بیــا با خَنـده بُگشـا آن دهـان را

ارسال شده در تاریخ : 06 خرداد 1394 | شماره ثبت : H94327




بیــا با خنـده ای بُگشـا دهـان را
که از غـم وارهـانی این جهان را

مگیـران روی خــود را در نقـابی
که می گیرد تبِ پیری... جوان را

نگاهت تا که نوشیدم...، به ناگاه
دَمـــادَم بشــنوم از دل، فغــان را

از آن ظلمی که کردی با من ای ماه
بخوانم روز و شـب صاحب زمان را

به قـــــولِ خواجــوی کـــرمانی ما
« عنیمت دان حضـورِ دوستان را »

دل عاشق عجب خوش ساربانی ست
به مقصد می رساند کاروان را

غـزل هـایم، اگـــر بر دل نشــینند
بخـوانـدم دفتـــرِ صــاحــبدلان را

چه باید گفت از غوغای چشمت
که بَر خود می کشـاند کهکشـان را

قســم بَر طفــلِ مـریم، روحِ پاکش
کـه طـارق می پرســتد پیرِ جان را

با تشکر از نقد جناب آقای علی فیروز کوهی و همکاری صمیمانه ی حضرت استاد اقتداری

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 5 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 250 نفر 559 بار خواندند
علی فیروزکوهی (09 /03/ 1394)   | طارق خراسانی (09 /03/ 1394)   | عباس خوش عمل کاشانی (09 /03/ 1394)   | علی اصغر اقتداری (09 /03/ 1394)   | حامد زرین قلمی (09 /03/ 1394)   | کمال حسینیان (09 /03/ 1394)   | سمانه تیموریان (آسمان) (10 /03/ 1394)   | منوچهر منوچهری(بیدل) (10 /03/ 1394)   | کریم لقمانی سروستانی (10 /03/ 1394)   | کرم عرب عامری (10 /03/ 1394)   | نگار حسن زاده (11 /03/ 1394)   | دادا بیلوردی (12 /03/ 1394)   | اصغر چرمی (18 /03/ 1394)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :6


نقد 10

  • علی فیروزکوهی   09 خرداد 1394 13:06

    درود بر شما شاعر دانا و توانای ایران زمین ، در آغاز آرزومندم از اینکه چند نکته را در این شعر که متفاوت با دیگر آثار زیبای شما دیدم یادآور شوم دلگیر نشوید :
    بیــا با خَنـده بُگشـا آن دهـان را
    که از غـم وارهـانی این جهــان را

    (مگیـران روی خــود را در نقـــابی
    به پیـــری می بَـرَی خیـلِ جوان را

    - مگیران از نظر دستوری درست نیست برای اینکه امروز در فارسی از مصدر گیراندن به معنای شعله ور کردن آتش گرفته شده است.
    - در مصرع دوم رابطه علت و معلولی درست نبوده و مشخص و دقیق نمی باشد. مصرع دوم باید نتیجه منطقی مصراع اول باشد.مثلا بانفس زیرا ، چرا، که ، و امثال اینها... که در این بیت وجود ندارد.)

    ( از آن روزی که چشمم بَـر تو افتاد
    دَمــــادَم بشــنوم از دل، فغــان را

    تصویر سازی امروزی نبوده و مانند شعر اوایل قرن چهارم و پنج در ایران است.)

    از آن ظلمی که کردی با من ای ماه
    بخوانم روز و شـب صاحب زمان را


    به قـــــولِ خواجــوی کـــرمانی ما
    « عنیمت دان حضـورِ دوستان را »


    بیـا ، دل ســاربان کوی عشق است
    که آن خوش میبَرَد صد کاروان را
    "آن" در این مصراع کاملا زاید می باشد و از نظر زبانی حشو قبیه است .(زیادی و زشت کننده)

    غـزل هـایم، اگـــر بر دل نشــینند
    بخـوانـدم دفتـــرِ صــاحــبدلان را


    چه گویم من از آن غوغای چشمی؟
    که بَر خود می کشـاند کهکشـان را

    ( قســم بَر طفــلِ مـریم، روحِ پاکش
    کـه طـارق می پرســتد عاشـقان را
    این سوگندهای غلیظ و شدید چه ارزشی به شعر اضافه میکند که شاعر عاشقان را بپرستد؟ در صورتیکه اگر بجای عاشقان معشوقان و ترجیحا معشوق بکار می رفت بهتر بود.)

    با آرزوی بهترینها برای شما سرور ارجمند و گرامی و درود بیکران rose rose rose

    • عباس خوش عمل کاشانی   09 خرداد 1394 14:29

      با درود بر استاد طارق خراسانی و منقّد محترم بایستی به عرض برسانم اشکالاتی که بر
      سروده ی حضرت طارق گرفته شده از جمله ایراداتی است که از باب سلیقه بر هر شعری
      از شعرا می توان گرفت.به جز مورد «مگیران» که آن را غلط پنداشته اند مابقی مطلب بر
      اساس ذهنیات و معتنی به شرح و تفسیر سلیقه ای است که اختیارات شاعری را نیز ندیده
      می گیرد...و اما «مگیران» مانند «مپوشان» از بعدی مرکب از «مپوش» و «آن» است ایضا
      «مگیر» و «آن» که به مرور کلاه از سر الف ممدود افکنده شده است و «مگیران» و «مپوشان»
      شده است.البته معنی «نگیراندن» هم از دیگر معانی این لغت است.پس نمی شود به اعتبار
      معنی دوم لغت معنی اول آن را نادیده گرفت.آن کلمه ی «آن» هم اگرچه حشو است اما
      حشو قبیه (به نوشته ی منقّد که غلط است و قبیح درست است)نیست.ازین گونه حشوها
      و حتی حشوهای قبیح در شعر بزرگان ادب هم هست که نمی شود ایراد بر شمرد چون
      شاعر با علم به موضوع آن را به کاربرده است.شرح و تفسیرهایی که بر ابیات شعر
      نوشته شده صرفا در اندیشه ی منقّد معتبر است وگرنه شعرکه این همه شرح و تفسیرنمی طلبد....

      • طارق خراسانی   09 خرداد 1394 14:40

        با سلام و درود بی حد

        خدمت حضرت استاد خوش عمل کاشانی



        سپاس که در این بحث تشریف آوردید .

        امیدوارم باب نقد در وبسایت شعر ایران به خوبی باز شود و عزیزان خود بخواهند که ادیبان چیره دست، همچون حضرتعالی و جناب اقتداری و حضرت فیروزکوهی و دیگر استادان به نقد اشعار آنان بر خیزند.



        در پناه رب العالمین



        rose rose rose rose

        applause applause applause applause

      • علی فیروزکوهی   09 خرداد 1394 16:29

        درود بر شما شاعر معزز همانطور که در آغاز متن توضیح دادم با توجه به اینکه ایشان را شاعری خوش ذوق با تصویرگری زیبا احساس کردم این نکته ها را فقط جهت یادآوری بیان کردم نه تفسیر و دخالت در شعر و گرفتن ایراد برای ایشان. آری حشوقبیح که در تایپ اشتباه صورت گرفته . سپاس فراوان

    • طارق خراسانی   09 خرداد 1394 14:45

      با سلامی دوباره

      از برکت این نقد است که مصرع ذیل اینگونه اصلاح گردید:
      بیـا ، دل ســاربان کوی عشق است
      به جان خوش میبَرَد صد کاروان را

      دستمریزاد جناب فیروز کوهی love struck

  • کمال حسینیان   10 خرداد 1394 00:36

    سلام و درود بر استاد طارق عزیز و سایر اساتید و اهل فن

    با اینکه می دانم ورود به این بحث در حد و توان قلم قلمی من نیست ولی بخاطر بیشتر یاد گرفتنم ، رخصت استادی تان را می خواهم

    من باب مقدمه خدمت تان عرض می کنم که مقولۀ نقد در اشعار پارسی از نظر قدمت به همین چند دهۀ اخیر بر می گردد ، یعنی اینکه ما شاعران بزرگ و مقدم تر فارسی زبان را همان گونه که بودند قبول کردیم ، و حتی جرأت نکردیم که عنوان کنیم مثلاً سعدی در چند مورد از مصدر جعلی و آن هم در قافیه (به جبر قافیه یابی) استفاده کرده و یا چند بار از اختیارات شاعری استفاده کرده و از علم عروضی که خودشان به وجود آوردنده بودند ، عدول کرده اند ، و یا اینکه چرا اشعار حافظ از نظر محتوا و مضمون و وزن و بست و قافیه سازی این قدر مشابه خواجوی کرمانی و خاقانی بوده و یا اینکه اصلاً حافظ شیرین سخن کدام شعر در کدام مرحلۀ سنی خود نوشته و ایضاً بقیۀ قدما .فقط آنگونه که بودند ، معرفی شدند و همه بودن کوچکترین نقدی ، قبول کرده اند و حال اینکه تک تک شعرای زمان ما نقطه به نقطه زیر ذره بین هستند ، البته این بدان معنی نیست که نباید نقد کرد ، بلکه همین نقدها موجب بالندگی شعر خواهد شد .

    و امّا شعر جناب آقای خراسانی عزیز

    آنچه از نقد جناب استاد فیروزکوهی عزیز و استاد خوش عمل بزرگوار تا بدین جا خواندم بیشتر نقد مفهومی و معنایی شعر بود ، خب از نظر ظاهر شعر و عروض آن ، یک سری قالب هایی است که اگر موردی بود حتماً دوستان اشاره می کردند ، و یا نا همگون بودن و نا مانوس بودن از نظر صنایع لفظی هم ، موردی نبوده و اشاره ای نشده ،

    از نظر محتوای مفهمومی شعر ، یک نقاد باید از لحاظ سبک و مکتبی که شعر در آن حیطه سروده شده وارد نقد شود . مثلاً شعری که در مکتب واسوخت قرار گرفته و یا تخیلات سبک هندی را داراست و یا الگوی بازگشت ادبی در آن دیده می شود ، نمی توان به دید مکاتب دیگر به آن نگریست و نقد کرد .

    و یا از نظر خیال پردازی و به تابعیت از مکتب ادبی خاصی از مکاتب جهان گرایش دارد نمی توان از دید مکتبی دیگر به آن بپردازیم

    ما برای نقد شعر باید بدانیم که شاعر آن را در کدام مکتب می داند ، کلاسیسم، رمانتیسم، رئالیسم، ناتورئالیسم ، سمبولیسم، سور رئالیسم و یا پستمدرنیته.

    یعنی شاعری که کارهای هنری ارائه داده اش در مکتب سمبولیسم و یا هر مکتب ادبی دیگر بوده نمی توان گفت که چرا این گونه نوشتی و یا چرا واقع گرا بودی یا نبودی و یا قوۀ تخیل در چه مرحله ای از واقعیت هست و یا نیست ، باید از دیدگاه همان مکتب ارائه شده به نقد شعر پرداخت

    با پوزش از استاد عزیزم جناب فیروزکوهی و استاد طارق و جناب خوش عمل بزرگوار ، باید عرض کنم که نقدهایی که تا به حال در ذیل این شعر خواندم ، همگی نشان از ناهمگون بودن مفهوم داده شده و نقد ارائه شده دارند

    و بعد اینکه ما در اعلان نظر در باب یک شعر را اولین مورد به این موضوع اشاره می کنیم که چه میزان از واژه های قدیم استفاده می شود. درست است که نباید از کلمات و یا ضمایری چون همی و دم و همو و وی و ... استفاده کنیم چون در محاورات روزمره جایی ندارند ولی واژگانی که قدما استفاده می کردند و اکنون نیز وقتی کسی آن واژه ها را می شنود ، به راحتی به منظور شاعر پی می برد ، چرا باید در زبان شعری استفاد نکرد ؟

    قابل توجه عزیزان و اساتید گرامی اینکه در زبان ها و ادبیات غرب ، به ویژه فرانسه و ادبیات لاتین ، نزدیک به 12000000 واژه موجود است ، ولی ما که ادعای سیادت بر ادبیات و شعر دنیا را داریم ( و به حق که چنین است) کل دایرۀ واژگانی مان به شصت هزار هم نمی رسد ، آیا ادبیان فرانسوی ، واژه های کهن شان را دور ریخته اند و یا این که با رشد و بالندگی در تمام بخش های علوم تجربی و اجتماعی و انسانی ، به کلمات جدید و ترکیبات تازه تری رسیده اند و در کنار این امر از زبان قدیم خود هم پاسداری کرده اند .

    پس بیاییم همت کنیم که ترکیبات و اصطلاحات روزمرۀ جدیدی بیابیم ( با اینکه این امر از وظیفۀ فرهنگستان لغت می باشد)و به اعتلای بیشتر زبان پارسی کمک کنیم و نیمی از همین شصت هزار واژه را به جرم کهنگی دور نریزیم.

    باز عرض پوزش دارم برای دخول در مکتب بزرگان

    درود بر تک تک اساتید گرامی

    و جناب طارق عزیزم



    rose

    • طارق خراسانی   10 خرداد 1394 07:06

      سلام و هزاران درود بر جناب حضرت حسینیان

      به به از این کامنت زیبا و عالی و جامع حضرتعالی.

      تیغ نقد را باید بوسید و به آن احترام گذاشت و عشق ورزید البته دیده ام برخی اصلن از نقد خوششان نمی آید.

      این خوش نیامدن ها را باید از بعد روانشناسی بررسی کنیم و اگر عزیزی تمایل به نقد شعر خود ندارد ظالمانه است شعر وی مورد نقد قرار گیرد.

      ولی ای کاش همه مزایای نقد را بدانیم... در نقد است که شاعر رشد می کند و خوانندگان شعر او هم مطالب درستی را می آموزند.

      جای برادر عزیز ما جناب فرج الله بیدختی اینجا خالی ست ایشان با حوصله ی تمام درست نویسی را در وبسایتی با کامنت های خود آموزش می دادند.

      ما از نقد شعر باید به خیلی چیزها برسیم که نهایتن به نقد اخلاقی و اجتماعی و سیاسی خود ختم خواهد شد.

      اما گاهی غلط هایی خوش می نشینند و ابدی می شوند در شعر زنده یاد شهریار "خدا" ،" ما سوا".... قافیه و " را "ردیف است... اما در مصرع پایانی، شعر با "شهریا را" به پایان می رسد و خواننده هم هیچ متوجه مشکل قافیه و ردیف نمی شود که در اینجا باید یک تعریف تازه و زیبایی برای این "ر" معجزه گر داشت.

      انگار نامش هم پیدا شد بله" ر" معجزه گر...که هم به فریاد شهریار می آید و از آنِ شهریار است و هم در خدمت ردیف قرار می گیرد ... یعنی در دو جا خدمت می کند.

      کمال جان از حضور شما در این صفحه خیلی خیلی ممنونم همچنین از استاد بی بدیل و بی رغیب حضرت عباس خوش عمل کاشانی که یکی از وزنه های سنگین شعر و ادب زمانه ی ما می باشند و خدا می داند که حضرت استاد اقتداری تا به امروز چه خدماتی بزرگ به شاعران کشور داشته اند که این موضوع را در مقاله ای جامع بیان خواهم داشت.

      از حضرت فیروزکوهی هم قبلن تشکر کرده و مجدد از ورود و نقد ایشان به این غزل تشکر می کنم.

      سپاس از حضور پر مهرتان





      در پناه حق شاد و سلامت باشی





      rose rose rose rose

    • طارق خراسانی   10 خرداد 1394 07:16

      اصلاحیه :


      "


      کمال جان از حضور شما در این صفحه خیلی خیلی ممنونم همچنین از استاد بی بدیل و بی رغیب حضرت عباس خوش عمل کاشانی که یکی از وزنه های سنگین شعر و ادب زمانه ی ما می باشند ، از استاد گرانقدرم حضرت استاد اقتداری سپاسگزاری می کنم و خدا می داند تا به امروز ایشان چه خدمات بزرگ و با ارزشی به شاعران کشور داشته اند که این موضوع را در مقاله ای جامع، بیان خواهم داشت.

نظر 20

  • طارق خراسانی   09 خرداد 1394 14:13

    سلام و هزاران درود بر حضرت فیر وز کوهی بزرگوار


    از عاشقان نقد هستم کسی که به نقد شعر بر می خیزد بهترین دوست شاعر است و آرزوی رشد و تعالی او را دارد.


    جوان که بودم در جلسات و انجمن های شعر شرکت می کردم و نقد ها ی جانانه ای صورت می گرفت.


    در خصوص مگیران باید بگویم مگیر آن روی ... می باشد.


    دوست گرانقدر این که مد شده می گویند این اصلاحات مال قرن فلان و فلان می باشد را قبول ندارم شعرباید پیام داشته باشد


    مگر جناب نیما نیامد و به اصطلاح نو آوری کرد و گفت این سبک شعر "نو" و تازه می باشد؟


    خب الان می بینیم آن نوع شعر نیما را شاعر کهن سرای ما حضرت مولانا در هشتصد سال پیش سروده است و اصلن مال نیما نیست .


    بنده ثابت می کنم قدمت شعر به اصطلاح نو به قبل از پیدایش شعر کلاسیک می رسد.


    یعنی اول همین نوع شعر به اصطلاح "نو" بوده که کم کم نظم و وزن به خود گرفته است.


    اما این دفاع در رد مطالب گهربار حضرتعالی نیست و غزل و اصولن اشعار ما باید با زبان روز سروده شوند که خود از پیروان این نوع تفکرم و این غزل در سال های دور سروده شده.


    حتمن این بحث را ادامه دهید و بنده از مطالب شما استفاده خواهم کرد.





    در پناه حق





    rose rose rose rose


    big hug applause applause applause big hug

  • حامد زرین قلمی   09 خرداد 1394 22:20

    سلام مهربان دوست
    استاد طارق عزیز مثل همیشه زیبا و پر احساس سرودی
    کم کم دارم عاشق میشوم winking

    • طارق خراسانی   09 خرداد 1394 22:58

      سلام و درود بر جناب دکتر حامد زرین قلمی

      قبل از هر چیز باید بگویم شاعران از طایفه ی عشق می باشند و شک ندارم شما عاشق به دنیا آمده و ان شاءالله بعد از 150 سال عمر با عزت این دنیا را با شر و شور هایش عاشقانه ترک خواهید کرد.
      اما آنچه در این صفحه اتفاق افتاد را خیلی دوست دارم اولن با حضرت علی فیروزکوهی آشنا شدم و دومن از نقد ایشان سود ها بردم.
      بقول حضرت اقتداری که درست هم می فرمایند حقیر سریع شعر می گویم و سریع به نمایش می گذارم blushing
      باب نقد اگر در شعر ایران باز شود و دوستان از نقد نرنجند هم شاعر شعرش کامل تر می شود و هم دوستان جوان شاعر ما نکاتی را خواهند آموخت.
      از صمیم دل دست یک یک ادیبان شاعر بزرگوار را از راهی دور می بوسم.

      سپاس از حضور پر مهرتان


      rose rose rose rose

  • سمانه تیموریان (آسمان)   10 خرداد 1394 08:39

    با عرض سلام و درود خدمت استاد عزیزم
    بسیار عالی سرودید
    تمام کارهای طارق بزرگ فاخر زیبا و بینظیرند
    در پناه حق
    در ضمن شرمنده بابت تاخیر حضورم به دلیل امتحانات نمیتونم خیلی سر بزنم به دوستان
    ان شاا.... ب بزرگواری خود میبخشید
    از اواخر خرداد در خدمتتان خواهم بود rose rose rose rose rose rose rose love struck love struck love struck love struck

    • طارق خراسانی   10 خرداد 1394 14:16

      سلام بر نورچشمانم

      خداوند شما را از ما نگیرد
      عزیز جان همه هستید

      سپاس از حضور پر مهرت


      در پناه حق شاداب و سلامت باشی آمین


      rose rose rose rose

  • منوچهر منوچهری(بیدل)   10 خرداد 1394 11:51

    سلام بر حضرت استاد ..جناب طارق خراسانی چند روزی نبودم عزر خواهی منو بپزیرید دوم چگونه از اشعاری که بدین زیبائیست بگویم زیبا باید گفت شاهکار عزیزم عمرم استادم منو ببخش که اشعارم نزدیک اشعار شما چاپ میشود فلفل هندو سیاهو خال مه رویان سیا ه
    هردو جانسوزند ولی این کجا و آن کجا سروده ات همیشه زیباست دوست عزیزم rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose

    • طارق خراسانی   10 خرداد 1394 14:15

      سلام و بس درود به حضرت منوچهری عزیز

      در مکتب شما به دانش آموزی ام افتخار می کنم.


      سپاس از حضور بسیار گرم و مشوقانه ی آن عزیز جانم



      در پناه خدا


      rose rose rose

  • کریم لقمانی سروستانی   10 خرداد 1394 19:23

    سلام براستادطارق گرانقدر
    قربان میدانیدکه چیزی ازنقدنمیدانم چون کماکان درگیر نسیه وبدهکاریهایم هستم
    اما خوشحالم که سعادت حضوردرکلاستان دارم برای آموختن
    سروده ای ناب .با معنا وبسیار زیبا
    لذت بردم
    شادزی rose

    • طارق خراسانی   11 خرداد 1394 21:45

      سلام بر سرو بوستان شعر و ادب
      حضرت سروستانی

      سپاس از حضور پر مهرتان

      در پناه خدا

      rose rose rose

  • کرم عرب عامری   10 خرداد 1394 19:52

    من خودم ادم ترس زده ای شدم

    بادام وگردوی زیبارو میترسم بشکنم
    بقول مولوی (ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را)
    ودیدم که فرمودید بسیار باید پرسه زد در کوچه ی دل در باغ دلها تا صاحبدلی شد
    چیزی که نمیکنیم ما پیرها که وقتی برامون نمونده جوونها بخاطر اینکه خیلی وقت دارن
    هردو کوچه باغ رو رها کردیم ما با مصالح کوچه باغهای قدیم هستش که میتونیم عمارتهای نو بسازیم
    اما ما از زمان صائب ببعد از زیر سایه حافظ بیرون نیامدیم حافظ وادبیات مشابه سایه ی سنگینی داره نمیگذاره نور به شاعر بتابه ونهال میماند ما از صبا تا نیما نهال های زیبایی داریم اما نیما فروغ (و دیگران معروف}) مخصوصا بلحاظ محتوی فاصله گرفتند البته با احترام و تنومند شدند. بسم الاه


    rose rose rose

    • طارق خراسانی   11 خرداد 1394 21:50

      سلام و هزاران درود بر حضرت عامری عزیز



      با زبان روز شعر گفتن زیباست و همه ی شعرای موفق این روش را دنبال می کنند.

      اما از یک نکته ی ظریف هم نباید غافل شد که گاهی شاعری حرفی برای گفتن دارد و باید از شیوه ی

      شاعران قدیم استفاده کند معنا و مفهوم در شعر اینگونه شعرا حرف اول را می زنند.

      مثلن شاعری می خواهد شعور و توانایی در ذره را به اثبات برساند آن هم با زبان شعر او مجبور است از سبک وسیاق قدما پیروی کند و بیشتر این گروه از شاعران به مثنوی روی آورده و از این قالب استفاده می کنند.



      سپاس از حضور پر مهرتان





      در پناه خدا



      rose rose rose rose

  • نگار حسن زاده   11 خرداد 1394 22:18

    درود بر بابای خوبم

    بسیار عالیست

    موفق و موید باشید

    می آموزم در محضرتون
    rose

    • طارق خراسانی   16 خرداد 1394 19:00

      سلام و بس درود


      سپاس از حضور عزیز جانم



      در پناه خدا

      rose rose rose

  • دادا بیلوردی   12 خرداد 1394 14:07

    درود استاد rose

    • طارق خراسانی   16 خرداد 1394 19:01

      با سلام و هزاران درود


      سپاس فراوان از حضور آنحضرت


      در پناه حق


      rose rose rose

  • اصغر چرمی   18 خرداد 1394 09:24

    سلام و عرض ادب
    به قـــــولِ خواجــوی کـــرمانی ما
    « عنیمت دان حضـورِ دوستان را »

    • طارق خراسانی   18 خرداد 1394 10:39

      سلام و هزاران درود


      سپاس از حضور گرمتان


      در پناه خدا

      rose rose rose

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس