محمدرضا حلاج

محمدرضا حلاج

امتیاز اعضا:

آخرین نوشته ها

معرفی کنید

    لینک به آخرین اشعار :
  • لینک به دفاتر شعر:
  • لینک به پروفایل :

عید را تحمل کن

ارسال شده در تاریخ : 29 فروردین 1394 | شماره ثبت : H94104

باز نوروزی ز ره آمد که من را بشکند
یادم آرد روزهای تیره ام را بارها

در بهاران سبزه می روید ولی در قلب من
غصه و غم روید و بر روی هم انبارها

خسته ام از های و هوی عید ، از شادی و شور
خسته ام از این هیاهو ، خسته از بازارها

خسته ام از شادی بیهوده و از حرفهای بی خودی
خسته از لبخند ، از این سفره و این کارها

از تمام دلخوشی ها می مکم سماق را
قسمتم از شادی عید شما باشد همین نشخوارها

می نشینم بر سر سفره ولی این دل کنون
مثل سیر و سرکه می جوشد ازین دشوارها

"یا مقلب" گفته ام با اینکه این دل شاد نیست
کو دل خوش ؟؟؟ تاکنون من دیده ام آزارها

" یا مدبر" گویم و لیل و نهارم ، لحظه ای آباد نیست
روزم از شب تیره تر بودست از این احوال ها

سالها گفتیم : خوش نبود "محول " حال ما
هیچ عیدی خوش نی ام ،پس کو محول حالها ؟؟؟

شادی مصنوعی و روبوسی و "روزت بخیر"
خسته ام از گفتن " صد سال به زین سال ها "

من که حتی خسته ام از لحظه ی تحویل سال
پیشکش باشد شما را احسن الاحوال ها


از : محمدرضا حلاج

* تغییر قافیه در ابیات پایانی تعمدی ست *

شاعر از شما تقاضای نقد دارد

تعداد آرا : 3 | مجموع امتیاز : 5 از 5
ارسال ایمیل
کاربرانی که این شعر را خواندند
این شعر را 290 نفر 530 بار خواندند
حامد زرین قلمی (29 /01/ 1394)   | زیبا آصفی (آمین) (29 /01/ 1394)   | رضا رحیق (29 /01/ 1394)   | طارق خراسانی (29 /01/ 1394)   | کمال حسینیان (29 /01/ 1394)   | محمدرضا حلاج (29 /01/ 1394)   | رضا کنی (29 /01/ 1394)   | سیدعلی منصوریان (30 /01/ 1394)   | قاسم پیرنظر (30 /01/ 1394)   | مینا آقازاده (30 /01/ 1394)   | مهدی یوسفی لولی وش (30 /01/ 1394)   | اعظم جعفری (31 /01/ 1394)   | محمد جوکار (31 /01/ 1394)   | امیر عاجلو (07 /02/ 1394)   | کرم عرب عامری (15 /02/ 1394)   |

رای برای این شعر
حامد زرین قلمی (29 /01/ 1394)  زیبا آصفی (آمین) (29 /01/ 1394)  کمال حسینیان (29 /01/ 1394)  رضا کنی (29 /01/ 1394)  سیدعلی منصوریان (30 /01/ 1394)  قاسم پیرنظر (30 /01/ 1394)  مینا آقازاده (30 /01/ 1394)  مهدی یوسفی لولی وش (30 /01/ 1394)  اعظم جعفری (01 /02/ 1394)  محمدرضا حلاج (07 /02/ 1394)  
تعداد آرا :10


نظر 19

  • حامد زرین قلمی   29 فروردین 1394 16:52

    جناب حلاج گرانقدر
    به سایت شعر ایران خوش آمدید
    ممنونم از حضور گرمتان

    rose rose rose rose

    • محمدرضا حلاج   29 فروردین 1394 23:32

      سلام جناب زرین قلمی
      از لطف شما ممنونم
      و به شما و دیگر دوستان شناخته شده و اصطلاحا شناسنامه دار در حوزه ادبیات که بنای این کار خوب را نهاده اید تبریک میگویم

  • زیبا آصفی (آمین)   29 فروردین 1394 17:16

    درود بزرگوار
    زیبا و پر احساس بود
    قلمتان مانا rose rose rose

    • محمدرضا حلاج   29 فروردین 1394 23:34

      سپاسگزارم خانم آصفی عزیز rose
      روز و روزگارتون خوش

  • طارق خراسانی   29 فروردین 1394 20:27

    شادی مصنوعی و روبوسی و "روزت بخیر"
    خسته ام از گفتن " صد سال به زین سال ها "

    من که حتی خسته ام از لحظه ی تحویل سال
    پیشکش باشد شما را احسن الاحوال ها


    سلام بر حضرت حلاج عزیز

    بسیار زیبا و منحصر بفرد
    از دل برخاسته ای که بر دل نشست

    در پناه رب العالمین


    rose rose rose

    • محمدرضا حلاج   29 فروردین 1394 23:37

      سلام و سپاسگزارم استاد خراسانی بزرگوار

      از اینکه شعر حقیر مورد توجه شما گرانقدر قرار گرفته خرسندم

      در پناه خدای خوبیها باشید rose

  • کمال حسینیان   29 فروردین 1394 20:38

    درود بر دوست و استاد عزیزم جناب حلاج گرامی
    خوشحالم که فرصت هم کلامی و آموختن بیشتر از شما بزرگوار، نصیبم شد
    بعد از ماهها دوباره یکی از ناب سروده هایتان را مهمان بودم
    مثل همیشه گلستانی از ادبیات
    دستمریزاد
    پاینده باشید داداش
    سلام مرا هم به آقا امام رضا برسانید
    rose

    • محمدرضا حلاج   29 فروردین 1394 23:46

      سلاااااام به استاد حسینیان عزیز و گرامی
      از لطف سرشار و صمیمانه شما بینهایت ممنونم
      بنده نیز از اینکه همراه و همنفس بزرگانی چون حضرتعالی و دیگر دوستان و ادیبان این دیار هستم ، خوشحالم
      و از اینکه شما اشعار بنده را مورد توجه قرار می دهید موجب افتخار است .
      بنده دعاگو و نایب الزیاره ی شما و دیگر عزیزان هستم . rose rose

  • رضا کنی   29 فروردین 1394 23:45

    سلام

    درود استاد حلاج عزیز

    خوش آمدید

    شعر زیبای خواندم

    rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose

    • محمدرضا حلاج   29 فروردین 1394 23:48

      سلام و درود بر شما جناب کنی عزیز
      از خوشآمدگویی حضرتعالی ممنونم
      خوشحالم که شعر را دوست داشتید .
      موفق باشید rose rose rose

  • سیدعلی منصوریان   30 فروردین 1394 09:07


    سلام استاد حلاج بزرگوار

    درود برشما برادر عزیزم

    rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose rose

    تو نیستی_(و چه گلها که با بهارانند)

    ترانه خوان تو من نیستم- هزارانند

    نثارراه تو یک آسمان شقایق سرخ

    که گوهران دل افروزشب کناران اند

    گریست تلخ که:

    ((صحرای آسمان خالیست!

    ستاره های در او چشم های ماران اند!

    نشان مهر گیاهی در این کویر که دید_ز مهرومه _

    که در این راه رهسپارانند؟...))

    "ولی نه! این الماسگونه_ در دل شب_

    نه سکه اند که در قعر چشمه ساران اند.

    همین تلالوء الماسگونه می گوید

    که باز بسته ی امید بی شمارانند"...

    تو _تشنه کام به صحرادمیده!_دل خوش دار

    که ابر های سیه.مژده ی بهاران اند

    بشسته سر به گریبان-کسی چه می داند؟

    که در سواحل شب خیل سوگواران اند...

    امید ها که به دل داشتیم می بینی؟

    که ساقه های لگد کوب روزگارانند...

    تورابه مزرع بی انتهای زرد غروب

    انیس و محرم هر روزه کوهسارانند

    چراغ جادوی چشمان سبز او روشن!

    که نیک عهدو وفا را نگاهداران اند.


    زنده یادمنوچهرنیستانی

    • محمدرضا حلاج   30 فروردین 1394 19:24

      سلام و درود بر شما جناب منصوریان
      دوست و برادر عزیز و بزرگوارم
      از لطف شما و شعر زیبا و خاص جناب نیستانی ممنونم

      تقدیم به حضرتعالی :

      بگو به عقربه ها موقع دویدن نیست
      که شب همیشه برای به سر رسیدن نیست
      به خواب گفته ام امشب که از سرم بپرد
      شبی که پیش منی وقت خواب دیدن نیست
      من از نگاه تو ناگفته حرف می خوانم
      میان ما دونفر گفتن و شنیدن نیست
      نگاه کن به غزالان اهلی چشمم
      دو مست رام که در فکرشان رمیدن نیست
      بگیر از لب داغم دوبیت بوسه ی ناب
      همیشه شعر سرودن که واژه چیدن نیست
      برای من قفس از بازوان خویش بساز
      که از چنین قفسی میل پرکشیدن نیست
      تو آسمان منی ! جز پناه آغوشت
      برای بال و پرم وسعت پریدن نیست

      تکتم حسینی rose

  • قاسم پیرنظر   30 فروردین 1394 10:54

    عرض سلام ودرودها دارم حضورتان استاد معظم جناب حلاج عزیز وارجمند
    الحق که حق مطلب اداشده بسیار بسیار زیبا ودلنشنین بود لذتی وافر بردم آقا......دست مریزاد





    درپناه خدا باشید استادم ................................ rose rose rose

    • محمدرضا حلاج   30 فروردین 1394 19:27

      سلام و درود بر شما جناب استاد پیرنظر بزرگوار
      از اینکه با لطف و اغماض شعر حقیر را خوانده و مرا مورد تشویق قرار می دهید ممنونم
      سپاس بیکران از حضور گرم شما . تقدیم حضور باسعادت حضرتعالی :

      هرکسی هست خوشا باد به حالش ای دوست
      که یکی چون تو نوشته است به فالش ای دوست

      راستش: تا همه ی عمر دلم خواهد سوخت
      به جوابی که تو دادی به سؤالش ای دوست

      او که گویند لعابی به گلِ خود زده است
      حالیا «بارفَتَن» گشته سُفالش ای دوست

      کیمیایی تو به شرطی که حرامت نکند
      خون من نیز به شاباش حلالش ای دوست

      نزدِ من جذبه ی پروازِ کبوتر دارد
      آن کلاغی که شدی بال به بالش ای دوست

      ما به افسوس رسیدیم، مبادا روزی
      او به کابوس کشد خواب و خیالش ای دوست!

      محمدعلی بهمنی rose

  • اعظم جعفری   01 اردیبهشت 1394 18:41

    بهارتون پویا..روزگارتون شا و زیبا rose rose

    • محمدرضا حلاج   07 اردیبهشت 1394 18:27

      سلام و سپاسگزارم خانم جعفری دوست گرامی
      روز و روزگار شما هم شاد و بی غصه انشاالله
      موفق باشیبد

      مزه ی عشق به این خوف و رجاهاست رفیق!
      عشق سرگرمی‌اش آزار و تسلاست رفیق!
      قیمت یک سحر آغوش چشیدن، صد شب
      گریه و بغض و تب و آه و تمناست رفیق!
      نشدم راهی این چشمه که سیراب شوم
      تشنگی خاص‌ترین لذت دنیاست رفیق!
      بارها تا لب این چشمه دویده است دلم
      آبش اما فقط از دور گواراست رفیق!
      اسم آن روز که نامیده‌ایش روز وصال
      در لغتنامه‌ی من «روز مباداست» رفیق!
      «نیست در شهر نگاری که دل از ما ببرد»
      بنشین شعر بخوان، دور جوان‌هاست رفیق!

      انسیه سادات هاشمی

  • کرم عرب عامری   15 اردیبهشت 1394 02:01

    آفرین گرامی
    rose rose rose

ورود به بخش اعضا

کانون ادبی ققنوس
کانون ادبی ققنوس