ژن های خوب و

ارسال شده در تاریخ : 08 آذر 1398 | شماره ثبت : H948285

(آغازین:)
ایرانِ این زمانه و یک چیزِ رایگان؟! _ آری؛ ژنِ فلانی و صد میز رایگان
(بدنه:)
هر روز، سخت تر شده از قبل، سخت تر بعضی تبر ترند و بقیه، درخت تر
بعضی تبر ترند و بقیه، درخت تر هر روز، سخت تر شده از قبل، سخت تر
کوپایه ی معاش در این خطه، قله است نزدیک، دور و دورتر و گام سخت تر
کارِ تمام وقت چه آورد؟ جز که کرد ابریشمِ امیدِ مرا پاره بخت تر
تنظیم اقتصادی هر خانواده ای با هر حساب، نظم گریز و شلخت تر
آن کس که پول و پارتی و پشتوانه داشت تاجِ خیال راحتی اش باز، تخت تر
مسؤول تازه، اهل سؤال و جواب نیست شاید بله به باغِ "شکوفا درخت تر"
فرهنگ سبز بودن و ماندن؟ دلت خوش است؟ وقتی که نیست ریشه ی خشک درخت، تر
این بچه، سوخته دلِ بابای خویش را از بس به تن نموده "یتیمانه رخت تر"
رخت و لباسِ مردمِ پایین؟ چه گویمت؟ وقتی کفن به تن برسانند، رخت تر
کم مو – که ملت اند – همه، نیمه طاس و طاس زلفِ بلندِ لشکرِ امّید، لَخت تر
(پایانبخش:)
مردم، غریبه در وطنِ خود؟ چرا که نه؟ آتش رسانِ روح و تنِ خود؟ چرا که نه؟
یک قبرِ رایگان نشده حقِّ مردمان هر کس بیاورد کفنِ خود؟ چرا که نه؟

(قالب شعری سه گلشن، به ترتیب از سه بخش آغازین، بدنه و پایانبخش تشکیل می شود و
دارای حداکثر تنوع در شکل های قابل گنجایش در این سه بخش کلی است.)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 18 نفر 18 بار خواندند

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس