گویش(زبان) مازندرانی

گویش مازندرانی به عنوان گویشی ایرانی، دارای خویشاوندی با سایر گویش های ایرانی است و یکی از معدود گویش هایی است که دارای ادبیات قابل ملاحظه ای در قرن گذشته بوده که البته تنها قسمت محدودی از آن، امروزه باقی مانده است.
علاوه بر خویشاوندی گویش مازندرانی با سایر گویش های ایرانی و اهمیت تاریخی این گویش، قلمرو گسترده و لهجه های متنوع آن، از دیگر عوامل لزوم انجام پژوهش در گویش مذکور می باشد.
هم چنین، با ارائه ی صرف فعل در زمان ها و صیغه های مختلف در گویش مازندرانی و بیان معادل فارسی برای هر یک از آنها، شباهت ها و تفاوت های گویش مذکور با زبان فارسی، قابل مقایسه خواهد بود.
علاوه بر این، گویش مازندرانی دارای تمایزات بارزی در مقایسه با زبان فارسی است که در این بخش، پس از بیان قلمرو و تاریخچه ی این گویش، به این تمایزات نیز پرداخته خواهد شد. مهم تر از همه ی اینها و در نگاه کلی ترِ هماهنگ با قرآن شریف و در پیروی از آن، زبان، به طور کلی، پدیده ی باشکوهِ شایانِ کاوشی برای دانایان دانسته و در چند جا از آن یاد شده است از جمله در آیه ی 22 سوره ی روم که می فرماید:
و مِن آیاتِهِ خلقُ السّماواتِ و الارضِ و اختلافُ اَلسِنَتِکُم و اَلوانِکُم اِنَّ فی ذالِکَ لَآیات لِلعالِمین (و از نشانه های او آفرینش آسمان ها و زمین و اختلاف زبان ها و رنگ های شماست. به درستی که در آن، نشانه هایی برای دانایان است) و در آیه ی 4 سوره ی الرحمان، خداوند، آموزش بیان را از نعمت های بزرگ خود معرفی کرده، می فرماید: عَلَّمَهُ البَیان. کتاب آسمانی قرآن علاوه بر نگرش کلی به زبان و زبان های انسانی، نگرشی ویژه هم به مقوله ی زبان دارد و در این راستا، به عنوان مثال، زبان عربی را زبانی روشن معرفی می کند: بِلِسان عربی مُبین(آیه ی 195 سوره ی شعراء .) بنابراین، این گونه به نظر می رسد که از دیدگاه قرآنی، بعضی زبان ها روشن تر از زبان های دیگرند و باز به نظر می رسد که از منظر زبانشناختی هم بتوان به این مطلب رسید؛ چرا که با توجه به تفاوت مقدار واژه های موجود در زبان های مختلف، تفاوت های صرفی و نحوی و برخی موارد دیگر، زبان ها از لحاظ میزان روشنی یعنی رسایی با یکدیگر متفاوت و دارای درجات مختلفی هستند.
زبان ویا گویش مازندرانی هم در حد خود، دارای روشنی است و حتی در مواردی، رسایی بیش تری از زبان فارسی دارد که البته این مطلب به معنای برتری کلی رسایی گونه ی زبانی مازندرانی بر فارسی نیست؛ بلکه با توجه به محدوده ی وسیع تر کاربرد زبان فارسی و طبیعتا نیازهای مربوط به این پهنه ی گسترده ی جغرافیایی، علمی، ادبی، تاریخی و به طور کلی فرهنگی، این زبان(فارسی)، رساتر از سایر گونه های ایرانی به نظر می رسد؛ اما نگارنده، مواردی از مازندرانی سراغ دارد که در مقایسه با موارد مشابه فارسی، رسایی بیش تری را منتقل می کنند. به عنوان مثال، از جنبه ی واژگانی و ساخت ترکیبات، ترکیب مازندرانی دَسِّه اِش را ذکر می کنم. ترکیب مازندرانی دَسِّه اِش در فارسی به نیازمند ترجمه می شود؛ ولی ترجمه ی فارسی آن نتوانسته است لطافت معنایی موجود در این ترکیب مازندرانی را بازتابی کامل دهد؛ چراکه ترجمه ی واژه به واژه ی این ترکیب مازندرانی، "دست را، بین" می باشد و از نظر ادبی، دست را بین، کنایه ای و لطیف تر و ادبی تر از واژه ی ساده ی نیازمند به نظر می رسد. از این موارد در مازندرانی، کم نیست. از جنبه ی صرفی هم موارد جالبی را در مازندرانی مشاهده می کنیم؛ مثلا ضمایر ملکی در مازندرانی، از نظر تعداد تکواژ، کوتاه تر از ضمایر ملکی فارسی اند و این، یکی دیگر از جنبه های برتری مازندرانی است. به عنوان مثال، ضمیرملکی اول شخص مفرد در فارسی، از سه تکواژ مال من و در مازندرانی فقط از یک تکواژ مِه ساخته می شود. چنان که در فارسی می گوییم: این، مال من است و در مازندرانی، اینتا مِه شِه. ضمایر ملکی مازندرانی به ترتیب عبارت اند از:
مِه، تِه، وِنِه، اَمِه، شِمِه، وِشونِه . مشابه این ضمایر ملکی در فارسی به ترتیب عبارت اند از:
سؤالی در این و به ترتیب در فارسی معنا می شوند به: مال من، مال تو، مال او، مال ما، مال شما، مال آنها .
در مازندرانی، صفات ملکی هم دقیقا به همین صورت ها به کار می روند؛ مثال، مِه کتاب به معنای کتاب من.
همان طور که از جمله ی تازه آمده، پیداست، صفات ملکی که همراه با اسم یعنی موصوف خود می آیند، در مازندرانی، قبل از اسم و در فارسی، بعد از اسم می آیند. اکنون دوباره به جمله ی قبلیِ دارای ضمیر ملکی توجه فرمایید: اینتا مِه شِه (این، مال من است .)
سؤالی در این جا مطرح می شود که در این جمله ی مازندرانی، کلمه ی شِه چگونه کلمه ای است. به نظر نگارنده، این کلمه، از مقوله ی فعل ملکی در مازندرانی است و تا جایی که این جانب می داند، مقوله ی فعل ملکی در مازندرانی، اولین باری است که مطرح می شود ویا دست کم، این جانب در جای دیگری ندیده است و فعل ملکی هم مانند سایر نظرات مطرح شده در این پژوهش، جنبه ی نوآورانه دارد. در مازندرانی، برای ساخت فعل ملکی می توان از هریک از کلمات شِه و شِنِه استفاده کرد و این دو کلمه قابل جانشینی هستند؛ پس جمله ی قبلی را می توان به این صورت هم بازگو کرد: اینتا مِه شِنِه.
نکته ی دیگر، این که این دو نوع فعل ملکی، قابل صرف شدن نبوده، در نتیجه برای همه ی صیغه ها به یک شکل به کار می روند؛ مثال: این چَن تا کتاب، وِشونِ شِه/ این چَن تا کتاب، وِشونِ شِنِه
(این چند تا کتاب، مال آنهاست .)
نکته ی دیگر، این که برخلاف فارسی که در آن، شکل ضمیر فاعلی با شکل صفت ملکی تفاوتی ندارد و شکل ضمیر ملکی هم در اصل، مشابه آنهاست و تنها با افزودن کلمه ی مال(مثلا مال من) با آنها متفاوت می شود، در مازندرانی، ضمیرهای فاعلی، تفاوت هایی با صفات و ضمایر ملکی دارند. ضمایر فاعلی مازندرانی به ترتیب عبارت اند از:
men , tu:/te , ve , a:ma:/ema: , šema: , vešu:n.
و ضمایر مفعولی آن:
me , te , ve , a:ma:/ema: , šema: , vešu:n.

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 56 نفر 73 بار خواندند
ابوالحسن انصاری (الف. رها) (12 /01/ 1397)   | ابراهیم حاج محمدی (23 /05/ 1397)   | کیانوش عادتی (26 /05/ 1397)   |

ورود به بخش اعضا