سخنی با اهل شعر و ادب (تکذیب می شود)

تکذیب می شود
پست قبلی بر مبنای یک شایعه ی فراگیر در سطح وسیعی از وبلاگ ها و وبسایت ها نوشته شد بود اکنون دریافته ام که ده ها وبلاگ نویس شعر جناب علی حیدری را به مولانا ربط داده بودند که حقیر ضمن انتشار این تکذیب نامه عین شعر شاعر معاصر را خدمت دوستان تقدیم می کنم.
منبع: وبسایت شهروند دردمند
مرداد ماه گذشته ایمیلی برایم آمد با محتوای شعری در قالب‌های جدید و نزدیک به بحر طویل البته بدون ذکر نام شاعر. احتمالاً شما هم شعر زیر را که متعلق به علی حیدری است خوانده باشید. اما مشخص نیست که چرا این شعر در وبلاگ‌ها و ایمیل‌های دیگری با نام مولانا جلال الدین محمد بلخی انتشار پیدا کرده است.
نه مرادم نه مریدم
نه پیامم نه نویدم
نه سلامم نه علیکم
نه سیاهم نه سپیدم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمایم نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته و برده ی دینم
نه سرابم نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم نه حقیرم نه فرستاده ی پیرم
نه بهر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم نه چنین است سرنوشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم
نه نوشتم بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم:
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به های است ونه هو
نه به این است ونه او
نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را:
آنچه گفتند و سرودند
تو آنی
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
تو اسرار نهانی همه جا
تو نه یک جای
نه یک پای
همه ای با همه ای هم همه ای
تو سکوتی تو خود باغ بهشتی
ملکوتی تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک خدایی
نه که جزیی
نه چون آب در اندام سبویی
خود اویی
به خود آی تا به در خانه ی متروکه ی هر عابد و زاهد ننشینی و
به جز روشنی و شعشعه ی پرتوی خود هیچ نبینی
و
گل وصل بچینی…..! [+]
مضمون شعر فوق کاملاً انسان‌گرایانه است، یعنی خود و انسان را به جای خدا نشانده است و شما را از مراجعه به عابد و زاهد پرهیز می‌دهد و خیلی صریح می‌گوید تو در همه افلاک خدایی! جمله‌ی پیش‌فرض بسیاری از مکاتب مادی غرب این است که «انسان موجودی خود آمده است». این عبارت به صورت آشکار در شعر فوق آمده است.
از دوست ادیبم استاد نصراله احمدی مهر در خصوص این شعر سؤال کردم و ایشان تصریح کردند که چنین شعری در کلیات شمس تصحیح استاد فروزانفر نیامده است و حتی اگر بحر طویل باشد، بحر طویل از دوران صفویه (قرن دهم) رواج یافته و نمی‌تواند منتسب به مولانا باشد.
حالا تصور کنید همین شعر در وبلاگ‌های مختلف به نام مولانا درج شده است و صدها نفر ذیل آن کامنت نوشته‌اند و به به و چه چه کرده‌اند. چند تا از این کامنت‌ها را بخوانید:
• خدای من چه راضى در این شعر هست، آب در کوزه و ما گردِ جها نیم….. کى مى خواهد این حقیقت را قبول کُنه که از دین فقط تجارت سَختن و تک تک ما خودمون خود خدا هستیم، اگه بذارن اینو همه بفهمند. المان هامبورگ
• مو بر اندامم سیخ شد ! باور نکردنی و از هیجان گریه اوره ! روحت شاد و خندان باد ای مولوی عزیز ! واقعا از خود بیخود شدم ! عجب عشق و خدایی در وجود این ابرمرد شعر و ادب بود, فقط خدا داند و او ! پس همواره شاد و راهرو مولانا باشیم
• ……. وقتی که میخوندم نمیدونم چرا ولی انگار صدای خود مولانا رو هم میشنیدم!!
• مولانا. پیامت را گرفتم و کس نفهمید که چه گفتی و چه شد
البته برخی سایت‌ها نسخه‌ی سانسور شده و شاید به خیال خودشان اصلاح شده‌ی شعر را به نام مولانا انتشار داده‌اند و به جای «در همه افلاک خدایی» نوشته است «در همه افلاک بزرگی» به جای «بر در خانه متروکه‌ی هر عابد و زاهد ننشینی» گفته «بر در خانه‌ی متروکه‌ی هر کس ننشینی». وبلاگ‌های ذیل نسخه‌ی سانسور شده را به نام مولانا منتشر کرده‌اند:
تربت جام، قاصدک، طلب، پشت نقاب شب و ده‌ها و صدها سایت و وبلاگ دیگر [+].
خیلی جالب است که از بین همه‌ی کسانی که شعر را به نام مولانا منتشر کرده‌اند، فقط چند نفر به این مسأله اعتراض کرده‌اند و متوجه این اشتباه شده‌اند. بقیه حتی به خود نگفته‌اند که مولانا شعر نو نمی‌گفته است و حتی اگر از قالب شعر بگذریم مولانا که اندیشه‌های اومانیستی و انسان‌گرایانه نداشته که انسان را به جای خدا بنشاند. پس چرا این ایمیل و شعر همچنان در فضای مجازی در حال گردش است و همه هم خوششان می‌آید؟ پاسخش ساده است چون علاوه بر زیبایی لفظی، مطابق میل و خواسته‌ی درونی افراد است آن هم با برند مولانا. چه چیزی از این بهتر که من برای تأیید اعتقادات خودم مهر یک عارف و شاعر جهانی را هم در پایین سیاهه‌ی تفکراتم داشته باشم.
اینترنت اگر چه گردش اطلاعات را بسیار بسیار سریع کرده است، اما شاید به همان میزان اطلاعات خوانندگان را سطحی و بی‌ریشه کرده باشد، تا جایی که هزاران نفر شعر علی حیدری را به نام مولانا بخوانند و صدای مولانا را در گوش خودشان احساس کنند.
توضیح و تشکر:
پیش‌تر این شعر به نام فریدون حلمی درج شده بود که دوست عزیزی به نام کورس با ارسال تصویر کتاب بوی نور، اشاره کردند شعر فوق متعلق به آقای

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 380 نفر 670 بار خواندند
حامد زرین قلمی (19 /02/ 1394)   | طارق خراسانی (19 /02/ 1394)   | سمانه تیموریان (آسمان) (03 /03/ 1394)   | نگار حسن زاده (03 /03/ 1394)   | کمال حسینیان (09 /03/ 1394)   | زهرا نادری بالسین شریف آبادی (14 /03/ 1394)   | کرم عرب عامری (15 /03/ 1394)   | مهدی صادقی مود (08 /06/ 1394)   | الهه دهقان (26 /07/ 1394)   | علی کرمانشاهی (17 /04/ 1395)   |

نظر 8

  • سمانه تیموریان (آسمان)   03 خرداد 1394 08:42

    rose rose rose rose

  • نگار حسن زاده   03 خرداد 1394 16:19

    سلام و عرض ادب بابای خوبم

    تشکر از انتشار این پست اموزشی و زیبا

    می آموزم در محضرتون

    سپااااس

    شاد وسلامت باشید همیشۀ ایام

    rose

    • طارق خراسانی   03 خرداد 1394 21:36

      سلام بر اعظم الشعرای سرزمینم


      سپاس از حضور گرم شما


      در پناه خدا

      rose rose rose rose

  • کمال حسینیان   09 خرداد 1394 21:42

    درود بر استاد عزیزم جناب طارق خراسانی گرامی
    سپاس که با حوصله و تدبیر بالا، همت به آگاهی دادن بیشتر ما و کاربران سایت می نمایید ، همانطور که در وبلاگ هنرسرایش (نوشتار دوم) آورده بودم و عرض می کنم که :

    باید دانست که نیما نه مبتکر شعر نو است و نه فرد اجلای آن. اولین نمونۀ این نوع پیشتر توسط مولانا سروده شد و بعد ها در دیوان حزین لاهیجی آمده و به عنوان یک اصل استتیکی، کسانی چون رفعت، خامنه ای، شمس کسمایی و لاهوتی سرایندگان اولین این وزن بوده اند امّا نیما،معماری این طرح را یک تنه بر عهده گرفت و همانطور که رودکی را پدر شعر فارسی می گویند حال اینکه قبل رودکی هم اشعار فارسی بوده ، نیما را هم پدر شعر نو می خوانند. از شاگردان نیما در بالندگی و تکامل شیوۀ استاد، هر کدام گام هایی برداشته اند و بدعت هایی آورده اند مانند تولّلی، شیبانی، شاهرودی و ...
    پاینده باشید استاد
    rose

    • کرم عرب عامری   15 خرداد 1394 23:49

      استاد حسینیان از توضیحاتتان بهره بردم
      درود برشما واستاد طارق
      rose rose rose

  • زهرا نادری بالسین شریف آبادی   14 خرداد 1394 11:57

    درود وسپاس استاد عالیقدر ازاینکه مارا در دایره بزرگ معلومات خود راه دادید

  • کرم عرب عامری   15 خرداد 1394 23:46

    استاد گرامی حق با شماست که بخوبی ومستدل بیان فرمودید اما بیان علم مکانیک توسط ارسطو{دیگر نظرهای ایشان را نمیگویم مکانیک را میگویم چون در جریانش هستم) با نیوتن اصلاح میشود وانیشتین ودیگر علمای فیزیک نظر نیوتن را تکمیل میکنند والانه در کائنات ابعاد دیگری بغیر از بعد فضا زمان مطرح است . ملاحظه میفرمایید این اندیشه از زمان هراکلیتوس /دموکریت وبعد تا حالا یکجریانست روبجلو اما اندیشه ی ایرانیان که فرمودید بصورت جریان در نیامده وامری جزیره ای بوده که بتطور وتکامل نیفتاده فرق اینجاست / و اما نظر صائب شما تکلیفش چه میشود مگر کسی پی میگیرد که جریان شود / هروقت محفلی بود ممکنست عده ای یا فردی برای اینکه بگوید که ماهم هستیم نظر شما را عنوان کند ودنبال کارش برود/در مثلثات غیاثالدین جمشید کاشانی نظر دارد مسئله دارد اما ادامه ندارد اما ریاضی در یونان ودر غرب تابامروز جریان روبتکامل دارد / برای جریان افتادن فکر شما و مولانا چه باید کرد؟
    موفق باشید گرامی
    rose rose rose

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس