اینجا دیونمون کرد/ابوالقاسم کریمی

ارسال شده در تاریخ : 15 دی 1397 | شماره ثبت : H947150

تو کویر تنهایی دوستی فقط سرابه
خنده ی روی صورتا خط و خال نقابه
یه اشتباه لنتی زمین رو خونمون کرد
خونه چیه زندونه اینجا بی خونمون کرد

اختیار ما چرا تو سرنوشت ما نیست
رنجی که ما میکشیم جدا از این چرا نیست

تولد و مرگمون کاغذ روی آبه
تصویر من از اینجا آب توی سرابه

جنگ و جدال و خودکشی سرمایه ی آدماس
خندم میگیره وختی میگن زمین مال ماس

قصه ی تلخ آدما چرا تموم نمیشه؟
خدا دلش نمیخواد غصه هامون تموم شه؟

منطق مرگ و دوس دارم چون جاده ی نجاته
این جمله یادم نمیره "همیشه مرگ,باهاته"



سروده ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 49 نفر 66 بار خواندند
همایون فتاح (18 /10/ 1397)   |

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


نظر 1

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس