آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

اقلیم عشق

ارسال شده در تاریخ : 15 امرداد 1397 | شماره ثبت : H946524

خواب شبانگاه رفت بخت گرفتار شد
دُر غزل چون مهی تازه پدیدار شد
.
عارض آن ماه روی چون بدَر آمد چو بَدر
مشتری کهنه بر زهره خریدار شد
.
موسم شور است و می از لب یار آورید
مست کن این خسته را زود که هشیار شد
.
شادیم افزون که هر بار دل خون ما
سهمش از این دلخوشی وعده ی دیدار شد
.
از غم رسوایی و ننگ نترسم که دل
شعله زنان تشنه ی ، چوب سر دار شد
.
حرف من زار دل خون چه کنم یک سبد
نُقل سخن بر سر ، کوچه و بازار شد
.
باده تویی ای صنم مست تویی ای قلم
کاین سر شوریده این بار سزاوار شد
.
چون ز ازل در تب و تاب و جنون آفرید
هر نفسم شعله ای بر دل نیزار شد
.
هر که چو «ایمان» نهد پای به اقلیم عشق
هر دو جهان در برش گلشن و گلزار شد
.

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 1 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 52 نفر 70 بار خواندند
ابوالحسن انصاری (الف. رها) (20 /05/ 1397)   | ایمان کاظمی (متخلص به ایمان) (27 /05/ 1397)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :1


نظر 2

ورود به بخش اعضا