امیدها و چالش های صدور وزن عروضی


پرسش و پاسخ (درباره ی امیدها و چالش های صدور وزن عروضی)
پرسش نخست: با توجه به این که زبان انگلیسی از قرن ها پیش، دارای نظام وزنی خاصی در شعر خود بوده، منطبق کردن شعر این زبان با عروض (عروض شرقی بطور عام و عروض فارسی بطور خاص) چه لزومی دارد؟
پاسخ با استفاده از چند مطلب:
1- شعر زبان انگلیسی با استفاده از این ره آورد ادبی، پربارتر خواهد شد؛ چون در کنار نظام وزنی چند صد ساله ی شعری خود، به نظام وزنیِ خوش آهنگ و پر تنوع دیگری نیز دسترسی می یابد. درواقع، شعر انگلیسی با استفاده از اوزان عروضی، به نشاط نوآورانه ای خواهد رسید.
2- ورود شعر عروضی به زبان انگلیسی می تواند مقدمه ی آشنایی های بیش تر فرهیختگان غربی با شعر و ادب و فرهنگ پربار شرقی و بویژه ایرانی باشد که هم بازتابی است از فرهنگ ادبی شرقی و هم عرصه ای است برای بهره مندی بیش تر فرهنگ ادبی غرب.
پرسش دوم: آیا پس از رواج سرایش غیر عروضی در جغرافیای حوزه ی عروض (و ضعف داخلی جغرافیای عروضی) امید چندانی به گسترش آن هست؟
پاسخ: با اعتراف به کمرنگ شدن عروض در شعر قلمرو پهناور عروضی، باز هم امیدوارانه می توان گفت که: در بسیاری از این سرزمین ها عروض همچنان مقتدرانه پیش می رود؛ مثلا، شعر نو نیمایی در کشورهای فارسی زبان با حفظ نظام عروضی و تنها با تغییر شکل در تساوی مصراع ها به کار خودش ادامه می دهد و در پاکستان و سایر شبه قاره ی هند نیز شعر نو – که در آن جا " مُعَرّا نظم " نامیده می شود – دارای وزن عروضی و البته آزادی در قافیه است.
اگرچه در ترکیه و بعضی مناطق دیگر حوزه ی سنتی عروض و همچنین در میان سپیدگرایان زبان فارسی، عروض به چشم بی مهری نگاه می شود، باز هم در امپراتوری فرهنگی پهناور عروض، اشعار فراوانی هم در مقدار و هم در اعتبار، سروده می شود و خلاصه این که: شعر عروضی همچنان زنده و پاینده و پیشروست و تا جایی که این نگارنده، دست کم در میان مخاطبان ایرانی شعر مشاهده کرده است، شعر عروضی (سنتی و نو) بسیار مورد پسند تر از شعر بی وزن می باشد. تازه: به فرض هم که شعر عروضی در سرزمین های اصلی خود، ضعیف شده باشد، باز هم ممکن است با صدور آن به سرزمین های قلمرو جدید، تازه پذیرندگان، قدرش را بهتر بدانند.
پرسش سوم: آیا زبان انگلیسی، قابلیت پذیرش عروض را دارد؟
پاسخ: بله، همین که این شاعر، چند شعر عروضی به زبان انگلیسی سروده، دلیل خوبی برای عروض پذیری زبان انگلیسی است و البته بدیهی است که این زبان، خیلی کم تر از فارسی، عروض پذیر می باشد و سرایش عروضی به انگلیسی، کار آسانی نیست. همچنین لازم به ذکر است که زبان های منطقه ی عروض، از جنبه ی زبانشناختی، الزاما مشابه یکدیگر نیستند و جالب است که زبان هایی از خانواده های زبانی مختلف مثل فارسی، عربی و ترکی، هر سه در قالب عروض گنجیده اند و در این راه، موفق بوده اند؛ بنابراین، آنچه باعث بومی شدن این سه زبان در قلمرو عروضی شده، ویژگی های مشترک جغرافیای تاریخی و در نتیجه اشتراک فرهنگی گویندگان آنها در چند سده ی اخیر است که حتی اختلافات ریشه ای زبانی در آنها را در عروض پذیری مشترک شان کم تأثیر نموده است.
زبان انگلیسی هم مثل زبان های فارسی، عربی و ترکی اگر در معرض عروض قرار می گرفت، شاید از قرن ها پیش عضوی از حوزه ی مشترک عروضی می شد.
پرسش چهارم: آیا می توان دانش پیچیده ی عروض را – که بر اساس افاعیل عربی است – به راحتی به انگلیسی زبانان تفهیم کرد؟
پاسخ:
1- می توان افاعیل عروضی را همان طور که دست کم از مدتی پیش در ایران سابقه شده، بصورت نواهای آهنگین " تتن تن " و مانند آن درآورد؛ یعنی بصورت نواهایی که هرکس با هر زبانی بتواند راحت تر با آنها ارتباط برقرار کند؛ مثلا بجای رکن عروضی فعولن می توان رکن آهنگین تتن تن را بعنوان رکن همنوا و جایگزین آن به کار برد و به همین شکل بجای مستفعلن از تن تن تتن استفاده کرد.
فراگیر انگلیسی زبانِ عروض می تواند برای فراگیری وزن های عروضی، برخی از این آهنگ های ملموس را در کنار خود بگذارد و براساس آنها به آزمایش سرایش بپردازد؛ مثلا، وزن تتن تن تن تتن تن تن تتن تن (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) را با خود تکرار کند و به سرایش شعر انگلیسی در چارچوب این وزن بپردازد که احتمالا بخاطر خوش آهنگی ویژه ی اوزان عروضی، یادگیری آنها برای شعرپردازان نوآموز انگلیسی زبان، بسیار آسان تر از یادگیری اوزان سنتی شعر انگلیسی خواهدبود.
2 - غربی ها – به گواهی تاریخ – استعداد فراوانی در شناخت و شناساندن مجهولات سرزمین های دوردست،
از خود نشان داده و از آن جمله اند:
کشف ناشناخته های جغرافیایی سرزمین های شرقی، باستانشناسی های فراوان در سرزمین های شرقی، پژوهش های ارزنده ی زبانشناسانه در زبان ها و حتی گویش های خاورزمین و مانند اینها.
بنابراین، برای غربی های کنجکاو دارای پشتکار فراوان، فراگرفتن عروض شرقی، کار غیر ممکن و یا حتی چندان
دشواری به نظر نمی رسد.

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 81 نفر 100 بار خواندند

تنها اعضا میتوانند نظر بدهند.

ورود به بخش اعضا