خندانکهای قلابی

دلتنگی
مثل شب می ماند تاریک و مبهم
شاید در پیچ در پیچ کوچه های باریکش لبخند یا بوسه ای نهفته باشد،
اما این تاریکی زانوی امید را بدجور می لرزاند...
دستان بی رحم دلتنگی کش موی قرمز را از پیچ و تاب موهایم جدا می کند
به رختخواب تنهایی ام می آید و در پهلو به پهلو شدن های بی خوابی ام اوج می گیرد
دلتنگی
همهمه ی مرموز ثانیه هاست
وقتی خواب، چشمانم را نمی بندد
و صبح به رویم نمی خندد
دلتنگی
دوری دستان من و توست
وصف هم آغوشی واژه های وجودمان
با خندانکهای قلابی دنیای دروغین فناوری
دلتنگی
پرواز واژه هاست با خاطره و خیال
تنفس پوشالی رویای محال
دلتنگی
اشکهای ممتد شبانه است
که زیر پتوی تنهایی گم می شود
دلتنگی
یک کتاب حرف است که در شب به خیری خلاصه می شود
بغضی که هر صبح بیدار می شود

مه ناز نصیرپور

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 183 نفر 274 بار خواندند
عظیم صوفی (26 /11/ 1395)   | حبیب رضایی رازلیقی (07 /12/ 1395)   | حسین حاجی آقا (26 /12/ 1395)   | کرم عرب عامری (02 /06/ 1396)   |

نظر 2

  • عظیم صوفی   26 بهمن 1395 21:41

    عالی عالی یعنی عالی .من دوست دارم حرف دل با کمترین واژه بیان شود .این شعر با اینکه به نظر میاد یه خورده بلند است
    ولی نمیشه هیچ کدام از کلمات واژه ها یا بند هاشو حذف کرد.اگه کم کنیم یه قسمت از حرفها ناگفته می ماند .
    دلتنگی
    یک کتاب حرف است که در شب بخیری خلاصه می شود.
    معمولا تکرار یک یاچند کلمه در شعر خیلی محبوب نیست اما در این شعر ظاهرا چارهای جز تکرار نیست
    یعنی شاعر با تکرار کلمه دلتنگی (7بار)میخواهد به مخاطب این حس را منتقل کند که در هفت روز هفته
    چیزی که مدام همراه تنهایی های اوست دلتنگی است .وخیلی زیباییهای دیگر دارد این شعر مثل تک پارادوکس خواب وبسته نشدن چشمها یا
    پایان بسیار قوی این شعر:
    بغضی که هر صبح بیدار می شود....به مخاطب تکرار و تکرار وتکرار را الغا میکند.
    البته اساتید حتما نظرات بسیار مفیدی دارندوصد البته نقدهای زیاد.
    جسارت من را ببخشید

    rose

  • حسین حاجی آقا   26 اسفند 1395 07:41

    خندانکها اصلا چه هستند. خنده کم. خنده کوتاه. خنده ظعیف... rose

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس