پرستش مددی

پرستش مددی

امتیاز اعضا:
امتیاز ویژه:

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

سلسله ی درد

ارسال شده در تاریخ : 06 آذر 1395 | شماره ثبت : H944342



غم آمده کنار دلم ضجه می زند
من مانده ام که درد دلم را کجا برم
من مانده ام که سلسله داغ و درد را
تا کی شبیه آینه طاقت بیاورم

افتاده است مرغ دلم پا نمی شود
بغضم دوباره حنجره ام را شکسته است
از غم همیشه خاطره هایم سیاه نیست
هرچند غم همیشه کنارم نشسته است

تا آسمان به ساحت اندوه می رسد
دریا برای خودکشی ام خیره می شود
دنیای من بدون تو دارد سکوت من
چون شام بی ستاره ی غم تیره می شود

در من بسوز شائبه های گناه را
تا در نگاه سبز غزل بارور شوم
غمها مرا احاطه ی اندوه کرده اند
بگذار تا برای لبت تازه تر شوم

ای عشق با تو همدم دریای غم شدم
بگذار تا نگاه تو در من غزل شود
بگذار شرح حال من و عشق پاک من
بالاترین بهانه ی ضرب المثل شود

ذوق "پرستش " است نگاهی پر از غزل
دریا پر از هوای حواصیل چشم توست
تا کعبه در مسیر خطرهای جغدهاست
این آسمان شکوه ابابیل چشم توست

پرستش مددی

۱۳۹۵.۰۶.۱۵

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 4 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 181 نفر 307 بار خواندند
محمد جوکار (07 /09/ 1395)   | جابر ترمک (07 /09/ 1395)   | پرستش مددی (07 /09/ 1395)   | محمدعلی ساکی (08 /09/ 1395)   |

رای برای این شعر
محمد جوکار (07 /09/ 1395)  جابر ترمک (07 /09/ 1395)  
تعداد آرا :2


نظر 2

  • محمد جوکار   07 آذر 1395 01:38

    همیشه درود مهربانو مددی عزیز
    آفرینت باد که چهارپاره های ناب و سرشار از شور و شیدایی ات مشام را می نوازد
    بمان با مهر تا مهر
    rose rose rose rose

    • پرستش مددی   07 آذر 1395 17:43

      عرض ادب و احترام
      سپاسگزار مهر و لطف بیکرانتان هستم
      برقرار و پایدار باشید استاد جوکار گرانقدر
      rose rose rose

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس