دفاتر شعر

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

دانای مطلق

ارسال شده در تاریخ : 27 مهر 1398 | شماره ثبت : H948142

دلم چون تخته پاره روی آب است
هوای دل ببین مولا، خراب است
به هر سویی که خواهی می بریدش
چه گویم زندگی بی تو عذاب است
از آن روزی که مهرت در دل افتاد
تمام بی تو بودن ها سراب است
چه کردی با دل دیوانه ی من
که هر طاووس در چشمش غراب است
چه بسیارند؛ ظاهر همچو زاهد
 که روی صورت هر یک نقاب است
اگر خواهم که گویم حرف دل را
چو آن هفتاد من گفتن، کتاب است
چه قحطی شد از آن یاران یک رو
دلم از رفتن  پاکان، کباب است
شکستم بال خود را با گناهان
از آن دلخوش که نام من عقاب است
یکی شد سرخوش از آیات قرآن
به ظاهر در پی جام شراب است
کمی آهسته تر رو کعبه آنجاست
چنین رفتن به ترکستان شتاب است
بخوان شعرش گناهش گردن من
"الا یا ایها الساقی" ، ثواب است
مشو دلخوش به این دنیای فانی
به چشم عاشقان دنیا حباب است
دلت را همچو صافی صاف گردان
که غیر از رنگ حق جانا خضاب است
مشو غافل از آن دانای مطلق
تو را این مصرع از شعرم خطاب است
خدایا، خود بصیرت ده به" ناظر"
که بی تو هر چه گوید ناصواب است
سروده :علی رضایی پورمشیزی تخلص ناظر
1398/07/27

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 0 | مجموع امتیاز : 0 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 24 نفر 34 بار خواندند
علی رضایی پور مشیزی (03 /08/ 1398)   | مرتضی برخورداری (13 /08/ 1398)   |

رای برای این شعر
اولین نفری باشید که به این مطلب رای می دهید
تعداد آرا :0


نظر 1

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس