مهدی صادقی مود

مهدی صادقی مود

امتیاز اعضا:

دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

پنج شعر کوتاه

ارسال شده در تاریخ : 23 اسفند 1397 | شماره ثبت : H947551

از مردمِ این زمانه دوری، دوری...

دندان به روی جگر، صبوری، دوری..

یک لحظه -اگر نیاز شد! - نزدیکی؛

هفتاد هزار سالِ نوری دوری...

************************

از منظرِ چهره، بینِ انسان و پری..

در مبحثِ جلوه، آخرِ عشوه گری..

هر دفعه که دل یک دله کردم؛ دل را

دل دل کردی که بشکنی یا ببری

***********************

در پاسخِ پرسشم که بر می گردی؟

گفتی که بدون شک؛ خیالم هم تخت..

یک عمر نیامدی و هر شب به خدا

هم پنجره خندیده به حالم هم تخت!

**********************

بسیار تشَر زدم به دل؛ تا نشود

اما نشنید و سخت بیمارِ تو شد

از ما که گذشت و دل هلاکت کردیم

بیچاره کسی که بعدِ ما یار تو شد...

**********************

تو نبودی

چقدر سختم بود

قاب عکست که زیر تختم بود

شاهدِ روسیاهِ بختم بود

بالشِ خیس...

تخت...

خوابیدم


بعدِ تو گریه های پنهانی

در خیابان و جشن و مهمانی

روی تختم

-شبیه زندانی-

تو نبودی

و سخت خوابیدم

مهدی صادقی مود

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 2 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 18 نفر 40 بار خواندند
محسن بیاتیان (24 /12/ 1397)   | حمیدرضا عبدلی (24 /12/ 1397)   | مهدی صادقی مود (25 /12/ 1397)   | ویکتوریا اسفندیاری (25 /12/ 1397)   | علی میرزایی (26 /12/ 1397)   |

رای برای این شعر
حمیدرضا عبدلی (24 /12/ 1397)  
تعداد آرا :1


نظر 4

ورود به بخش اعضا