برای تو

ارسال شده در تاریخ : 05 آذر 1398 | شماره ثبت : H948270

سر و جانم غزلستان سر کوی تو باد
دل و دینم همه بر باد سر موی تو باد

همه شب حضرت دل ناز نگاهت دارد
های من هم نفس محترم هوی تو باد

هاتف از غیب خبر داد که جان دو جهان
همه در سوی تو و هیچ فراسوی تو باد

همه کس دیده که لب شعر و سخن می گوید
جان من غرق دو چشمان غزل گوی تو باد

اگر از عشق تو مدهوش شدم حیرت نیست
هوش و مدهوش فدای سر گیسوی تو باد

کارم از گوشزد و موعظه بگذشت ای شیخ
که جهنم عطشش نیک ز مینوی تو باد

تا نظام دو جهان بر سر عشق است و جنون
حسد از طوطی ما شعله ور از روی تو باد

کاش این شعر و غزل با تو بماند همه عمر
رگ به رگ کاشی آن گنبد نیلوی تو باد

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 35 نفر 37 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


شاعر نظر دهی برای این شعر را غیر فعال کرده است.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس