واژه ها بی تو نمی تپند

سال رو به پایان است و من هنوز به انتظار آمدنت ستاره می شمارم...
بهار واقعی لبخند توست وقتی از پشت کوهستان تنهایی ام طلوع کند و مرا به قله ی آغوشت برساند
بهار، برای من فقط یک اسم است وقتی مهرِ فصل سوم را کم دارم وقتی هنوز ماندگار نشده ای...
من به تپش عطر تلخ مردانه ات در چهارخانه ی پیرهنت وابسته ام لاله ی گوش من ،
لالایی قلبت را می خواهد این ستاره شمردن ها مرا خواب نمی کند
کهکشان دور خورشید می چرخد
من اما دور خودم به وقت خیالت ...
نمی گویم بیا
بارها آمده ای بیا و بمان تا آخر خط سرنوشتم ...

مهناز نصیرپور
28 اسفند 95

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 89 نفر 135 بار خواندند
مجید شفق (06 /01/ 1397)   | حبیب اله نبی اللهی (24 /01/ 1397)   | مهناز نصیرپور (02 /02/ 1397)   | کرم عرب عامری (02 /02/ 1397)   | طارق خراسانی (28 /03/ 1397)   | سعید اعظامی (27 /07/ 1397)   |

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا