منوچهر منوچهری(بیدل)

منوچهر منوچهری(بیدل)

امتیاز اعضا:

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

ترانه چیست وچگونه ساخته میشود


• م
در ابتدا توضیحاتی خدمت دوستان عرض می کنم تا هم به تعریف درستی از ترانه برسیم و هم معیارهای سنجش ترانه ها در مسابقه تا حدودی روشن شود .

ترانه فقط شعر یا موسیقی تنهانیست بلکه ازسه عنصر شعر،ملودی و ریتم تشکیل شده است که درحوضه هنرهای آوائی یا صوتی قرارمی گیرد.این عناصردرکناریکدیگرترانه ای را تشکیل می دهند ولی می توان هرکدام ازآن ها را به طورمستقل موردتجزیه وتحلیل قرارداد.

برخی تصورمی کنندکه ترانه نوع ضعیفی ازشعراست ،این نظریه درست نیست زیراترانه هم می تواندمفاهیم ومضامینی راکه یک شعردربرمی گیرد به همراه داشته باشدودارای موضوعات عمیق یا سطحی باشد(بستگی به سلیقه ی ترانه سرادارد).

ترانه سرامی تواندازملودی وموسیقی نیزدرکناراثرخود کمک بگیرد وآن را تأثیرگذار و زیباتر نماید،همچنین ترانه می تواند مخاطب بیشتری رابه خودجذب کند،درترانه مفاهیم عمیق وپیچیده به طرزساده تری بیان می شوند تا بدین ترتیب مخاطب بهتربا اثرارتباط برقرارکند

ترانه قالب یاگونه ای از شعراست اما میزان پذیرش موسیقی ترانه ازشعربیشتراست گرچه هستند اشعاری حتی درقالب سپید که برروی آنها موسیقی گذاشته شده وخوب ازکاردرآمده اند اماساختن ملودی برای بسیاری ازاشعارآسان نیست بااین حال ترانه تنهاشعری نیست که ظرفیت پذیرش موسیقی بالایی داشته باشد.

افشین یداللهی درمصاحبه ای گفته است:

چیزی که به آن ابتدا به ساکن ترانه نام می‌دهیم آن است که با شنیدن آن هر موزیسینی احساس کند که این نوع شعر ظرفیت پذیرش موسیقی را دارد.

زبان شناسان هم معتقدند که شعر از بدوِ پیدایش، با خوانشِ آهنگین همراه و همخانه بوده و به مرور از نغمه جدا شده است. در ادب کلاسیکِ فارسی نیز شاهد این واقعه بوده ایم و شاعرانی مثل رودکی و امیر خسرو دهلوی، اشعار خود را با آواز و همراه با موسیقی می خوانده اند . وس


تَرانه به شعر و آهنگی که برای هم ساخته شده باشندخواننده‌ای شعر آن را تحت قواعد موسیقیایی اجرا کرده باشد گفته می‌شود


به گفتهٔ دیگر هر شعری که قابلیت موسیقیایی داشته باشد را می‌توان ترانه دانست


ترانه یکی از زیباترین نوع موسیقی شعر می باشد ولی ترانه خود زیر مجموعه ای از شعر است و همین ترانه سرایی است که به شعر اعتبار بخشیده است ، ترانه خود سبکی مستقل از دیگر سبک ها است و بهترین نوع از قالب های شعری است که با لحن موسیقایی طراوت و با زیبایی خاصی که دارد، ابزاری برای بیان احساسات و اندیش های سیاسی و اجتماعی است و ترانه در واقع ریشه در شعر دارد و یک سری از قوانین شعر را رعایت می کند، ولی خود به تنهایی دارای تعریفی مشخص می باشد ترانه همانند شعر و وزن می باشد و از این حیث شباهت بسیاری به شعر دارد ولی تفاوت عمده شعر و ترانه این است که ترانه دارای یک پیوند درونی با موسیقی است .از دیگر ویژگی های عمده ترانه باید به زبان ساده آن اشاره کرد یکی دیگر از مواردی که ترانه سرا را مجبور به ساده نویسی می کند این است که چون ترانه بر روی موزیک و آهنگ قرار می گیرد و با صدای خواننده به گوش مردم می رسد ؛ در نتیجه تمام ذهن شنونده متوجه معنی ترانه نیست بلکه قسمتی از آن متوجه موزیک ترانه و قسمتی متوجه صدای خواننده می باشد از دیگر نکاتی که در ترانه باید رعایت گردد استفاده از کلمات و زبان روز مردم است و دوری کردن از زبان کلاسیک بطور مثال ما در مکالمات روزانه خود نمی گوییم : " ز ره رسیدی" بلکه می گوییم : "از راه رسیدی" پس باید در ترانه سرایی به این نکته توجه داشت که زبان و ادبیات فولکوریک ابزار ترانه سرا قرار گیرد بر خلاف تصور اکثر مردم با توجه به نکاتی که گفتم ترانه سرایی از شعر سرودن مشکل تر است.


شاعری که هنوز نام ادوات موسیقی را نمی داند و ریتم و هارمونی در موسیقی را نفهمیده و با این هنر حتی به طور عام آشنایی اندکی ندارد نباید به ترانه شدن شعرش راضی شود ، اهمیت تلفیق شعر و آهنگ را نباید از خاطر برد ، این تلفیق را ترانه سرا و آهنگساز و خواننده باید توأم انجام دهند .


گنجاندن مضامین اجتماعی و تصویر سازی در شعر ترانه اگر بخواهد خوب جا بیفتد کار دشواری است شعر کلاسیک ، وزن یکدست دارد و دشوار است که بتواند دگرگونی های روحی که وظیفه ی موسیقی است در آدمی برقرار کند مگر گاهی اوقات در سرودهای آیینی و مقامی معمولا مثله کردن شعر هم راه به جایی نمی برد هر چند نوازندگان و خوانندگان به طور اعم شاعر نیستند مگر تعداد انگشت شماری و همین تعداد انگشت شمار گهگاه ترانه ای گفته اند نافذ و ماندگار ...

ساختار اصلی ترانه :

استخوان بندی یک ترانه شامل چندین بخش می‌شود که این بخش‌ها در جایی به هم وابسته‌اند یا اصولا مستقل از هم هستند:

۱: وزن مناسب

۲: طرح اصلی (موضوع ترانه): اصلی‌ترین تقسیم بندی طرح اصلی عبارست از:عشق،اجتماع، آمیزه‌ای از هر دو

۳: شخص (طرز بیان): که منظور از آن طرز بیان موضوع ترانه‌است و به دو شکل اول شخص و سوم شخص در ترانه جریان دارد و در مواردی تلفیقی از این دو

۴: زبان سرایش: که می‌تواند زبان گفتاری باشد یا زبان معیار نوشتاری

و همچنین مهمترین ویژگی های یک ترانه ماندگار:

1 – هم خوانی با صدای خواننده
2 – سادگی و روانی در عین داشتن صور خیال
3 – همخوانی با ملودی و سرعت آهنگ
4 – تنوع و رنگ آمیزی در میزانها
5 – عدم تکرار بیش از حد بندها
6 – ارتباط قوی طولی
7 – تازگی عبارات برجسته ی شعر ترانه
8 – تنوع در وزن





در دوران معاصر، قافیه‌دار بودن و سازگار بودن شعر با عروض دیگر از پیش‌شرط‌های ترانه بودن یک شعر نیست


درون‌مایهٔ ترانه‌ها معمولاً توده‌ای و عامیانه و احساسی است ، فراق، غربت، عشق و محبت، دشمنی، دادخواهی، مبارزه با ظلم و ستم، آموزش و از موضوعات اصلی ترانه‌ها هستند


در ابتدای دورهٔ معاصر اکثر ترانه‌های فارسی تغزل به سبک عراقی بوده و به پیروی از بزرگان این سبک مانند حافظ و سعدی سروده شده ‌است از آن‌جا که تنها سبک موجود آن روزگار موسیقی ردیفی و دستگاهی بود، تا سال‌ها در زبان و قالب ترانه تغییر جدی پدید نیامد .


در سال‌های آغازین دههٔ پنجاه، با آغاز موج نوی ترانه یا همان ترانهٔ نوین و تولد موسیقی پاپ در ایران، زبان به فراخور موسیقی دچار شکستگی شد و به واقع به زبان گفتاری مردم کوچه و بازار نزدیک شد ترانه از آن پس از تعاریف قالب‌های کلاسیک بیرون آمد و در حقیقت تعریف آن دیگرگون شد از آن تاریخ تا امروز تغییر بنیادین به مثابهٔ آنچه در دههٔ ۵۰ اتفاق افتاد، در ترانه رخ نداده‌است ولی شاهد فراز و نشیب‌های بسیاری به فراخور تغییرات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، در آن بوده‌ایم


واژةٔ ترانه در قدیم در معنای رباعی به‌کار می‌رفت در معنی دیگری در قدیم به هر تصنیفی که سه گوشه داشته باشد ترانه گفته می‌شد در قدیم هم‌چنین واژهٔ ترانه را گاه در معناهای سرود، نوا و نغمه به‌کار می‌بردند .

----------------------------


تمایز بین ترانه و شعر:


بعضی به اشتباه ترانه را معادل شعر می دانند حال آنکه شعر چه در قالب شعر کلاسیک و چه در قالب شعر آزاد یک اتفاق ادبی صرف است که احساسی را با کمک کلمات و خیال پردازی به خواننده منتقل می‌کند که در هر دو سبک کلاسیک و آزاد مقتضیات و قواعد خاص خود را دارد ، اما ترانه سروده ای است که به هدف هم آغوش شدن با موسیقی نوشته می شود این نوشته باید بتواند برای قالب موسیقایی مدّ نظر سراینده یا آنچه با هماهنگی آهنگساز تعیین می شود، کارکرد مناسبی داشته باشد شعر می تواند به عنوان ترانه هم استفاده شود ( مانند شعرهای حافظ در موسیقی سنتی) اما ترانه محدود به شعر نیست در ترانه الزامی به رعایت پارامترهای شعری نیست و مهم این است که ترانه بتواند با موسیقی مورد نظر یک ترکیب دلنشین ایجاد کند
به این ترانه توجه کنید : گل گندم مال من/ هر چی که دارم مال تو-- یه وجب خاک مال من / هر چی می کارم مال تو یا این

ترانه: باز ای الهه ناز/ با غم من بساز-- کاین غم جانگداز/ برود زبرم

وترانه‌های دیگری که ماندگار شده اند اما خودِ متن ترانه از نظر ادبی ارزش شعری چندانی ندارد اما نوشته بسیار مناسبی برای کارکرد موسیقایی بوده و در ترکیب با موسیقی مناسب خودش بسیار دلنشین شده اند ترانه‌ها به خصوص در کارهای جدید مانند رپ یا راک و کارهای مدرن دیگر حتی از اول تا آخر یک ترانه می تواند با تغییر ریتم و وزن همراه باشد یا حتی در مواقعی بدون وزن باشد و یا هر نوآوری که ترانه سرا و آهنگ ساز برایش در نظر بگیرند مهم این است که مجموعه کار یک اثرِ قابل قبول از آب در بیاید به این ترانه توجه کنید:


یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم خود را چو فرو ریزم با خاک درآمیزم و گرنه من همان خاکم که هستم...


یک روز سر زلف بلوندت چینم بهر دل مسکینم اینم جگرماینماینم یک روز که باشم مستلایعقل و ترد و سست یک روز ارس گردماطراف تو را گردم کشتی‌ی شوم جاریاز خاک برآرم توبر آب نشانم تو دور از همه بیزاری دریای خزر گردمخواهی تو اگر جونم محصول هنر گردمخواهی تو اگر جونم یک روز بصر گردمیک روز نظر گردم پانصد سر سردرگمای وای





حبل المتین گیستجمعاً به تو آویزیم لاتفرقو و اعتصموا واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا


( خواننده و آهنگساز محسن نامجو)


این ترانه از تمام قواعد شعری کلاسیک گریزان است و سروده ای آهنگین است مناسب آنچه نامجو در نظر داشته اجرا کند در مجموع باید گفت ترانه با وجود بهره بردن از زیبایی‌های ادبی باید در قالب موسیقایی ارزیابی گردد نه در قالب ادبی محض!!


از ترانه سرایان و آهنگ سازان نسل اول می توان به نسلی که «ابولحسن ورزی»، «پژمان بخیتاری» و «نواب صفا»ی ترانه سرا، «مرتضی نی‌داوود»، «ابوالحسن صبا» و «کلنل علینقی‌خان وزیری» آهنگ‌ساز، و «جواد بدیع‌زاده»، «قوامی» و «فاخته‌ای» اشاره کرد

===============



- چهره های موسیقی ایران


- نگاهی اجمالی به تاریخ ترانه سرایی در ایران نوشته آقای سعید کریمی است ، این مطلب برگرفته از وب سایت وازنا است


الف ) پیش از شیدا


مانند بسیاری از هنرها تاریخ دقیقی برای پیدایش ترانه (یعنی سرودن شعر بر پایه ی ملودی) و این که چه کسی نخستین ترانه را سروده است نمی توان یافت پیشینه ی ترانه سرایی در زبان پارسی به متن های ساسانی باز می گردد و "خسروانی" هایی که به باربد منسوب است وی موسیقی دان و بربت نواز دربار خسرو پرویز بوده است که شعرهایش را با ساز می نواخته و می خوانده است از او در متن های ادبی بسیار یاد شده و ۳۰ لحن او در ادبیات کلاسیک پارسی معروف است نمونه ی خسروانی زیر را به وی نسبت داده اند:


قیصر، ماه را ماند و خاقان خورشید


که خواهد ماه پوشد که خواهد خورشید





ب ) دوره ی نخست ( ١٢۵٠- ١٣١٩)


تعریفی که امروزه از ترانه و ترانه سرایی ارایه می شود، با علی اکبرخان شیرازی متخلص به شیدا (١٢٢٢- ١٢٨۵ ش مدفون در ابن بابویه شهر ری) آغاز می شود او بی شک و از نظر بسیاری، احیاگر هنر ترانه سرایی در دوره ی معاصر ایران است که با آگاهی و تسلط بر ظرایف شعر و موسیقی به تصنیف سازی پرداخت و به آن وجه ادبی بخشید قدیمی ترین تصنیف هایی که امروزه به صورت کامل در اختیار داریم، از شیداست تصنیف هایی چون: امشب شب مهتابه، بت چین ، دوش دوش، عقرب زلف کجت، شب وصل، سلسله ی موی دوست، در فکر تو بودم، صورتگر نقاش چین و


تا پیش از شیدا، تصنیف دارای شکل ادبی و رسمی نبوده و دارای عبارت هایی گاه سخیف و مبتذل بوده است و توسط خواننده های دوره گرد اجرا می شده است نمونه هایی از این ترانه ها در کتاب کوچه ی شاملو گرد آمده است


برای نمونه :


آلو آلو آلو آلو آلوچه


قرِخوب خوب می خوای، بزن تو کوچه


آلو آلو آلوچه آلو


نومزد بازی خوبه پهلو به پهلو


و مانند آن


و یا هجویه ایی که مردم برای مظفر الدین شاه ساخته بودند با این آغاز:


آبجی مظفر اومده، بلگِ چغندر اومده


عارف قزوینی در باره ی شیدا می گوید: "مرحوم میرزا علی اکبر شیدا تغییراتی در تصنیف داد و اغلب تصنیفاتش دارای آهنگ دلنشین است، مختصر سه تاری هم می نواخت و تصنیف را اغلب نصف شب در راز و نیاز و تنهایی درست می کرد"


ابوالقاسم عارف قزوینی (۵ ١٢٩- ١٣١٢ش) در این دوره با سرودن اشعار با هیجان ملی میهنی و اجرای آن ها در کنسرت هایش، محبوبیت فوق العاده ای در میان خاص و عام کسب کرد تا آن روزگار شکل عرضه ی موسیقی عمومن مجالس بزمی بود عارف برای نخستین بار اجرای کنسرت در ایران را بنیاد نهاد و موسیقی و ترانه را به عنوان هنری جدی، رسمی و تأثیرگذار به همگان شناساند از عارف بیست و نه ترانه به یادگار مانده است که بیش تر آن ها بارها و بارها توسط خوانندگان متعدد اجرای مجدد شده است چند تن از مشهورترین آن ها به شرح ذیل است:


آمان آمان (در دستگاه شور با مطلع : ای آمان از فراقت آمان .به مناسبت ورود فاتحان به تهران در سال ١٢٨٥ش ) افتخار آفاق (در سه گاه) از خون جوانان وطن لاله دمیده (در دشتی و به هنگام گشایش دوره ی دوم مجلس شورای ملی) ننگ آن خانه که مهمان ز در خان برود (در افشاری و به هنگام اولتیماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوستر امریکایی از ایران) از کفم رها شد قرارِ دل (در افشاری) چه شورها (در شور و به مناسبت آگاهی از مقاصد ننگین عثمانی نسبت به آذربایجان) گریه کن (در دشتی و به مناسبت مرگ کلنل محمد تقی خان پسیان) بهار دلکش (در ابوعطا ) و از دیگر ترانه سرایان این دوره باید از امیر جاهد و ملک الشعرا بهار نام برد امیرجاهد ( ١٢٧٤- ١٣۵۶) ترانه سازی با ذوق و توانا بود و بیش تر آثارش برای نخستین بار با صدای قمر و تار ارسلان درگاهی اجرا شده است از ترانه های مشهور وی باید به: امان از این دل که داد (در سه گاه) در بهار امید (در افشاری) هزار دستان به چمن (در چهار گاه) و ملک الشعرا بهار از نخستین شاعران مطرح زمان خویش است که به ترانه سرایی به صورت اصیل آن یعنی سرودن شعر بر پایه ی ملودی پرداخته و آثار ماندگاری نیز از خود به یادگار گذاشته است مانند: مرغ سحر (در ماهور با آهنگ مرتضی خان نی داود ) ز من نگارم (در ماهور با آهنگ درویش خان)


در این دوره به جز ابداع کنسرت، شاهد نخستین نمونه های ضبط آثار موسیقیایی هستیم که البته با توجه به کمبود امکانات در داخل کشور، بیش تر این صفحه ها در هند، لبنان و آلمان ضبط شده اند

----------------------





ج ) دوره ی دوم ( ١٣١٩- ١٣٤٩ش)


با تأسیس رادیو در سال ١٣١٩ش و تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پس از شهریور بیست در کشور، موسیقی و پیرو آن ترانه سرایی رنگ و بویی دیگر می یابد از این دوره رادیو به عنوان رسانه ای فراگیر که در دسترس همگان قرار دارد، به مهم ترین و تأثیر گذارترین جایگاه عرضه ی موسیقی آن سال ها و تعیین کننده ی ذائقه ی موسیقیایی جامعه بدل می شود و تا دهه های بعد این نقش را حفظ می کند مهم ترین جریان های قابل بررسی موسیقی آن سال ها در رادیو و سینما شکل می گیرد که البته در این میان رادیو رسانه ی مؤثرتری ست


سال ١٣٣۵ش در رادیو به کوشش زنده یاد داود پیرنیا برنامه ی "گل های جاویدان" و پیرو آن در سال ها ی بعد برنامه های "گل های رنگارنگ" ، "برگ سبز" ، "یک شاخه گل" و "گل های صحرایی" شکل می گیرد این برنامه ها به طور هفتگی و منظم تا سال ۵٧ ش پخش می شد که به اجرای موسیقی ایرانی اختصاص داشت و در دو بخش آواز و ترانه با دکلمه ی برگزیده از شعرهای کلاسیک پارسی همراه بود مهم ترین و ماندگارترین آثار موسیقی ردیفی ( آواز و تصنیف ) سده ی معاصر در این برنامه ها اجرا شده است برجسته ترین هنرمندان موسیقی معاصر در این برنامه ها همکاری داشته اند از آن جمله اند:


آهنگ سازانی چون : روح اله خالقی ، مجید وفادار ، علی تجویدی ، مرتضی محجوبی ، مهدی خالدی ، پرویز یاحقی ، حبیب اله بدیعی ، جواد معروفی ، انوشیروان روحانی ، همایون خرم ، اسداله ملک ، عطا اله خرم و


خوانندگانی چون: دلکش ، مرضیه ، بنان ، محمودی خوانساری ، ایرج ، علی اکبر گلپایگانی ، الهه ، پوران ، محمد رضا شجریان ، عبدالوهاب شهیدی و البته ترانه سرایانی که به آنان " ترانه سرایان کلاسیک " نیز گفته می شود هر چند تعدادی ترانه نیز از اینان می توان یافت که در این طیف قرار نمی گیرد کسانی چون: رهی معیری ، معینی کرمانشاهی ، بیژن ترقی ، بهادر یگانه ، اسماعیل نواب صفا ، تورج نگهبان ، پرویز وکیلی و از ویژگی های " ترانه سرایی کلاسیک " تقدم ملودی بر کلام است که عمومن زبانی رسمی با مختصات و زیبایی شناسی "سبک بازگشت" و عمومن همان مضمون ها ولی در قالب ترانه است در هر صورت، این ترانه ها در آن سال ها محبوبیت و مقبولیتی فراوان داشتند و هنوز هم در موسیقی ردیفی به جز کارهایی جسته و گریخته ، همان زبان و حتا فرم ملودی نویسی رواج دارد


د ) دوره ی سوم ( ١٣۵٠- ١٣۵٧ش)


هم زمان با موج سینمای ایران در اواخر دهه ی چهل، جریان تازه ای در ترانه سرایی ایران شکل گرفت که بعدها " ترانه سرایی نوین" نامیده شد بسیاری ترانه ی "دو ماهی" شهیار قنبری را آغازگر این جریان می دانند ترانه ای با صدای گوگوش ، آهنگ بابک افشار و تنظیم واروژان با این آغاز:


ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود


خالی از اشکای شور خالی از بود و نبود و


این ترانه در زمستان سال ٤٩ نوشته و در بهار سال ۵۰ منتشر می شود و مورد استقبال مردم نیز قرار می گیرد (۱) خیلی زود ایرج جنتی عطایی، اردلان سرفراز و بعدها کسانی چون زویا زاکاریان ، منصور تهرانی و به این جریان می پیوندند و به نوشتن آثاری می پردازند که از یک سو مقبولیت و محبوبیت در میان عامه ی مردم پیدا می کند و از سوی دیگر وجه ی ادبی و رسمی خود را دارند و از این دوره می توان "ترانه" را به عنوان " ژانری مستقل در ادبیات ایران " بررسی کرد


بدین ترتیب "ترانه سرایی نوین" با تاخیری پنجاه ساله نسبت به شعر معاصر، از زیر سایه ی سنگین شعر کلاسیک رها می گردد و به عنوان عنصری پویا ( و نه تفننی ) در زندگی شهروند معاصر ایرانی زندگی خود را آغاز می کند


منابع :


سرگذشت موسیقی ایران، روح اله خالقی


نام نامه ی موسیقی ایران زمین، مهدی ستایشگر


فیلم شناخت سینمای ایران (جلدهای ١ تا ٤ )، غلام حیدری


نقد و بررسی موسیقی ملی – اقلیما پرتو


پیوند موسیقی و شعر – حسین دهلوی


نفایس الفنون فی عرایص العیون – محمد آملی


برگی از باغ – ناصر مجرد


مردان موسیقی – حبیب الله نصیری فرد




کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 3053 نفر 4516 بار خواندند
کرم عرب عامری (15 /03/ 1394)   | حسین دلجویی (16 /03/ 1394)   | زهرا نادری بالسین شریف آبادی (29 /03/ 1394)   | روح الله اصغرپور (12 /04/ 1394)   |

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا