مَحرَمِ هق هق من

ارسال شده در تاریخ : 23 آذر 1398 | شماره ثبت : H948327

من خود پاییزم انگاری
پیرهن رنگی من
مثلِ نقابِ لبخند
پوشالی

پشتِ نارنجی آرامش من،
بغضِ بی‌رحمِ سکوت
پابرجا

در سیاهچالِ نگاهم
اندوه،
مرثیه می خوانَد

مَحرَمِ هق هق من
دیوار است
وقتی که
روی تختِ سردم
آوارم...

من همان پاییزم
که دلِ تنگم را
باران هم باز نکرد...

مهناز نصیرپور

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 25 نفر 30 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس