه سان احساس نابت را ببار
      تا که چشـمم در تو دنیایش تماشا میکند
      .

      ای خوشا در زندگی مهمانی چشمان تو
      روزن چشم تو فردا را چه زیبا می کند

      .
      هر کجاگم میـکنم دل باز چشم خسته ام
      طفلک دل را سر کـوی تو پـیدا میکند
      .

      گرچه پشت وعده هایت پـیر شد ایوُب دل
      باز هـم چـشمان تو امروز و فردا میکند
      .

      وای «دلجو» باز زیره سـوی کرمان میبری
      کودک طــبعت تو را این بار رسوا میکند

      =====
      دلجووو

  • فاطمه خواجویی راد   26 خرداد 1394 16:21

    شیخ صنعانم که زیر چشم ترسایش شدم
    فانی ی یک باره ی تقدیر تیر کوچه ها
    .
    عاقـبت یک روز می آید که امضا می کند
    یاس را در پیچ پیچ دل پذیر کـوچه ها
    .
    مولوی وارم که عمری درهوای شمس خویش
    چون نسیم آواره گشتم در مسیر کوچه ها

    درود مهربان استاد عزیز جناب دلجوییی گران قدر

    مشتاق دیدار

    با این غزل زیبا و عارفانتان دلم راهی وادی حقیقت شد


    درود بر این همه طراوت و احساس زلا ل


    یک شب نگاهم را به چشمانت امانت

    می دهم شاید ستاره در ستاره گل دهد

    چشمم.........




    سراسر نور و معنا
    applause applause applause

    rose rose rose

    • حسین دلجویی   26 خرداد 1394 19:59

      درود خدا بر نازنین مهربانوی عرصه اخلاق و ادب بانو فاطمه خواجوی راد
      درود بر شما و سپاسگزار حضور مهتابی و پنجره سبز دید و ریبایی نگاری های نظر آیینه سان سبز چشم اندار مهرورزی هایتانم..
      خوش آمدید گل خواهر همیشگی و بزرگوارم
      تا باد چنین بادا..
      یا حق....

      love struck love struck love struck love struck love struck
      rose rose rose rose

      با تو دارد کم کمک شعرم شمـالی میشود
      مثل سبز چشــم های آن حوالی میشود
      .
      عصرهای پنــجشنبه در هوای گیـسویت
      پیچ در پیچ هـرازم وه چه عالـی میشود
      .
      عقده ی یک عـمر دریای دلم در سایه ی
      ساحل چشم خزر گون تو خـالی میشود
      .
      طول و عـرض روزها از دستمان درمیروند
      لحظه هامان محو تقویم جلالی میشود
      .
      خط شرم خفته در لب های شعرم کم کمک
      روی لب هایت دچـار اتـصالی میشود
      .
      وای اگر شال سرت را وا کند دست نسـیم
      ماه پیش شــرم مهتابت هـلالی میشود
      .
      از گـلوی اتفــاقات هـرازم رد نــشو
      حفظ نظم آن حوالـی احتـمالی میشود
      .
      وای بایـد بس کنم این حـول ولا احوال ها
      چون حلـول عشق مان حالی به حالی میشود
      .
      زود باید از تونل از جاده از ســد رد شویم
      ذهن تنـــگ کودکم دارد خـیالی میشود
      .
      بازهم در پشت شــالی ها دلـی گم کرده ام
      باز هم اشعار من دارد شمــــالی میشود

      حسین دلجووو

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس