مینا آقازاده

مینا آقازاده

امتیاز اعضا:
امتیاز ویژه:

دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

تحلیل ساختاری فرم و محتوا در شعر سپید

موضوع : تحلیل ساختاری فرم و محتوا در « شعر سپید »
دکتر مینا آقازاده

چکیده
از دیر باز تا کنون ،شعر فارسی دستخوشِ تغییرات بی شماری به لحاظ فرم و محتوا شده است و شکوفاییِ شعر و ادب نیز در گروی همین تحوّلات است که منجر به ایجاد سبک و سیاق جدید در تاریخ شعر و ادب فارسی می شود . شعر فارسی مسیر پر فراز و نشیب خود را از کهن به نیمایی و از نیمایی به سپید طی کرده است و حال می خواهد با توجه به شیوع شعر سپید و گستردگی شاعران و مخاطبانش ،جا پای خود را در تاریخ ادب محکم کند . شعر سپید به پشتوانه ی شعر نیمایی که شعر را تا حدود زیادی از بند عروض رها کرد، پا را فراتر نهاده و به طور کامل ذهن شاعر را از حصار وزن و قافیه می رهاند و به سمت خلق زیبایی و مضمون گرایی سوق می دهد. شعر سپید با بهره جستن از آرایه های ادبی لفظی و معنوی، قدرت ِ تصویر سازی بالا ، صُورِ خیال ، موسیقیِ طبیعی واژگان و ... ساختمان شعر را بدون لوازمِ وزن ،ردیف و قافیه بالا می برد بی آنکه کمترین خللی در شکوهِ آن ایجاد کند .
ما در این مقاله بر آنیم تا ضمن تحلیل ساختار و محتوای شعر سپید ، سیر تحوّل شعر فارسی از نیمایی به سپید را بررسی کرده، به بیان برجستگی های شعر سپید و شناخت ضعف ها و کاستی های آن بپردازیم و ضمن رازگشانی از گستردگیِ شاعران و مخاطبان این قالب ، راهکارهایی را برای رفع کاستی ها و کج اندیشی های مربوط به آن ارائه دهیم .هم چنین برآنیم تا به انعکاس موسیقی طبیعی ، درونی و کیفی در شعر سپید که جایگزین موسیقی کمی و بیرونی (عروضی ) شعر کهن و نیمایی شده است بپردازیم . معرفی شاعران سپید سرا با نمونه ای از اشعارشان نیز هدف دیگر این تحقیق است که مخاطب را در تحلیل بهتر شعر سپید یاری می کند .

کلید واژه ها : ساختار ،شعر معاصر ، ، شعر سپید، فرم ، محتوا







مقدمه :
شعر سپید در حال گذر از مسیر آزمایش و تجربه است و بی گمان در این بستر دستخوش تغییرات و تحولات زیادی خواهد شد . تحقیقات و تألیفات انجام گرفته در این زمینه به علت نوپا بودن این قالب محدود بوده و پاسخگوی نیاز شاعر و مخاطب نمی باشد . کتابهایی چون «تاریخ تحلیلی شعر نو »، تألیف شمس لنگرودی ،« با چراغ و آیینه» اثر دکتر شفیعی کدکنی و مقالاتی در این زمینه نگاهی گذرا به سیر تحول شعر فارسی دارد و عطش شاعر و مخاطب را فروکش نمی کند . .هر چند آقای محمود فلکی در زمینه ی موسیقی شعر سپید با نگاهی به آثار شاملو گره های بی شماری را گشوده است اما همچنان نکات مبهمی در این راستا وجود دارد که قلم را به کرنش وا می دارد .درباره ی فرم و محتوای شعر سپید مقاله و کتاب مستقلی تاکنون نوشته نشده است .در این نوشتار بر آنیم تا با اندوخته ها و تجربیات خود و دیگران در زمینه ی شعر سپید و با استفاده از روش کتابخانه ای – تحلیلی نیاز شاعر سپید سرا و مخاطب سپید دوست را تا حد امکان بر آورده کنیم .
شعرِ ماندگار، شعری است که از احساس و اندیشه ی شاعر نشأت گرفته باشد و از قلّه های مرتفعِ دانایی و احساس شاعر بجوشد و دامنه ی وسیعی از ذائقه ی حسی و فکری مخاطب را سیراب کند .شعر سپید با استقلال زبانی و فکری خود این مهم را فراهم کرده است.
در شعر سپید موسیقی درونی و طبیعی و چینش هنرمندانه ی واژگان منجر به تولید یک شاهکار هنری می شود ، در واقع این کلمات هستند که موسیقی درونی شعر را بدون دخالت عروض می آفرینند و سکّان دار شعر سپید هستند .
سیر تحول شعر از نیمایی به سپید
تغییر در قالب، ساختار و محتوای شعر ، محصولِ تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه است و در واقع نیاز مخاطب و شاعر تعیین کننده ی حرکتی نوین و بنیادی در عرصه ی شعر می باشد . تجدد در ادبیات تابع تجدد در محیط زندگی است . (یاسمی ، 1316، 6) نیما خود در باره علت تغییر در وجه بیرونی یا همان قالب شعر می گوید :«لب استخر نشسته موج های کوتاه و بلند را تماشا می کنم ...مثل اینکه استخر حرف می زند موج های کوتاه و بلند جملات او هستند که بنا به اقتضای موقع و مقام و معنی ،بلند و کوتاه می شود ...من می خواهم انتظام طبیعی به فرم شعر داده باشم .» (لنگرودی 1370،142)
« شکل یا بهتر است بگوییم ساختار شعر نیمایی ،چیزی ست متفاوت با شعر کهن که عمدتا از رهگذر شکستن اوزان عروضی یا کوتاه – بلند نویسی سطرها پدید می آید »( فلکی ،1380، 91) «در شعر سنتی ،قالب ها ی از پیش تعیین شده یی وجود داشت که شاعران محتوای ذهنی شان را در یکی از آن ها فرو می ریختند »(لنگرودی 1370،141) نیما معتقد بود که احتیاجی نیست با کلمات مصراع پر کن مصراعی را مساوی مصراع دیگر کرد . هر جا حرف تمام می شود مصراع تمام است ...» ( شمیسا،1388 ، 26 )
به نظر می رسد تا زمانی که زبان ، احساس و اندیشه و در یک مفهوم ، قلم ،در قید و بند اما و اگر های اولیه در سرودن باشد آنچه خلق می شود بی گمان با رنگ و لعابی از تصنع همراه است که منجر به ایجاد فاصله بین شاعر و مخاطب می شود .
« نیما گذشته از دگرگون کردن فضا و محتوای شعر، در شکل و قالب آن نیز تحولاتی پدید می آورد ....وی در تمام دگرگونی هایی که در این زمینه پدید می آورد قصد داشت به شعر وزن طبیعی بدهد و وزن طبیعی نمی تواند در طول شعر یکنواخت باشد .» ( از شعر خاکستری تا سپید ، 32) نیما در این رابطه می گوید : « هر تصویر ذهنی باید وزن طبیعی و خاص خود را داشته باشد . پس نباید تصویرهای مختلف ذهنی را در یک وزن مساوی به کار برد . » ( نیما یوشیج ، 1384، 100 )
در شعر سپید ، شاملو که نماینده ی این قالب شعری است ، پا را فراتر نهاد و به طور کامل لباس تنگ عروض و قافیه و ... را از تن شعر جدا کرد و تن پوشی از رهایی و جوششِ مطلق را بر احساس و اندیشه ی شاعر پوشاند . وی عنصر فریبنده ی وزن را کنار گذاشت تا غنی بودن واژگان در زبان فارسی را به رخ بکشد.
شاملو در این باره می گوید : « وزن فقط مقادیر معدودی از کلمات را در خود راه می دهد و بسیاری از کلمات دیگر را پشتِ در می گذارد در صورتی که ممکن است درست همین کلماتی که در این وزن راه نیافته ، در شمار تداعی ها درست در مسیر خلاقیت ذهن شاعر بوده باشد . » (رهنما، 1385،37 )
همچنین شاملو در مصاحبه های خود شعر خام را به سیلابی تشبیه می کند و اذعان می دارد وقتی ما وزنی را برای شعر در نظر می گیریم مثل آن است که برای این سیلاب که باید تشکیل رودی بدهد – پیشاپیش بستری حفر می کنیم و این را منحرف کردن جریان طبیعی سیلاب و جلوگیری از حرکت خلاقه ی آن می داند و می گوید سیلاب باید تمامی دامنه را فرا بگیرد تا بتواند در شکل نهایی خود که همان رود است سفرش را آغاز کند در نظر وی شعر فوران آتشفشانی است که باید با جاری شدنِ طبیعی، مسیر طبیعی خود را بیابد در نگاه وی وزن سبب انحراف ذهن شاعر و انحراف جریان خود به خودی شعر یعنی زایش طبیعی آن است . ....( همان، 38 )
احساس تغییر و تحول در قالب شعر در اغلب موارد در شاعر اتفاق می افتد چرا که او می خواهد خواسته های درونی خود را بی هیچ محدودیتی جاری و رها سازد و لحظه ای فکر و احساس خود را به دستِ محدودیت های وزن و ...نسپارد چرا که شاعر سپید گو معتقد است نمی تواند از پیش بستری ساخته شده برای احساسش فراهم کند و سپس واژگان و حروفش را در آن بستر جاری سازد . همین اندیشه بستر سازِ تغییر شعر از نیمایی به سپید بود .تغییری که در شاعر برای بیان عواطف و افکار درونی اش اتفاق افتاد.
« وقتی شاعری اجزا و عناصر حادثه ای را که تولید طبیعی ذهن و شخصیت اوست کنار می گذارد تا اجزا و عناصری را آگاهانه جانشین آنها کند تا سایه ی شخصیت خود را چنان که دلخواه اوست به دیگران بنماید گذشته از آنکه تصویری دروغین از خود در معرض دید خوانندگان می گذارد خود به خود شعر را هم از حقیقت و تأثیر و نفوذ خود دور می کند چراکه او در واقع مضمون و نیتی از پیش اندیشیده و آگاهانه و هدف دار را در قالب شعر طرح می کند که در هر قالب دیگری هم با منطق زبان عادی و طبیعی زبان قابل طرح بوده است ...» ( پورنامداریان ، 36)
«نیما اگرچه تنها به بر هم ریختن نظم اوزان پرداخت اما شاملو – بنیان گذار شعر سپید – اساسا موسیقی شعر را در مقوله ای خارج از وزن تعریف کرد شاملو با برچیدن اوزان عروضی شعر – که همچنان در کلام نیما باقی مانده بود – گشایشی تازه در حیطه ی امکانات شعر فارسی فراهم ساخت » (دارایی زاده ، 1389)
به این ترتیب زمینه های تحول شعر از نیمایی به سپید ایجاد شد و دلیل این تحول احساس نیاز شاعر به رهاشدنِ بی قید و شرط از حصار وزن عروضی و قافیه ی اجباری بود چرا که شاعر نمی توانست احساس خود را محدود کند تا از ابتدا تا انتهای شعر را با یک وزن و موسیقی بسراید او نمی توانست غم و شادی اش را در یک وزن خاص عروضی بگنجاند.
شعر سپید چیست ؟
شعر سپید ، شعری است که از قید و بند وزن و قافیه و محدودیت های عروضی رها شده و موسیقی درونی و طبیعی در آن جایگزین موسیقی بیرونی ( عروض ) شده است . این موسیقی از هم نشینی متناسب صامت ها و مصوّت ها و طنین طبیعی کلمات ایجاد شده است . در واقع این کلمات و حروف هستند که در شعرسپید به سماع در می آیند و شعر بی وزن و قاعده را موزون و قانونمند می کنند . « بی تردید شعر از درون واژه پدید می آید و واژه خود در شعر به حیاتی تازه دست می یابد . یعنی در یک کنش متقابل ،شعر و واژه در ترازوی همگون ، جهان و خود را دگرگون می کنند .» (فلکی ، 1380، 140)
شعر سپید به دلیل ارائه ی تصویرها و تابلوهای زیبا به زبان شعر ، پیش از آنکه شعری شنیداری باشد شعری دیداری است .شاعر علاوه بر این که شعر خود را به گوش مخاطب می رساند او را به تماشای تابلوی زیبای اشعارش نیز می کشاند . همانگونه که نمی توان حرکات موزون را توضیح داد و آن پدیده ای دیداری است شعر سپید نیز با هم آوایی و بازی زبانیِ متناسب ، بر دیده و دل می نشیند و خواننده را به تماشا می کشاند . به کار گیری قافیه نیز در این نوع شعر کاملا جوششی و ناآگاهانه است . و شاعر خود را مقیّد به رعایت قافیه ی اجباری نمی کند. گاهی در شعر سپید ردیف به جای قافیه می نشیند و آهنگ کناری شعر را پدید می آورد ، چیزی که در شعر موزون عروضی ممکن نبود و این خود نوعی آشنایی زدایی و هنجار شکنی محسوب می شود .
آغاز حضور این نوع شعر را در ادبیات فارسی باید حدود دهه ی سی دانست. در اواسط دهه ی سی تقریباً همه پیشروان شعر نو، شعر منثور را به عنوان شعر پذیرفته بودند و مجلات در سطح وسیعی محل طبع آزمایی شاعران مختلف برای سرودن شعر سپید شده بود. (لنگرودی؛ 1377:‌ 386)
« شعر آزاد ، در اصطلاح اروپایی آن، عبارت است از نوعی ساختار منظوم به نظم ِ غیر عروضی و غالبا بدون قافیه که در زبان فرانسوی به آن verse libre می گویند و فاقد عروض رسمی و تساوی طولی مصراع هاست و تکیه ی آن بیشتر بر وزن طبیعی گفتار در زبان است و ایقاع هایی که نتیجه ی همخوانی صوتی هجاهای تکیه دار و بی تکیه است .» (کدکنی ، 277) « دشواری کار در شعر سپید سرایی در این است که خشت و مصالح این شعر باید به گونه ای در جای مناسب خود بنشیند که بدون ملاط وزن و قافیه هم فرو نریزد همانگونه که بسیاری از اشعار که تنها وزن و قافیه قالب آنها را حفظ کرده است هنگامی که این ملاط را حذف کنیم و یا به تعبیر دیگر ، رشته ی وزن را از تسبیح واژگان بیرون بکشیم ، تمام ساختمان فرو خواهد ریخت »( فلکی ،1380،97)
در شعر سپید نوعی جاذبه بین واژگان وجود دارد که نهفته و از دید مخاطب پنهان است و همان منجر به ایجاد موسیقی و آهنگ حسی و کیفی در شعر می شود مشروط بر آن که شاعر رازِ چگونگیِ هم نشینی واژگان را بداند و آگاه باشد که ابزار افاعیل عروضی و قافیه و ....که شاعر کهن به آن تکیه می زد را در اختیار ندارد پس باید به عناصر محکمتر دیگری چون تصویر سازی های غنی ، ترکیب سازی های بدیع ، انتخاب صحیح کلمات ، ایجاد وحدت بین صامت ها و مصوت ها و ...تکیه کند .
چگونگی نوشتن و سطر بندی و سطر سازیِ صحیح در شعر سپید از اهمیت خاصی برخوردار است هنری که می تواند شعر را از دچار شدن به نثر برهاند « یافتن ِ محل مناسب گسستها و پیوستها و چگونگی همنویسی یا جدا نویسی در شعر سپید ،یکی از عوامل مهم در سهل خوانی و آهنگین کردن شعر است .» (فلکی ،1380،128)
موسیقی درونی شعر سپید گاهی مرهون ِ استفاده ی صحیح شاعر از آرایه های ادبی چون طباق ، لف و نشر ، حس آمیزی ، واج آرایی ، پیوند و همخوانی واژگان از نظر لفظ و معناست .
حال شعر سپید را از زبان احمد شاملو – به عنوان بنیانگزار شعر سپید - و دیگر شاعران از نظر می گذرانیم :
شعر سپید از زبان شاملو :
شاملو شعر سپید را چنین معرفی می‌کند: اگر دعوای مدعیان بر سر آن است که شعر سپید نمی‌تواند نوعی شعر شمرده شود، حق با ایشان است، شعر سپید شاید رقصی است که به موسیقی، احساس نیاز نمی‌کند. (لنگرودی: 1377: ج 2: 583)وی هم چنین می گوید: « ...امروز خواننده ی شعر پذیرفته است که ...می توان سخنی پیش آورد که بدون استعانت وزن و سجع ، شعری باشد بس جاندار و عمیق . من مطلقا به وزن به مثابه ی یک چیز ذاتی و لازم یا یک وجه امتیاز شعر اعتقا د ندارم بلکه بر عکس معتقدم وزن ذهن شاعر را منحرف می کند ....» (رهنما، 1385،37)
شعر سپید از زبان مهدی اخوان ثالث:
« اتفاقا مشکل ترین شیوه و دشوار ترین نحوه ی شعر سرایی همین گونه شعر است .آشکار ترین علت آن این است که چنین شعری از بسیاری مواهب شعر عروضی بی بهره است ، از موهبت وزن و آذین های قافیه و ردیف و غیره . و هنوز هم نتوانسته است لطایف و صنایع خاص خود را بیافریند . در این صورت آن چه شعر لطیف و زیبایی باید باشد که بتواند در این شیوه ی آزاد خواننده یی را تسخیر کند و سیراب سازد ؟ توفیق در این گونه شعر از جهات بسیاری خیلی دشوار تر از شعر عروضی و حتی شعر آزاد نیمایی است . » ( شمیسا ، 628)
شعر سپید از زبان سیمین بهبهانی :
« شعری است که نوعی مطنطن خوانی را به راوی خود تحمیل می کند ...همین الزام مطنطن خوانی بسیاری را معتقد کرد که اگر شعر شاملو وزن ندارد در آن از موسیقی درونی کلمات استفاده شده است ...» سیمین بهبهانی ( همان ،630)
شعر سپید از دیدگاه شفیعی کدکنی :
اصطلاح شعر سپید که امروز در ایران بر شعر منثور (شعر بی وزن و قافیه ) اطلاق می شود ، در زبان های فرنگی مفهوم دیگری دارد و بر شعری اطلاق می شود که فاقد قافیه باشد ، اما وزن از لوازم آن است. (کدکنی ، 1390،279) شعر منثور ِ بامداد ( شاملو) یک تجربه ی تازه است یا در حقیقت احیای ِ مجددِ یک سنّت دیرینه ی نثر فارسی قدیم است و ادامه ی راه شاعران عظیمی از نوع بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی که می تواند بعضی از حال و هواهای انسان عصر ما را آشکار کند (کدکنی ،1390،678)
شعر سپید از دیدگاه عبدالحسین زرین کوب :
« شعر سپید برای پر کردن جای خالی وزن از شیوه‌های مختلفی بهره می‌گیرد از جمله: بکار بردن قافیه در پایان هر بند؛ ایجاد آهنگ درونی از طریق هم‌آوایی مصوت‌ها و صامت‌ها؛ تکرار کلماتی خاص در یک بند یا شعر.» (زرین کوب ، 1358، ص17)
فرم در شعر سپید :
شعر ، در همه ی زبانها ، موسیقیایی شدن عواطف است در زبان تصویر . تمام فرم ها از همین جا نشأت می گیرد و هنر چیزی جز فرم نیست ( کدکنی ، 1390، 698 ) صورت ،شکل یا به عبارت دیگر فرم (form) در هر انسان، شیئی و یا عنصری که موجودیت پیدا می کند ، نماینده ی تشخص و هویت آن عنصر است »( خلیلی ، 1373، 771) « در بیان‌ و مفهوم‌ فرم‌ به‌ تعابیری‌ از این‌ دست‌ برمی‌خوریم‌ که‌: فرم‌ شامل‌ همه‌ تناسب‌ها و هماهنگی‌ و ارتباط‌های‌ پنهانی‌ اجزای‌ یک‌ کل‌ است‌ نسبت‌ به‌ یکدیگر که‌ با ساختار شعر همراه‌ شود و به‌ مفهوم‌ نوعی‌ زبان‌ شاعرانه‌ رسیدن‌ تعبیر می‌شود.» (محمدی ‌پور لنگرود ،فرم‌ در شعر سپید حجم‌، زودگذر؟)
شکل در شعر دو وجه دارد :1- وجه درونی 2- وجه بیرونی
وجه درونی شکل یا ساخت شعر همان کیفیت ترکیب و هماهنگی عناصر تشکیل دهنده ی کل یک شعر است که در آغاز ، پایان ، گذرگاه ها ، پیوندگاه ها ، کیفیت ارتباط تصاویر و مفاهیم ،هماهنگی کلمات و اشیاء با تصویر و مفهوم کلی ...نمودار می گردد .
وجه بیرونی شکل شعر ، همان نمای بیرونی و قالب شعر است . در شعر کلاسیک مجموعا، شکل ،کم و بیش در دوازده دسته قالب گیری شده بود : مثنوی ، قصیده ، مسمط، مخمس ، مستزاد ، غزل ، قطعه ، رباعی ، دوبیتی و ...(لنگرودی ، 1370، 122 )
وسعت و تنوع اندیشه ی آفرینندگان شعر در زمان ها و مکان ها و شرایط گوناگون ِ لحظه ی تولد شعربه حدی از یکدیگر متمایز است که وزن و آهنگ و قالبهای مختلفی را ایجاب می کند که به هیچ وجه در محدوده ی چهارده یا پانزده فرم یا قالب قرار دادی قابل اسارت نیست و بدین ترتیب اساسا نمی توان شعر را به اقسامی محدود کرد و شاعرنیز با دست یابی به هر اندیشه ی نو طبعا می تواند به آفرینش قالبها و صورت های مناسب و در خوری که صلاح می داند بپردازد .( رستگار ، ، بحثی کلی درباره ی قالبهای شعر فارسی ، 456)
فرم در شعر سپید عنصری تفکیک ناپذیر است وساختن و پرداختن به آن، از ملزومات شعر بوده و زیبایی و استحکام ظاهری آن را پدید می آورد هر چند باید آگاه بود تا محتوای شعر قربانی فرم آن نگردد. اگر عناصر و اجزای سازنده ی شعر سپید را فرم ، زبان ، تصویر سازی ، صور خیال، استفاده از آرایه های برجسته ی موسیقی ساز و ....بدانیم توجه به فرم از ضروریات اولیه ی این نوع شعر می باشد . « فرم و ساختار در شعر امروز، مؤلّفه‌ای ضروری و اجتناب ناپذیر است.هر متن ادبی،بدون فرم نمی‌تواند شعر باشد،حتّی اگر لبریز از آرایه‌های لفظی و زبانی باشد...فرم،عبارت است از شکل و چارچوب مستحکم هر شعر،به گونه‌ای که هیچ کلمه یا بخشی از شعر،قابل حذف، جابه‌جایی یا جایگزینی نباشد.... » ( حمید رضا شکار سری ، مجله شعر ، ش 29 ، نگاهی کوتاه به فرم‌ و ساختار شعر دفاع مقدس)
فرم در شعر کهن در ارتباط افقی، یعنی در یک بیت، نمود دارد اما در شعر نیمایی و به ویژه سپید ارتباط عمودی و طولی شعر از اهمیت ویژه ای برخوردار است شاعر سپید سرای امروز با در اختیار گرفتن جمله های کوتاه و بلند در شعر ، مخاطب را لحظه لحظه با خود همراه می کند و به این ترتیب لباسی از فرم تازه بر شعر می پوشاند .
««احمدرضا احمدی‌» اینگونه‌ ما را با شعر خود و فرمی‌ که‌ اختیار کرده‌ است‌ به‌ سوی‌ «اندیشگی‌» می‌برد:
من‌ از مرگ‌ گریخته‌ بودم‌ \ مردان‌ و زنان‌ \ آن‌ طرف‌ رود \ مرا صدا می‌کردند: \ من‌ اگر بنوازم‌ \ گهواره‌ رها می‌شود.
و همین‌ نگاه‌ در شعر «سلمان‌ هراتی‌»:
مادرم‌ \ از کنار آینه‌ می‌گذرد \ به‌ مزرعه‌ می‌رود \ با سبدهای‌ سبزی‌ باز می‌آید \ پلکان‌ را می‌شوید \ پنجره‌ را پاک‌ می‌کند \ اتاق‌ را می‌روبد \ اما دوباره‌ تنها می‌شود \ روبروی‌ آینه‌ می‌ایستد \ به‌ آسمان‌ نگاه‌ می‌کند \ آبی‌ می‌ شود...
و «بیژن‌ نجدی‌» در شعر «اسبی‌ می‌گذرد» به‌ شعر فرم‌ «فلاش‌ بک‌» داده‌ است‌ که‌ توانایی‌ و توجهش‌ را به‌ فرم‌ در شعر سپیده‌ به‌ اثبات‌ می‌رساند.
اسبی‌ می‌گذرد \ زینی‌ از اسب‌ آویخته‌ بر دیوار \ سواری‌ نشسته‌ بر نیمکت‌ چوبی‌ \ دندان‌ و استخوان‌ پیشانی‌ \ سوراخ‌های‌ خالی‌ چشم‌ اسب‌ \ افتاده‌ روی‌ شن‌ \ اسبی‌ می‌گذرد \ که‌ نیست‌ مگر صدای‌ پای‌ اسب‌\ زینی‌ بر دیوار استخوانی‌ بر خاک‌ \ سواری‌ نشسته‌ بر رویای‌ اسب‌ \ اسبی‌ می‌گذرد با رویای‌ این‌ مردی‌ که‌ یله‌ بر نیمکت‌ چوبی‌ است‌.
و «غلامحسین‌ سالمی‌» در شعر کوتاه‌ «ماهی‌ و آب‌» برای‌ فرم‌ دیگر پرسشی‌ باقی‌ نمی‌گذارد:
عشق‌ تو \ شطی‌ست‌ \ و دلم‌، ماهی‌ \ هیچ‌ می‌دانی‌: \ ماهی‌، \ دور از آب‌ \ می‌میرد?» (فرم‌ در شعر سپید حجم‌، طبیعت ‌یا موج‌های زودگذر؟ فرامرز محمدی ‌پور لنگرود، وبلاگ قاب بی شیشه ، - ویکی پدیا)
محتوا در شعر سپید
«محتوا نعت فاعلی از احتواء، گرداگرد فراگیرنده و از هر سویی به چیزی فراز آینده، گرداگرد گیرنده، محیط شونده، شامل شونده، درون و داخل چیزی، در برداشته شده». (دهخدا، ذیل محتوا:1341) و در اصطلاح: «موضوع یا محتوا همان اندیشة کلی است که زیر بنای داستان، شعر یا نوشته قرار می‌گیرد». (داد، 1381:131)
به عبارت دیگر، موضوع یا محتوا قلمروی است که در خلاقیت می‌تواند درون مایه‌ی خود را به نمایش بگذارد». (میرصادقی، 1376:300)-
شعر والا و مانا همواره از تلفیق و آمیزش متناسب فرم و محتوا تشکیل می شود و به عبارت دیگر فرم و محتوا هر دو مکمّل یکدیگر هستند در شعر سپید ما علاوه بر تحوّل فرم به دگرگونی و تازگی در محتوا نیز بر می خوریم . دگرگونی ای که برآمده از تغییر نگرش ها نسبت به مسائل گوناگون اجتماعی ، فرهنگی ، سیا سی ، دینی و ....است . در این نوع شعر ،فردیت شاعر مطرح می شود و جهان از زاویه دید ِحقیقی و حقوقی شاعر دیده می شود . بسیاری از هنجارها و عادت ها شکسته می شود و آشنایی زدایی ها اتفاق می افتد . شاعر برای بیان احساس و افکار خود از اشیای پیرامون خود نیز یاری می جوید و دستان پنهان ِ «من » بیرونی و درونی ِشاعر نقش آفرینی می کند . واژه ها آزادانه در شعر سپید رفت و آمد می کنند و محدودیتی وجود ندارد . اما آنچه درباره ی محتوای شعر سپید حائز اهمیت است عبارت از پرداختن شاعر به دردهای عشقی ، اجتماعی ، سیاسی و...است که خواننده و اهل شعر روزانه با آن مواجه هستند و به نوعی دغدغه ی آنان محسوب می شود . شاعر باید احساس نزدیکی حسی و فکری را در مخاطب ایجاد کنند و خواننده شاعر را از جنس خودش قلمداد کند و او را را دچار شگفتی کرده ، « تکان» حسّی و فکری در وی پدید آورَد.
محتوای شعر که از آن به درون مایه نیز تعبیر می شود باید به پشتوانه ی اطلاعات علمی و احساسی شاعر ایجاد شود و شاخصه های زیبایی اش در شعر متبلور شود و یک احساس سرشار و ناب را در مخاطب ایجاد کند . در واقع خواننده را به لحظه ی «مکث» بکشاند و درنگ و توقف زیبای شاعرانه را بیافریند . محتوا که اندیشه ی اصلی و حاکم در هر اثر است سبب ایجاد نظم و انسجام بین عناصر شعر می شود و این در شعر سپید از جایگاه ویژه ای برخوردار است .
محتوای شعر سپید- به علت اینکه اغلب اینگونه شعر کوتاه است - باید بسیار پخته و سخته باشد و خواننده با خوانش قطعه ای کوتاه به بلندترین مضامین دست یابد .
ویژگی های شعر سپید چیست ؟
1- یکی از ویژگی های شعر سپید ، موسیقی درونی و طبیعی آن است که از هم نشینی مناسبِ واژه ها و حروف ( واج آرایی ) در کنار هم پدید می آید بدون آنکه از وزن عروضی بهره ای ببرد و این بیانگر این مهم است که واژه ها نیز به تنهایی در زبان فارسی از موسیقی سرشار و غنی ای برخوردار هستند که با به کارگیری صحیح آنها به ایجاد موسیقی طبیعی در شعر کمک می کنند . حذف وزن عروضی در شعر سپید نباید کمترین خللی به شعر وارد کند. هر نوشته ای که صرفن به صورت عمودی نوشته شود شعر سپید نیست ولی اگر آن موسیقی درونی در شعر وجود داشته باشد حتی اگر شعر به صورت نثر هم نوشته شود شعر بودن خود را نشان می دهد .
2- کوتاه بودن شعر و عدم استفاده از واژه ها و ترکیبات اضافی که هیچگونه بار توجیهی به لحاظ لفظ و معنا ندارند از خصایص دیگر شعر سپید است و در واقع ایجاز در این گونه شعر نمود بیشتر و موثرتری دارد چرا که امروزه مخاطبان به علت کمبود وقت ،تقریبا در همه ی ابعاد تمایل دارند بالاترین مفهوم و زیبایی را در کوتاه ترین زمان ممکن به دست بیاورند .
3- آغاز و پایان شعر از اهمیت سرشاری برخوردار است. شعر باید از شروعی بسیار قوی و تأثیر گذار برخوردار باشد و با یک پایان بندی زیبا ضربه ی آخر را بزند و شیرینی آن تا مدتها در ذهن مخاطب بماند و خواننده را به تفکر و تأمل وا دارد .
4- استفاده ی مناسب از آرایه های لفظی و معنوی از دیگر ویژگی های شعر سپید است . آرایه هایی مانند تشبیه ، استعاره ، مجاز ، حس آمیزی ، واج آرایی ، متناقض نما ، به کار بردن تعابیر و تصاویر بکر و تازه و ... شکوه شعر سپیدرا دو چندان کرده و خواننده را به گره گشایی - نه تعقید می کشاند برجسته ترین آرایه ی ادبی ، واج آرایی ، استعاره و متناقض نما است .
5- شعر سپید باید از قوه ی تخیل بالایی برخوردار باشد و نباید به گونه ای باشد که مخاطب حس کند با یک کلام عادی که در روزمره استفاده می شود مواجه است شعر سپید با لحن ، آهنگ و موسیقی طبیعی واژه ها در کنار هم و سرشاری کلام و معنا باید کمبود وزن و قافیه و ...را جبران کند
6- ارتباط طولی یا عمودی واژگان در شعر سپید بسیار اهمیت دارد و واژه ها از ابتدا تا انتهای شعر باید سلسله وار به لحاظ لفظ و معنا با یکدیگر ارتباط داشته باشند . گاه واژه ها در ظاهر یک معنا و در معنای نمادین مضمون دیگری را ایهام گونه می سازند که این به لطف کلام بیشتر می افزاید .
7- « واو» عطف که در شعر گذشته حضور کمرنگی دارد در این نوع شعر اغلب صدر نشین بندهای شعر است و کلام با آن آغاز می شود . همچنین استفاده از « من » که در گذشته اغلب حشو محسوب می شد در شعر سپید تأکید و فریادِ رسای شاعر است .در شعر سپید همیشه تکرار ها حشو و زائد نیست بلکه گاهی جزو ماهیت شعر به حساب می آید .
8- مهمترین خصیصه ی شعر سپید ،رها بودن زبان شاعر در بیان افکار و احساساتش است . شاعر سپیدگو با آگاهی کامل از وزن و قافیه ، شعر کهن و نیمایی به این شعر روی آورده است و علت این تمایل فوران و جوشش شاعرانه است که شاعر نمی خواهد آن را با لگام عروض و ...رام کند.
9- قافیه در این نوع قالب کاملا اختیاری است و شاعر ملزم به رعایت آن به شیوه ی سنتی نمی باشد هر چند رعایت آن به ایجاد موسیقی درونی و کناری شعر کمک می کند. در این شعر گاهی انواع سجع ها ( مطرّف ، متوازی ، متوازن) در پایان بندها حکم قافیه را دارد زیرا منجر به ایجاد نوعی موسیقی می شود . هم چنین کلمات قافیه می توانند درمیان بندها نه الزاما پایان بندها به کار روند و گاهی پشت سر هم آمدن چند کلمه ی هم آوا نیز موجب رعایت قافیه می شود .
10-«کشف» شاعرانه ، مهمترین و موثر ترین پدیده در برجسته ساختن شعر سپید است . شاعر مخاطب را به کشف های شاعرانه میهمان می کند و او را وادار به گره گشایی های عاطفی می کند این عامل خواننده را دچار شگفتی کرده وفراتر از تمام آرایه های موجود در ادبیات تکان دهده و زیباست زیرا خواننده با کشف تصویری تازه و مفهومی بکر به سکوت فرو می رود .

کاستی ها ی شعر سپید و ارائه ی راهکارهایی برای رفع آن
انگاره ی اینکه شعر منثور (سپید) با رها کردن وزن و قافیه ،یعنی کاهش دو عنصر سنتی و اساسی شعر ، سهل و ساده می شود ناشی از نشناختن جوهره و روح شعر است . این خطا ریشه در این انگاره دارد که دشواری اصلی سرودن ،در کشف یا به کارگیری درست وزن عروضی و قوافی مناسب در شعر است درست است که موسیقی بیرونی یا وزن شعر و موسیقی کناری یا قافیه و ردیف شعری در القای شعر ، نظام بخشی به ذهن شاعر و تأثیر گذاری در مخاطب بسیار مهم و تعیین کننده هستند اما تصور آنکه رها کردن اینها کار سرودن را راحت و ساده می کند جز سطحی نگری چیز دیگری نیست به ویژه آنکه در شعر سپید و نیمایی این رها کردن آگاهانه و محصول مطالعات ژرف و روشن بینی شاعرانه است نه تساهل و تسامح و تجاهل در حوزه ی شعر و مهم تر انکه با حذف موسیقی بیرونی و کناری یا کم رنگ شدن آن نوعی دیگر از موسیقی جایگزین می شود که بهره گیری از آن گاه دشوار تر و پیچیده تر از موسیقی سنتی شعر است .
بی مرزی شعر سپید گستره ی بی انتهایی را برای استعدادها و اذهان پویا نمایان ساخته که در عین حال که ظرفیت نا محدود آن زمینه ای برای پروازهای ذهنی شاعران در هزارتوی اشیا و پدیده ها به وجود آورده میدان فراخی نیز برای هرز رفتنها و بی سامانی ها پدیدار ساخته است
پس از نیما و به ویژه پس از شاملو هزاران سروده می توان یافت که بی هیچ باز تاب و پژواکی در خاموشی صفحه ها گم شدند .( سنگری، شعر منثور )
این که شعر سپید را نوشته ای صرفا عمودی و خالی از هرگونه موسیقی و آرایه و اوجی بدانیم تفکری اشتباه است که راه به جایی نمی برد . شاعران سپید سرا باید آگاه باشند که شعر سپید مسئولیتش به مراتب از اشعار کلاسیک سنگین تر است چرا که در اشعار کلاسیک قلمروی به نام وزن و قافیه وجود دارد که شعر در آن قرار می گیرد و معیار وزن و قافیه تا حدودی تعیین کننده ی اصول اولیه ی شعر است اما چون در شعر سپید این پارامترها وجود ندارد نباید هر هذیان بیهوده ای را به نام شعر سپید به خورد مخاطب داد که در این صورت مخاطب نسبت به این نوع شعر بی اعتماد می شود چرا که می بیند هرکسی گفتگوهای روزانه ی خود را زیر هم می نویسد و نام شعر بر آن می گذارد .
بنابر این شاعر سپید سرا شاعری است که احساس و اندیشه ی خود را در اوزان عروضی محک زده باشد، از دوره ی شعر نیمایی نیز عبور کرده باشد وحالا با مطالعات بی شمار اشعار شاعران کلاسیک و نیمایی و اطلاعات علمی و احساسیِ بالا ، قلم را در شعر سپید به حرکت درآورده است .
معرفی شاعران سپید سرا و نمونه ای از اشعارشان
شاعران بیشماری قلم و اندیشه ی خود را روسپید کرده و به این نوع قالب شعری روی آورده اند در این میان نمونه ای کوتاه از اشعار برخی از آنان را آورده و ما بقی را به ذکر نامشان اکتفا می کنیم .
احمدشاملو، بانی شعر سپید است اما، پیش از او نیز کسانی در صدد سرودن شعر منثور برآمدند؛ محمد مقدم، تندر کیا، هوشنگ ایرانی، پرویز داریوش، منوچهر شیبانی، بیژن نجدی و علی پورشیرازی (شین. پرتو) از پیشگامان شعر سپیدند. به ویژه هوشنگ ایرانی تلاش‌هایی برای رسیدن به شعر منثور انجام داده اما، در نهایت موفق نبوده است؛ هر چند به گفته دکتر شفیعی کدکنی درک درستی از مفهوم منثور داشته است. (زرقانی؛ 1384: 322) به نظر می‌رسد: وی در حوزه زبان شعر دچار رفتار افراطی شده؛ علاوه بر آن، تجربه شعری‌اش را قبل از رسیدن مرحله پختگی رها کرده است؛ در حالی که شاملو شعر منثور را جدی گرفت و برای تکامل آن تلاش کرد و همچنین تئوری و زیبا شناسی تعریف شده‌ای برای شعر سپید داشت که دیگران از آن محروم بودند. (همان: 321)
شاملو در شیوه خود از منابع مختلفی تأثیر پذیرفته است. یکی از این منابع، نثر آهنگین قرن چهارم و پنجم است. منبع دیگری که شاملو برای شکل دادن به قالب شعرش از آن استفاده کرده، ترجمه عهد عتیق و عهد جدید (تورات) است؛ شاملو برخی اشعار خود را به شکل آیه‌های تورات نوشته است؛ اما فکر آزاد کردن یکسره شعر از قید و بند وزن را از غرب گرفته است. (براهنی؛ 1380: 906-904)
شاملو با شعر شاعران فرانسوی چون لورکا و دیگرانی که شیوه کلاسیک را کنار گذاشته بودند آشنا می‌شود، خود او می‌گوید حرکت نوین شعری او با »لوآر» شکل می‌گیرد. (فلکی؛ 1385: 90) شاملو با وجود بهره‌گیری از منابع مختلف، زبانی مشخص و منحصر به خود دارد که در میان شاعران دیگر قابل تشخیص است. البته این زبان خاص در ابتدا هنوز صیقل نخورده و بدون نقص نشده است اما بعدها خاصه بعد از «باغ آینه»، زبان شاملو پاک و یکدست می‌شود؛ گرچه همین دقت بیش از حد در کاربرد زبان، شعر او را گرفتار ابهام می‌کند و آن را به تفسیر محتاج می‌سازد. (زرین کوب، 1358:‌167)
دکتر تقی پورنامداریان دلیل روی آوردن شاملو را به شعر سپید چنین بیان می‌کند: «انتخاب شاملو ناشی از دید خاص او به شعر و توجه به شعر ناب است که مطالعات وی در شعر نقد شعر غرب در این دید تاثیر و دخالت مستقیم دارد و دیگر عدم تجربه وسیع در وزن شعر فارسی که خود ناشی از عدم مطالعه پیگیر و مستمر در شعر فارسی است.» (پورنامداریان؛ 1381: 423)

احمد شاملو :
باید استاد و فرود آمد
بر آستان دری که کوبه ندارد
چرا که اگر بگاه آمده باشی
دربان به انتظار توست
و اگر بی گاه
به در کوفتن ات پاسخی نمی آید ...( شاملو ، 18،1376)
سید علی صالحی :
از تو ، از تو با کوچه باغی دور ، از تو با قاصدکی سپید
در حصارِ خار بن و خاکستر ،
از تو با رود و با چراغ، از تو با خلوت خویش
از تو با مرگ ، که عمری آن را سلّانه سلّانه زیسته ام ،
از تو با ستاره سخن می گویم ...( رهنما ، 195،1385)
بیژن جلالی :
ریشه های من
با ریشه ی همه ی گیاهان
در خاک است
وَ دست های من
با دستهای همه ی گیاهان
در باد ... (همان ،1385،67)
منوچهر آتشی :
مرا باز می دارند از تو
و پروا ندارند
از ستاره ی سرگردان ِ بی مدار
که نظم آسمان را بر آشوبد آخر ...حرام است عشق
وَ حلال است دروغ
شگفتا !.....( همان ،78)
احمد رضا احمدی :
ما
من و تو
چتر را در یک روز بارانی
در یک مغازه
که به تماشای گل های مصنوعی
رفته بودیم
گُم کردیم .....(همان ،110)
علی با با چاهی :
تو
یعنی صفات باران
وقتی که با صداقت می بارد ...
(شاملو،گزیده ی اشعار(خوشه)، 1384،442 )
طاهره صفار زاده :
من از ستوه به دیدار بغض ها رفتم
وَ شکوه یی که می آمد ز راه های حزین
وَ نفرتی سنگین :
زمادرم که نگهبان لذت پدرم بود
ز جامه ی انسان
زتو....
(همان ،532)
و دیگر شاعران سپید سرا :
سلمان هراتی، محمدرضا عبدالملکیان، گروس عبدالملکیان ،علیرضا قزوه، ، محمد علی سپانلو، فرشته ساری، ایرج ضیایی، منوچهر شیبانی ،منوچهر آتشی ،بیژن نجدی ،علیرضا آبیز ،کسرا عنقایی ،محمد تقی شمس لنگرودی ،رضا چایچی ، اسماعیل خویی ،نادر نادر پور ،نصرت رحمانی ،رضا براهنی ،حسن هنرمندی ،عمران صلاحی ،یدالله رؤیایی ،رضا براهنی ،هوشنگ ایرانی، تندر کیا ، رسول یونان ، حمیدرضا شکارسری ،غلامحسین سالمی ، سیروس مشفقی ،جلال سرفراز ، محمد حقوقی و...
نتیجه گیری
یکی از مهم ترین تحولات در شعر و ادبیات معاصر ایران این است که ازعمق نیازهای اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی بیرون آمده است. بعد ازنیما قالبهای بسیاری چون موج نو، ، موج سوم، شعرحجم و یا شعر سپید به وجود آمد که از بین همه ی آنها شعر سپید پایدار ماند .
علّت ِگرایش علاقمندان به شعر سپید، رها بودنِ این قالب شعری از ابزارهایی چون عروض افاعیلی و قافیه های اجباری و... است . شاعر سپید سرا می تواند از تارهای تنیده شده ی عروض بر احساس و افکار خود بیرون بیاید و آزادانه و بی عصای احتیاط در سراسر ذهنش گام بردارند و سکته های عروض و قافیه های اجباری لرزه بر اندام احساس و ااندیشه اش نیفکند .
شاعر سپید سرا برای بر تن کردن لباس سپید بر تن اشعارش باید از هفت خوانِ عروض ، قافیه ، ردیف ، شعر کهن ، شعر نیمایی ، خواندن اشعار و نوشتن های بی شمار بگذرد و بی گمان آگاه است که سرودن این نوع قالب به مراتب مسئولیت بیشتری را نسبت به قالبهای دیگر دارد چرا که معیار مشخصی چون وزن و قافیه و ابزارهایی از این دست برای سنجش شعر وجود ندارد .
واژه ها در این زبان به تنهایی از موسیقی ِسرشارِ نهفته ای برخوردار هستند و با هم نشینی متناسب در کنار هم می توانند موسیقی درونی شعر را ایجاد کنند و با حذف موسیقی بیرونی لطمه ای به اصالت کلمات وارد نمی شود و هر کلمه خود به تنهایی تک نوازی می کند .در واقع شعر سپید قدرت کلام و اصالت واژگان را نشان می دهد و منعکس کننده ی چهره ی زیبای زبان با تصاویر گوناگون است این که زبان فارسی هر بار در جامه ای وزین و شکیل خود را می نمایاند .
فرم و محتوا هر دو در شعر سپید بنا بر مقتضیات اجتماعی ، سیاسی و... دچار تحول شده و ساختار جدیدی را ایجاد کرده اند .
تحوّل در شعر فارسی از نیمایی به سپید، بیانگر این واقعیت است که ظرفیت زبان فارسی بسیار بالا بوده و تنها عواملی چون وزن عروضی و...نمی توانند آفریننده شعر باشند


منابع:
- یا حقی ، محمد جعفر (1378)جویبار لحظه ها، چاپ دوازدهم، تهران :انتشارات نماد
- لنگرودی ،شمس (1378) تاریخ تحلیلی شعر نو ،چاپ ششم ،تهران: نشر مرکز ،ج 4
- لنگرودی ،شمس،(1378) تاریخ تحلیلی شعر نو ،چاپ ششم ،تهران: نشر مرکز ،ج 1
- لنگرودی ،شمس،(1378) تاریخ تحلیلی شعر نو ،چاپ ششم ،تهران: نشر مرکز ،ج 2
- رونق ، محمدعلی (1388)شاملوشناسی ( تقریبا همه چیز درباره ی احمد شاملو )تهران : انتشارات مازیار
- کریمیان ،کاظم .(1385). سیر تحول در شعر امروز ( خاصه ها و شناسه های رفتاری ). تهران :انتشارات مروارید
- شاملو،احمد .(1384) . نخستین هفته ی شعر خوشه.(زیباترین شعر نو). تهران : موسسه انتشارات نگاه
- رهنما، تورج (1385) .از شعر خاکستری تا شعر سپید . تهران: انتشارات ققنوس
- شفیعی کدکنی ، محمد رضا . (1390). با چراغ و آینه ( در جستجوی ریشه های تحوّل شعر معاصر ایران ). تهران : انتشارات سخن
- شمیسا،سیروس. (1388). راهنمای ادبیات معاصر ( شرح و تحلیل گزیده شعر نو فارسی ) .تهران : نشر میترا
- داد، سیما . (1380) ،فرهنگ اصطلاحات ادبی، چاپ چهارم، تهران، مروارید،.
- دهخدا، علی‌اکبر(1341)، لغت‌نامه، تهران، سازمان لغت نامه،.
- میرصادقی، جمال (1376)،ادبیات داستانی، چاپ سوم، تهران، انتشارات علمی.
- نیما یوشیج ، (1384) .یادداشت ها ،پنجمین دفتر از مجموعه ی آثار ،تهران ،
- یاسمی ،رشید (1316)ادبیات معاصر ،تهران : چاپ روشنایی
- فلکی ، محمود (1368) ، موسیقی در شعر سپید فارسی ، چاپ آلمان غربی ، ص 239)
- زرین کوب، حمید،(1358)، چشم انداز شعر نو فارسی، تهران، توس،
- براهنی، رضا،(1380) طلا در مس، (شعر و شاعری)، تهران، زریاب، چاپ اول، ج 2
- پورنامداریان، تقی،(1381) ،سفر در مه، تأملی در شعر احمد شاملو، تهران، نگاه، چاپ اول
- روزبه، محمدرضا، (1381) ، ادبیات معاصر ایران، تهران، روزگار، چاپ اول،
- زرقانی، سید مهدی؛ چشم انداز شعر معاصر ایران،تهران، ثالث با همکاری انتشارات شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، 1384، چاپ دوم،
- شاملو ، احمد ،(1376)، در آستانه ، تهران ، انتشارات نگاه
-مقالات اینترنتی از پایگاه مجلات تخصص نور شامل :
1-شعر منثور - دکتر محمد رضا سنگری
2-نگاهی به واج آرایی در شعر سپید شاملو - بهنام دارایی زاده
3- فاصله گیری از شعر سپید شاملویی- مهرداد فلاح
4- موسیقی در شعر سپید فارسی - محمود فلکی
5 -گزارشی از شعر دهه ی شصت - ضیاع الدین ترابی
6- وزن در شعر شاملو - مفتون امینی
7- تباین و تنش در ساختار شعر نشانی – دکتر حسین پاینده
8-بحثی کلی درباره ی قالبهای شعر فارسی – دکتر منصور رستگار
9- درباره ی شعر امروز ایران – اسماعیل خویی
10- قافیه در شعر معاصر فارسی –حسنعلی محمدی
11-نگاهی به واج آرایی در شعر سپید شاملو ،بهنام دارایی زاده ، سایت پارسینه ،تاریخ انتشار 29-3-1389 ساعت 10:29
12-عظیم خلیلی ، فرم در شعر ، مجله ی چیستا ، اردیبهشت و خرداد 1373، شماره 109- 108 ص 771)
13- ( حمید رضا شکار سری ، مجله شعر ، ش 29 ، نگاهی کوتاه به فرم‌ و ساختار شعر دفاع مقدس)
14- (فرم‌ در شعر سپید حجم‌، طبیعت ‌یا موج‌های زودگذر؟ فرامرز محمدی ‌پور لنگرود، وبلاگ قاب بی شیشه ، - ویکی پدیا)
15- (دکتر منصور رستگار ،مجله ی وحید ، بحثی کلی درباره ی قالبهای شعر فارسی ،ص 456، پایگاه نور اینترنتی )




Thread: review of structural form and content, "White Lyrics»
Aghazadeh Mina Review
Persian poetry steep path from the old to the Bibliography and the Bibliography is over and now wants to be white, the incidence and extent of white poets and poetry audiences, place your feet firmly on the literature.White lyrics by utilizing an array of literary literal and spiritual strength, strong imagery, imagery, natural music and words ... Poetry buildings without MRP weights, row, and Rhymes speeds without compromising the lowest creating the magnificent poetry.
This mold, guidelines for the elimination of shortcomings and offer zealous about it. Drives also has a natural musical reflection, internal and external quality and quantity in poetry, music, replacing White (prosodic) has examined ancient poetry and Bibliography . Sara White poets presented their poems with a sample of the target audience in the analysis of this research is that it helps WHITE poetry.

Keywords: architecture, poetry, poetry, white, form, content



کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 15 نفر 17 بار خواندند
مینا آقازاده (14 /06/ 1398)   | مینا آقازاده (14 /06/ 1398)   |

شاعر نظر دهی برای این شعر را غیر فعال کرده است.

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس