آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

مشغول نگاهت....////2

ارسال شده در تاریخ : 15 اردیبهشت 1398 | شماره ثبت : H947830




صبح که می آید خور شید
صحنه ی غم می دود از پستوی ذهنم
ملطفتم هستی و در شهر خیا لم
دور شوی از نظرم لحظه به لحظه
باز که می گردی از آن دور دو باره
منتظرت هستم و در نقطه ی امکان
دور تو می گردم و در فر صت کو تاه
درد سرت می شوم از شادی ...و ای کاش
کاش که می ماندی و لبریز تو بو دم
می گذری از وسط موج خیالم
محو تو می مانم و مشغول نگاهت
هستم و هستم به سر قول و قرارم
.

....................//4

شب همه شب با دل پر آه و تحسر
قا یق افتاده به گرد اب مخو فم
جان به لبم می رسد از تلخی خواب و
می گذرم از بغل خا طره ها یم
همت بی وقفه ی تو تا ته طاقت
می فشرد قلب مرا ......
خسته و بی صبر تر از کاسه ی لبریز
دیدمت اما نشدی تندر و طو فان
در شب ویران کلاغی شب مطرود
مفت ترین یاوه ی مترو که شنیدی
سر خوش احوال نگاهت شده بودم
در عجب از وسعت خوبی تو ماندم........................
.
چشم به راحت شوم از حسرت دیدار
می کشدم بغض نهفته
می زند آتش به دلم شعله ی افسوس
صبح فرا می رسد از راه و دوباره
چشم دوانم به سوی شهد خیالت
می دوی از دورو سراغم نمی آیی
آه.....چه دردی ست جدایی




شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 22 نفر 29 بار خواندند
حسن مصطفایی دهنوی (21 /02/ 1398)   | حسین خیراندیش (20 /05/ 1398)   | ابوالحسن انصاری (الف. رها) (24 /05/ 1398)   |

رای برای این شعر
تعداد آرا :2


نظر 1

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس