چقدر قشنگ است! (از کتاب اعتکاف در عشق)

عشقبازیِ خصوصی با خدا در جمع خاصّی که برای خدا آمده‌اند، تغزّل سبزی‌ست که حیف است تجربه نشود. جایی که دل‌های بیدل، جمع‌اند، حتماً خدا هم هست و نزدیک‌تر است. نور، آب، تغزّل و هر چه که عشق است، این جا هست. که بود که پرسیده بود: «اعتکاف برای چیست؟» اعتکاف برای خداست و وقتی خدایی شدی، همه چیز برای توست.
چقدر قشنگ است وقتی به حسابت می‌آورد؛ نگاهت می‌کند؛ با تو حرف می‌زند؛ چیزی از تو می‌خواهد و می‌بخشد به تو فراتر از آنچه می‌خواهی که می‌بخشد آنچه می‌خواهد اگر بخواهی و می‌خواهی اگر بخواهد. چقدر قشنگ است وقتی تو با همه‌ی کوچکی‌ات در سیّاره‌ی کوچک زمین، جزئی از نگاه او می‌شوی؛ در زمینی‌که هیچ است در کهکشان و در کهکشانی که هیچ است در آسمان و در آسمانی که با همه‌ی بی‌کرانی‌هایش تازه، آسمان اوّل است و تو با هیچ بودنی به توانِ آن همه بزرگی، هیچ اندیشیده‌ای که چقدر بزرگ می‌شوی وقتی بنده‌ی آن آفریننده ی بزرگ باشی؟ چقدر قشنگ است وقتی به حسابت می‌آورد و چقدر باصفا و صمیمانه است وقتی مهمانش می‌شوی! می‌دانی مهمانِ چه کسی شده‌‌ای؟ قدر لحظه‌ها را می‌دانی؟ وای که اگر بدانی، می‌دانی که چقدر قشنگ است!

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 55 نفر 74 بار خواندند

ورود به بخش اعضا