آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

مفقودالاثر

ارسال شده در تاریخ : 29 شهریور 1398 | شماره ثبت : H948034


زنگ پشت ِزنگ، انگاری که سر آورده بود
پستچی بی وقفه در می‌زد، خبر آورده بود

کوچه از عطر غبار منطقه آکنده شد
جای نامه پستچی بوی پدر آورده بود

بی قراری‌های من از شدت دلتنگی ام
اشک‌های مادرم را باز درآورده بود
____
خانه‌ها ناامن بود و کوچه‌ها نا امن تر
جنگ سوغاتی برای ما خطر آورده بود

موشک و بمب و هواپیمای دشمن دم به دم
روز وشب دلشوره های مستمر آورده بود

شهر غوغا بود از شور رسولان غیور
جبرئیل اما به جای وحی پر آورده بود

کوچ زیبای پرستوهای عاشق سمت نور
عشق با خود جرأت و شوق سفر آورده بود

خاطرات روزهای پایداری و نبرد
با خودش حسِ غروری معتبر آورده بود

بانی آرامش این روزها یادت بخیر
بال پروازت برای ما ظفر آورده بود
____
مادرم می‌گفت دیشب پستچی دو یا سه بار
لای صحبت‌هاش "مفقودالاثر" آورده بود


مریم ناظمی

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 21 نفر 29 بار خواندند
بهمن نوری قاضی کند (02 /07/ 1398)   | دادا بیلوردی (13 /07/ 1398)   | مرتضی برخورداری (13 /07/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :2


نظر 1

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس