سروش و سه گانی، دو قالب جدید در شعر فارسی(1)

معرفی دو قالب جدید شعری: سروش و سه گلشن(1)

سه گلشن(سه باغ) نام قالبی ست که سال ها از پیدایش و سرایش به آن می گذرد؛ اما چندان به آگاهیِ اهل ادب نرسیده است.

پیش تر، چند قالب نوین شعری را در کتابی به نام نورا-نُوینِستان معرفی کرده ام.

سه گلشن، یکی از این قوالب شعری نوین است. همچنین در کتاب سفیرشعرفارسی، قالب جدید دیگری به نام سروش را
معرفی نموده و در شبکه های اینترنتی منتشر نموده ام که امیدوارم مورد استقبال دوستانِ ادب دوستم قرار بگیرد و
از نظرات ارزشمندشان بی بهره ام نگذارند.

سه گلشن، قالبی ترکیبی و دارای مهندسیِ سه رُکنیِ کاملی است که به ترتیب دارای قسمت آغازگر،
متن و سرانجام، قسمت پایان بخش می باشد.

آغازگر معمولا یک بیت با شیوه ی قافیه بندی مثنوی یا قطعه است. متن، چند یا چندین بیت
به شیوه ی قافیه بندی غزل یا قطعه است و سرانجام، پایان بخش، دوبیت به شیوه ی قافیه بندی دوبیتی یا چهارپاره است.

بعضی از امتیازات قالب سه گلشن در مقایسه با غزل

1- در تاریخ ادبیات فارسی به گمان قوی، هیچ قالبی حتی تا به امروز به محبوبیت غزل نبوده است؛
با این حال، زیبایی غزل تا حدود زیادی به دلیل توانایی های شاعران غزلسرا بوده است که توانسته اند
غزل خود را به خوبی شروع کرده، ادامه داده و به نتیجه برسانند؛ اما خود قالب غزل چندان تفاوتی
در آغاز و میانه و پایان خود ندارد جز این که در آغاز، هر دو مصراع بصورت همقافیه اند
و در ادامه فقط مصراع های پایانیِ هر بیت، قافیه مندند؛ پس تفاوتی مربوط به ویژگی های قالب شعری
بین میانه و پایان غزل نیست.

سه گلشن، هر سه رکنِ تکمیل کننده ی قالبی مهندسی شده را داراست: آغازگر+ متن اصلی+ یاپان بخش (نتیجه گیری).

2- وجود هر سه قسمتِ آغازگر، متن اصلی و پایان بخش در قالب سه گلشن علاوه بر این که شکل منظم و
حساب شده ای به این قالب بخشیده، الگو و کلیشه ی مفیدی را نیز برای شاعر فراهم می آورد تا بتواند
بیت اول شعر خود را به عنوانِ اسم و عنوان و یا بطور کلی به عنوانِ آغازگر آن بیاورد و در ادامه، خودروی شعر خود را
به سمتِ قسمتِ متن اصلی شعر برانَد و سرانجام، با پیچیدن در آخرین تغییر مسیر، به سوی نتیجه گیری
و پایان بخشیِ شعر، منتقل شود.

قالب سه گلشن، چنین چارچوب، الگو و کلیشه ای را برای شاعرِ خود فراهم آورده است؛
اما در غزل تقریبا تمام این زحمات بطور مستقیم و تماما بر دوش شاعر است و خودِ قالب غزل،
کار چندانی برای شاعر در تفکیک آغاز، ادامه و پایان شعر نمی کند مگر در بیت اول که هر دو مصراع را همقافیه

می آورند.

3- گاهی به دلیل محدودیت واژه هایی که می توانند بعنوان کلمات همقافیه در غزل بیایند،
شاعر، بیت اول غزل را شروع می کند و ممکن است آن بیت آغازگر حتی شاهکاری ادبی باشد؛
اما در ادامه ی غزل، آن شاعر نمی تواند کلمات مناسبی بعنوان همقافیه بیابد و احتمالا غزلش را نیمه کاره رها می کند.
در چنین مواردی هم تبدیل غزل به سه گلشن، بسیار راهگشا خواهدبود.

نمونه شعری در قالب سه گلشن(از کتاب تاکهکشان های محمدعلی رضاپور)


«آب ـ نوری ـ نوا! پیمبر عشق!

بر تو از جان، سلام، سرور عشق!»

شاعرم: شاعر نجابت او

خواهشی، عاشق اجابت او

ابتدای خماری ­ام؛ امّا
راهیِ ِ راهِ بی­نهایت او

پیش چشم دلم جهان، کوچک
سرکشیده به پای قامت او

قامتی، استقامتی والا
دل کجا و مقام صحبت او؟!

«دلِ کوچک به کارِ عشقِ سترگ!»
نشو نومید از کرامت او

دل شده مست و رفته است از دست

مست و سرمست، باز حالت او


چیست عنوان عاشقی­ هایش؟

«میم، حا ، میم، دال» شُهرت او


دوست دارم بخوانم از خورشید

یعنی از چشم پر عنایت او


عشق من: نام دلکش احمد

سرخوش­ام: سرخوش ارادت او



«یا محمّد! سلام بر جانت

جان ما، ریزه­ خوار احسانت

جانب جان ما نظر فرما
یار جانانه! جان به قربانت.»

کاربرانی که این نوشته را خواندند
این نوشته را 73 نفر 97 بار خواندند
ویکتوریا اسفندیاری (26 /09/ 1397)   |

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس